سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۱۴:۳۳

سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴:۳۳

روبنائی کە نقش دیگری می طلبد

رژیم جدید بعد از انقلاب با مصادرە و تحت تسلط درآوردن نهادهای اقتصادی بلافاصلە نقش روبنا را بە زیربنا انتقال می دهد. او کە بەشیوە غریزی می دانست روبنا در مقایسە با زیربنا موقتی عمل می کند و نمی تواند نقش خود را در درازمدت با همان استحکام قبلی ادامە دهد، علاوە بر تسخیر ماشین دولتی، دست بە ایجاد نهادهای خاص اقتصادی خود زد و حتی در درازمدت می بینیم کە نقش نیروهای نظامی و امنیتی را نیز در این زمینە بشدت گسترش داد.

جمهوری اسلامی اساسا نتیجە تحول در یک دیدگاە روبنائی و نە زیربنائی در تاریخ سیاسی ایران است. اگر مبنا تغییرات و مبناهای زیربنائی مانند جامعە روبەرشد ایران زمان شاە و ایجاد بنیادهای مدرن هرچند بە شیوە ناقص باشد، می بایستی انقلاب ایران آن نیروهائی را بە قدرت براند کە برنامە تکمیل مدرنیتە و مدرنیسم در ایران را داشتند، اما روند رویدادها بە سمت و سوئی دیگر رفتند و نیروهائی بە قدرت دست یافتند کە مدل مخالف مدرنیتە (و نە الزاما مدرنیسم) را در ایران پیادەکردند.

این تحول عجیب روبنائی کە با انقلاب بهمن آغاز می شود، البتە هنوز هم در ایران ادامە دارد و در کنار دستگاە سرکوب، رکن مهمی در خودبازتولیدی نظام جمهوری اسلامی را تشکیل می دهد. در واقع قدرت یابی بعضی از پدیدەهای روبنائی آنچنان در مقطعی در تاریخ ایران برجستە می شود کە کل سیستم را بە زیر تاثیر خود در می آورد.

همیشە مابین متفکرین مارکسیست در مورد رابطە زیربنا و روبنا بحث و بنوعی اختلاف نظر وجود داشتەاست. از جملە تعدادی این رابطە را یک طرفە دانستەاند، یعنی از زیربنا بە روبنا و تاثیر قاطع و یکجانبە اولی بر دومی؛ و تعدادی از تاثیر متقابل آنها بر همدیگر البتە با دادن نقش بیشتر بە زیربنا تاکید داشتەاند (مانند انگلس). در واقع در نظر اینان متد دیالکتیکی هگل بهترین روش برخورد با نوع کنش این دو پدیدە با همدیگر است. اما اگر مدل اول کاملا ناتوان از تبیین انقلاب بهمن است، مدل نوع دوم هم در تفسیر و توضیح روندهای طی شدە کم می آورد.

اما زمانی گرامشی، متفکر مارکسیست، بە عنصر روبنا اهمیت اساسی داد. او با برجستە کردن هژمونی و نقش روشنفکران در مبارزە در این عرصە، برای غالب شدن بر سرمایەداری تاکیدکرد. او بر موانع فرهنگی و فلسفی و ذهنی انقلاب تاکید ویژە داشت. شاید بتوان همین اهمیت دادن بە عنصر روبنا را بنوعی مبنا برای خوانش آنچە در جامعە ایران گذشت و می گذرد را قرارداد. بر اساس این نگرش می توان گفت غالب شدن گفتمان مذهبی در عرصە هژمونی و فائق آمدن آن بر موانع فرهنگی و فلسفی و ذهنی بود کە توانست مهر آن را بر انقلاب بهمن بزند و تجربە منحصربفردی را در عرصە تاریخ بە منصه ظهور برساند.

البتە نقش روبنا در سمت دهی بە مسیرهای تاریخی همیشە با همان توان خود عمل نمی کند. اگر در مقطعی روبنا نقش غالب می یابد، رژیم جدید بعد از انقلاب با مصادرە و تحت تسلط درآوردن نهادهای اقتصادی بلافاصلە نقش روبنا را بە زیربنا انتقال می دهد. او کە بەشیوە غریزی می دانست روبنا در مقایسە با زیربنا موقتی عمل می کند و نمی تواند نقش خود را در درازمدت با همان استحکام قبلی ادامە دهد، علاوە بر تسخیر ماشین دولتی، دست بە ایجاد نهادهای خاص اقتصادی خود زد و حتی در درازمدت می بینیم کە نقش نیروهای نظامی و امنیتی را نیز در این زمینە بشدت گسترش داد. بە زبانی دیگر روبنا بە زیربنا منتقل شد و البتە با گسترش بی سابقە نیروهای سرکوب، جامعە ملزم شد کە لااقل در ظاهر بە رفتارهای اجتماعی دیکتەشدە پایبند باشد. بە این ترتیب ایدئولوژی (بعنوان عنصر مهمی از روبنا)، در اقتصاد (نظامی) تبلور ویژە می یابد و این تبلور چنان برجستە می شود کە اقتصاد نظامی ـ ایدئولوژیکی بتدریج بە عنصر مسلط و جایگزین روبنای قبلی تبدیل می شود.

در مورد چپ می توان گفت کە این نحلە اساسا اهمیت نقش روبنا را در مقطع انقلاب درنیافت و کماکان با تاکید بر همان دیدگاە مکانیکی از رابطە میان روبنا ـ زیربنا، نقش حاکمان جدید و یا ایدئولوژی تازە بدوران رسیدە را بسیار موقتی ارزیابی کرد. چە آنانی کە بە مقابلە تمام قد با نظام جدید برخاستند و چە آنانی کە راە دیگری پیشەکردند عموما این دوران را بسیار کوتاە ارزیابی می کردند، اما تجارب بعدی نشان داد کە عناصر روبنائی با دست انداختن در عوامل زیربنائی می توانند بە بازتولید ویژە خود دست بزنند و دوران طولانی تری از تاریخ را تسخیر کنند.

در مورد آیندە چنین نظامی باید گفت کە بە نظر می رسد نظامی کە از طریق یک انقلاب مردمی، آگاهانە عوامل روبنائی را بە عناصر زیربنائی تغییر شکل دادەاست کماکان بتواند تا مقاطعی بە این بازی ادامەدادە و پتانسیلهای بیشتری از خود ارائەدهد؛ اما آنچە شاید در پایان چنین نظامی نقش ویژە خواهدداشت روندهای روبنائی در تمام وجوە خود خواهندبود. بیهودە نیست حاکمان جدید از همان ابتدا تند و محکم در مقابل جریانات مخالف و دگراندیش ایستادند و هنوز کە هنوز است بر این منش سیاسی خود تاکید ویژەای دارند.

تاریخ انتشار : ۲۲ دی, ۱۳۹۹ ۹:۱۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز

Statement by More Than 150 Former Political Prisoners Opposing the Resumption of War

اعلامیه حزب دمکراتیک مردم ایران: نه به اعدام، نه به سرکوب

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!