سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۸ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۰۹:۲۸

دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۸

تا کی نداها و سهرابهای ما را میکشند و ما نظارهگریم؟

قاتلان این دو جگرگوشۀ میهن و دیگر قربانیان بیداد و ستم کودتاگران مشترکاند. آمر تمامی این جنایات علی خامنهای، رهبر حکومت کودتا، رئیس اجرایی آن محمود احمدینژاد، رئیس دولت کودتا و مسئول احکام بیدادگرایانۀ آن محمود هاشمی شاهرودی، قاضی القضات کودتاست. تمامی باند مافیایی قدرت و ثروت در این کودتا و در جنایات پیرو آن سهیماند. و هر یک از مقامات نظام که در برابر این بیداد سکوت اختیار و خود را به همدست کودتاگران بدل کند، باید در فردای آزادی میهن که دور نیست، پاسخگوی قلع و قمع مردم و سرکوب ما باشد.

۲۱ تیر ۱۳۸۸شبهای بسیاری را با یاد پرواز بیبازگشت چشمان آرزومند ندا بیدار ماندهام. تصویر چشمان او در خاطرم حک شده است. چشمان ندا بخشی از نگاه من به جهان شدهاند، بخشی از نگاه من بی بیداد، بخشی از نگاه من به کودتا و کودتاگران، بخشی از حسرت آزادیخواهانۀ سرزمین من.
از دیروز که شایعات مرگ سهراب در شبکههای اجتماعی پخش شد، خدا خدا میکردم که این جنایت حقیقت نداشته باشد. آرزو میکردم این رذالت اتفاق نیافتاده باشد. اما اینک دیگر این شایعات تلخ به حقیقت پیوسته است و سهراب نیز به خیل کرور کرور آزادهای پیوسته است که در تاریخ

دیرباز میهن من در راه آزادی، عدالت و سرفرازی میهن جان باختهاند.
قاتلان این دو جگرگوشۀ میهن و دیگر قربانیان بیداد و ستم کودتاگران مشترکاند. آمر تمامی این جنایات علی خامنهای، رهبر حکومت کودتا، رئیس اجرایی آن محمود احمدینژاد، رئیس دولت کودتا و مسئول احکام بیدادگرایانۀ آن محمود هاشمی شاهرودی، قاضی القضات کودتاست. تمامی باند مافیایی قدرت و ثروت در این کودتا و در جنایات پیرو آن سهیماند. و هر یک از مقامات نظام که در برابر این بیداد سکوت اختیار و خود را به همدست کودتاگران بدل کند، باید در فردای آزادی میهن که دور نیست، پاسخگوی قلع و قمع مردم و سرکوب ما باشد.
مرگ پرمعنای فرزندان من، فرزندان میهن من بزرگترین گواه بر جنایت بیمعنی قاتلان آنان است. در این لحظه که این سطور را مینویسم بیارزشترین چیز برای من دلیل فریاد رسای آنان است. الآن برای من هیچ ارزشی ندارد که آنها برای مبارزه به خاطر آزادی، تنها به دلیل مبارزه برای آزادی به قتل رسیده و سبعانه از دامن میهن و همۀ ما خویشانشان ربوده شدهاند.
تنها یک چیز برای من ارزش دارد، تنها یک نکته به ذهن من متداعی میشود. چرا؟ چرا باید فرزندان میهن من چنین مظلومانه و غریب قربانی شوند. چرا باید در سرزمین من کسی چنین سبعانه به قتل برسد؟ صرف این که کسی در کشور من توسط نیروهای حکومت و دولت به قتل میرسد، جنایت است. همین که نیروهای نظامی و انتظامی و بسیج و یکانهای ویژه و نیروهای لباس شخصی و گروههای فشار خیابانهای میهن مرا به جولانگاه خود بدل کردهاند و مردم بیدفاع را روزانه و شبانه از کوی و برزن و خانه و محل کار میربایند، جنایت است. صرف سرکوب جنایت است، صرف نظر از علت آن.
هممیهنان من دارند سرکوب میشوند، مردم ما دارند سرکوب میشوند و من فکر میکنم که با توجه به ابعاد این بیداد من دارم کمکاری میکنم. ما داریم کمکاری میکنیم. کارهای بسیاری میتوان کرد برای افزایش فشار به کودتاگران بیخبر از معرفت و انسان و خدا. موج همگرایی ما محدود و در مقایسه با وظیفهای که برعهده داریم، اندک است، بسیار اندک است.
راهپیماییهای چندین هزاران نفری ما نیروی نهفتۀمان را خاطرنشان کرد. اما ما حق آن را نداریم که این همرایی و همگرایی میهنی را به آفت هرز رفتن مبتلا کنیم. همۀ ابتکارات ما باید در خدمت برندهتر کردن و قاطعانهتر کردن اقدامات مشترک یا همسویمان باشد.
بگذار هر ایرانی به زبان خود، به مذاق خود، با پرچم خود و با اندیشۀ خود آزادی را فریاد بزند. اوج همصدایی در کمال یکسانسازی نیست، در هنر رواداشتن چندگانگی در راستای هدفی یگانه است. فراموش نکنیم که موج کنونی آزادیخواهی در میهن ما از اعتراض به تفلب کودتایی در انتخابات اوج گرفته است. بسیاری از کسانی که در اعتراضات هفتههای گذشته علیه این کودتا شرکت داشتهاند، مخالف شرکت در انتخابات بودهاند. حکومت کودتا این را نمیفهمد و دائما به همۀ ما میگوید «کسی که رای نداده، حق نظر نداره». پاسخ عملی ما به این سخن مستبدانه این بوده و است که «احقاق حقوق مردم، وظیفۀ میهنی ماست، حتی اگر با شیوه و نظر آنان موافق نباشیم».
برای جاری کردن روش مدارا در روابطمان، برای حاکم کردن آزادی در کشورمان راهی جز ادامه و گسترش این روش مدبرانه نداریم که برای آن مبارزۀ مشترک کنیم که حتی مخالفانمان بتوانند حرفشان رابزنند. من دوست دارم تلاش کنم برای آن که همۀ نیروهای سیاسی و اجتماعی ایران بتوانند نظراتشان را آزادانه بیان کنند و تنها رای آزادانۀ مردم ملاک جاری شدن هر اندیشه و سلیقه باشد.
ما که در فضایی آزاد زندگی میکنیم، مایی که از این نعمت بزرگ برخورداریم که بتوانیم حرفمان را فریاد بزنیم، که بتوانیم ظلمی را که بر مردم و میهن ما روا میشود، در شهرهای جهان جار بزنیم، داریم تنها با استفاده از بخش محدودی از ابزار به این کار میپردازیم. اینک دیگر وقت آن است که به کنار از تعلقات اندیشگی و سیاسی و تاریخی، گرد هم آییم. برای این همگرایی تنها دو شرط لازم و کافی است؛ باور به ملاک قرار دادن انتخاب و رای آزادانۀ مردم و فاصله گرفتن از هر گونه استبداد و سرکوب.
در یک ماه گذشته به خود، به جهانیان و به دشمنان کودتاگر ایران نشان دادیم که چه توانی در اندیشه و عزم ما نهفته است. اینک دیگر گاه آن است که با تشکیل یک جبهۀ میهنی اندیشه و توانمان را روی هم بریزیم و هر آن چه میتوانیم انجام دهیم تا چرخ مرگبار کودتا بشکند. ما میتوانیم تمام کشورها را به آن بکشانیم که از کودتاگران فاصله بگیرند. حکومت کودتایی، دولت کودتایی و همۀ کسانی که در این کودتا دست دارند، باید منزوی شوند. شاهمهرۀ آزادی در دستان میهندوستان ایرانی است.
فرصتی تاریخی دست داده است که هم از تکرار تاریخ کودتایی جلوگیری کنیم و هم راه آزادی میهن را بگشاییم. ما هیچ راهی نداریم جز آن که همۀ تلاشمان را برای انجام این گشایش تاریخی صرف کنیم. فرزندان و نوادگان ما قصور تاریخی ما در انجام این وطیفۀ سنگین، اما ممکن را به ما نخواهند بخشید.
در این ساعات ناخوشآیند تاریخی تنها به این میاندیشم که چه کار میتوان کرد، چه کار میتوانم انجام دهم که خیل جانباختگان راه سرفرازی میهن پرشمارتر نشود و داستان دستان بسته و شلاق استبداد روایتی تازه نیابد.
همای سعادت برای ما دستیافتنی است، هر گاه این نکته را باور و صفوفمان را فشردهتر کنیم.

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۲ تیر, ۱۳۸۸ ۷:۱۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار