یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۱:۲۳

یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۱:۲۳

دفاع از کرامت انسانی مرز نمی شناسد

دیگر زمان آن رسیده است که طیف های مختلف اپوزیسیون در دفاع از حقوق انسانی هیچ خط و مرزی را جلوی خود و دیگران قرار ندهند. اگر در هنگام فاجعه ملی از امکانات مشترک و تجربه امروز برخوردار بودیم شاید با چنین جنایتی در آن ابعاد وسیع، مواجه نمی شدیم. در دفاع از حق و حقوق قربانیان سال 67، همه خط قرمزها را باید کنار گذاشت و مشترکا و متحدا از ارگان های بین المللی خواست که قتل عام زندانيان سياسي ايران در سال 67، را بعنوان جنايت عليه بشريت برسميت بشناسند و اقدامات لازم علیه عامرین و عاملین جنایت سال 67 را سازمان دهند. این خواستی عمومی و انسانی است.

 

در تابستان سال ۶۷ در زندانهای سراسر ایران ، ظرف چند ماه، هزاران زندانی سیاسی را به دستور و فتوای خمینی در دادگاه های چند دقیقه ای محکوم و در خفا به قتل رساندند و آنها را در گورهای دسته جمعی در گورستان خاوران و گورستان شهرهای مختلف دور از چشم مردم و بستگانشان دزدانه دفن نمودند. تعداد زیادی از این زندانیان بخاطر مخالفت با ادامه جنگ و طرفداری از صلح پس از فتح خرمشهر زندانی شده بودند.

رژیم در آن زمان به غلط تصور می کرد که با قتل عام زندانیان سیاسی و ایجاد رعب و وحشت گورستانی در جامعه می تواند مانع رشد فزاینده مخالفت مردمی و نیروهای دمکراتیک تحول خواه علیه برنامه ها و سیاست های ارتجاعی خویش شود و امکان می یابد با موانع کمتری برنامه های متحجرانه اش را که در اثر شکست سیاست جنگی اش در معرض تهدید بیشتر قرار داشت به پیش ببرد. اما افشا ابعاد این جنایت ددمنشانه که با پیگیری خانواده های قربانیان و واکنش سریع و دور از انتظار بستگان قربانیان میسر شد، نه تنها پرده از این تبهکاری رژیم برگرفت بلکه موجی از نفرت نسبت به بانیان و عاملان این جنایت برانگیخت و به جای آن که موجب کاهش مبارزات و مخالفت ها شود، انگیزه مبارزه علیه حکومت را افزون نمود. خانواده های قربانیان، احزاب و سازمان های سیاسی اپوریسیون، تشکل های مدنی و نهادهای حقوق بشری به همراه تعداد وسیعی از شخصیت های سیاسی کشورمان در خارج و داخل از کشور از همان بدو افشای این جنایت بی سابقه مساعی مشترکی را برای جلوگیری از به فراموشی سپردن این جنایت و پیگرد و محاکمه عاملین آن پیش برده و در این راه کامیابی های به دست آورده اند.

هر سال که می گذرد و در فرصت های مختلف در ایران و دیگر کشورهای جهان و در مراکز نهادهای مختلف بین المللی، صدای دادخواهی خانواده های قربانیان سال ۶۷ روزبروز بیشتر از قبل پژواک می یابد و در این عرصه هر جریان یا نهاد سیاسی و حقوق بشری بر حسب ظرفیت و توان خود اقداماتی را برای برد بین المللی دادن به فاجعه مذکور سازمان می دهد. ۲۶ سال است که بانیان و عاملان این جنایت وحشتناک سکوت کرده اند و پاسخگوی اعمالشان که منجر به کشتار بیش از پنج هزار زندانی سیاسی شد، نیستند.

در تابستان سال ۶۷، مقامات و مسئولین دولتی، امنیتی و اطلاعاتی حکومت توانستند با فتوای قتل زندانیان سیاسی که توسط خمینی صادر شده بود، بدون توجه به احکامی که قبلا توسط دادگاه های انقلاب برای زندانیان صادر شده بودند، آنهایی را که حاضر به دست برداشتن از اعتقادتشان نشدند به قتل برسانند. هئیت های مرگ که به فرمان خمینی مامور انجام این جنایت شده بودند، حتی افرادی را که دوران محکومیت شان به پایان رسیده بود و حاضر به انکار عقایدشان نشدند را نیز از دم تیغ گذراندند. حکومت برای راحت شدن از دست نیروهای اپوزیسیون متوسل به حذف فیزیکی آنان شد. بر طبق مواد حقوق بین الملل، تصمیم به عملیاتی کردن کشتار سیاسی سال ۶۷، به منزله نابودی گروهی تلقی می شود و در نهایت بعنوان جنایات علیه بشریت مطرح می باشد.

در ۲۶ سال گذشته اسناد، مدارک و شواهد بسیاری برای اثبات اینکه کشتار۶۷ در زندانها در زمره جنایات علیه بشریت است توسط خانواده قربانیان سال ۶۷، نهادهای مختلفی از حقوقدانان و ارگان های حقوق بشری تهیه شده است. بدلیل وسعت این جنایت، ضروری است که همه جریانات متنوع اپوزیسیون در فعالیت های خود از نهادهای بین المللی بخواهند که کشتار تابستان سال ۶۷، به عنوان جنایت علیه بشریت شناخته شود. جنایت علیه بشریت، طبق قوانین بین المللی مشمول مرور زمان نمی شود.

نهادهای حقوق بشری، احزاب سیاسی و خانواده های زندانیان در طی بیش از دو دهه توانسته اند یک لیست پنج هزار نفره از زندانیانی که در تابستان سال ۶۷ به قتل رسیدند، را تهیه کنند. طبعاً چنین لیستی بدلیل سکوت حکومت و عدم دسترسی به اسناد زندان ها هنوز می تواند کامل نباشد. اما باید تلاش ها را چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین المللی بجایی رساند که حکومت مجبور شود اطلاعات لازم را به همراه اسامی عامران و عاملان کشتار سال ۶۷، علنی کند. در این زمینه تشکیل یک کمیسیون حقیقت یاب از طرف خانواده های زندانیان سیاسی و حقوق دانان و نهادهای حقوق بشری از ضروریات این فعالیت است. باید از طریق این کمیته موفق شد اطلاعات لازم در باره قربانیان این فاجعه ملی را کسب کرد تا مشخص شود که آنها به چه جرمی، در چه دادگاهی، توسط کدام هیئت منصفه و بر طبق کدام قانون و مصوبه محکوم به اعدام شدند؟ چرا بسیاری از زندانیانی که مدت محکومیت خود را طی می کردند، اعدام شده اند؟ چرا با سکوت و سانسور جلوی انتشار اخبار کشتار سال ۶۷ و تعداد واقعی قربانیان این جنایت را از مردم پنهان کرده و می کنند؟

اکنون در آستانه ۲۶مین سالگر کشتار سال ۶۷ هستیم. حکومت همچنان از گفتن حقیقت پرهیز می کند و همه کار می کند تا مانع خبررسانی در باره کشتار سال ۶۷ در جامعه شود. همه جریانات اپوزیسیون و خانواده های قربانیان بدرستی بدنبال ابعاد بین المللی دادن به کشتار سال ۶۷ اند. برای پیگیری همه جانبه فاجعه کشتار جمعی زندانیان، نیاز به یک اراده ملی در میان اپوزیسیون ایران است. هر فرد و جریان سیاسی با هر نظر و عقیده ایی که دارد مناسب است از حق و حقوق قربانی بعنوان یک انسان دفاع کند تا بلکه با انجام اقدامات مشترک وجدان جامعه بین المللی برای دفاع از حقوق قربانیان کشتار سال ۶۷، بیشتر مورد تاثیر قرار گیرد.

قتل عام زندانیان در سال ۶۷ یک فاجعه ملی است و ما نه تنها بصورت فردی، نهادی، گروهی و حزبی  بلکه بصورت مشترک و متحد باید از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، شورای حقوق بشر، و گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در ایران آقای احمد شهید بخواهیم که یک کمیسیون تحقیق درمورد کشتار سال ۶۷ تشکیل دهند، سپس نتبجه تحقیقات پرونده قتل عام سال ۶۷ را به ارگان های مسئول برای تصمیم گیری ارائه دهند و علاوه بر موارد طرح شده یک روز را هم بعنوان روز کشتار زندانیان سیاسی دگر اندیش در سال ۶۷ در ایران برسمیت بشناسند. 

دیگر زمان آن رسیده است که طیف های مختلف اپوزیسیون در دفاع از حقوق انسانی هیچ خط و مرزی را جلوی خود و دیگران قرار ندهند. اگر در هنگام فاجعه ملی از امکانات مشترک و تجربه امروز برخوردار بودیم شاید با چنین جنایتی در آن ابعاد وسیع، مواجه نمی شدیم. در دفاع از حق و حقوق قربانیان سال ۶۷، همه خط قرمزها را باید کنار گذاشت و مشترکا و متحدا از ارگان های بین المللی خواست که قتل عام زندانیان سیاسی ایران در سال ۶۷، را بعنوان جنایت علیه بشریت برسمیت بشناسند و اقدامات لازم علیه عامرین و عاملین جنایت سال ۶۷ را سازمان دهند. این خواستی عمومی و انسانی است.

تاریخ انتشار : ۱۱ شهریور, ۱۳۹۳ ۰:۴۰ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

بی اعتمادی ۸۰ درصد مردم نسبت به نظام حاکم گویای آن است که حکومت با همین سیاست ها و برنامه ها که علیه مصالح ملی و منافع مردم است ، پیش می راند. از این رو برای نجات کشور راهی جز ایستادن در کنار….

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

جمهوری اسلامی اکنون در شرایطی قرار دارد که ادامۀ وضع موجود بدون تغییرات در ساختار نظام هر روز سخت‌تر می‌شود. پروسه و روند تحولات تاکنونی و تجربه نشان میدهد که انتظار هیچ تغییر مثبتی از حکومت به شکل امروزی آن برای بهتر شدن اوضاع کشور متصور نیست، بلکه برعکس وضع بدتر از امروز خواهد شد. از این‌ رو عدم شرکت در انتخابات، آغاز راهی دشوار برای فشار مدنی بیشتر مردم به نظام برای تغییرات است. تنها نافرمانی مدنی و اعتراضات گسترده، یک‌پارچه و متحد مردم در مقیاس وسیع است که می‌تواند جمهوری اسلامی را در برابر پرسش سخت تن دادن به خواست مردم، یا سرنوشتی نا معلوم و تلخ برای خودش قرار دهد.

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

ما خواهان توقف، ممنوعیت و لغو صدور و اجرای احکام اعدامیم! تنها با اعتراض گستردۀ مردمی و مبارزات پی‌گیر جامعۀ مدنی می‌توان صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف  و در راستای ممنوعیت و لغو اعدام از قوانین کشور گام برداشت.

سلطه بدون هژمونی

در چنین شرایطی ، مشارکت نصف و نیمه اصلاح طلبان و میانه روها در کلان شهرها ، راه به جایی نخواهد برد . مقاله انتقادی تند محمد قوچانی خطاب به حزب اتحاد ملت و تاکیدش بر لزوم ” اصلاح اصلاحات ”  هم چیزی بیش از مرثیه زود هنگام  شکست اصلاح طلبان ، در این انتخابات نیست.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

سلطه بدون هژمونی

هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان اکثریت خاطی برنامە سازمان

۲۹ بهمن روز ستایش زن در فرهنگ ایران