شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۰۸:۲۰

شنبه ۱ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۰۸:۲۰

دعوت به برآمد نیروهای دموکرات و سکولار در روند انتخابات ریاست جمهوری با برنامه و سیمای مستقل

عليه انتخابات غيردموکراتيک و مديريت شده و برای برگزاری انتخابات آزاد گرچه هنوز صحنه انتخابات چندان روشن نيست و صفآراییها شکل نگرفتهاند، اما نيروهای اپوزيسيون دموکرات و سکولار از هم اکنون بايد بکوشند که با ارائه برنامه و معرفی کانديداهای مورد نظر خود، در روند انتخابات و در شکلدهی صحنه سياسی کشور نقش بازی کنند و نگاهها را به سوی برنامه خود و مطالبات مردم جلب نمايند

انتخابات آزاد، دمکراتیک و سالم به عنوان محل چالش و رقابت احزاب سیاسی و گردش قدرت، یکی از ملزومات نظام دمکراتیک است. در طی چند دهه اخیر تعداد قابل ملاحظه ای از کشورها در اروپا، امریکای لاتین و آسیا به جرگه کشورهای دمکراتیک پیوسته و با برگزاری انتخابات آزاد، امکان رقابت بین احزاب سیاسی را فراهم آورده اند. اما در کشور ما انتخابات تا کنون تنها محل منازعه جناحهای حکومتی بوده است که بعضا به گردش قدرت در درون حکومت منجر شده است. به بیان دیگر انتخابات در جمهوری اسلامی حداکثر در چارچوب نیروهای “خودی” برگزار شده و رقابت بین آنها برای دستیابی به قوه مجریه و مقننه جریان پیدا کرده است. 
با روی کار آمدن جریان راست افراطی، انتخابات رقابتی بین جناحهای حکومتی، جای خود را به انتخابات مدیریت شده توسط بلوک حاکم داده است. انتخاباتی که از دوره هفتم مجلس شورای اسلامی به این سو برگزار شده، عمدتاً انتخاباتی مدیریت شده توسط بلوک حاکم بوده است. انتخابات دوره هشتم مجلس نمونه بارز و برجسته انتخابات مدیریت شده بود. در آن انتخابات، بلوک حاکم به رهبری خامنه‏ای از قبل تصمیم گرفته بود که روند انتخابات را به گونه ای هدایت کند که لیست مورد نظرش از صندوقها بیرون آید. این برنامه با سرکوب دگراندیشان، حذف گسترده کاندیداهای اصلاح طلب و مستقل، تشکیل جبهه متحد اصولگرایان و دستکاری در آرای شرکت کنندگان در انتخابات پیش برده شد.
اکثریت مردم کشور ما با آگاهی از برگزاری انتخابات غیردمکراتیک و مهندسی شده، از رفتن به پای صندوقهای رای خودداری کردند. لذا نرخ مشارکت در سطح کشور زیر ۵٠ درصد و در کلان شهرها زیر ۳٠ درصد رسید. گروه های وسیعی از مردم کشور ما در آن انتخابات به این نتیجه رسیده بودند که رای شان در تغییر وضعیت سیاسی کشور مؤثر نیست.

علیه تحمیل انتخابات غیردمکراتیک و مدیریت شده و برای برگزاری انتخابات آزاد 
بلوک حاکم با هدایت خامنه ای این بار هم قصد دارد که از تمام ابزارها و امکانات خود بهره گیرد تا همانند دوره‏های پیشین انتخابات غیردمکراتیک و مدیریت شده را بر کشورمان تحمیل نماید و کاندیدای مورد نظرش را در مقام ریاست جمهوری بنشاند. این برنامه مدتها است شروع شده و دولت احمدی نژاد با پشتیبانی خامنه‏ای برای اجرائی کردن چنین برنامه‏ای بخشی از درآمد نفت را به خدمت آن گرفته است. در همین ارتباط بر تعداد نیروهای بسیج افزوده شده و امکانات وسیعی در اختیار آنها قرار گرفته است. تلاش جریان حاکم برآن است که بسیج، سپاه پاسداران و گروه های ذینفع از سلطه راست افراطی، در انتخابات وارد عمل شوند تا به نفع کاندیدائی که مورد تائید علی خامنه ای و سپاه است، رای دهند.
در هفته گذشته علی خامنه‏ای که جناحهای حکومتی را از شروع زود هنگام کارزار انتخاباتی منع کرده بود، به نفع احمدی نژاد در دانشگاه علم و صنعت سخن راند و زمینه را برای چرخش دستجات درون جریان اصولگرا به سمت حمایت از احمدی نژاد فراهم آورد. 
از سوی دیگر مخالفت با جریان حاکم و سیاستهای آن در سطح جامعه و در درون حکومت گسترش یافته است. این مخالفتها از نیروهای اپوزیسیون سکولار و دمکرات تا جناحهای درون حکومت و از طبقه کارگر تا بخشهائی از بورژوازی را دربر می‏گیرد. مخالفتها علیه گرانی، فقر، بیکاری فزاینده، افزایش فاصله طبقاتی و سرکوب از یکسو و از سوی دیگر علیه رانت‏خواری، نابسامانی اقتصادی و ناکارائی بلوک حاکم در اداره کشور است. 
بر بستر شکل‏گیری مخالفت گسترده با بلوک حاکم و نارضایتی بی سابقه اکثریت مردم کشور ما از وضع موجود، باید از برگزاری انتخابات آزاد دفاع کرد و در مقابل تحمیل انتخابات غیردمکراتیک و مدیریت شده ایستاد و اجازه نداد که بلوک حاکم این بار هم برنامه خود را پیش ببرد.

اپوزیسیون و انتخابات
در جمهوری اسلامی انتخابات غیردمکراتیک است و راه برای مشارکت و ورود نیروهای اپوزیسیون به ارگانهای منتخب مسدود می باشد. قوانین انتخاباتی نظام حاکم بر کشور، ممنوعیت کاندیداتوری دگراندیشان و نظارت استصوابی شورای نگهبان که از مهمترین شاخصه‏های غیردمکراتیک و غیرمنصفانه بودن آن است، امکان راهیابی به ارگانهای منتخب را از نیروهای غیرحکومتی سلب کرده است. جمهوری اسلامی کوشیده است با سرکوب احزاب و سازمانهای مخالف، امکان تاثیر گذاری آنها را در روند انتخابات به حداقل رساند. نیروهای اپوزیسیون هم مجبور شده اند که یا دست به تحریم انتخابات بزنند و یا در مواردی از این و یا آن کاندیدا حمایت کنند. 
اما اپوزیسیون می تواند راه های دیگر را هم تجربه کند. ما برآنیم علیرغم ممنوعیت فعالیت آزادانه مخالفان، غیردمکراتیک بودن انتخابات در جمهوری اسلامی و بسته تر شدن آن در دوره های اخیر، زمان انتخابات فرصتی است برای برآمد فعالتر احزاب و سازمانهای اپوزیسیون در صحنه سیاسی کشور. انتخابات توجه و نظر مردم را نسبت به شعارها، برنامه ها و کاندیداها جلب می کند و امکان انتخاب را برای آنها از بین برنامه ها و کاندیداهای احزاب و سازمانها فراهم می‏آورد. اپوزیسیون می تواند از این فرصت برای تبلیغ برنامه خود و جلب توجه مردم به راه و روشی که برای اداره کشور پیشنهاد می کند، بهره گیرد و در صحنه سیاسی کشور حضور فعال داشته باشد. 
روند انتخابات امکانی است برای شناساندن اپوزیسیون و برنامه آن به گروه های مختلف اجتماعی. برای تحقق این امر لازم است که در روند انتخابات فعالانه شرکت کرد و برنامه حزبی و سازمانی را طرح و تبلیغ نمود و نشان داد که نیروهای اپوزیسیون برای سامان بخشیدن به وضعیت نابسامان کشور، دارای برنامه هستند. 

دعوت به برآمد در انتخابات 
ما در بیانیه شورای مرکزی در تاریخ ۲۵ خرداد امسال اعلام کردیم: “انتخابات ریاست جمهوری به تدریج فضای سیاسی کشور را تحت تاثیر قرار می دهد. ما در کارزار انتخابات فعالانه مشارکت کرده، برای جلب نظر مساعد نیروهای اپوزیسیون جهت اعلام کاندیدای مستقل و تهیه برنامه انتخاباتی که تأمین کننده آزادی، حقوق شهروندی و مطالبات طبقات و لایه های پائین و متوسط جامعه است، کوشش خواهیم کرد.” در این راستا خواست ما آن است افرادی که قادرند اپوزیسیون دمکرات و سکولار و برنامه آنها را نمایندگی کنند، از هم اکنون آمادگی خود را برای کاندیدا شدن اعلام نمایند تا این امکان فراهم شود که از میان آنان یک نفر به عنوان کاندیدای واحد اپوزیسیون دموکرات و سکولار معرفی شود و از او حمایت به عمل آید.
قابل پیش بینی است که کاندیدا و یا کاندیداهائی که اپوزیسیون دمکرات و سکولار را نمایندگی نمایند، مدافع حقوق اساسی شهروندان و تامین شرایط انتخابات آزاد و دمکراتیک باشند به همین اعتبار از صافی شورای نگهبان نخواهند گذشت و صلاحیت آنها مورد تائید قرار نخواهد گرفت. با این وجود لازم است که اپوزیسیون با برنامه و سیمای مستقل خود برآمد کند و بر روندهای سیاسی کشور در کارزار انتخاباتی تاثیر گذارد.
واقعیت این است که دهها میلیون شهروند ایرانی از شرکت در انتخابات خودداری می‏کنند. به این علت که انتخابات آزاد، دمکراتیک و سالم نیست و هیچ یک از کاندیداهای حکومتی، مطالبات این گروه گسترده جامعه را بازتاب نمی دهند. در انتخابات گذشته مجلس شورای اسلامی به دلایل مختلف از جمله به جهت برگزاری انتخابات غیردمکراتیک و مدیریت شده، بر میزان تحریم کنندگان انتخابات به طور بارزی افزوده شد. تحریمی ها عمدتاً نیروی تحول طلب جامعه هستند که خواستار تغییر قانون اساسی و ساختار سیاسی کشورند. 
تا آستانه انتخابات، کاندیدا و یا کاندیداهای نیروهای اپوزیسیون دمکرات و سکولار می‏توانند برآمد کنند و با میلیونها شهروندی که تا کنون از شرکت در انتخابات اجتناب کرده اند، ارتباط برقرار کنند. در آستانه انتخابات و با روشن شدن آرایش نیروها در صحنه انتخابات، هر یک از نیروهای سیاسی از جمله نیروهای اپوزیسیون نسبت به انتخابات و کاندیداها، سیاستهای ضرور را اتخاذ خواهند کرد.

سیاست‌های حاکم 
کشور ما هم از بحرانهای درونی رنج می‏برد و هم از بحران جهانی مالی تاثیر می‏پذیرد. از یکسو بحران جهانی مالی به تدریج به رکود اقتصادی در سطح جهان انجامیده و اقتصاد کشور ما را تحت تاثیر قرار می دهد و از سوی دیگر استبداد حاکم با سیاستهای نابخردانه، کشور ما را به گرداب بحرانها سوق داده و می دهد.
کشور ما با بحران اقتصادی عمیقی روبرو است. بحران اقتصادی با بحران کارائی درهم آمیخته و ابعاد گسترده ای پیدا کرده است. با تشدید بحران جهانی مالی و کاهش قیمت نفت از ۱۵٠ دلار به زیر ۴٠ دلار و افت شدید درآمد نفت، بودجه دولت به شدت کاهش پیدا کرده و اقتصاد کشور ما با چالشهای جدی روبرو خواهد بود. افزایش درآمد نفت در طی سه سال اخیر که چون مائده آسمانی برای بلوک حاکم به حساب می آمد و بر ناکارآمدی دولت و بحرانهای جمهوری اسلامی سرپوش می گذاشت، با کاهش شدید قیمت نفت، به عامل تشدید کننده بحران اقتصادی و اجتماعی تبدیل خواهد شد. 
در آمد دولت از نفت در طی سه سال و نیم حدود ۲۵٠ میلیارد دلار بوده است. علیرغم درآمدهای کلان نفت که می توانست پشتوانه ارزشمندی برای توسعه کشور باشد و شاخصهای کلان کشور را بهبود ببخشد، به جهت ناتوانی جریان حاکم در هدایت کشور، برابعاد بحران اقتصادی افزوده شده و شرایط زندگی و معیشت اکثریت مردم سخت تر از گذشته گشت.
سال تیره و تاری در انتظار اقتصاد کشور است. بر اثر بحران جهانی مالی، بحران اقتصادی و بحران کارائی، زمینه برای بروز بحرانهای اجتماعی آماده می‏شود. بلوک حاکم که متوجه وخامت وضعیت کشور شده و احتمال بروز حرکتهای اعتراضی را می دهد، به جای پاسخگوئی به مطالبات گروههای مختلف اجتماعی، با صرف بودجه عظیم در صدد گسترش ارگانهای سرکوب برآمده و شهرهای بزرگ کشور را به جولانگاه مانورهای نظامی تبدیل کرده است.
در زمینه حل بحران هسته ای نیز چشم اندازی دیده نمی شود. جمهوری اسلامی همچنان بر تداوم غنی سازی تاکید دارد و غرب هم سرسختانه مخالف آن است. اعمال تحریمها و فشارهای بین المللی بر اقتصاد کشور و زندگی مردم تاثیرات منفی گذاشته و به تعمیق بحرانهای درونی منجر می‏گردد. 
مسبب وضعیت فلاکتبار کنونی و چشم انداز تیره و تار، جمهوری اسلامی و عامل تشدید آن، بلوک حاکم است. بلوک حاکم به رهبری خامنه‏ای با اتکا به ارگانهای قهر و سرکوب می‏خواهد سلطه خود را حفظ کند، انتخابات را به صورت مدیریت شده برگزار کند و کاندیدای مورد نظرش را از صندوقهای رای بیرون آورد.
تداوم سلطه بلوک حاکم و سیاستهای کنونی، کشور ما را به سوی فاجعه سوق خواهد داد. باید در این دوره نوک حمله را متوجه این سیاستها کرد، اقدامات و برنامه های آن را برای برگزاری انتخابات غیردمکراتیک و مهندسی شده، رای سازیها و دست بردن در آرای مردم را افشا کرد، حضور ناظرین بین المللی در انتخابات را مطرح نمود و به جمهوری اسلامی برای پذیرش آن فشار آورد. 

انتخابات و اصلاح‌طلبان
اصلاح‌طلبان حکومتی فعالانه وارد روند انتخابات شده اند بدون این که عملکرد خود را در طی دوره هشت ساله مورد نقد پایه ای قرار دهند و از آن استنتاجات ضرور برای کاربست در این دوره اخذ کنند. اصلاح طلبان می خواهند بدون ارائه برنامه تحول طلبانه و بدون این که از نارضایتی گسترده مردم برای اعمال فشار علیه ولی فقیه بهره گیرند و او را به عقب نشانند، با ترساندن مردم از احمدی نژاد و پیامدهای فاجعه بار سیاستهای او، نظر مساعد نیروهای تحول طلب و “تحریمی ها” را به سوی خود جلب کنند. اصلاح طلبان یکبار با “نه” مردم به ولی فقیه، در انتخابات پیروز شدند. اما این بار معلوم نیست که سرمایه گذاری اصلاح طلبان بر “نه” اکثریت مردم به بلوک حاکم، همانند سال ۱۳۷۶ آنها را به قدرت باز گرداند. 
اصلاح طلبان زمانی که در قدرت بودند، به نقد نیروهای تحول طلب بی اعتنا ماندند و فرصتهای گرانبهائی را سوزاندند و زمانی که از قدرت رانده شدند گناه ناکامی خود را به گردن نیروهای تحول طلب و تحریمی انداختند و آنها را به رادیکالیسم متهم کردند. در حالیکه دلائل اصلی شکست آنها به نگاهها و ظرفیتهای محدود و به فرصت سوزیهایشان بر می‏گشت که منافع و مصلحت نظام را بر خواست و مطالبات مردم ترجیح دادند.
جامعه ما نیازمند تغییر و تحول اساسی است. بدون طرح برنامه و شعارهای تحول طلبانه نمی‏توان نظر مساعد گروههای اجتماعی که در انتخابات قبلی شرکت نجستند را جلب کرد. حرکتی همانند حرکت دوم خرداد، زمانی می تواند شکل گیرد که نیروئی با برنامه تحول طلبانه به میدان آید.

رئوس برنامه ما برای انتخابات ریاست جمهوری
قانون اساسی و ساختار سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه، مانع اصلی تحول بنیادی در کشور ما است. هدف برنامه‏ای ما تغییر قانون اساسی و ساختار سیاسی، گذر از استبداد دینی به دمکراسی و استقرار جمهوری دمکراتیک و سکولار در کشور است. در راستای تحقق هدف برنامه‏ای و با توجه به مسائلی که امروز در مقابل جامعه قرار دارد، ما خطوط زیر به عنوان رئوس برنامه برای انتخابات ریاست جمهوری ارائه می‏دهیم:
* شفاف سازی و ساماندهی اقتصاد کشور
* تدوین نظام جامع تامین اجتماعی و اجرای آن 
* صرف در آمد نفت برای توسعه پایدار و اشتغال 
* تامین آزادی احزاب، رسانه ها و سندیکاهای مستقل کارگری
* علیه تبعیض و تامین برابر حقوقی شهروندان 
* کوتاه کردن دست سپاه از سیاست و اقتصاد کشور 
* پیشبرد سیاست تنش‏زدائی، برقراری مناسبات عادی با امریکا و حل بحران هسته‏ای

انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری هم برای نیروهای تحول خواه و اصلاح طلب بیرون از حکومت و هم برای اصلاح طلبان درون حکومت و اصولگرایان از اهمیت برخوردار است. هر یک از نیروها با توجه به جایگاه و دیدگاهشان با انتخابات تماس پیدا می‏کنند. گرچه هنوز صحنه انتخابات چندان روشن نیست و صف آرائی ها شکل نگرفته اند، اما نیروهای اپوزیسیون دمکرات و سکولار از هم اکنون باید بکوشند که با ارائه برنامه و معرفی کاندیداهای مورد نظر خود، در روند انتخابات و در شکل دهی صحنه سیاسی کشور نقش بازی کنند و نگاه ها را به سوی برنامه خود و مطالبات مردم جلب نمایند.

هیئت سیاسی ـ اجرائی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
۳ دیماه ۱۳۸۷ (۲۳ دسامبر ۲٠٠۸)
 

تاریخ انتشار : ۳ دی, ۱۳۸۷ ۰:۰۳ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

حملۀ تروریستی در مسکو را محکوم می‌کنیم!

روشن است که چنین حمله‌ای نیاز به تیمی حرفه‌ای و سازماندهی و تدارکی نسبتاً طولانی و گسترده دارد. در عین حال، زود است که بتوان تحلیل جامع و روشنی از ابعاد پشت پردۀ این جنایت و اهداف سازمان‌دهندگان آن ارائه داد. هدف از این یادداشت کوتاه نیز  در وهلۀ نخست مکثی است بر قربانیان این حمله و حملاتی از این دست. قربانیانی که تنها سهم‌شان از سازمان‌دهی و تدارک چنین جنایاتی و علل پشت پردۀ آن، هزینه‌ای است که با جان و سلامتی‌شان می‌پردازند.

مطالعه »
یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
آخرین مطالب

فراخوان ‏دادخواهی علیه ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی

دادخواهی محدوده‌ی زمانی و مکانی ندارد؛ از دورانِ رژیم پیشین آغاز شده و تاکنون نیز ادامه دارد. تفاوتی میان شکنجه‌گران قبلی و کنونی نیست. همه را باید مورد پیگرد قرار داد. این دادخواهی بخشی از مبارزه در راه آزادی و اعمال حق حاکمیت مردم کشور ماست.

بهار غمگین و‌ ستارگان سرخ

در پس سالیان‌ِ دراز و سرد،
در پنهان ترین گوشهٔ دل‌ها هنوز ستاره می درخشد،
هر بهار در چشمهای خسته از انتظار،
یاد نُه ستارهٔ درخشان شعله می کشد،
و درکوچه باغهای غمگین‌ِ بهار،
شمیم خوشِ نامشان در هوا موج می زند!

“آزادی اندیشه … ضرورت است.”

آفرینش و شکوفایی واقعی هنر و ادبیات جز در سایه‌ی آزادی اندیشه ‌و بیان ممکن نیست و دست‌درازی حکومت‌ها بر ذهن‌ و زبان آدمی، وهن آدمی است.

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

در چهل‌ونهمین سالگرد جان‌باختن مبارزان آزادهٔ راه میهن و مردم، به نام همهٔ فداییان خلق، یاد و نام آنان را بزرگ می‌داریم و در برابر عزم تا پای جان آنان در رزمشان در راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن عزیزمان سر به تعظیم فرومی‌آوریم.

طرح نور، سرکوب شدید زنان خواهان پوشش اختیاری

اعتراضات علیه حجاب اجباری که بعد از قتل مهسا (ژینا) امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد، سراسر ایران را فراگرفت، با وجود سرکوب، به یک معضل برای حکومت تبدیل شده است. گشت ارشاد نمونه کوچکی از جنگ هر روز حاکمیت با زنان بوده و سرکوب هر روزه زنان در خیابان یعنی اعتراف به تداوم جنبش زن زندگی آزادی.

یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
بیانیه ها

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

در چهل‌ونهمین سالگرد جان‌باختن مبارزان آزادهٔ راه میهن و مردم، به نام همهٔ فداییان خلق، یاد و نام آنان را بزرگ می‌داریم و در برابر عزم تا پای جان آنان در رزمشان در راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن عزیزمان سر به تعظیم فرومی‌آوریم.

مطالعه »
پيام ها

از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش‌بس فوری و پایدار در غزّه حمایت می‌کنیم!

ما فداییان خلق ایران از نخستین روز آغاز جنگ ضمن محکوم کردن و غیرقابل توجیه خواندن عملیات مسلحانه و نظامی علیه مردم بی‌دفاع غیرنظامی، همراه و هم‌صدا با آزادی‌خواهان جهان خواهان آتش‌بس فوری و تأمین حقوق حقّهٔ مردم فلسطین شدیم. با این رویکرد ما مهار مقاومت آمریکا و تصویب قطعنامهٔ شورای امنیت را یک پیروزی بزرگ برای مردم بی‌گناه غزّه و فلسطین و تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌دانیم.

مطالعه »
بیانیه ها

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

در چهل‌ونهمین سالگرد جان‌باختن مبارزان آزادهٔ راه میهن و مردم، به نام همهٔ فداییان خلق، یاد و نام آنان را بزرگ می‌داریم و در برابر عزم تا پای جان آنان در رزمشان در راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن عزیزمان سر به تعظیم فرومی‌آوریم.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فراخوان ‏دادخواهی علیه ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی

بهار غمگین و‌ ستارگان سرخ

“آزادی اندیشه … ضرورت است.”

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

طرح نور، سرکوب شدید زنان خواهان پوشش اختیاری

عمر آشور: چگونه حملات ایران به اسرائیل چشم انداز مناقشه خاورمیانه را بازتعریف کرد!