سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۱ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۷:۴۳

شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۴۳

روبنائی کە نقش دیگری می طلبد

رژیم جدید بعد از انقلاب با مصادرە و تحت تسلط درآوردن نهادهای اقتصادی بلافاصلە نقش روبنا را بە زیربنا انتقال می دهد. او کە بەشیوە غریزی می دانست روبنا در مقایسە با زیربنا موقتی عمل می کند و نمی تواند نقش خود را در درازمدت با همان استحکام قبلی ادامە دهد، علاوە بر تسخیر ماشین دولتی، دست بە ایجاد نهادهای خاص اقتصادی خود زد و حتی در درازمدت می بینیم کە نقش نیروهای نظامی و امنیتی را نیز در این زمینە بشدت گسترش داد.

جمهوری اسلامی اساسا نتیجە تحول در یک دیدگاە روبنائی و نە زیربنائی در تاریخ سیاسی ایران است. اگر مبنا تغییرات و مبناهای زیربنائی مانند جامعە روبەرشد ایران زمان شاە و ایجاد بنیادهای مدرن هرچند بە شیوە ناقص باشد، می بایستی انقلاب ایران آن نیروهائی را بە قدرت براند کە برنامە تکمیل مدرنیتە و مدرنیسم در ایران را داشتند، اما روند رویدادها بە سمت و سوئی دیگر رفتند و نیروهائی بە قدرت دست یافتند کە مدل مخالف مدرنیتە (و نە الزاما مدرنیسم) را در ایران پیادەکردند.

این تحول عجیب روبنائی کە با انقلاب بهمن آغاز می شود، البتە هنوز هم در ایران ادامە دارد و در کنار دستگاە سرکوب، رکن مهمی در خودبازتولیدی نظام جمهوری اسلامی را تشکیل می دهد. در واقع قدرت یابی بعضی از پدیدەهای روبنائی آنچنان در مقطعی در تاریخ ایران برجستە می شود کە کل سیستم را بە زیر تاثیر خود در می آورد.

همیشە مابین متفکرین مارکسیست در مورد رابطە زیربنا و روبنا بحث و بنوعی اختلاف نظر وجود داشتەاست. از جملە تعدادی این رابطە را یک طرفە دانستەاند، یعنی از زیربنا بە روبنا و تاثیر قاطع و یکجانبە اولی بر دومی؛ و تعدادی از تاثیر متقابل آنها بر همدیگر البتە با دادن نقش بیشتر بە زیربنا تاکید داشتەاند (مانند انگلس). در واقع در نظر اینان متد دیالکتیکی هگل بهترین روش برخورد با نوع کنش این دو پدیدە با همدیگر است. اما اگر مدل اول کاملا ناتوان از تبیین انقلاب بهمن است، مدل نوع دوم هم در تفسیر و توضیح روندهای طی شدە کم می آورد.

اما زمانی گرامشی، متفکر مارکسیست، بە عنصر روبنا اهمیت اساسی داد. او با برجستە کردن هژمونی و نقش روشنفکران در مبارزە در این عرصە، برای غالب شدن بر سرمایەداری تاکیدکرد. او بر موانع فرهنگی و فلسفی و ذهنی انقلاب تاکید ویژە داشت. شاید بتوان همین اهمیت دادن بە عنصر روبنا را بنوعی مبنا برای خوانش آنچە در جامعە ایران گذشت و می گذرد را قرارداد. بر اساس این نگرش می توان گفت غالب شدن گفتمان مذهبی در عرصە هژمونی و فائق آمدن آن بر موانع فرهنگی و فلسفی و ذهنی بود کە توانست مهر آن را بر انقلاب بهمن بزند و تجربە منحصربفردی را در عرصە تاریخ بە منصه ظهور برساند.

البتە نقش روبنا در سمت دهی بە مسیرهای تاریخی همیشە با همان توان خود عمل نمی کند. اگر در مقطعی روبنا نقش غالب می یابد، رژیم جدید بعد از انقلاب با مصادرە و تحت تسلط درآوردن نهادهای اقتصادی بلافاصلە نقش روبنا را بە زیربنا انتقال می دهد. او کە بەشیوە غریزی می دانست روبنا در مقایسە با زیربنا موقتی عمل می کند و نمی تواند نقش خود را در درازمدت با همان استحکام قبلی ادامە دهد، علاوە بر تسخیر ماشین دولتی، دست بە ایجاد نهادهای خاص اقتصادی خود زد و حتی در درازمدت می بینیم کە نقش نیروهای نظامی و امنیتی را نیز در این زمینە بشدت گسترش داد. بە زبانی دیگر روبنا بە زیربنا منتقل شد و البتە با گسترش بی سابقە نیروهای سرکوب، جامعە ملزم شد کە لااقل در ظاهر بە رفتارهای اجتماعی دیکتەشدە پایبند باشد. بە این ترتیب ایدئولوژی (بعنوان عنصر مهمی از روبنا)، در اقتصاد (نظامی) تبلور ویژە می یابد و این تبلور چنان برجستە می شود کە اقتصاد نظامی ـ ایدئولوژیکی بتدریج بە عنصر مسلط و جایگزین روبنای قبلی تبدیل می شود.

در مورد چپ می توان گفت کە این نحلە اساسا اهمیت نقش روبنا را در مقطع انقلاب درنیافت و کماکان با تاکید بر همان دیدگاە مکانیکی از رابطە میان روبنا ـ زیربنا، نقش حاکمان جدید و یا ایدئولوژی تازە بدوران رسیدە را بسیار موقتی ارزیابی کرد. چە آنانی کە بە مقابلە تمام قد با نظام جدید برخاستند و چە آنانی کە راە دیگری پیشەکردند عموما این دوران را بسیار کوتاە ارزیابی می کردند، اما تجارب بعدی نشان داد کە عناصر روبنائی با دست انداختن در عوامل زیربنائی می توانند بە بازتولید ویژە خود دست بزنند و دوران طولانی تری از تاریخ را تسخیر کنند.

در مورد آیندە چنین نظامی باید گفت کە بە نظر می رسد نظامی کە از طریق یک انقلاب مردمی، آگاهانە عوامل روبنائی را بە عناصر زیربنائی تغییر شکل دادەاست کماکان بتواند تا مقاطعی بە این بازی ادامەدادە و پتانسیلهای بیشتری از خود ارائەدهد؛ اما آنچە شاید در پایان چنین نظامی نقش ویژە خواهدداشت روندهای روبنائی در تمام وجوە خود خواهندبود. بیهودە نیست حاکمان جدید از همان ابتدا تند و محکم در مقابل جریانات مخالف و دگراندیش ایستادند و هنوز کە هنوز است بر این منش سیاسی خود تاکید ویژەای دارند.

تاریخ انتشار : ۲۲ دی, ۱۳۹۹ ۹:۱۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

در همایش‌ها، گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست شرکت می‌کنیم!

در تداوم پای‌بندی به این وظیفهٔ انسانی و میهنی، هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) از برگزاری تظاهراتی که با نام «همبستگی جمهوری خواهان در حمایت از مبارزات مردم ایران» از ساعت ۱۴:۰۰ روز یک‌شنبه، ۵ بهمن ۱۴۰۴ (۲۵ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) در شهر کلن آلمان برگزار می‌شود پشتیبانی کرده و شرکت هرچه گسترده‌تر در تظاهرات جمهوری‌خواهان مردمی و میهن‌دوست را در خدمت دست‌یابی به آینده‌ای روشن برای مردم و سرزمین ایران می‌داند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حمله خارجی؛ مُسکن خطرناک برای یک بحران عمیق

شهناز قراگزلو: مسئله اصلی این است که گذار پایدار از نظام حاکم در کشور، بدون کنش فعال جامعه و بدون شکل‌گیری بدیل سیاسی درون‌زا، ممکن نیست. مداخله نظامی خارجی نه‌تنها چنین بدیلی نمی‌سازد، بلکه فرصت شکل‌گیری آن را نیز از بین می‌برد. تجربه عراق، لیبی و سوریه نشان داده که فروپاشی دولت، الزاماً به آزادی منجر نمی‌شود؛ گاه فقط به هرج‌ومرج، جنگ داخلی و رنج طولانی‌تر می‌انجامد.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: دعوت به همبستگی برای نجات ایران

ایران در برزخ دو انکار

سختی تأمین وثیقه‌های سنگین

حمله خارجی؛ مُسکن خطرناک برای یک بحران عمیق

گاهنامه زنان شماره ۱: ویژه‌نامه روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان – پاییز ۱۴۰۴

بیست‌ودومین تحلیل هفته | نه به جنگ! گذار مسالمت‌آمیز ممکن است. یکصدا شویم! | فرخ نگهدار، مناف عماری