یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۰۹:۴۲

یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۳ - ۰۹:۴۲

من زن نیستم، ولی زنها را دوست دارم!

امروز ما در آستانه هشت مارس روز جهانی زنان قرار داریم. و شاید هنوز هستند کسانی شیفته چنین سنتی و البته با نگاهها و اسامی دیگری، که همانند دوستداران چنین شعارهای گندهای، دوباره بر دیوارهای قدیمی بلند بنویسند. اما چه بنویسند؟: "من زن نیستم، اما زنان را دوست دارم!"

یادش بخیر آن سالها! در شهر کوچک مرزی خودمان هندبالیست بودم. محل تمرین و بازی ما، حیاط مدرسهای بود با دیوارهای بلند و زمین خاکی و آسفالت. هر روز از عصر به بعد بچهها دور هم جمع می شدند، و با هم بازی می کردند. آن روزها، روزهای نوجوانی و هیجان و امید. روزهای آفتابی و آسمان بلند و افق روشن. روزهائی که ابرها تنها برای بارش بودند و ذهنها همیشه در اندیشه آفتابی ورای آنها. آفتابی که می دانستیم آنجا هست، و آنجا خواهد ماند: آفتاب روشنگر کوههای دوردستی که می دانستیم در تاریکی اند، و سرانجام نور آفتاب به آنها خواهد رسید. و چه روزهای خوبی بودند!

در یکی از همین روزها بود که متوجه شدم چیزی در حیاط بازی و نشاط تغییر کرده است، تغییری از آن تغییرها که اول احساسش می کنید، و بعد درک. احساسی که از تغییر چیزی در جو عمومی می آید، چیزی از گوشه چشمها به درون می خزد، و بعد درکی مشخصتر از تغییری مشخص، این بار دیگر تغییر در خود چشمان مستقیما می نشیند.

اطراف ما، روی تمام دیوارها شعار نویسی شده بودند. شعار نویسی با خط نستعلیق، با رنگهای متنوع در کادرهای به دقت خط کشی شده. رنگها، نشاطی دیگر می بخشیدند. الوانهای نورافشان. پیش خودم فکر کردم که اگر تمام دیوارها این چنین رنگ آمیزی می شدند، چقدر محوطه قشنگی می شد! چقدر زیبا و دوست داشتنی می شد! و درست سالها بعد بود که در اروپا این رنگها را بر روی ساختمانها و دیوارهای مدارس دیدم. البته تنها رنگ، و بدون هیچگونه شعاری.

شعارها آنقدر بزرگ بودند که احساس می کردی می خواهند وارد حدقه چشمان آدم بشوند. چنان، که خواندنش آسان نبود. می بایستی خودت را کمی جمع و جور کنید. می بایستی فاصله مناسب درست کنید. از آن فاصلههائی که باعث می شود چشم راحتتر مسلط شود، بتواند بخواند و بعد مفاهیم به ذهن خطور کنند. و چنین کردیم. چنین کردم. و مفاهیم منتقل شدند: “آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند! امام خمینی”، “راه قدس از کربلا می گذرد.”، مرگ بر آمریکا، انگلیس، فرانسه و شوروی!”، “هی نگوئید من، بگوئید مکتب من. امام خمینی”. برای منی که هر روز برای ورزش کردن به این مکان می آمدم، ایجاد ارتباط با این مفاهیم برایم دشوار بود. فکر کردم چرا این شعارها اینجا؟ فکر کردم مگر نمی شود توی این محوطه آموزشی مثلا چند تا تعریف و مفاهیم ریاضی، زبانی، ادبیاتی و یا مربوط به علوم طبیعی بزنند تا بچهها هر روز با دیدنشان و با تکرارشان بتوانند برای همیشه آنها را یاد بگیرند؟ فکر کردم برای من ورزشکار، این شعارها می توانند رساننده چه مفهومی باشند؟ حالا بماند که سالها بعد آنگاه که بزرگسال شدم و کمکی شعورمان بالا رفت و توانستیم دنیا را سبک سنگین کنیم، دیدم که آمریکا توانست حقیقتا غلطی هم بکند، و حقیقت بغل گوش ما بود (جنگ ایران و عراق) و راه قدس هم هیچ وقت از کربلا نگذشت.

درست در این فکرها بودم که یک دفعه چشمم به شعار بسیار بزرگ دیگری افتاد. برای خواندن آن می بایستی کمی خودم را جمع و جور می کردم. لنز چشمهایم را با حرکت دادن تن، کمکی دور و نزدیک کردم، بالاخره خواندمش “من ورزشکار نیستم، اما ورزشکاران را دوست دارم! امام خمینی” صادقانه اعتراف کنم که برای درک این جمله کمی به خودم زحمت دادم. زیرا به نظرم یک جمله نامتعارف می آمد. کلمات آسان و آشنا، اما معنی کمکی گیر! فکر کردم خوب چه لزومی دارد برای کسی که ورزشکار نیست، بگوید که اگرچه من ورزشکار نیستم اما آنان را دوست دارم. فکر کردم که گوینده جمله شاید از خودش شاکی باشد از اینکه چرا ورزشکار نیست، و این را عیبی برای خودش فرض می کند و برای جبران همین خسران و همین احساس کوتاهی کردن، می خواهد با دوست داشتن ورزشکاران، این نقص ضمنی خودش را جبران کرده باشد. بعد فکر کردم که گوینده جمله خطابش به من است به رفقایم، و می گوید که من را بعنوان یک ورزشکار دوست دارد. گفتم خوب دوست داشتن مابهازای عملی دارد، خصوصا اینکه با چنین کلمات بزرگی هم نوشته شده باشد. و ارزیابی کردم: ‘گوینده می خواهد چه کاری برای من ورزشکار بکند، و یا چه کرده است؟” به زمین خاکی نگاه کردم به آسفالت زبر چندین ساله، به دیوارهای بلند و به اتاق کوچکی که رختکن نبود، اما می گفتند رختکن است!

از آن روزها سالها گذشته است، و من سالهاست دیگر آن حیاط مدرسه را با شعارهای بزرگش ندیدهام. بی گمان آن شعارها سالهاست که گذر زمان، و باد و باران آنان را با خود برده است. آنان حالا ذرات پراکندهای در خاک، در هوا و یا شاید در ساختمانی باشند. و یا شاید مرکب در خاک گورستانها. و مفاهیم آنان نیز، معناهائی فرسوده، تکیده و پیر در گذر سخت زمان. و امروز ما در آستانه هشت مارس روز جهانی زنان قرار داریم. و شاید هنوز هستند کسانی شیفته چنین سنتی و البته با نگاهها و اسامی دیگری، که همانند دوستداران چنین شعارهای گندهای، دوباره بر دیوارهای قدیمی بلند بنویسند. اما چه بنویسند؟ شاید: “زن، زینت مرد است.”، “مرگ بر زنان هرزه!”، “زنان هرزه را باید به دار آویخت!”، “هی نگوئید من، بگوئید هم زن من!” و سرانجام اینکه “من زن نیستم، اما زنان را دوست دارم!”.

تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند, ۱۳۸۸ ۱:۰۱ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

حملۀ تروریستی در مسکو را محکوم می‌کنیم!

روشن است که چنین حمله‌ای نیاز به تیمی حرفه‌ای و سازماندهی و تدارکی نسبتاً طولانی و گسترده دارد. در عین حال، زود است که بتوان تحلیل جامع و روشنی از ابعاد پشت پردۀ این جنایت و اهداف سازمان‌دهندگان آن ارائه داد. هدف از این یادداشت کوتاه نیز  در وهلۀ نخست مکثی است بر قربانیان این حمله و حملاتی از این دست. قربانیانی که تنها سهم‌شان از سازمان‌دهی و تدارک چنین جنایاتی و علل پشت پردۀ آن، هزینه‌ای است که با جان و سلامتی‌شان می‌پردازند.

مطالعه »
یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
آخرین مطالب

دعوت همگانی برای مشارکت در فرایند تدوین اصول و محورهای حداقلی برای حکومت

از اعضای تشکیلات، از یاران سازمان، از صاحب‌نظران، از کلیۀ احزاب و سازمان‌ها و کنش‌گران سیاسی مردمی دعوت می‌کنیم در نشست عمومی دوم این فرایند در بارۀ “اصول و محورهای حداقلی برای حکومت”، شرکت کنند.

مسائلِ بزرگِ جهانِ هستی: پیش از مِهبانگ چه بود؟

پاسخ به این پرسش: پیش از شکل‌گیری کیهان و فضازمان که بنابر شواحد عینی آغازی داشته‌اند چه بود، اگر محال نباشد به سادگی میسر نیست. با این حال از آنجاکه این پرسش به‌صورت یک مسئلهٔ علمی ـ فلسفی مطرح می‌شود، لازم است در حد دانش حاضر به آن پاسخ درخور داد.

سایه فام

“سایه” ای افتاده بودی بر زمین،
می خرامیدی، فروتن، راستین …

مردم ایران صلح می خواهند

تغییر سیاسی در ایران ضروری است، اما تغییر تنها در شرایط، صلح و آرامش، به‌ دست مردمان ایران خواستنی و پذیرفتنی است. تنش ‌زدایی نخستین گام برای دفاع از منافع و حقوق و آزادیهای مردم ایران و منطقه است. 

رنگ صلح

هنوز هم زیبای خفته‌ایست این عمارت باشکوه. بنایی که تمام ناملایمات این سال‌ها، موجب نمی‌شود چشم شما را نگیرد. اگر حوالی دهه پنجاه آنجا می‌ایستادید، موجی از نورهای قرمز که نئون‌های فراوان آن نمایان می‌شد چشم‌تان را می‌زد …

یادداشت
تظاهرات آتش بس در آمریکا

شعبده بازی بایدن بر روی جنگ غزه

ممکن است به اشتباه کسی را با تیر زد یا جایی را تصادفی بمباران کرد ولی امکان ندارد که دو میلیون نفر را تصادفی با قحطی و گرسنگی بکشید.
قحطی در غزه قریب الوقوع است و پیامدهای آنی و بلندمدت سلامتی نسلی را به همراه خواهد داشت.

مطالعه »
بیانیه ها

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

در چهل‌ونهمین سالگرد جان‌باختن مبارزان آزادهٔ راه میهن و مردم، به نام همهٔ فداییان خلق، یاد و نام آنان را بزرگ می‌داریم و در برابر عزم تا پای جان آنان در رزمشان در راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن عزیزمان سر به تعظیم فرومی‌آوریم.

مطالعه »
پيام ها

از قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل و برقراری آتش‌بس فوری و پایدار در غزّه حمایت می‌کنیم!

ما فداییان خلق ایران از نخستین روز آغاز جنگ ضمن محکوم کردن و غیرقابل توجیه خواندن عملیات مسلحانه و نظامی علیه مردم بی‌دفاع غیرنظامی، همراه و هم‌صدا با آزادی‌خواهان جهان خواهان آتش‌بس فوری و تأمین حقوق حقّهٔ مردم فلسطین شدیم. با این رویکرد ما مهار مقاومت آمریکا و تصویب قطعنامهٔ شورای امنیت را یک پیروزی بزرگ برای مردم بی‌گناه غزّه و فلسطین و تمامی آزادی‌خواهان جهان می‌دانیم.

مطالعه »
بیانیه ها

به یاد جان‌باختگان کشتار تپه‌های اوین – جنایات هیچ استبدادی به فراموشی سپرده نمی‌شود!

در چهل‌ونهمین سالگرد جان‌باختن مبارزان آزادهٔ راه میهن و مردم، به نام همهٔ فداییان خلق، یاد و نام آنان را بزرگ می‌داریم و در برابر عزم تا پای جان آنان در رزمشان در راه آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن عزیزمان سر به تعظیم فرومی‌آوریم.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دعوت همگانی برای مشارکت در فرایند تدوین اصول و محورهای حداقلی برای حکومت

مسائلِ بزرگِ جهانِ هستی: پیش از مِهبانگ چه بود؟

سایه فام

مردم ایران صلح می خواهند

رنگ صلح

فراخوان ‏دادخواهی علیه ثابتی و دیگر آمران و عاملان شکنجه و کشتار مردم در نظام سلطنتی