جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۸:۰۳

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۸:۰۳

توپ در زمین کیست؟ رفسنجانی و اصلاح طلبان یا خامنه ای؟

گرچه نمی توان انکارکرد که کلیدی که روحانی برای بازکردن قفل ها درمیتیگ های انتخاباتی خود به مردم نشان می داد، شاید برای بازکردن درب قلعه قدرت برای بخشی ازمحذوف شدگان و یا درحال حذف گشایشی ولوموقت داشته باشد، اما بی تردید ازعهده گشودن قفل مشکلات واقعی مردم همانطور که شیفت قدرت صوری و ظاهری دوره اصلاحات نتوانست، ناتوان است.

خامنه ای چگونه توپ را به زمین اصلاح طلبان و رفسنجانی انداخت!

بازی دوسربرد یا دو سرباخت؟! حاصل شرکت در”انتخابات” بازی دو سربرد برای رژیم خواهد بود، اگر که بازیگراصلی وارد صحنه نشود!

گرچه این روزها خاتمی و رفسنجانی جولان می دهند و اصلاح طلبی و اعتدال گرائی را که با زدن سروته آن دیگر از هم قابل تفکیک هم  نیستند، پیروزمیدان می دانند وحتی رفسنجانی که این روزها لبخندش محو نمی شود و صورتش گل انداخته با خواندن ُکرُکری،”انتخابات” ایران را دمکراتیک انتخابات جهان می نامد! اما با افتادن تدریجی آبها از آسیاب و پریدن باصطلاح خمار مستی، وقتی که بازار لبخندش را پس گرفت و قیمت ها دوباره دیوانه شدند و مجددا پول ملی برسیر نزولی اش افزود، آنگاه که این گونه ادعاها که رأی مردم جنگ و خطر و طمع قدرتهای بزرگ را پس زد و معجره مردم سالاری دینی باردیگر نظام را بیمه کرد، یاوگی و دروغین بودن خود را نشان داد، و معلوم گشت که سردمداران دولت آمریکا حتی آن را نشانه مؤثربودن فشارهای تاکنونی تلقی کرده و درپی افزودن فشاربیشتر به پدال گاز هستند تا مبادا موجب تثیبت موقعیت دشمنشان گردد، آنگاه معلوم می شود که برنده واقعی کیست و آنگاه روشن می شود که آیا واقعا اصلاح طلبان دربازی دوسرد برد شرکت کرده اند یا دربازی دو سرباخت!. بی تردید نتیجه شرکت و ادامه بازی درزمین حریف هم چون بازی شطرنجی که مهره های کلیدی آن دست حریف است، حاصلی جز کیش مات شدن قهری نخواهد داشت. درساختارکنونی شاه مهره هائی چون قوه قضائیه، قوه مقننه و شورای نگهبان و رسانه های ملی درکنارنهادهای انتظامی و امنیتی دردستان ولی فقیه قراردارد و آنها هستند که دراین بازی دست بالا را دارند. چنان که علاوه برفشارها و لابی گری های پنهان که درچینش افرادکابینه برطبق امیال نهادهای قدرت صورت می دهند شاهدیم که درتازه ترین اقدام، مجلس شورای اسلامی به فکرتنظیم مقررات و معیارهای جدیدی برای گزینش افراد کابینه و شرط احراز رأی اعتماد مجلس افتاده اند. آنها درصددند که از این طریق درگزینش وزراء کابینه بقول خودشان کاری و تکنوکرات و بدوراز خطوط سیاسی، مداخله نمایند. درحالی که همین نمایندگان تا دیروز تنها ملاک اصلی اشان درگزینش ها، رویکرد و خط و خطوط وزراء پیشنهادی بود. درچنین شرایطی اصلاح طلبان و اعتدال گراها در شکستن کاسه و کوزه های ناکام به تنهائی برسراحمدی نژاد، رهبری نظام را که نقش اصلی را در بحران های بوجود آمده داشته است تبرئه کرده و عملا خود را دربرابر یکه تازی و احکام حکومتی وی خلع سلاح می کنند. اما نکته اصلی آن است که آن ها درپی بدست آوردن سهمی از کیک قدرت و نجات نظام گرفتار درچنبره  بحران فراگیر وچند جانبه، بی گداربه آب زده اند. چرا که فاقد اختیارات حداقل و لازم برای تحقق وعده های انتخاباتی خودهستند یعنی تفنگشان فشنگ ندارد و مشقی و نمایشی است. و بهمین دلیل جزسپربلاشدن خامنه ای دربرابرامواج طوفانی بحران و مردم ناراضی از یکسو و بدنام شدن خود سرنوشت دیگری نخواهند داشت. آن ها همانطور که این روزها به انحاء گوناگون بر زبان می رانند به جزیک سرزمین سوخته و دولت ورشکسته را تحویل نمی گیرند که وخامتش روزبروزهم بیشترمی شود. باتوجه به همین واقعیت است که در دیدارروحانی با موسوی اردبیلی او به روحانی توصیه می کند که فهرستی ازچگونگی اوضاعی را که تحویل می گیرد درآغازمسؤلیتش به مردم گزارش کند. با این همه اما تا همین جا و حتی قبل از تقبل رسمی مسئولیت، خدمات آن ها به نظام و خامنه ای غیرقابل انکاراست، دوفقره برجسته آن از این قراراست: اولین خدمت آن ها درهم شکستن صف گسترده تحریم و بیرون کشیدن رژیم -کلیت رژیم- ازانزوای عظیم بود. چنان که خاتمی درسخنان اخیرخود دریزد با اذعان به این که تحریم انتخابات درمیان مردم وضعیت غالب  وعمومی بود، به نقش اصلاح طلبان درشکستن آن افتخارمی کند، کاری که ازدست خود جناح حاکم برنمی آمد. او می گوید حتی عدم مخالفت موسوی و کروبی را هم گرفته بودند. دومین خدمت آن ها که پیگیرانه درمصاحبه و سخنرانی های خود مطرح می کنند، درخواست از مردم برای پائین کشیدن  فتیله مطالباتشان اعم ازاقتصادی و سیاسی و اجتماعی است! مثلا آزادی زندانیان سیاسی که یکی ازخواست ها و شعارهای مردم بوده و یک خواست بدیهی هم است حتی توسط تاج زاده بدلیل آن که خارج از اختیارات رئیس جمهور است پس زده می شود!. هیچ کدام ازاین دوخدمت، ازدست خود جناح حاکم، ولی فقیه واعوان و انصارش برنمی آمد.

 همیشه هم همینطوربوده که خدمتی که اصلاح طلبان اعم ازآنهائی که واقعا به آن باوردارند و یا کسانی که ردای دروغین اصلاح طلبی پوشیده اند، با شیفت مسئولیت صوری برای نجات نظام پا به میدان می گذارند. چنان که خاتمی بازهم درهمین سخنان اخیرخود دریزد به تلاش های خود و همراهانش برای درهم شکستن یأس فراگیر نسبت به اصلاح ناپذیری نظام اشاره و به آن افتخارمی کند. گرچه نمی توان انکارکرد که کلیدی که روحانی برای بازکردن قفل ها درمیتیگ های انتخاباتی خود به مردم نشان می داد، شاید برای بازکردن درب قلعه قدرت برای بخشی ازمحذوف شدگان و یا درحال حذف گشایشی ولوموقت داشته باشد، اما بی تردید ازعهده گشودن قفل مشکلات واقعی مردم همانطور که شیفت قدرت صوری و ظاهری دوره اصلاحات نتوانست، ناتوان است.

بااین همه نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که رژیم بخاطرانباشت بحران و نارضایتی عمومی و حادشدن شکاف های درونیش، گرچه توانسته درصفوف مردم و مسیر تکوین انزوا و سرنگونی اش درامتداد راه پیمائی جنبش ۸۸ اختلال و سکته ای وارد کند، اما همین که ناچارشده است به تفویض قدرت صوری و تغییرشیفت مسئولیت به رقبای درونی خود تن بدهد، به درجاتی  تعادل وی را  بهم زده است  که به نوبه خود می تواند منشأ بروز فرصت های بالقوه و بالفعلی برای حرکت به جلو  باشد. فرصت هائی که تا یافتن تعادل جدید، اگرمورد بهره برداری جنبش اعتراضی و نیروهای آگاه و پیشرو قراربگیرد، می تواند با وارد کردن عوامل و بازیگران خارج ازمحاسبه رژیم، صحنه بازی و سرنوشت آن را بدرجاتی که این بازیگران نقش آفرینی کنند، تغییردهد. تنها عاملی که می تواند چرخه معیوب دوسربرد برای رژیم را بهم بزند، ورود مستقل مردم به صحنه، سازمان یابی و صف آرائی آن ها حول مطالبات خود و گفتمان خود و اعمال فشارمداوم و پیگیر به دولت و کل حاکمیت برای  تحقق مطالبات خود و سرانجام سرنگونی آن است. و گرنه به انتظار معجره و کرامات و وعده و وعیدهای نسیه دولت جدید نشستن تنهامی تواند، فرصت های طلائی را به باد دهد و با تمام شدن تاریخ مصرفشان، هم چون تجربه ۷۶موجب تقویت مواضع و موقعیت جناح حاکم و کانون های قدرتی گردد که اکنون زیرفشارقرارگرفته اند. حاصل شرکت در”انتخابات”، بازی دو سربرد برای رژیم خواهد بود اگرکه بازیگراصلی- بی شماران و مدافعان آزادی و برابری- وارد صحنه نشوند، و از این منظرمی توان گفت که بازی هنوزهم تمام نشده است!

 

تاریخ انتشار : ۱۵ تیر, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۲ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟