دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۳:۰۶

دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۳:۰۶

بیانیه‌ی مشترک جمعی از دانشجویان ۱۳ دانشگاه و دانشکده هنر سراسر کشور

حضور ما، همیشه حضوری بوده دور از هر‌گونه خشونت؛ حضوری در راستای باز‌پس‌گیری ارزش‌های انسانی و حضوری برای انسانیت. شما جواب این حضور خالص را با شدید‌ترین اشکال خشونت داده‌اید. دوستانمان که قبلا «ممنوع‌الخروج» می‌شدند حالا «ممنوع‌الورود» می‌شوند؛ تن بچه‌ها هنوز از جای شوکر و باتوم و تیر و شکنجه‌های وحوش‌تان کبود است.
روزی فضای دانشگاه که متعلق به ماست هم باز‌پس‌گرفته می‌شود، روزی نه چندان دور. ما که از خون عزیزانمان نمی‌گذریم. ما که این‌بار با خورشید‌های استوایی دیوانه‌ای آمده‌ایم که ساطور‌هایتان را مذاب می‌کند.

 

بیانیه‌ی مشترک جمعی از دانشجویان ۱۳ دانشگاه و دانشکده هنر سراسر کشور

«الف لام میم

سلام بر تبر‌هایی که

حروف آزادی را

جدا‌جدا کرده‌اند.»

 چیزی از دانشگاهی که شما برایمان ساختید باقی نمانده؛ یا نه، بهتر است بگوییم دانشگاهی که شما ویران کردید. شما که هرگز هیچ سهمی از ساختنِ چیزی نداشتید و ندارید. امروز ما می‌دانیم که گفتگو با شما کاری بی‌فایده است؛ کسی که هر‌روز کشته شدن روح‌های جوان و پر از امید را در مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها می‌بیند و دم نمی‌زند، با هیچ کلمه‌ای به خودش نخواهد آمد. از دانشگاه جنازه‌ای بیشتر باقی نمانده، این کلمه‌ها را در حکم میخ‌هایی بدانید بر تابوتِ آن. حالا اما چیز‌های دیگری نیز ویران شده‌اند: اعتبار شما. ما معتقدیم «معلم»‌های خوب دنیا را عوض می‌کنند، و این صفت را برازندهٔ هر نا‌کسی نمی‌دانیم. تعداد معلم‌های خوب هر کدام از ما، در تمام سال‌های بیهودهٔ تحصیلمان که از انگشتان دست فرا‌تر نمی‌روند. تعداد انگشت‌شماری هم امروز کنار ما ایستاده‌اند که بسیاری از آن‌ها هم به مکان‌های نامعلومی منتقل شده یا مورد حمله قرار گرفته‌اند. بقیهٔ شما که هیچ‌وقت معلم‌های خوبی نبودید، یک بار فرصت داشتید از بچه‌هایی که قلب‌هایشان برای انسانیت می‌تپد یاد بگیرید و محصل‌های خوبی باشید. شما که آنقدر فکر و اندیشهٔ بچه‌ها را –اگر پس از تمام این سال‌ها چیزی باقی مانده باشد– از فیلتر مغز‌های اختهٔ خودتان گذرانده‌اید که تنها «هیچ»‌هایی بزرگ، با مدارک لیسانس و فوق‌لیسانس، از دانشگاه بیرون می‌آییم. شما که نشان داده‌اید کوچک‌ترین اعتنایی به جامعه ندارید، اسم خودتان را هم هنرمند و اندیشمند می‌گذارید و زیر نوشته‌هایتان را بزرگ امضا می‌کنید. شما که در این روز‌ها هم، مثل اجسامی نامرئی، سر کلاس حاضر می‌شوید. بی‌توجه به حضور دژخیمان در تمام فضا‌های آموزشی، بی‌توجه به تمام جان‌هایی که از دست رفته‌اند و می‌روند هنوز.

دانشگاه، فضای ماست. بدون ما وجود ندارد، همانطور که حالا شما هم وجود ندارید. حضور ما، همیشه حضوری بوده دور از هر‌گونه خشونت؛ حضوری در راستای باز‌پس‌گیری ارزش‌های انسانی و حضوری برای انسانیت. شما جواب این حضور خالص را با شدید‌ترین اشکال خشونت داده‌اید. دوستانمان که قبلا «ممنوع‌الخروج» می‌شدند حالا «ممنوع‌الورود» می‌شوند؛ تن بچه‌ها هنوز از جای شوکر و باتوم و تیر و شکنجه‌های وحوش‌تان کبود است.

«چه فرق می‌کرد زندانی در چشم‌انداز باشد یا دانشگاهی؟» حالا که شما دیگر وجود ندارید و چیزی به عقب بر‌نمی‌گردد. روزی فضای دانشگاه که متعلق به ماست هم باز‌پس‌گرفته می‌شود، روزی نه چندان دور. ما که از خون عزیزانمان نمی‌گذریم. ما که این‌بار با خورشید‌های استوایی دیوانه‌ای آمده‌ایم که ساطور‌هایتان را مذاب می‌کند.

 

بیانیهٔ مشترک جمعی از دانشجویانِ:

دانشگاه هنر تهران

دانشکدگان هنرهای زیبای دانشگاه تهران

دانشکدهٔ هنر و معماری دانشگاه کردستان

دانشکدهٔ هنر دانشگاه الزهرا

دانشکدهٔ ادبیات فارسی و زبان‌های خارجهٔ دانشگاه علامه طباطبایی

دانشگاه هنر اسلامی تبریز

دانشگاه هنر سوره

دانشگاه هنر و معماری آزاد واحد سوهانک

دانشگاه هنر اصفهان

دانشگاه هنر و معماری پارس

دانشکدهٔ هنر و معماری دانشگاه بوعلی سینا همدان

دانشکدهٔ هنر و معماری دانشگاه شیراز

دانشکدهٔ هنر و معماری دانشگاه گیلان

 

#اعتراضات_دانشجویی 

🆔 @senfi_uni_iran

تاریخ انتشار : ۱۲ آبان, ۱۴۰۱ ۱۲:۵۹ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
آخرین مطالب

مبارزۀ خشونت پرهیز زنان برای آزادی، برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی

در گرامیداشت ٨ مارس روز جهانی زن، گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) در سامانۀ کلاب‌هاوس برگزار می‌کند. مهمانان برنامه: نیره توکلی، هرمینه هورداد، شهناز قاراگزلو، زری صدرنشین، بیژن میثمی

عدم شرکت در انتخابات: بی‌تفاوتی یا کنش فعال مدنی؟!

عدم شرکت و تحریم انتخابات در ایران یک کنش اجتماعی فعال و مدنی بود و مردم اگاهانه و با هدف مشخص به پای صندوق رای نرفتند؛ و این کنش اجتماعی هیچ ربطی با بی‌تفاوتی مردم غرب به انتخابات ندارد.  این دو زمینه های اجتماعی مختلفی دارند و ربط این دو به هم یک حقه و کلک سیاسی است.

میزان مشارکت در نمایش انتخابات جمهوری اسلامی، به کم‌ترین حد از زمان وقوع انقلاب رسید!

مسلماً انتخابات در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، کم‌ترین تاثیری بر زندگی روزانه مردم ندارد و همواره نیز پرسروصداترین اتفاق در کشور است که چندین ماه فضای رسانه‌ای و حتی خیابانی ایران را تسخیر می‌کند و هر چه جلوتر آمده‌ایم، این تاثیر کم‌تر و آن سر و صدا اعتراضی مردم بیش‌تر شده است.

عشق گفت بنویس، من نوشتم

وقتی که به تو فکر می کنم، لبخندت باران می شود;
نگاهت زلال و زلال، و من چه بی پروا، می چینم آن لبخند را.

یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مبارزۀ خشونت پرهیز زنان برای آزادی، برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی

عدم شرکت در انتخابات: بی‌تفاوتی یا کنش فعال مدنی؟!

سلب حق اسکان دانشجویان خوابگاهی در دانشگاه علامه طباطبایی

میزان مشارکت در نمایش انتخابات جمهوری اسلامی، به کم‌ترین حد از زمان وقوع انقلاب رسید!

عشق گفت بنویس، من نوشتم

انتخابات ریاست‌‌جمهوری در آسیا و اقیانوسیه