یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۲:۵۹

یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۲:۵۹

جنبش سبز، جنبش همه ایرانیان است!

خامنه ای بهتر از هرکس از تداوم حیات جنبش سبز باخبر است و بیش از هرکس از آن می ترسد. در همه ٥ سال گذشته بویژه از انتخابات دوره یازدهم به بعد یعنی در این یکساله، واژه ای که بیش از همه در سخنان رهبر جمهوری اسلامی و فرماندهان و مسئولان تحت امر او تکرار شده و می شود واژه ی "فتنه" یعنی جنبش سبز است.


پنج سال از شکل‌گیری جنبش سبز می‌گذرد. شما امروز وضعیت جنبش سبز را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا این جنبش به تاریخ پیوسته و یا این‌که عوامل زاینده و حیات‌بخش آن هم‌چنان زنده و پابرجا هستند؟ شاخصه‌ی تداوم حیات این جنبش در چیست؟ چه ارزیابی‌ از نیروی اجتماعی و سیاسی این جنبش دارید؟

جنبش سبز حامل خواسته های دموکراتیک دیرینه مردم ایران است. ادامه پروژه ناتمام جنبش مشروطه، نهضت ملی و انقلاب بهمن است. از آنجا که این مطالبات در برش کنونی تاریخ ایران جنبه حیاتی پیدا کرده، این جنبش زمانی به تاریخ می پیوندد و پشت سر آیندگان قرار می گیرد که جمهوری در مفهوم راستین آن در ایران مستقر شود. یعنی آزادی، حق شهروندی و حکومت قانون، قانونی که ناشی از اراده ملت باشد، در ایران نهادینه شده باشد.

 به این اعتبار جنبش سبز که جنبش هیچ کس نیست، که به هیچ مذهب، مکتب، حزب و یا رهبر فرهمندی متعلق و وابسته نیست، بلکه جنبش همه ایرانیان است، از میان رفتنی نیست.

  آنان که پنج سال پیش در تظاهرات مدنی و بدون خشونت تهران و برخی شهرهای بزرگ در اعتراض به دزدی آرای خود به خیابان آمدند و پرسیدند رای من کو و با خشونت تفنگ و مسلسل نظامیان تحت امر خامنه ای پاسخ گرفتند طیفی از همه رنگ های سیاسی و عقیدتی و قومی ایران بودند. آن صدها هزار زن و مردی که در آن اعتراضات تاریخی به خیابان آمدند کاری به دین و مذهب و مسلک و سلایق سیاسی هم نداشتند. بلکه در پی کسب نخستین حق شهروندی یعنی حق انتخاب کردن بودند. کسی که این جنبش را به یک فکر و عقیده تقلیل دهد، خلاف گوهر اصلی آن عمل کرده است.

 جنبش سبز را شاید بتوان گونه تکامل یافته جنبش های ١۵٠ ساله اخیر ایران دانست. چرا که اگر مطرح کنندگان مطالبات دموکراتیک جنبش مشروطه، منورالفکرها و فرنگ رفته های آن دوران بودند، اگر در نهضت ملی مصدق هنوز استقلال طلبی بیش از دموکراسی خواهی انگیزه کسانی که در ٣٠ تیر ١٣٣١ برای حمایت از مصدق به خیابانها ریختند، بود و اگر درانقلاب بهمن مطالبه برای سرنگونی رژیم شاه بر اندیشه های دموکراسی خواهانه غلبه داشت، در جنبش سبز خواسته های آزادیخواهانه روشنفکران نهضت مشروطه و آرزوهای دموکراتیک و ملی مصدق ابعاد گسترده توده ای پیدا کرده است. یعنی آن که این رهبران سیاسی فرهیخته نبودند که مردم را برای مطالبات آزادیخواهانه و ملی فراخواندند، بلکه این خود توده های میلیونی مردم تهران و شهرهای بزرگ کشور (بویژه نسل جوان) بودند که درک روشنی از حق شهروندی داشتند و در دفاع از آن به میدان آمدند. علاوه بر این، دو شاخص مهم دیگر نیز این جنبش را از جنبش های پیشین متمایز می کند:

 ١- زنان به اندازه مردان در این جنبش سهیم بودند و هستند.

 ٢- جنبش سبز کم و بیش درک روشن و عمیقی از مبارزه بدون خشونت دارد. یعنی انگار اکثر فعالان این جنبش و هزاران هزار جوان دانشجو و دانش آموخته ای که به خیابان ها آمدند عمیقا می دانستند که خشونت حتی در صورت کلامی و شعاری آن نیز با فرهنگ مدارا و مسیرگذار به دموکراسی ناسازگار است.

 گفتمان جنبش سبز یعنی مطالبه و دفاع از انتخابات آزاد و پذیرفتن نتیجه آن هرچه که باشد، برابری کامل عقیدتی، جنسی و قومی شهروندان و پیگیری این خواسته ها از همه راه ها و اشکال مبارزه بدون خشونت نه فقط میدان خالی نکرده بلکه در پنج سال گذشته به ویژه با برملاشدن فساد نهادینه شده و ساختاری جمهوری اسلامی دامنه و عمق بیشتری در جامعه پیدا کرده است. شبکه های مجازی، وبلاگ ها، فیس بوک، تویتر و غیره و مهمتر از آن رفتار عمومی مردم در فرصت های اجتماعی و سیاسی مختلف مثلا واکنش مردم در انتخابات دوره  یازدهم ریاست جمهوری و شعارهایی که بلافاصله پس از پیروزی روحانی سر دادند، برای اثبات این مدعا کافی بنظر می رسند. اینها نشانه زنده بودن گفتمان و مطالبات جنبش سبز در تاروپود جامعه ایران است. حسن روحانی نه سبز است و نه حتی خود را اصلاح طلب می داند با این همه هیچ کس نمی تواند انکار کند که پیروزی او بر کاندیدای مورد حمایت خامنه ای (جلیلی و یا قالیباف) تا حدود زیادی مدیون حمایت کسانی است که به جنبش سبز تعلق دارند. فضای دانشگاه ها و مراکز آموزشی کشور که در غیاب آزادی موسسات نظرسنجی و آمارگیری افکار عمومی ایرانیان را باز می تاباند گواه بر آن است که اگر امروز در یک انتخابات آزاد میان یکی از فعالان و رهروان زندانی جنبش سبز (مثلا میرحسین موسوی) و کاندیدای مورد حمایت خامنه ای (هرکه باشد) مردم حق انتخاب داشته باشند، اکثریت عظیم رای دهندگان به جنبش سبز رای می دهند. با این همه منکر آن نیستم که سرکوب شدید و خونین اعتراضات مسالمت آمیز سال ٨٨ و هزینه های سنگینی که دیکتاتوری مذهبی به فعالان این جنبش تحمیل می کند، فعلا امکان تظاهرات و حرکات اعتراضی آن را از آن گرفته و در اصطلاح سیاسی رژیم، این جنبش را مهار کرده است. اما به همه دلایلی که برشمردم، سرکوب نظامی، جنبش سبز را ریشه کن نکرده است. گفتمان این جنبش در میان طرفداران سنتی نظام نیز رسوخ کرده است. فساد فراگیر نظام حاکم و نیز سیاست های ویرانگر دوران احمدی نژاد که خامنه ای مسئول درجه اول آن است موجب بیکاری و فقر فزاینده ای است که مهار آن به ویژه در شرایط بیماری هلندی اقتصاد (تورم و رکود توام) ناممکن است. به باور من در آینده نزدیک خواسته های آزادیخواهانه جنبش سبز با مطالبات نیرومند اقتصادی تهیدستان که متاسفانه اکثریت مردم ایران را تشکیل می دهند پیوند می خورد.

 چرا گردانندگان حکومت و به ویژه آقای خامنه‌ای از یک‌سو مدعی زوال “فتنه” (جنبش سبز) هستند و از سوی دیگر از برآمد آن وجشت دارند؟

خامنه ای بهتر از هرکس از تداوم حیات جنبش سبز باخبر است و بیش از هرکس از آن می ترسد. در همه ۵ سال گذشته بویژه از انتخابات دوره یازدهم به بعد یعنی در این یکساله، واژه ای که بیش از همه در سخنان رهبر جمهوری اسلامی و فرماندهان و مسئولان تحت امر او تکرار شده و می شود واژه ی “فتنه” یعنی جنبش سبز است. این واژه مدتها است که از واژه دشمن که اشاره به قدرت های خارجی است جلو زده است! می گویند “فتنه” مرده است، اما از همراهان سالخورده و بیمار آن به سختی وحشت دارند.

 اگر این جنبش مرده چرا مدام رهبر و فرماندهان نظامی و دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای آن خط و نشان می کشند. به باور من خامنه ای و اطرافیان به شدت آلوده به فساد سیاسی و اقتصادی بیت رهبری برخلاف شعارها و تبلیغات کرکننده شان علیه دشمن خارجی، می دانند که این نه دشمن خارجی بلکه این “فتنه” داخلی است که بنیان دیکتاتوری و ولایت فقیه را تهدید می کند. به همین دلیل هم هست که خامنه ای مذاکره و حتی مصالحه با به اصطلاح دشمن خارجی را بر مذاکره و مصالحه با رهبران شناخته شده جنبش سبز ترجیح می دهد. به اعتقاد من پیروزی گفتمانی و اخلاقی جنبش سبز بر دیکتاتوری مقدمه پیروزی های سیاسی آینده آن است.

 

تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد, ۱۳۹۳ ۰:۰۴ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

بی اعتمادی ۸۰ درصد مردم نسبت به نظام حاکم گویای آن است که حکومت با همین سیاست ها و برنامه ها که علیه مصالح ملی و منافع مردم است ، پیش می راند. از این رو برای نجات کشور راهی جز ایستادن در کنار….

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

جمهوری اسلامی اکنون در شرایطی قرار دارد که ادامۀ وضع موجود بدون تغییرات در ساختار نظام هر روز سخت‌تر می‌شود. پروسه و روند تحولات تاکنونی و تجربه نشان میدهد که انتظار هیچ تغییر مثبتی از حکومت به شکل امروزی آن برای بهتر شدن اوضاع کشور متصور نیست، بلکه برعکس وضع بدتر از امروز خواهد شد. از این‌ رو عدم شرکت در انتخابات، آغاز راهی دشوار برای فشار مدنی بیشتر مردم به نظام برای تغییرات است. تنها نافرمانی مدنی و اعتراضات گسترده، یک‌پارچه و متحد مردم در مقیاس وسیع است که می‌تواند جمهوری اسلامی را در برابر پرسش سخت تن دادن به خواست مردم، یا سرنوشتی نا معلوم و تلخ برای خودش قرار دهد.

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

ما خواهان توقف، ممنوعیت و لغو صدور و اجرای احکام اعدامیم! تنها با اعتراض گستردۀ مردمی و مبارزات پی‌گیر جامعۀ مدنی می‌توان صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف  و در راستای ممنوعیت و لغو اعدام از قوانین کشور گام برداشت.

سلطه بدون هژمونی

در چنین شرایطی ، مشارکت نصف و نیمه اصلاح طلبان و میانه روها در کلان شهرها ، راه به جایی نخواهد برد . مقاله انتقادی تند محمد قوچانی خطاب به حزب اتحاد ملت و تاکیدش بر لزوم ” اصلاح اصلاحات ”  هم چیزی بیش از مرثیه زود هنگام  شکست اصلاح طلبان ، در این انتخابات نیست.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

سلطه بدون هژمونی

هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان اکثریت خاطی برنامە سازمان

۲۹ بهمن روز ستایش زن در فرهنگ ایران