سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۷ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۷:۳۴

یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۳۴

جایگاه حمید اشرف و بیژن جزنی در جنبش فداییان خلق ایران

بیژن و حمید دو نماد برجسته از این جنبش جان بر کف جوانان آزادهٔ ایرانی بودند و به همین عنوان به تاریخ میهن ما پیوسته‌اند. این اهمیت و این جای‌گاه، هنوز نیز که قریب نیم‌قرن از جان‌باختن آن دو رفیق عزیز می‌گذرد، پا برجاست.

سه‌شنبه، ۸ تیر ۱۳۵۵ رفیق حمید اشرف به همراه همهٔ مرکزیت وقت سازمان و همهٔ اعضای خانهٔ تیمی میزبان خود در درگیری مسلحانه‌ای که چندین ساعت به درازا کشید، کشته شد. حدود یک سال و دو ماه پیش از آن، روز جمعه، ۲۹ فروردین ۱۳۵۴ رفیق بیژن جزنی، به همراه ۶ تن دیگر از بنیان‌گذاران سازمان و دو مبارز مجاهد خلق در جنایتی حکومتی به دست عاملان حکومت پهلوی کشته شدند.

نقش رفیق بیژن در سازمان‌دهی مخفی زندان و پرورش فعالان زبده برای جنبش فداییان خلق، برای حکومت پهلوی روشن بود. بیژن جزنی از کودکی و نوجوانی در مبارزات سیاسی شرکت داشت و بارها در این ارتباط دستگیر شده بود. از زمان آخرین دستگیری بیژن در سال ۱۳۴۶ تا اعدام او به دست جانیان شاه، بیژن به مدت بیش از ۷ سال در زندان مبارزهٔ خود را ادامه داد و سازمان‌ده و رهبر تشکیلات مخفی فداییان در زندان بود. این چنین بود که بیژن جزنی در سی‌وهشتمین سال زندگی خود، بهای مبارزهٔ خود را با جانش پرداخت و به همراه هم رزمانش به دست ساواک شاه اعدام شد.

نقش رفیق حمید اشرف در سازمان‌دهی و رهبری جنبش فداییان خلق بر همه از دوست و دشمن عیان بود. پس از دست‌گیری رهبران گروه یک بنیان‌گذار سازمان و بخش بزرگی از اعضا و رفقای مرتبط با آن، حمید جزو رفقایی بود که دستگیر نشده بود. پس از بازگشت رفقا صفایی فراهانی و صفاری آشتیانی به ایران، حمید در برنامه‌ریزی عملیات نظامی انقلابی در جنگل‌های سیاهکل مشارکت داشت. او در جریان روی‌داد حماسی سیاهکل و پس از آن نیز دستگیر نشد. پس از اعدام رفیق صفایی فراهانی به هم‌راه دیگر گردان دستگیر شده در ارتباط با عملیات سیاهکل در اسفند ۱۳۴۹، رفیق حمید اشرف در کنار رفقا امیرپرویز پویان، عباس مفتاحی و مسعود احمدزاده در به سرانجام رساندن وحدت دو گروه بنیان‌گذار سازمان نقش تعیین‌کننده‌ای ایفاء کرد. پس از جان باختن رفیق پویان در یک درگیری در خرداد ۱۳۵۰، تیرباران رفقا عباس مفتاحی و مسعود احمدزاده در اسفند ۱۳۵۰ و جان باختن رفیق صفاری آشتیانی در مرداد ۱۳۵۱، رفیق حمید اشرف به فرماندهٔ بلامنازع و نماد سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران تبدیل شد. پس از اعدام رفیق جزنی و دیگر بنیان‌گذاران بر جای ماندهٔ جنبش فداییان خلق در ۲۹ فروردین ۱۳۵۴، رفیق حمید اشرف به رهبر و فرماندهٔ منحصر به فرد چریک‌های فدایی خلق ایران بدل شد!

این جای‌گاه حمید تا پایان زندگی کوتاه و پرثمر او پابرجا ماند. رهبر افسانه‌ای چریک‌های فدایی خلق، نام‌دارترین و موفق‌ترین چریک شهری تاریخ میهن ما که هرگز دستگیر نشد و بارها از یورش گزمگان شاه گریخت، عاقبت در روز ۸ تیر ۱۳۵۵ در نبردی نابرابر با حلقه‌های چندلایهٔ گزمگان شاه، در سی‌سالگی در میان یاران خود جان باخت.

بر پایهٔ شواهد، حکایات، روایات و اسنادی که تا کنون در دست‌رس قرار گرفته‌اند، جان باختن رفقا بیژن و حمید، هر دو در پی برنامه‌ریزی حکومتی برای نابودی جنبش فداییان خلق صورت گرفته بود. شاه در هر درگیری نظامی با رفقای ما در بارهٔ حمید می‌پرسیده است، در مورد این که آیا بالاخره چریک افسانه‌ای دستگیر یا کشته شده است یا نه!

در دورهٔ پیش از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ نام و نفوذ فزایندهٔ چریک‌های فدایی خلق الهام بخش انقلابیون و موجب هراس مستبدان حاکم بود. انبوه مبارزان به ویژه از میان صفوف جنبش سرفراز دانشجویی که یا در قامت چریک و یا به عنوان نیروهای مرتبط و هوادار چریک‌های فدایی خلق دستگیر و روانهٔ زندان می‌شدند، ابعاد این نفوذ را بیش از هر کسی برای خود حکومتیان عیان می‌ساختند.

در فضای انقلابی ماه‌های پیشاانقلاب و پس از پیروزی انقلاب بهمن در سرنگونی حکومت پهلوی، ابعاد جنبش فداییان خلق در سراسر کشور و در میان همهٔ طبقات و اقشار اجتماعی، از جمله در مناطق ملی – قومی، در میان زنان، دانش‌آموزان، دانشجویان، فرهنگیان، نویسندگان و هنرمندان نشان از دامنهٔ بازتاب مبارزهٔ بی‌امان بنیان‌گذاران و مجموعهٔ نیروهای فدایی در ایران داشت.

حکومت محمدرضا شاه پهلوی در تلاش برای نابود کردن این جنبش دست به سرکوب دائم و وسیع نیروهای ما زد و به عنوان مهم‌ترین اقدام در این راستا، در فروردین‌ماه ۵۴ رفیق بیژن و در تیرماه ۱۳۵۵ رفیق حمید را کشت. اما آرزوی حکومت استبدادی پهلوی در نابودی جنبش فداییان خلق توهمی بیش نبود. علیرغم مقابلهٔ خشن و بی‌رحمانهٔ شاه با این جنبش، او موفق به نابودی ما نشد. پس از انقلاب ما به بزرگترین جنبش و نیروی چپ ایران و منطقه بدل شدیم.

ما اکنون در ششمین دهه پس از روندهای آغازین شکل‌گیری جنبش فداییان خلق، هستیم و به مبارزه در راه آرمان و اهداف و آماج‌های جاوید جنبش خود ادامه می‌دهیم.

شاه منجر به نابودی ما نشد اما در تکاپوی انقلاب، در دوران طوفانی دههٔ نخست آن و حتی در دهه‌های پس از آن فقدان رفیق بیژن و رفیق حمید در جنبش فداییان خلق ملموس و مشهود بود. فقدان دانش، تجربه و بینش عمیق و وسیع رفیق بیژن، فقدان کارآزمودگی رفیق حمید در مدیریت و هدایت عملی و روزمرهٔ نیروهای ما در دشوارترین شرایط، ضربه‌های جبران‌ناپذیری به جنبش فداییان خلق وارد کرد. نفوذ و اعتبار این دو نماد جنبش فداییان خلق در کنار توانایی بی‌بدیل آنان در سازمان‌دهی نیروها، بی‌گمان می‌توانست تأثیرات ثمربخشی بر جنبش چپ و بر نیروهای مترقی ایران بگذارد.

روی دیگر مبارزهٔ جنبش فداییان خلق با حکومت استبدادی شاه شیوهٔ مبارزهٔ مسلحانه‌ای بود که بنیان‌گذاران این جنبش در پیش گرفتند؛ شیوهٔ مبارزه‌ای که نتیجهٔ آن فدا کردن جان‌های بی‌شمار زنان و مردان آزاده و سربلندی بود که پای در راه گذاشتند و جان بر کف با نظام شاه جنگیدند. جان‌های عزیزی که فدا شدند و در هنگامه‌های تاریخی که میهن ما نیاز عاجلی به آنان داشت، نبودند و جای خالی‌شان همواره خالی ماند.

بیژن و حمید دو نماد برجسته از این جنبش جان بر کف جوانان آزادهٔ ایرانی بودند و به همین عنوان به تاریخ میهن ما پیوسته‌اند. این اهمیت و این جای‌گاه، هنوز نیز که قریب نیم‌قرن از جان‌باختن آن دو رفیق عزیز می‌گذرد، پا برجاست. هم از این روست که حکومت استبدادی ولایی هنوز که هنوز است می‌کوشد به لطایف‌الحیل نام و جای‌گاه این مبارزان فرهیخته را مخدوش کند. اما تلاش اینان نیز مانند تلاش اسلاف‌شان، تلاشی بیهوده و عبث است.

نام و یاد فداییان جان‌باختهٔ خلق، نام و یاد این مبارزان راه آزادی، برابری، مردم‌سالاری و عدالت اجتماعی، نه تنها در قلوب هم‌رزمان آنان در جبههٔ چپ‌های سوسیالیست، بلکه در صحیفهٔ تاریخ ماندگار این سرزمین دیرینه، جاودانه حک شده است.

تاریخ انتشار : ۸ تیر, ۱۴۰۲ ۸:۲۴ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

1 Comment

  1. البرز ابیوردی گفت:

    با اینکه با نویسنده ی نوشتار حاضر در نقش و تأثیر بی بدیل رفقا بیژن و حمید همراه هستم.
    ولی با اینهمه بر این باورم جنبش فدایی هنوز هم نقشی محوری در مبارزات ضداستبدادی مردمان ایران دارد، و می تواند داشته باشد…..
    اگر همه و هر یک از دوستان جنبش فدایی بجای عمده کردن اختلافات، پیرامون مشترکات در جبهه ای مشترک و برنامه ای مشترک گرد هم بنشینند، بی آنکه سازمانهای موجود خود را منحل نمایند
    پاینده باد ایران
    پاینده باد رزم مشترک برای آفرینش ایرانی آزاد دموکراتیک و سرشار از عدالت اجتماعی
    البرز ابیوردی

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

رضا پهلوی و نقاب‌هایی که در باران گلوله فرو می‌ریزند

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

سی‌ودومین تحلیل هفته | گفتگو پیرامون بیانیه: نه به جنگ و خشونت؛ آری به صلح و آزادی | کیوان صمیمی، فرخ نگهدار

یاسمین فهیمی رئیس اتحادیه‌های کارگری آلمان، شرکت‌ها را به اعتصابات گسترده تهدید کرد.

حذف نسل جوان؛ سرمایه‌هایی که به دار آویخته می‌شوند