سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۸:۰۱

سه شنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۱

عدم خشونت یعنی طرد اوباشیگری، حزب الله بازی و کیهان نویسی

راه دموکراسی خواهی و آزادی از راه کیهان و چماقداری جدا است. مشکل ما با شخص احمدی نژاد و شخص خامنه ای و سردار سنگین وزن سنگین دل فیروزآبادی نیست. مشکل ما با بینش و روش این آقایان است. آنچه ما می خواهیم از راهی که اینان رفته اند به دست نمی آید. از آن راه برویم به همین جا می رسیم که اینها رسیده اند

Getting your Trinity Audio player ready...

این طور نیست که ادعا کنیم طرفدار عدم خشونت ایم و یکباره از خشونت عاری شده باشیم. این طور نیست که چون در راه جنبش سبز و سفید قدم می زنیم هر کار خواستیم می توانیم بکنیم. از ما کسی قبول نمی کند اگر ادعای دموکراسی خواهی داشتیم، اما رفتارمان تکروانه و آسیب رسان و هتاکانه بود. عدم خشونت فقط سکوت در راهپیمایی نیست. فقط مبارزه منفی نیست. نافرمانی مدنی نیست. عدم خشونت شناسایی روشهای حریفان و پرهیز از آن هم هست. هر چیزی که رنگ و بوی هوچیگری داشته باشد و دسته راه انداختن برای ساکت کردن حریفان و حرف خود را به کرسی نشاندن همان راهی را می رود که مردم ایران از آن اعلام بیزاری کرده اند. هوچیگری هوچیگری است فرقی نمی کند کیهان و رجانیور و فارس و ایرنا کرده باشند یا جوانان سینه چاک موسوی و کروبی و خاتمی یا طرفداران عدالت و آزادی. این را همین اول راه باید روشن کرد.
مسئله ما ساده است: ما از خشونت بیزاریم. اما از آن مصون نیستیم. باید عدم خشونت را تمرین کرد. آموخت. خشونت هم در صورتهای مختلف خود را نشان می دهد. یک صورت اش چماق و باتوم و زنجیر است. یک صورت اش فحش و هتاکی در خیابان و سیلی به گوش جوانان بیگناه خواباندن است. یک صورت اش هم این است که گوش مان را ببندیم و دهان مان را باز کنیم و هر چه خواستیم بی پروا به دیگران بگوییم. رعایت هیچ کس را نکنیم و حرمت هیچ کس را نگه نداریم. در این جا دیگر فرقی نیست بین آن که حجاریان را به زندان می اندازد و پیرزنان را در خیابان زیر مشت و لگد می گیرد با کسی که کامنت زهرآگین می نویسد و حرمت قلم و صاحب قلم را نگه نمی دارد.
خشونت و انحصارطلبی دست در دست اند. اگر فکر کردیم فقط ما هستیم که باید حرف بزنیم ما هم انحصارطلب ایم. اگر روا دیدیم که دسته خود را برداریم و ببریم به تظاهرات و در صف اول هزاران نفر دیگر که به حزب و گروه و دسته ما ربطی ندارند قرار بگیریم تا اینطور وانمود کنیم که همه اینها از گروه ما حمایت می کنند فرقی با احمدی نژاد نداریم. ما باید نه فقط با احمدی نژاد و روش احمدی نژادی در سیاست ایران بجنگیم که باید با احمدی نژاد درون خودمان و درون گروه کوچک و بزرگ مان هم مبارزه کنیم.
سعادت ما مردم در عوض کردن این و جانشین کردن آن نیست. سعادت ما این است که همیشه و همه جا به اصل عدم خشونت پایبند باشیم و انصاف را در باره هر کسی در هر مقامی رعایت کنیم. خشونت یعنی اعتقاد به این ایده روسی که هر که حرف می زند لابد بر اساس این که پولش از کجا می آید حرف می زند. این عقیده فاسد هفتاد سال روزگار همه شوروی و حالا روزگار ما را دارد سیاه می کند. طوری از پول گرفتن حرف می زنیم که انگار همه نوکر و مزدور اند. پس کی آقا و آزاده است؟ در این صورت چه فرقی می ماند بین احمدی نژاد و تو برادرجان؟ او هم مخالف اش را و منتقدش را جاسوس و مزدور می خواند. برای احمدی نژاد و حامیان روسی اش اگر اقتصاد پایه فرهنگ و پول پایه عقیده است برای ما نیست. ما صاحب اصول و پرنسیپ هستیم، چه فقیر باشیم چه غنی. چه حاکم باشیم چه محکوم. چه با کسی مخالف باشیم چه موافق. این چه عقیده فاسدی است که فکر می کنیم اگر کسی پول گرفت عقیده اش را به ما می دهد؟ این همان رفتار احمدی نژاد نیست که قبل از انتخابات سکه توزیع می کرد و پول پخش می کرد؟ آیا شما حاضرید هر قدر پول احمدی نژاد به شما بدهد عقیده تان را عوض کنید؟ اگر نمی کنید پس بدانید که عقیده برای خودش استقلال دارد. آدمها برای عقیده شان می میرند. یا پولشان را برای عقیده شان خرج می کنند. سرمایه عمرشان را در راه عقیده شان می گذارند. آنچه برخی دوستان می پندارند فقط حاصل جامعه ای است مثل ایران که به نام دین حکومت می کند اما پول را به خدایی رسانده است؛ وگرنه فکر نمی کردند این پول است که بر عقیده حکم می راند و دایر مدار همه چیز است. این ماتریالیسم عامیانه روسی است که لباس جمهوری مقدس پوشیده است.
امروز کیهان در لجن پراکنیهای معمول اش همین زاویه دید را گرفته است که برخی از کامنت نویسان مطلب قبلی چرا که من گفته بودم بی بی سی را بی اعتبار نکنیم. خانه آباد را به بهانه این که خانه آبادتری می خواهیم بسازیم خراب نمی کنند. سی سال است خانه آبادمان را خراب کرده اند به این بهانه که بهترش را می سازند. هفتاد سال هم شوروی می فرمود صبر کنید که بعد از این به بهشت پرولتاریا می رسیم. نرسید و البته اینان هم نمی رسند. اما همزبانی این دوستان دموکراسی خواه و آن دشمنان استبدادپرست عجیب نیست؟ من می گویم اگر شما می خواهید به بی بی سی انتقاد کنید که چرا اخبار جنبش را پوشش نداده بکنید اما از روش کیهانی و هوچیگرانه استفاده نکنید. می خواهید به مهدی جامی هم انتقاد کنید که اشتباه می کند بکنید، اما منصف باشید. اما ظاهرا تداوم جمهوری انحصارطلب در طی سی سال اثرات خود را گذاشته و بخشهایی از جامعه ما را مثل خود تربیت کرده است طوری که حتی وقتی می خواهند دموکرات باشند هم به همان لباس و روش تن می دهند که دشمنان دموکراسی و آزادی رواج داده اند.
دوستان جوان! راه دموکراسی خواهی و آزادی از راه کیهان و چماقداری جدا است. مشکل ما با شخص احمدی نژاد و شخص خامنه ای و سردار سنگین وزن سنگین دل فیروزآبادی نیست. مشکل ما با بینش و روش این آقایان است. آنچه ما می خواهیم از راهی که اینان رفته اند به دست نمی آید. از آن راه برویم به همین جا می رسیم که اینها رسیده اند. ما باید با هر گونه روش خشونت آمیز و باج خواهانه و هتاکانه و حق به جانب مبارزه کنیم. ما تماشاگران خوب و بازیگران خوب فوتبال سیاسی باید باشیم نه هولیگان هایی که برایشان عربده کشی مهم است.
اشتباه نسل من این بود که شاه را برداشت اما روشهای شاهانه را تعطیل نکرد. نتیجه اش بازتولید شاهنشاهی اهل عمامه شد. این نسل اگر عزم به برداشتن خشونت گرایان طالبان مسلک دارد که دارد، باید روشهای طالبانی و اوباشی و کورانه را هم تعطیل کند. مسیر تازه ای برای خود تعیین کند و گوش به وسوسه ناکسان و خناسان که دلشان برای دعوا و هو و جنجال و تعطیل عقل و انصاف لک زده ندهد.
به لقمان گفتند ادب از که آموختی گفت از بی ادبان. این حکمت امروز هم کارآمد است. نگاه کنید به هر چه کیهان می کند و نکنید. نگاه کنید به هر چه گروه های خشونت طلب می کنند و در مردم می دمند و به آن تن ندهید. یقین داشته باشید که خشونت طلبان از خدا می خواهند که که شما هم مثل آنها باشید. وقتی مثل آنها بودید آنها را در مقام و جایگاه شان تحکیم کرده اید. اما اگر ندا و سهراب دو شهیدی هستند که امروز به آنها افتخار می کنیم فقط برای این است که آنها با معصومیت خود با سادگی و صفای خود و با حق طلبی و نفی خشونت خود چهره خشونت طلبان را رسوا کرده اند. این تقابل است که به آنها تمایز می بخشد و ایشان را شاخص می کند. این ویژگی را باید حفظ کرد. نباید شبیه احمدی نژاد شویم. باید هر یک از ما بتمامی نفی احمدی نژاد باشد نه تنها در سیاست که در روش و منش و زبان و اخلاق. فقط در این صورت است که می توان به آینده روشن امید داشت. من دوستار روی خوش و موی دلکش نقد و بحث ام. اما دشمن هو و اوباشیگری و انحصارطلبی ام. در راه جنبش قدم اول آموختن آیین گفتگو ست. همان چیزی که هر چماقداری در خاموش کردن آن می کوشد. گفتگو دشمن خشونت است.

تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد, ۱۳۸۸ ۱:۲۷ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

تحلیلی از رابطه انفال، رانت و قدرت در رژیم ولایت فقیه

بدهی ملی ایالات متحده در دوران ترامپ به ۴۰ تریلیون دلار رسید

چلچراغی که خاموش نشد؛ از زاینده‌رود تا خاوران

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»