چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۳ - ۰۰:۳۰

چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۳ - ۰۰:۳۰

آه... ماندانا!
فروردین ۱۳۶۱ بود که از کمیتۀ مشترک به بند ۲۴۳ زنان اوین منتقل شدم. دخترکی شیرین ومخملین نظرم را جلب کرد. شاید ۲۲ سال داشت. نرم ومخملین بود، با صلابت....
۳۰ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: زهره تنکابنی
نویسنده: زهره تنکابنی
شوق وزیدن 
در قعر نومیدی … به تداوم ناگزیر زیستن می اندیشم، به تماشای شکوفه های شکوفنده، در باغ بهاری،. که پایان تمامی زمستان ها را،. اعلام می کند...
۲۹ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: مسعود دلیجانی
نویسنده: مسعود دلیجانی
جنایات جمهوری اسلامی علیه هموطنان بهایی را محکوم میکنیم
نظام جمهوری اسلامی سالهاست با گفتمان خودی-غیر خودی، شیعه-سنی، انقلابی-غیر انقلابی و مشابه آن، با پر رنگ کردن اختلافات قومی و مذهبی ملت ایران را چند بخش کرده و کوشش...
۲۹ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: سازمانهای جبهه ملی ایران خارج کشور
نویسنده: سازمانهای جبهه ملی ایران خارج کشور
بحران خالص سازی و به صحنه‌‌آمدن اصلاح طلبان در سیمای تحریم شکنان و کنشگری مرزی!
آیا لقمه خالص سازی در گلوی خامنه‌ای گیر کرده است؟ ... چرا آب و نان اصلاح طلبان در گرو ایفا نقش در هم شکستن دوقطبی جامعه است؟ مهندسی انتخابات از...
۲۹ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: تقی روزبه
نویسنده: تقی روزبه
بیانیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران دربارۀ آخرین تحولات کشور، و نمایشِ انتخاباتی پیشِ‌روی
حرکت مشترک ما در تحریم نمایش انتخاباتی رژیم منفور و ورشکستۀ ولایت فقیه به‌رهبری علی خامنه‌ای، پیام روشن اکثریت قریب‌به‌اتفاق مردم میهن ما به این رژیم است.
۲۹ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: حزب توده ایران
نویسنده: حزب توده ایران
حقوق بشر! 
در سرزمین اروپا که «فرشتگان» بر آن حاکم ند، انسانيت در حال دفن شده‌ است! سرزمینی که مردگان سیاسی در آن بر صندلی قدرت نشسته اند، با سیاستهای تکراری و...
۲۸ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: شمی صلواتی
نویسنده: شمی صلواتی
منصور یاقوتی معلم، نویسنده متعهد و واقعگرا
مانیفست منصور یاقوتی و تمامی معلمانی که درد مردم را می فهمند، فقط در کلاس درس و آموزش خلاصه نمی شود، منصور رسالت یک معلم را فراتر از تعلیم و...
۲۸ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: بهروز شوقی
نویسنده: بهروز شوقی

جنگ و گلهای یاس مادر (٢١)

رودخانە کنارەهایش یخ زدەاست و برف بخشی از آن را پوشانیدەاست. پدر کە مدتیست بخاری هیزمی را بیرون آوردە، در پی هیزم بە رودخانە می آید. تا چشم کار می کند بە درازای آب روان درخت بید و چنار در سرمای بیرحم زمستان خوابیدەاند. و پدر با تبری کە از خانە یکی از همسایگان کوچ کردە پیداکردەاست، بە جانشان می افتد. و درختان ایستادە و خوابیدە می میرند. او ابتدا از درختانی کە تنە بزرگ ندارند شروع می کند.

نفتی کە از پایگاە داخل شهر می گیریم، کفاف نمی دهد. همین کە بتوانیم چراغ فانوس را روشن نگە داریم، خودش کار کارستانیست. برای همین گاهی وقتها با پدر از شهر خارج شدە، بە طرف شرق، جائیکە نیروهای دشمن نیست، می رویم. آنجا رودخانەای هست کە نسبتا پر آب است. رودخانە از جنوب می آید، از شرق می گذرد و در شمال شهر از میان محلات خودش را پیچ و تاب می دهد تا دوبارە بە میان طبیعت باز می گردد. رودخانەای کە تابستانها در آن مردم قالی هایشان را می شستند، بچەها در آن شنا می کردند و مردان در کنارش ازکار و کاسبی روزانە می گفتند و سیگار می کشیدند. رودخانەای کە اواخر بهار، دانش آموزان در سایە درختان آن درس می خوانند و تا غروب بر نمی گشتند. آب آن عمیق نبود، اما زلال و شاداب بود. صدای بچەها تا دوردستها در دامان دشت، انعکاس شادی خود را می پراکند.

رودخانە کنارەهایش یخ زدەاست و برف بخشی از آن را پوشانیدەاست. پدر کە مدتیست بخاری هیزمی را بیرون آوردە، در پی هیزم بە رودخانە می آید. تا چشم کار می کند بە درازای آب روان درخت بید و چنار در سرمای بیرحم زمستان خوابیدەاند. و پدر با تبری کە از خانە یکی از همسایگان کوچ کردە پیداکردەاست، بە جانشان می افتد. و درختان ایستادە و خوابیدە می میرند. او ابتدا از درختانی کە تنە بزرگ ندارند شروع می کند. با تبر آنان را بە تکەهای کوچک تقسیم می کند، بعد با طنابی آنها را بە هم می بندیم و روی کولمان می گذاریم،… و بە خانە بر می گردیم. کار دشواریست، اما خوشبختانە گذشتە روستائی پدر بە کمک می آید و آن را آسانتر می کند. سرما هیچ جائی را تنها نمی گذارد. سرما با عرق و خیسی ناشی از باریدن برف در هم تنیدە می شوند و قدم برداشتن در برف نیز خود دشواری دیگر. اما در هر صورت روزهای آوردن هیزم بهتر می گذرند. صدای بلند تبر در میان طبیعت، کە انگار خاموشی برف را بە مصاف می خواند، و گذر رودخانەای کە صدایش زیاد در نمی آید، با هم مرا با خود می برند.

و هیزم تر مناسب بخاری نیست. بد می سوزد و مکش لولە بخاری هم زیاد خوب عمل نمی کند تا بتواند این همە دود را بە بیرون حمل کند. برای همین تا می توانیم هیزمها را کوچک تر می کنیم. ولی نە بە آن اندازە کە سریع بسوزند، و زیاد دوام نیاورند. و پدر بر حماقت خود لعنت می فرستد کە چرا بعد از شروع جنگ، موقعیکە هنوز زمستان نیامدە بود در فکر هیزم نبود. اما دیگر چارەای نبود. ما کم کم در استفادە از هیزم تر استادتر شدیم، و توانستیم زیرزمین را گرم نگە داریم. و خیال انگیزترین نور، نور شعلەهای یک بخاری هیزم سوز در دل شبهاست، هنگامیکە بر دیوارهای اتاق رقصان می خرامد. و صدای خوب آتش کە بە آرامی تمام شب آواز می خواند. و بوی خاکستر و ذغالی کە از دهنە بخاری بە بیرون می خزیدند و دماغ را می انباشتند. و پدر نە با کبریت کە با همین ذغالها سیگارش را روشن می کرد. و بشدت معقتد بود کە سیگاری کە با چنین ذغالی روشن می شود، طعمش از سیگاری کە با کبریت و یا فندک روشن می شود بسیار بهتر است! پدر راست می گوید. طبیعت طعم خاص خود را دارد. طعمی طبیعی و اورژینال کە می تواند مصنوعات را هم تسخیر کند.

و شبی پدر از خاطرات دوران کودکی اش می گوید. اینکە در روستا الاغی داشتند و بە گاە پاییز همراە پدرش از کوههای اطراف هیزم می آوردند. می گوید الاغێ سیاەرنگ بود با گوشهائی غیرمعمول کە از گوش الاغهای دیگر بزرگتر بودند. می گوید پدرش آنقدر این الاغ را دوست داشت کە بندرت می توانستند سوارش بشوند. حتی او کە آن موقع پسربچەای بیش نبود. و پدر معتقد است کە این نە از سر کشیدن کار بیشتر از الاغ، بلکە بخاطر احترام خاصی هم بود کە پدربزرگ نسبت بە چهارپایان داشتە. پدربزرگ بشدت معتقد بودە کە بدون الاغ اساسا روستائی نمی توانست وجود داشتەباشد. بعد پدر از آدمهای خوب آن روزگار می گوید. آدمهائی کە سرشان بە کار و زندگی خودشان گرم بود و کسی در فکر لشکرکشی بە مملکت دیگران و ویران کردن خانە و کاشانەاشان نبود. و بعد بر زانویش می زند و هرهر می خندد! می گوید الاغ بیچارە با عرعرکردن مشکل داشتە، و هر بار کە ندا سردادە نفسش تا مدتی درنیامدە و انگار داشتە خفە می شدە. و باز دیوانەوار می خندد. و مادر چپکی نگاهش می کند. و من هم لبخندی بر لبانن ظاهر می شود. هرچند دوست دارم مثل او از تە دل بخندم، و در شادی عجیبش کاملا شریک شوم.

و شب الاغ بە خوابم می آید. اما نە در روستا، در همین حیاط خودمان. همان الاغ با همان گوشهای بزرگش کە دراز و پهن بر روی سر گندەاش خودنمائی می کنند. و با هم برای آوردن هیزم می رویم. برف همە جا را پوشانیدەاست. در مسیر راە مرتب گوشهایش را تکان می دهد و بیشتر بە طرف غرب آنها را تیز می کند. و ناگهان متوقف می شود. سرش را بر می گرداند و با تعجب با دهان بزرگ و زبان درازش می گوید کە “نمی دانستم جنگە!” و من سرم را بە نشانە تائید تکان می دهم کە بلە جنگە. و الاغ  تمام راە بە طرف شرق (رودخانە) گوشهایش بە طرف غرب کج شدەاست، و هنگام برگشتن هم باز بە طرف جلو، یعنی غرب. و گلایەوار می گوید کە صداهای عجیب و غریبی می شنود کە بە عمرش نشنیدەاست. و من حرفش را باور می کنم. و مطمئنم کە اگر در دوران ما زندگی کردەبود، می توانست از نوع صداهائی کە می شنید بگوید.
و شب بعد، پدر باز از الاغە می گوید! تعریف می کند کە همە اهالی دە از اینکە پدرش چنین الاغی داشتە حسودیشان می شدە. می گوید کە حتی پدربزرگ با همین الاغ بە قاچاق رفتە، در حالیکە بقیە قاچاقچیان قاطرهای پر زوری داشتند. قاطرهای بزرگ، تنومند و قوی کە تنها با آنها می شد بارهای بزرگ پارچە و یا روغن را از مرز رد کرد.
و من آن شب الاغە، با اینکە در انتظارم، اما بە خوابم نمی آید. شاید بە این دلیل کە با وجود نیروهای دشمن نمی توان حتی بە یمن داشتن چنین الاغ قوی و سرحالی، از مرز گذشت و اجناس گران قیمت را دزدکی وارد مملکت کرد. بە خودم می گویم گذشتن از خطوط جبهە کار هر کسی نیست، حتی الاغ پدربزرگم!
ادامە دارد

تاریخ انتشار : ۲ مرداد, ۱۴۰۱ ۱۰:۳۲ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

آزادی حمید نوری لکهٔ ننگی بر دامن مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر است!

این نخستین بار نیست که مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر، با پشت کردن به تمام موازین ادعایی خود دست به اقداماتی این چنینی می‌زنند. این اقدام دولت سوئد ارزش اقدام تاریخی دستگاه قضاییهٔ سوئد را کاهش نمی‌دهد. محاکمه حمید نوری و محکومیت قطعی او نقش استقلال قوه قضائیه مستقل و کارآمد را به نمایش گذاشت و ثابت نمود که قوۀ قضاییه به عنوان شاخک حسی جامعه برای استقرار حاکمیت قانون، آلت دست دولت‌ها نخواهد شد. اسناد مکتوب این محاکمه، محکومیت حمید نوری و رد استیناف او از سوی دستگاه قضایی سوئد، سند ننگی است تاریخی بر پیشانی جمهوری اسلامی به‌مثابه آمر آن جنایات.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

آن‌چه در هفته‌ی ۲۱ تا ۲۸ خرداد گذشت

صاحبان نام‌های بیرون‌آمده از دودکش شورای نگهبان هر کدام بیانیه‌ای خواندند و از چنین می‌کنیم و چنان، گفتند. و از اصلاح امور و پیشرفت. تو گویی تا به‌امروز جن‌ها بر ایران حاکم بوده‌اند. و از برابری زن و مرد هم گفتند. و هیچ یک اما از شورای نگهبان در همین ادعای برابری زن و مرد، نپرسید، چرا برای خالی نبودن عریضه هم که شده، نام زنی را بیرون نداده است!

مطالعه »
یادداشت

انتخابات ۸ تیر و اعتلای نقش جبهه اصلاحات

انتخابات ۸ تیر در حساس ترین لحظات از عمر ۸۰ ساله خاورمیانه برگذار می شود و نتیجه آن قطعا نه فقط بر جایگاه ایران و بر سرنوشت مردم، که بر اوضاع منطقه و جهان، تاثیر گذار است. جای تاسف بسیار است که در این لحظات حساس جای زخم های به جا مانده بر قلب و روح بخش عمده ای از شهروندان ایران چنان عمیق، و جای تمایل حاکمیت به درمان این زخم ها چنان خالی است که بیگمان در ۸ تیر یکی از بی رمق ترین انتخابات ها در تاریخ جمهوری اسلامی ثبت خواهد شد.

مطالعه »
بیانیه ها

آزادی حمید نوری لکهٔ ننگی بر دامن مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر است!

این نخستین بار نیست که مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر، با پشت کردن به تمام موازین ادعایی خود دست به اقداماتی این چنینی می‌زنند. این اقدام دولت سوئد ارزش اقدام تاریخی دستگاه قضاییهٔ سوئد را کاهش نمی‌دهد. محاکمه حمید نوری و محکومیت قطعی او نقش استقلال قوه قضائیه مستقل و کارآمد را به نمایش گذاشت و ثابت نمود که قوۀ قضاییه به عنوان شاخک حسی جامعه برای استقرار حاکمیت قانون، آلت دست دولت‌ها نخواهد شد. اسناد مکتوب این محاکمه، محکومیت حمید نوری و رد استیناف او از سوی دستگاه قضایی سوئد، سند ننگی است تاریخی بر پیشانی جمهوری اسلامی به‌مثابه آمر آن جنایات.

مطالعه »
پيام ها

بدرود رفیق البرز!

رفیق البرز شخصیتی آرام، فروتن و کم‌توقع داشت. بی‌ادعایی، رفتار اعتمادآفرین و لبخند ملایم‌اش آرام‌بخش جمع رفقای‌اش بود. فقدان این انسان نازنین، این رفیق باورمند، این رفیق به‌معنای واقعی رفیق، دردناک است و خسران بزرگی است برای سازمان‌مان، سازمان البرز و ما!

مطالعه »
بیانیه ها

آزادی حمید نوری لکهٔ ننگی بر دامن مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر است!

این نخستین بار نیست که مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر، با پشت کردن به تمام موازین ادعایی خود دست به اقداماتی این چنینی می‌زنند. این اقدام دولت سوئد ارزش اقدام تاریخی دستگاه قضاییهٔ سوئد را کاهش نمی‌دهد. محاکمه حمید نوری و محکومیت قطعی او نقش استقلال قوه قضائیه مستقل و کارآمد را به نمایش گذاشت و ثابت نمود که قوۀ قضاییه به عنوان شاخک حسی جامعه برای استقرار حاکمیت قانون، آلت دست دولت‌ها نخواهد شد. اسناد مکتوب این محاکمه، محکومیت حمید نوری و رد استیناف او از سوی دستگاه قضایی سوئد، سند ننگی است تاریخی بر پیشانی جمهوری اسلامی به‌مثابه آمر آن جنایات.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

آه… ماندانا!

شوق وزیدن 

جنایات جمهوری اسلامی علیه هموطنان بهایی را محکوم میکنیم

بحران خالص سازی و به صحنه‌‌آمدن اصلاح طلبان در سیمای تحریم شکنان و کنشگری مرزی!

بیانیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران دربارۀ آخرین تحولات کشور، و نمایشِ انتخاباتی پیشِ‌روی

حقوق بشر!