یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳ - ۲۳:۲۰

یکشنبه ۲۶ فروردین ۱۴۰۳ - ۲۳:۲۰

دیکتاتورها پس از کودتا می آیند

دیکتاتوری محمدرضاشاهی محصول اشتباهات مصدق، عدم حضور مردم در صحنه، دخالت بیگانگان و صحنه گردانی شبان بی مخ ها بود. دیکتاتوری که پس از جلوس بر قدرت، همانقدر که پنجه انتقام بر مصدقی ها زد، دست مهر بر سر شعبان بی مخ ها کشید و دست بر سینه دربرابر اربابان خویش کرنش کرد

دیکتاتوری همزاد کودتا است
کودتای پنج میلیون دلاری ارتشبد زاهدی نتیجه تلاش مثلث” آمریکایی ها، انگلیسی ها و شعبان بی مخ ها” بود. دیپلماسی کودتا پس از آن در دستور کار دوقلوهای مداخله گر قرار گرفت که وکیل ملت ایران با حضور در دادگاه لاهه “نفت” را از انگلیس گرفت و به “صاحبان خانه” داد. اسناد منتشر شده نشان می دهد که دهه سوم مرداد ۳۲ ، سفارت خانه های بریتانیا و آمریکا روزهای پرکاری را از سر گذراندند. آنان کودتا را برنامه ریزی و با فراهم نمودن پشتوانه مالی، نظامی، سیاسی و رسانه ای این سناریوی تلخ را از آغاز تا انجام مدیریت کردند.
حکایت دیپلماسی کودتا و نقش بزرگ بیگانگان در سقوط دولت ملی، نقطه تلخ و حزن انگیز تاریخ معاصر است، چه اگر چنین دخالت بی شرمانه ای نبود، ایران شاید هرگز دیکتاتوری ۲۵ ساله محمدرضا را تحمل نمی کرد و جنایت های بی بدیل تاریخ را در دهه های چهل و پنجاه شاهد نبود. تنها چنین کودتایی می توانست شاه جوان را آنقدر گستاخ و بی رحم کند که دست خود را به مدت ربع قرن به خون جوانان آلوده کند . قتل عام ۲۵ آذر تبریز، ۱۵ خرداد فیضیه، ۱۹ دی قم، ۱۷ شهریور تهران و … نتیجه کودتای مرداد ۳۲ هست. این کودتای ننگین تنها مصدق را بی خانمان نکرد و خون فاطمی را نریخت، بلکه جان هزاران نفر را در خیابان های تهران، قم، تبریز، اصفهان، شهیراز و … قبضه و معترضان را روانه دهشتناک ترین زندان ها کرد.
اما تلخ تر از دیپلماسی کودتا، غوغاسالاری لمپنیزم بود. کودتا را نه تانک ها و تیربارهای ارتشبد زاهدی که “زنده باد” های شعبان بی مخ ها به سرانجام رساند. دیکتاتور روی دوش کسانی به ایران بازگشت که با شارلاتان بازی تمام، خیابان های پایتخت را در اختیار گرفته بودند و دستمال گردن کلفتی بر دست هر آنچه حق بود، ناحق جلوه دادند. همین گردن کشان بعدها به خدمت ساواک درآمدند و دیکتاتور را تا آخرین لحظه پای بر جای نگه داشتند.
در کودتای ۲۸ مرداد نه تانکی آتش گشود و نه گلوله ای از تنفگی بیرون جهید، اما دفتر روزنامه ” باختر امروز” که به مدیر مسوولی حسین فاطمی، روزنامه نگار برجسته تاریخ معاصر، منتشر می شد، مورد حمله لمپن های بی شعوری که خیانت به آزادی را پیشه خود می دانستند، قرار گرفت. غوغاسالاران اگر چه صاحبان اصلی کودتا نبودند، اما عربده های آنان و شعار تکراری “جاوید شاه” به “شاه” جرات داد که تا ۲۵ سال بر روی نعش مردم آزادیخواه ایران رژه برود.
در واقع محمدرضا را نه ارتشی های وطن ستیز و بیگانگان مداخله گر، که شعبان بی مخ های عربده کش، “دیکتاتور” کردند. هر حاکمی حتی دیکتاتور به حمایت اجتماعی و مشروعیت نیاز دارد و دیکتاتور ایران مشروعیت خود را که بدان نیاز حیاتی داشت، مدیون “شاه دوستان” و “یاران باوفای کودتا گر” خویش بود. شعبان بی مخ ها لباس نظامی نمی پوشیدند و نشان خاصی نداشتند آنان همه جا حضور داشتند در میان مردم بودند در قهوه خانه ها، مدارس، زورخانه ها و همه و همه رفت و آمد داشتند. دشمنان با مردم و همراه آنان می زیستند. آنها حتی در خانه شان هم بودند.
کودتای سیاه را لباس شخصی ها با عربده ها و ” زنده باد، مرده باد” های خود اجرا کردند. این عربده ها مارش کودتا بود. مارشی که گوش آزادیخواهی را کر کرد. آنان دفتر دو روزنامه را به آتش کشیدند روزنامه نگاران را کتک زدند منزل رجال سیاسی را ویران کردند و هر آنچه به درد می خورد به غارت بردند و همه را تکه تکه به حراج گذاشتند و فروختند. آنان گستاخانه دین، عرف، اخلاق و قانون را زیر پا گذاشتند و هر آنچه می خواستند، کردند.
غوغاسالاران، اینهمه را در سایه “تانک” و با پشتگرمی “پول” انجام دادند. تلاش “شعبان بی مخ” محصول حمایت مالی کودتاچیان است. کسی بی چشمداشت مالی هرگز “جاویدشاه” نمی گوید. کسی از دیوار خانه مصدق بالا می رود و به دفتر رونامه حمله می کند که “پول” می گیرد. ایدئولوژی لمپنیزم را تنها در لابلای دلارها و ریال های نفتی می توان جست. نمی توان آزادیخواه، سیاستمدار و اندیشمند بود و به روزنامه حمله کرد. تنها و تنها شعبان بی مخهای بی فکر اجیر شده می توانستند روزنامه نگاران را کتک بزنند.
کودتا که پیروز شد دولت سقوط کرد، خانه سیاستمداران فرو ریخت، ایران ویران شد، فاطمی اعدام شد و پس از اینهمه ویرانی، شاه برگشت. شاه که آمد ایران دیگر آباد نشد. به داد مظلومان نرسید با آمدن او تنها شکنجه گاه ها آباد شدند، شکنجه گاه هایی که جنایت های قرون وسطا را تداعی می کرد. او آمد و این بار هرگز اجازه نداد امثال “مصدق” ، ” فاطمی” و”ریاحی” و “کاشانی” دیگری پای بر عرصه قدرت بگذارند هر که پس از مصدق به دفتر نخست وزیری آمد از پله های خون گذشت و ظلم را به اوج رساند. هزاران جوان بی گناه در سیاهچال های اوین، قزل قلعه، عشرت آبات و زندان کمیته مشترک شکنجه شدند تا “شاه” بماند.
شاه پیش از کودتا لرزان بود از اقتدار سیاسی لازم برخوردار نبود قدرت کشتن نداشت. اما کودتا این جوان محافظه کار تحصیل کرده اروپا را که “برخورداری” ها تمام ذهنش را پر کرده بودند و به زعم خود “ترقی خواهی” تمام آرمانش بود(!) به یک دیکتاتور تمام عیار تبدیل کرد. او پس از کودتا به راحتی فرمان قتل عام می داد. شاهِ پس از کودتا با شاهِ پیش از کودتا خیلی فرق داشت. در این ده روز خوی دیکتاتوری در خون او تزریق شد در واقع او “محمدرضا رفت و رضاشاه آمد” و هر آنچه از پدرش در نهاد خود به ارث برده بود، همه را یکجا عیان کرد. کودتای آمریکایی او را به یک دیکتاتور تمام عیار تبدیل کرد.
دیکتاتوری محمدرضاشاهی محصول اشتباهات مصدق، عدم حضور مردم در صحنه، دخالت بیگانگان و صحنه گردانی شبان بی مخ ها بود. دیکتاتوری که پس از جلوس بر قدرت، همانقدر که پنجه انتقام بر مصدقی ها زد، دست مهر بر سر شعبان بی مخ ها کشید و دست بر سینه دربرابر اربابان خویش کرنش کرد. دیکتاتور می کشت چون مرامش کشتن بود او ۲۵ سال کشتار ایرانیان را به دست شبان بی مخ ها انجام داد. او اقلیتی اندک را در برابر اکثریتی انبوه قرار داد. آن اقلیت اندک را صاحب همه نوع برخورداری کرد و آن اکثریت انبوه را محروم از هر نوع حقوق انسانی. و این چنین شد که یکی از بزرگترین دیکتاتوری ها در تاریخ ثبت شد. دیکتاتوری همزاد کودتا است. یادمان باشد دیکتاتورها نه پس از انقلاب ها و انتخاب ها که پس از کودتاها می آیند…
منبع:http://www.abaazar.blogfa.com

تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد, ۱۳۸۸ ۸:۲۰ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

حملۀ تروریستی در مسکو را محکوم می‌کنیم!

روشن است که چنین حمله‌ای نیاز به تیمی حرفه‌ای و سازماندهی و تدارکی نسبتاً طولانی و گسترده دارد. در عین حال، زود است که بتوان تحلیل جامع و روشنی از ابعاد پشت پردۀ این جنایت و اهداف سازمان‌دهندگان آن ارائه داد. هدف از این یادداشت کوتاه نیز  در وهلۀ نخست مکثی است بر قربانیان این حمله و حملاتی از این دست. قربانیانی که تنها سهم‌شان از سازمان‌دهی و تدارک چنین جنایاتی و علل پشت پردۀ آن، هزینه‌ای است که با جان و سلامتی‌شان می‌پردازند.

مطالعه »
یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
آخرین مطالب

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

گلها از این‌که روزی پژمرده شوند؛ نگران نیستند!
از نهایت جلوه‌گری دست نمی‌کشند!
زیبایی‌ها‌یشان، از عطر و بو و تا تجلی سحرانگیز را بدون هیچ کینه‌ای پیشکش می‌‌‌کنند.

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

اجازه است زمانی که از خانه بیرون می‌روم با احساس آرامش بیرون بروم، راه بروم سرک‌ها یا مسیر هدفم را طی کنم، بدون داشتن هراس، ترس، دلهره و وحشت از این ‌که مبادا طالبان مرا با خود ببرد، یا اینکه در انتحار و انفجار زخمی و یا شهید شوم، یا دزد راهم را بگیرد و تمام اموالم را غارت کند؟

مثل یک باد

شبیه آن رنگین کمان،
پس از باران,
دیدم او را,
گریان بود,
مانده بودم در خود،
این گریه از بهر چه هست؟
شادی یا اندوه دگر؟

نامه ۶۰۰ نفر از کارمندان دولت آلمان درباره غزه …

ما شما را مورد خطاب قرار می‌دهیم زیرا به عنوان کارمندان دولت فدرال و کارکنان دولتی به اصول قانون اساسی متعهد هستیم. ماده ۲۵ تبصره ۱ قانون اساسی دستور عمل عمومی در خصوص حقوق بین‌الملل است. طبق نظر دادگاه قانون اساسی فدرال، این ماده به این معنی است که «قواعد عمومی حقوق بین‌الملل، بدون وجود یک قانون تبدیلی، یعنی بدون واسطه، مستقیماً به سیستم حقوقی آلمان راه پیدا می‌کند.

۸۲ سازمان حقوق بشری: یک نهاد سازمان ملل نباید شریک اعدام‌های مواد مخدر باشد!

«اگر هزینه این اعدام‌ها را برای جمهوری‌اسلامی بالا نبریم، بیم آن می‌رود که در ماه‌های آینده صدها نفر به اتهام‌های مرتبط با مواد مخدر اعدام شوند. ما از تمام نهاد‌ها و فعالان حقوق‌بشری و کنشگران سیاسی می‌خواهیم تا در یک کارزار جهانی ویژه برای توقف اعدام‌های مرتبط به جرائم مواد مخدر شرکت کنند.»

یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
بیانیه ها

حملۀ ماجراجویانۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه و افزایش خطر جنگ در منطقه را محکوم مى‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) ضمن محکوم کردن حملۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه، به جمهورى اسلامى نیز هشدار می‌دهد ماجراجویی دولت اسرائیل را نه با ماجراجویی متقابل و اقدام تلافی‌جویانه، که از طریق شورای امنیت و با اتکا به قوانین بین‌الملل پاسخ بدهد. اولین اقدام می‌تواند درخواست نشست فوری شورای امنیت برای محکوم کردن اسرائیل باشد.

مطالعه »
پيام ها

از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش‌بس فوری و پایدار در غزّه حمایت می‌کنیم!

ما فداییان خلق ایران از نخستین روز آغاز جنگ ضمن محکوم کردن و غیرقابل توجیه خواندن عملیات مسلحانه و نظامی علیه مردم بی‌دفاع غیرنظامی، همراه و هم‌صدا با آزادی‌خواهان جهان خواهان آتش‌بس فوری و تأمین حقوق حقّهٔ مردم فلسطین شدیم. با این رویکرد ما مهار مقاومت آمریکا و تصویب قطعنامهٔ شورای امنیت را یک پیروزی بزرگ برای مردم بی‌گناه غزّه و فلسطین و تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌دانیم.

مطالعه »
بیانیه ها

حملۀ ماجراجویانۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه و افزایش خطر جنگ در منطقه را محکوم مى‌کنیم!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) ضمن محکوم کردن حملۀ اسرائیل به کنسولگرى ایران در سوریه، به جمهورى اسلامى نیز هشدار می‌دهد ماجراجویی دولت اسرائیل را نه با ماجراجویی متقابل و اقدام تلافی‌جویانه، که از طریق شورای امنیت و با اتکا به قوانین بین‌الملل پاسخ بدهد. اولین اقدام می‌تواند درخواست نشست فوری شورای امنیت برای محکوم کردن اسرائیل باشد.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

همه‌ی چلچله‌‌ها برگشتند

اجازه است که خودم باشم، آزاد باشم؟

مثل یک باد

نامه ۶۰۰ نفر از کارمندان دولت آلمان درباره غزه …

۸۲ سازمان حقوق بشری: یک نهاد سازمان ملل نباید شریک اعدام‌های مواد مخدر باشد!

یک روشنگر منتقد و عدالتخواه، دمکرات، مردمی آرامانگرا