پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۳۶

پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۵:۳۶

دلواپسی جناحی از «بدحجابی»

البته علاوه بر آنچه گفته شد، این موضع گیری ها علیه زنان، ممکن است بُعد دیگری هم داشته باشد و آن هم «دلواپسی» از انسجام زنان در تمرد از داشتن حجاب اجباری است. زنان در نافرمانی مدنی که پس از انقلاب تاکنون بی وقفه انجام داده اند، مخالفت خودشان را با حجاب اجباری که توهین و تحقیر زن و مرد جامعه ایرانی را در پی دارد نشان داده اند.

ین که با شروع فصل گرما عده ای سازماندهی شده و در امنیت کامل بدون مجوز در خیابان ها تظاهرات موتوری و غیرموتوری راه بیاندازند و علیه زنان شعار سر بدهند تازگی ندارد، زنان ایرانی از اینها بدترش را هم دیده اند: از تیغ کشیدن به لب و دهانشان تا کشیدن موی سرشان، انداختن طوق برگردانشان در کمیته وزرا به عنوان بدحجاب و فاحشه، بر سنگفرش خیابان کشیدن، زیر مشت و لگد لباس شخصی ها خونین شدن و… این ها تنها بخشی از خشونت های فیزیکی و تحقیر و توهین هایی است که توسط “گروه های فشار” به زنان ایران وارد شده، که صد البته عوارض منفی روحی و روانی جبران ناپذیری برای زنان و دختران بدنبال داشته است.

بخش دیگر مربوط به تحقیرهای رسمی و قانونی است که دست عوامل فشار را در هرگونه دست درازی به حریم خصوصی زنان بازگذاشته تا در سراسر کشور، محدودیت هایی را که شایسته نیست بر زنان و جامعه تحمیل کنند. حجاب اجباری زنان ابزاری است در دست آن بخش از سیاستمداران بنیادگرا تا با استفاده از آن علاوه بر کنترل جامعه، به مصاف رقیبان سیاسی خود بروند و هرگاه جناح غیرهمسو در رأس دولت قرار گیرد، خیابان ها را قرق کنند و فریاد «وا اسلاما» سر دهند. گرچه چند سالی بود که وظیفه خطیر سرکوب و “تادیب” زنان و دختران را نیروهای انتظامی و گشت های رنگ و وارنگ ارشاد به عهده گرفته بودند و در دیوار شهر پر از شعارهای “دندان شکن و دشمن شکن” در حفظ حجاب شده بود، اما حجاب باوران که همه مشکلات را از گرانی و تورم گرفته تا سیل و زلزله و نیامدن باران به حساب “بدحجابی” زنان می گذارند، برای حل بحران های موجود، تداوم راه حل ساده سرکوب زنان را پیش گرفته اند و با عملیاتی هماهنگ و با سازمانی دهی منظم و مرتب اعتراضات و تظاهرات و تجمعاتی را تدارک دیده که سرچشمه همه آن ها یکی است.

در گزارشی از سایت الف (در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۹۳) به نقل از خبرگزاری پارس آمده است[۱] “جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران با صدور نامه‌ای خطاب به فرهاد رهبر نسبت به بدحجابی‌ها موجود در این دانشگاه اعتراض کردند”. در این نامه که دارای ادبیاتی ضدزن است، آشکارا ریاست دانشگاه نیز مورد تهدید قرار گرفته است. در این نامه نوشته اند: “آنچه اینک پیش روی شماست، رنجنامه‌ای است از سوی جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به از بین رفتن فضای مناسب برای تحصیل و خلاقیت علمی، که بوسیله رفتار برخی از دانشجویان، در شکستن حریم‌ها و هنجارهای اخلاقی و آداب اجتماعی، پدید آمده است و اکنون این چند کلام را خطاب به جنابعالی تنظیم نموده‌ایم تا اتمام حجتی باشد با شما و تمام مسئولین ذیربط.” آنان همچنین در نامه خود افزوده اند: “گاهی با افرادی مواجه می‌شویم که محیط دانشگاه را با عشرتکده اشتباه گرفته‌اند” و در ادامه می نویسند: “آنچه جای بسی تامل، تاسف و ناراحتی است نه فقط این پدیده بی‌غیرتی و بی‌عفتی، که تساهل و تسامح شما مسئولین در این مساله ساده انسانی است! و در این زمینه، همه خواسته ما از شما و مسئولین ذیربط این است که ضمن برخورد صحیح قانونی و قاطع با این افراد، که علیرغم تعداد اندک‌شان، خسارتی بس سنگین برای جامعه دانشگاهی‌اند، بیش از این اجازه اشاعه فحشا را در محیطی که باید منشا علم و ایمان باشد…”[۲]

پس از نامه مذکور رجانیوز به نقل از خبرگزاری پارس از نامه دوم این گروه در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۹۳ خبر داد. در این نامه و با همان ادبیات پیشین با اشاره به آیین نامه شورای عالی انقلاب فرهنگی (مصوب سال۱۳۶۶) درباره حجاب و عفاف در محیط های آموزشی آمده است: “اماکن عمومی مانند قرائت‌خانه، کتابخانه و خوابگاه‌ها و اتاق‌های غذاخوری باید برای زنان و مردان جدا باشد یا برای هر جنس از نوبت جداگانه استفاده شود”[۳].

نویسندگان محترم این نامه ها، دانشجو یا غیردانشجو، طوری از آئین نامه شورای عالی انقلاب فرهنگی یاد می کنند که گویی آیین نامه ها بر انسان تقدم دارند و جنبه تقدس به آن می دهند اما فراموش می کنند که برخی از نویسندگان همین آئین نامه و آئین نامه های مشابه، خود از مغضوبین حکومت جمهوری اسلامی هستند و بعضاَ به کشور های دیگر پناه برده اند. از طرفی با توصیفاتی که در این اعتراض نامه ها عنوان شده، لابد در کشوری مثل ژاپن که این همه در زمینه علم و تکنولوژی پیشرفت داشته اند زنان در محیط دانشگاه لحاف به سر کرده اند تا برادران دانشجو وسوسه نشوند و چشمه خلاقیت و نوآوریشان نخشکد. معلوم نیست کی این جماعت می خواهند به خود بیاید که بی استعدادی و افت تحصیلی، از “بدحجابی” همکلاس هایشان نیست، بلکه شاید از تمرکز بیش از حد خودشان روی مسائل جنسی است و این نگاه شان نیز ناشی از آن است که به جنس مخالف به عنوان ابژه جنسی نگاه می کنند وگرنه مگر کشور ما مردان استثنایی دارد که اگر چند تار موی زنی بیرون بود، آنها از خود بیخود شده و عنان اختیار از دست بدهند و “به گناه بیافتند”؟

در این میان ساده انگاری است اگر تصور کنیم عده ای دانشجو پس از ۳۵ سال ناگهان از خواب بیدار شده اند و به فکر “سالم ساختن محیط دانشگاه” برآمده اند، خیر، قضیه چیز دیگری است و به حوزه ی درگیری در مناسبات قدرت بر می گردد؛ یعنی تقابل میان جناح های حکومت و این وسط هم، صد البته دیواری کوتاه تر از دیوار حریم خصوصی زنان و علم کردن حجاب زنان وجود ندارد!! در هر حال به نظر می رسد دُم خروس به طرز انکارناپذیری بیرون زده و از این رو عده ای دیگر چهارشنبه٬ ۱۷ اردیبهشت۹۳‌، در خیابان فاطمی دست به تظاهرات علیه “بدحجابی” زدند و خبرگزاری های فارس، مهر، ایرنا و… این تظاهرات را پوشش خبری تصویری دادند. در این تظاهرات نوک تیز حمله، آموزش عالی و آموزش و پرورش بود. طرح شعار: «آموزش و پرورش خجالت، خجالت» نیز در واقع موضع سیاسی تظاهرکنندگان را نسبت به آموزش و پرورش و قاعدتاَ وزیر مربوطه، بازتاب می دهد. این جا نیز می بینیم که «حجاب خانم ها» بار دیگر دستاویزی برای انتقام گیری های سیاسی از رقیب، شده است! وگرنه چه دلیلی دارد که پس از ۳۵ سال که از انقلاب گذشته و با وجود انواع و اقسام قانون و بخشنامه محرمانه و غیر محرمانه، و چسباندن انواع و اقسام پلاکاردها و شعارهای رنگ و وارنگ در کرامت حجاب زنان که به طور فراوان به در و دیوار های مدارس و خیابان ها، همچنین با وجود اخطار و اخراج و تنبیه و توبیخ دختران دانش آموز و دانشجو و… دل برادران حزب الله هنوز خنک نشده و خواهان اعمال فشارهای باز هم بیشترند؟ نمونه همین کارها پیش از این نیز توسط همین نیروهای حزب الهی و در زمان ریاست جمهوری محمدخاتمی نیز انجام می گرفت. ولی چنانچه در دوره ۸ ساله احمدی نژاد دیدیم این گونه تظاهرات حزب الهی ها و شاخ و شانه کشیدن برای مسئولین، کمتر شده بود.

البته علاوه بر آنچه گفته شد، این موضع گیری ها علیه زنان، ممکن است بُعد دیگری هم داشته باشد و آن هم «دلواپسی» از انسجام زنان در تمرد از داشتن حجاب اجباری است. زنان در نافرمانی مدنی که پس از انقلاب تاکنون بی وقفه انجام داده اند، مخالفت خودشان را با حجاب اجباری که توهین و تحقیر زن و مرد جامعه ایرانی را در پی دارد نشان داده اند. از این رو به نظر می رسد واکنش های زنان نسبت به اجبار و تحمیل که در شکل پوشیدن مانتو و روسری های رنگی و بیرون گذاشتن موی سر (که حتی در میان عادی ترین زنان جامعه نیز رواج دارد) تا تشکیل «کمپین مخالفت با حجاب اجباری»، و اینک «کمپین آزادی های یواشکی»، نمود یافته، سبب شده است که علاوه بر اختلاف های سیاسی درون حکومت، نگرانی در دل بنیادگرایان نیز بیاندازد، همان طور که قشریون، روزی روزگاری سوادآموزی دختران را مخالف دین و دستورات الهی می دانستند. اما امروز خوشبختانه یکی از افتخارات ایران، میزان بالای زنان تحصیل کرده است. هم از این روست که به گمان من روزی فراخواهد رسید که زنان ایران مانند همتایان خود در دیگر نقاط جهان، از حق انتخاب پوشش برخوردار باشند… آری، آن روز دیر نیست!

پانوشت ها:

[۱] http://www.rajanews.com/

تاریخ انتشار : ۲۴ اردیبهشت, ۱۳۹۳ ۷:۳۴ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟