سه شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳ - ۰۳:۴۱

سه شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳ - ۰۳:۴۱

تئوری تحول، نیروهای تحول، پلاتفورم تحول، استراتژی تحول و رهبری تحول

دو وظیفه محوری مهم بر گردن سوسیال دموکراسی قرار دارد، یکی جمع کردن حد اکثر نیروهای جبهه سوسیال دموکراسی زیر یک سقف و زیر یک پلاتفورم و استراتژی مستقل مشترک. دیگری کار خستگی ناپدیر در راه شکل دهی به جبهه فراگیر سکولاریسم، مدرنیته و دموکراسی از تمامی سازمانها و شخصیتهّای سیاسی، حقوقی و اجتماعی

آیا جامعه ما به تغییر نیاز دارد یا به یک تحول اساسی؟ آیا آنهایی که به تغییر معتقدند، خواهان تحول اساسی هستند یا خیر؟ آنهایی که به تغییر در قانون اساسی و گذر از طریق نصیحت کردن مقامات رهبری سیاسی ولایی جمهوری اسلامی ایران می خواهند به این “تغییرات” خود دست پیدا بکنند، این زندگی شکنجه آمیز را برای چند نسل دیگر از جوانان این مملکت تجویز می کنند؟ آنهایی که به نسل جدید بپا خواسته تحوّلگرا توصیه می کنند از استراتژی تحول بنیادین دست کشیده و زیر پرچم اصلاحات قانونی “دموکراتهای غیر سکولار” جمع بشوند، خود می دانند چه می گویند؟

هر تحول اجتماعی نمایانگر گذر از یک مرحله حیات اجتماعی، به یک فاز بالاتری از رشد، تعالی و زندگی اجتماعی می باشد. در روند این گذر اجتماعی که یک پروسه دیالکتیکی تکاملی را شامل می شود، باید تمامی نیروها، شاخصه ها و فاکتورهای بازدارنده رشد و ترقی اجتماعی را باز پس زده و در یک جایگاه محدود و ایزوله شونده ای قرار داده و در مقابل، نیروها، فاکتورها و شاخصه های بالنده حیات اجتماعی را به عنوان موتورهای حرکت دهنده و کنترل کننده حیات اجتماعی بر مسند امور قرار بدهند. اگر چنین پروسه ای را یک پروسه گذر تحولی بنامیم، باید الگوها، شاخصهها، فاکتورها و کلیت ساختار سیاسی، اجتماعی و حقوقی جامعه ای را که می خواهیم بسازیم و یا در آن زندگی کنیم و یا اینکه جامعه ما پتانسیل و لیاقت آنر دارد که در آن زندگی بکند، توانسته باشیم برای خود ترسیم بکنیم. مساله اساسی اینجاست که تمامی این شاخصه ها و فاکتورها در جهان امروز همگی یکسری الگوها و شاخصه های گلوبال و جهانی می باشند.

لازم نیست ما از خودمان شاخصه های استانداردی جدیدی برای “دموکراسی”، “حقوق بشر”، “مدرنیته” و امثال آنها اختراع بکنیم. نه تنها بشریّت مترّقی در جوامع پیشرفته توانسته است راهی را که ما در نظر داریم برویم، فورمولبندی بکند و ساختارهایی را که ما می خواهیم بسازیم، مناسبات دموکراتیک و انسانی که ما می خواهیم ایجاد بکنیم، ساخته و ایجاد کرده اند. شکل یابی نهادهای خودگردان دموکراتیک مردمی در اشکال صنفی، محلی، سیاسی، ملی، اقتصادی و هنری و غیره، پدیده هایی نیستند که لازم باشد ما از صفر و به صورت آغازین بخواهیم تئوریزه کرده و ایجاد بکنیم. جالب اینجاست که مه تمها نسل جوان امروزین بخاطر دستیانی به آخرین امکانات تکنولوژیک به تمام این دانشهای تئوریک دسترسی داشته و از آنها آگاه می باشند، بلکه بمراتب بهتر از بعضی از دوستان ما می دانند که از این ساختار ولایی نظامی سیاسی، به کدام الگوی ساختار سیاسی اجتماعی دموکراتیک و مدرن می خواهند گذر بکنند.

برای گذر از ساختار جامعه ولایی، سیاسی، نظامی فعلی به یک جامعه دموکراتیک و مدرن بر مبنای حقوق بشر، باید اول از همه تئوری تحوّل تدوین گردد. طبیعی است که این تئوری توسط آگاهتری، دموکرات ترین، مدرن اندیشه ترین و ضّد تبعیض و استثمارترین نیروهای سیاسی جامعه میتواند تدوین گردد. نیروهایی که یکسر کیسه معاششان به قدرت حاکمه فعلی وابسته است، یا تحولات اساسی و بنیادین اجتماعی در ایران میتواند ناامنیهایی در موقعیت اقتصادی اجتماعی آنها فراهم آورد، نمی تواند پرچمدار تحول بنیادین برای مردم باشند. این افراد می توانند بعضی از رفقای سابق ما هم باشند که به مرور گذشت زمان شامل تغییرات بنیادین در موقعیّت اقتصادی و اجتماعی گردیده اند. تغییرات اساسی ساختاری می تواند موقعیت اجتماعی اقتصادی آنها را هم به خطر بیاندازد.

نسل جوان، دانشجویان دانشگاهها، کارگران و دانش آموزان که چنین ملاحظه کاریهای اقتصادی اجتماعی را در مد نظر ندارند، شاخصه های بهتری برای ارزیابی آرمانهای تحول و گذر به فاز بالاتر ترقی اجتماعی می باشند، تا خواستههای “تغییر طلبانه” محافظه کارانه این عدّه از دوستان و رفقای سابق ما. جوانان، دانشجویان، فعآلین ملی، زنان، کارگران با صدای بمراتب شفافتر و بلندتری از این دوستان ما آرمانهای تحوّل را ترسیم کرده اند. رهبری سیاسی چنین تحول سیاسی اجتماعی نه تنها نباید از مردم عقب بماند، بلکه باید قابلیت ترویج آرمانهای تحول بنیادین را در میان آنها داشته باشد.

نیروهای اجتماعی راهرو کاروان تحول بنیادین، در وحله اول شامل کارگران، زحمتکشان، جوانان، دانش پژوهان، مردم ملیتهای مورد تبعیض، زنان و هنرمندان، روشنفکران جامعه می باشند. گوش بکنیم به صدای آنها و ببینیم این اقشار و طبقات برای ساختار اجتماعی اقتصادی آینده چه آمال، آرزوهایی دارند و چه سیستمهایی را پیشنهاد می کنند. آیا رهبران سیاسی سازمانهای تحولگرا، پلاتفورمی برای ترویج در میان این اقشار، طبقات و گروههای اجتماعی دارند، یا اینکه خود متاثر از وقایع روزمره، آرمانهای مردمی را در چهارچوبه های تنگ بقول خودشان ” دموکراتهای غیر سکولار” میخواهند زندانی بکنند.

بوروکراتها و تکنوکراتهایی که در چهارچوبه نظاام سیاسی ، نظامی ولایی فعلی به زندگی اجتماعی خود ادامه می دهند خواهان چه نوع تحول اجتماعی می باشند؟ آنها برای رسیدن به آمال خود چه اندازه ریسک را حاضرند متحمل بشوند؟ آیا آنها حاضرند از منافع اقتصادی اجتماعی خود به نفع دیگر اقشار و طبقات اجتماعی که خواسته های رادیکالتری را مطرح می کنند بگذرتد؟ دقیقاُ همه این سوالها و سوالهای مشابه دیگر دو مورد سرمایه داری غیر دولتی صنعتی، تولیدی و خدماتی (عموماُ غیر تجاری) و نمایندگان سیاسی آنها صادق می باشد. آیا اندیشه های نمایندگی سیاسی این اقشار و طبقات در اندرون سوسیال دموکراسی وجود دارند؟ اگر وجود دارند، به چه شیوه عمل می کنند؟ آیا اندیشه ها و تاکتیکهای سیاسی عده ای از دوستان ما نمایندگی سیاسی این اقشار و طبقات را نمی کند؟ این دوستان ما باید بروند و سرگذشت سیاسی “میرزا ملکم خان” را در عهد قبل از مشروطه مطالعه بکنند، تا جایگاه خود را با تجربه های آن محک بزنند. اینجاست که به اساس استراتژی همه با هم زیر پرچم “دموکراتهای غیر سکولار” پی می بریم.

استراتژی تحول، بزرگراه عبور و گذر از نظام ولایی نظامی سیاسی را به نظام سیاسی اجتماعی دموکراتیک، سکولار و مدرن بر پایه اصول پایبندی به آرمانهای حقوق بشر و تضمین حقوق طبیعی مردم در تعیین سرنوشت خویش از طریق ساختن نهادهای صنفی، سیاسی و مردمی خودگردان ترسیم می کند. شاخصه های استراتژی چنین گذر اجتماعی از یک فاز تحمیل شده ضد مردمی استبدادی، ارتجاعی، ضد دموکراتیک به یک فاز زندگی مدرن و دموکراتیک را چگونه می شود ترسیم کرد؟ چه فورمولهای تئوریک، سیاسی، ساختاری و اجتماعی می تواند این پروسه گذر را بصورت شفاف، قدرتمند، سریع و کامل برای ما ترسیم بکند. آیا در این عصر تکنولوژیک این راه را باید با اسب و قاطر از کوره راهها رفت، یا جامعه گلوبال و مدرن امروزین طریقه های قدرتمند تر، جامعتر و کاراتری را در اختیار ما قرار داده است.

چند تا از شاخصه هایی که به نظر من در مورد استراتژی گذر به جامعه برازنده ارزشها و آمال این هفتاد میلیون مردم دربند می رسد، را می توان از این قرار بیان کرد. یکی اتخاّذ استراتژی اتکاء به سیاست مستقل اپوزیسیون سکولار دموکراتیک از اپوزیسیون درون حکومتی. عدم اتکاء به سیاست مستقل و پیروی دنباله روانه از اپوزیسیون “غیر سکولار” بزرگترین بیماری سیاسی میباشد که ما هنوز بشدت از آن رنج می بریم. شاخصه دیگر، زدودن و از بین بردن اندیشه های خود محورانه و تک روانه ای که اساس آن بر پایه عدم احترام به غیر خودی و عدم اتحاد عمل با غیر خودی پایه گذاشته شده است. شاید بشود این اندیشه را بازمانده ای از خودمحوری حاکم در زمان مبارزات چریکی ارزیابی کرد. این پدیده باید کاملاُ به ضد خود تبدیل گردد. مناسبات جبهه دموکراسی، سکولاریسم و مدرنیته باید بر اساس احترام به همدیگر، آمادگی برای وحدت عملی گسترده و مستمر در کنار درک اختلافات فکری با همدیگر و تنظیم قابلّیتهای همکاری برا اساس ظرفیتهای امکان همکاری مشترک بر اساس تکات وحدت و نکات افتراق در اندیشه ها برنامه های سیاسی می باشد.

شاخصه سوم در این مسیر گذر، مربوط میشود به شکل دهی ساختاری به یک ساختارسیاسی زنده، جاری، پویا و دموکراتیک از همه نیروهای جبهه سکولاریسم، دموکراسی و مدرنیته که بتوانند ساختار واحدی را برای هدایت چالشهای سیاسی مردمی تمام اقشار و طبقات مردمی به عنوان یک آلترناتیو قابل اتکاء و قابل اطمینان که بتواند نمایندگی بین المللی و داخلی سیاسی جبهه آلترناتیو سکولاریسم، مدرنیته و دموکراسی را عهده دار گردد. چنین جبهه ای به هیچ وجه در تقابل با نیروهای دموکرات داخل حکومتی نمیباشد، برعکس ، خانه ای بزرگ و امن، پشتوانه ای محکم و آلترناتیوی با پلاتفورمی واقعبینانه سکولار و دموکراتیک میباشد. دموکراتهای درون حکومتی میتوانند در اندرون چنین جبهه ای جای گرفته و در این مسیر گذر، همگام با تمامی جبهه دموکراسی این راه را بپیمایند. برعکس این قضیه که “میرزا ملکم ” های امروزی توصیه میکنند، آلترناتیو فاجعه باری را برای مردم توصیه میکنند.

رهبری تحول در این پروسه گذر، به هیچ وجه توسط رفیقان نیمه راه قابل تحقق نیست. رهبری این پروسه گذر توسط رفیقان نیمه راهی که وسط راه فیلشان هوای هندوستان بکند، یا دلشان برای خانه و منزل پدری تنگ گردد و یا نزد دوستان قدیمی خود برگردند، حتماُ نتایج بارها تجربه شده فاجعه باری را برای مردم خواهد آفرید. رهبری تحول باید توسط رادیکالترین تحولگرایان صورت بگیرد. این نیروهای رادیکال جبهه دموکراسی و سکولاریسم می توانند با نگرش واقعبینانه به ترکیب جبهه سکولار دموکراسی برنامه های خود را تعدیل بکنند. ولی این دوستان ما در عین حال پیگیرترین نیروهایی هستند که آخر راه را میبینند و تا آخر خواهند آمد. به نظر من این نیروها نیروهای جبهه سوسیال دموکراسی هستند.

دو وظیفه محوری مهم بر گردن سوسیال دموکراسی قرار دارد. یکی جمع کردن حد اکثر نیروهای جبهه سوسیال دموکراسی زیر یک سقف و زیر یک پلاتفورم و استراتژی مستقل مشترک. دیگری کار خستگی ناپدیر در راه شکل دهی به جبهه فراگیر سکولاریسم، مدرنیته و دموکراسی از تمامی سازمانها و شخصیت های سیاسی، حقوقی و اجتماعی که بتوانند وسیعترین بخشهای مردمی جبهه دموکراسی را زیر پوشش خود در آورند. جبهه سوسیال دموکراسیی که به بیماری خود محوری خود غالب آمده و بر پایه یک پلاتفورم، سیاست و استراتژی مستقل وارد میدان چالشهای سیاسی گردد، می تواند فانوس دریایی جبهه سکولاریسم، دموکراسی و مدرنیته گردد.شعله های چراغ این فانوس دریایی را بسان آتشفشان به غرش در آوریم، باشد که روشنایی شعله های آن در دورافتاده ترین نقاط به جانهای همه رنج دیدگان روشنایی، گرمی و امید ببخشد.

تاریخ انتشار : ۱ خرداد, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۴ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

روز جهانی کارگر بر کارگران، زحمت‌کشان و پیکارگران راه سوسیالیسم خجسته و پیروز!

تدوام و استمرار مبارزۀ شما تکیه‌گاه و نقطه امید نیروهای چپ و عدالت‌خواه و دیگر نیروهای آزادی‌خواه برابری‌طلب ایران و جهان برای ساختن ایران و جهانی بهتر است؛ جهانی که در آن هیچ انسانی اسیر ولع سیری‌ناپذیر سرمایه و شرایط تحمیلی غول‌های بازار سرمایه نباشد، جهانی که  نظام غارتگر اقتصادی و اجتماعی و حاکمان مستبد دیگر قادر نباشند برای کسب سود و قدرت زندگی انسان‌ها را در جنگ و خونریزی بیهوده تباه کنند.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

انتخابات ۸ درصدی!

اخباردور دوم انتخابات مجلس: روز جمعه ۲۱ اردیبهشت سال جاری, نتیجه انتخابات دور دوم مجلس در تهران اعلام گردید نماینده اول کلان شهر تهران با کسب ۲۶۹/۴۳  رای از حدود ۸ میلیون نفر واجدین شرایط رای دادن, یعنی با رای فقط ۲ درصد از مردم تهران به مجلس راه یافت. البته با احتساب ۵ درصد آرا باطله, مشارکت مردم تهران کمتر از  ۳ درصد بوده است.

مطالعه »
آخرین مطالب

پس از حادثه و مرگ رئیس جمهور!

بسیار ساده انگارانه است که تصور کنیم با سقوط پرواز حامل رئیسی و مرگ او جمهوری اسلامی نیز سقوط خواهد کرد و ساده انگارانه تر آنکه تصور شود در چنین شرایطی رقبای جمهوری اسلامی حتی در منطقه و جهان نیز چنین انتظاری را خواهند داشت.

روز بعد از رئیسی…

سید ابراهیم رئیسی اگرچه به دلیل نقش تبهکارانه‌اش در اعدام‌های ۶۷ و  از تیغ گذراندن  چندین هزار زندانی سیاسی در مدت زمانی کوتاه همواره از سوی جامعه سیاسی ایران به عنوان چهره‌ای منفور قلمداد می‌شده، اما پس از برگمارده شدن در انتخاباتی بسیار محدود و گزینشی به عنوان رئیس جمهور نیز هیچگاه  بمثابه رئیس جمهوری محبوب ، کارآمد و تاثیرگذار از سوی کلیت جامعه مورد ارزش گذاری قرار نگرفت.

آیا مرگ رئیسی برای قربانیان فاجعه ملی یک بستار و ختم می‌آورد؟

“من انها را نمی بخشم. چرا باید انها را ببخشم وقتی که هنوزهم نمی خواهند حقیقت را بگویند؟ و مشکل در انست که آنها حتی از ما بخشش هم نمیخواهند، از کسانیکه عزیزانشان را از دست داده اند. آنها بخشش را از دولت طلب میکنند، انها هیچ زخمی به دولت نزده اند، آنها چه کرده اند، ظلم به ما روا شده است.”

چگونه زندانیان سیاسی ایران به سوی خودکشی سوق داده می شوند؟

خانواده اندام از ترس دستگیری از بردن دخترشان به بیمارستان یا مراکز درمانی برای برداشتن گلوله ها اجتناب کردند. مادر دالیا تمام ۲۵ ساچمه را از بدن دخترش در خانه خارج کرد. خانواده اندام از ترس دستگیری دختر نوجوان خود، او را به خانه یکی از بستگان نزدیک خود منتقل کردند. بعد از حدود دو هفته که وضعیت جسمانی او بهتر شد، به خانه خودشان بازگشتند.

برتری طلبی برهنه هندو!

این زشت ترین انتخابات از زمان استقلال بوده است. برتری طلبی آشکار هندو حزب حاکم بهاراتیا جاناتا (بی جی پی) ۱۷۰ میلیون شهروند مسلمان هند را علنا تحریم و از حق رای محروم کرده است. حزب در قدرت سال‌های اخیر را صرف سرکوب رسانه‌های منتقد و اپوزیسیون سیاسی کرده است تا یک پروژه اساساً ضد دموکراتیک و تبعیض گرایانه را پیش ببرد.

یادداشت

آیا مرگ رئیسی برای قربانیان فاجعه ملی یک بستار و ختم می‌آورد؟

“من انها را نمی بخشم. چرا باید انها را ببخشم وقتی که هنوزهم نمی خواهند حقیقت را بگویند؟ و مشکل در انست که آنها حتی از ما بخشش هم نمیخواهند، از کسانیکه عزیزانشان را از دست داده اند. آنها بخشش را از دولت طلب میکنند، انها هیچ زخمی به دولت نزده اند، آنها چه کرده اند، ظلم به ما روا شده است.”

مطالعه »
بیانیه ها

روز جهانی کارگر بر کارگران، زحمت‌کشان و پیکارگران راه سوسیالیسم خجسته و پیروز!

تدوام و استمرار مبارزۀ شما تکیه‌گاه و نقطه امید نیروهای چپ و عدالت‌خواه و دیگر نیروهای آزادی‌خواه برابری‌طلب ایران و جهان برای ساختن ایران و جهانی بهتر است؛ جهانی که در آن هیچ انسانی اسیر ولع سیری‌ناپذیر سرمایه و شرایط تحمیلی غول‌های بازار سرمایه نباشد، جهانی که  نظام غارتگر اقتصادی و اجتماعی و حاکمان مستبد دیگر قادر نباشند برای کسب سود و قدرت زندگی انسان‌ها را در جنگ و خونریزی بیهوده تباه کنند.

مطالعه »
پيام ها

دانشجویان آمریکایی در اعتراض به ادامه نسل کشی فلسطینیان توسط اسرائیل دانشگاه ها را به تصرف خود در آوردند!

سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت)-حوزه آمریکا ضمن اعلام حمایت کامل از مبارزه دانشجویان و استادان در تمامی دانشگاه های آمریکایی شرکت کننده در این جنبش، به مقاومت نسل نوین دانشجویی درود میفرستد و برای ایشان در شکستن فضای تاریک تحمیل شده و تا موفقیت نهایی پیروزی آرزو می‌کند.

مطالعه »
بیانیه ها

روز جهانی کارگر بر کارگران، زحمت‌کشان و پیکارگران راه سوسیالیسم خجسته و پیروز!

تدوام و استمرار مبارزۀ شما تکیه‌گاه و نقطه امید نیروهای چپ و عدالت‌خواه و دیگر نیروهای آزادی‌خواه برابری‌طلب ایران و جهان برای ساختن ایران و جهانی بهتر است؛ جهانی که در آن هیچ انسانی اسیر ولع سیری‌ناپذیر سرمایه و شرایط تحمیلی غول‌های بازار سرمایه نباشد، جهانی که  نظام غارتگر اقتصادی و اجتماعی و حاکمان مستبد دیگر قادر نباشند برای کسب سود و قدرت زندگی انسان‌ها را در جنگ و خونریزی بیهوده تباه کنند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پس از حادثه و مرگ رئیس جمهور!

روز بعد از رئیسی…

آیا مرگ رئیسی برای قربانیان فاجعه ملی یک بستار و ختم می‌آورد؟

چگونه زندانیان سیاسی ایران به سوی خودکشی سوق داده می شوند؟

برتری طلبی برهنه هندو!

گرگهایِ وال استریت رژیم…