جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۱:۴۶

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۱:۴۶

مهاجرت، انتخابی که «جبر زمانه» نبود!

ماندن در ایران یا خروج از آن در نهایت تصمیمی شخصی است و بار ارزشی مطلقی ندارد. این که افرادی به دلیل فشارهای موجود تصمیم به خروج از کشور می گیرند، قابل درک است اما آنچه بیشتر به چشم می آید متعارف پنداشتن این تصمیم به عنوان راهی اجتناب ناپذیر است. ترک ایران یک انتخاب است و عنوان «ناچاری» به این انتخاب دادن انکار مسئولیت ما در قبال پیامد عمل ماست. انکار حقیقت آزادی ماست در این انتخاب

تردید میان ماندن و رفتن حکایت تازه ای نیست. در گیرودار آشفتگیهای تاریخ معاصر بسیاری بوده اند که راه ترک وطن را برگزیده اند و این چنین پناهی جستند برای درماندگی از وضعیت معمولاً نامساعد داخلی و استبدادی که هر از گاهی جان را به لب می رساند. پس از انقلاب ۵۷ با افزایش فشارهای اجتماعی، شدت گرفتن حذف مخالفین و همین طور آغاز جنگ مهاجرت ابعاد وسیعتری یافت و در همه این سالها کم و بیش ادامه داشته است. این آمد و رفت ها بسته به زمانشان نتایج متفاوتی در پی داشته اند.

در چند ماهه ی اخیر، یعنی درست پس از انتخابات خرداد ماه ۸۸، جریان دیگری از مهاجرت آغاز شده که در نوع خود بی سابقه است. به هر سو که می نگری یار و همراهی را می بینی که بار سفر می بندد یا به آن می اندیشد. بخش عمده ی این مهاجرین را کسانی تشکیل می دهند که زندگی در شرایط پس از انتخابات را غیرقابل تحمل می پندارند و البته تعداد زیادی از فعالین سیاسی و اجتماعی که در این مدت فشارهای زیادی را متحمل شده اند، نیز از این جمله اند.

پیگیری اهداف معین سیاسی در خارج از کشور از سوی اپوزیسیون در تبعید تجربه ی متداولی در بسیاری از کشورهای جهان است. در حالی که کنش اجتماعی طی روندی اجتماعی شکل می گیرد و هدایت آن از خارج از کشور دشوار می نماید. مسلم است که مهاجرت فعالین اجتماعی در آینده جنبشهای اجتماعی تاثیرگذار خواهد بود. با این حال شیوه عمل این مهاجرین نیز در چگونگی این تاثیر تعیین کننده است.

از آن جا که فضای به شدت امنیتی و بازداشتهای متعدد نیمه جان جامعه مدنی را تهدید می کند، اگر مهاجرت بازماندگان این نیروها – یعنی آنهایی که خارج از زندان به سر می برند- به ریزش و کناره گرفتن آنان از فعالیت منجر شود، عملا به کاهش کارآمدی جنبشهای اجتماعی خواهد انجامید؛ حداقل به این دلیل که با کمبود سرمایه انسانی مواجه خواهند شد.

اما در صورتی که این فعالین در خارج از ایران به فعالیت خود با ماهیت پیشین ادامه دهند – مثلا فعال جنبش دانشجویی همچنان پیگیر مطالبات خاص و کلان دانشجویان ایرانی باشد- به عنوان یک کنشگر اجتماعی به شدت آسیب پذیر خواهند بود، چرا که چنین فعالیتی مشخصا در بستر اجتماعی خود معنی پیدا می کند و بیم آن می رود که مطالباتی که بیش از هر چیز روحی اجتماعی دارند به کالبد بی جانی بدل شوند که با روان خود بیگانه است. اگرچه رهایی از تیغ سانسور و سرکوب به بیان خواسته ها کمک بسیاری می کند اما نمی تواند به آنها هویت بخشد.

در این میان جنبش زنان بیشتر در معرض این آسیب قرار دارد. زیرا به لحاظ ماهیت خواسته ها و به تبع آن شکل و روش فعالیتش نیازمند ارتباطی ارگانیک با بدنه جامعه است. از آن جا که موضوع اصلی مطالبات این جنبش زندگی روزمره زنان است، گسترش و تعمیق آنها جز در فضای عمومی جامعه امکان پذیر نیست. با وجود این که شرایط امنیتی حاکم امکان بسط این مطالبات به شیوه های پیشین – مانند روش گفتگوی چهره به چهره در کمپین یک میلیون امضا- را با مانع رو به رو ساخته اما مهاجرت کنشگران جنبش زنان بیش از پیش از کارایی آن خواهد کاست. از طرف دیگر سهم بالقوه برابر هر یک از فعالین در این جنبش سبب می شود که مهاجرت آنان تاثیر فراگیری داشته باشد.

اما آنچه به مراتب خطرناکتر است گرفتار شدن فعالین سیاسی و اجتماعی مهاجر در اختلافات و درگیریهای متداول و دچار شدن به نوعی انفعال است. تلاش در جهت حفظ ارتباط با واقعیت و پیوند دائمی با آن تنها راه خروج از چنین بحرانی است.

باید در نظر داشت که ضعف نهادهای مترقی جامعه مدنی مشخصا در سرنوشت جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران تاثیرگذار خواهد بود. زیرا جنبشهای مدنی در ارائه راهبردهای عقلانی به جامعه اهمیت بسیاری دارند و می توانند در تثبیت روشهای بی خشونت ایفای نقش کنند. مضاف بر این که مهاجرت پی در پی فعالین شناخته شده سیاسی و اجتماعی به رنگ باختن امید به مبارزه و تغییر در میان مردم می انجامد.

این تاثیرات به مهاجرت کنشگران مدنی یا فعالین سیاسی منحصر نمی شود، بلکه به طور کلی مهاجرت افرادی که به هر نوعی منتقد وضعیت موجودند و از آن ناراضی اند هم اثرگذار خواهد بود. هر سال میزان زیادی از سرمایه و نیروی حاکمیت صرف اجرای پروژه های یکسان سازی – به عنوان مثال مبارزه با بدحجابی- می شود و تلاش مردم برای حفظ شیوه های خاص زندگی خود در این روند اختلال ایجاد می کند. ماندن در ایران و متفاوت بودن از الگوهایی که پیروی از آن ها به جامعه تحمیل می شود شکلی از مبارزه است. با افزایش مهاجرت میزان نیرویی که باید صرف کنترل گروه بی شماری شود بر عده ی به مراتب کمتری متمرکز خواهد شد و امکان کامیابی اش افزایش خواهد یافت.

البته نباید از نظر دور داشت که مهاجرین – به خصوص آنان که در ماه ها و حتی سالهای اخیر مهاجرت کرده اند- در ارائه تصویری واقعی از جامعه ایران و شناساندن جنبشهای مدنی به دنیا ایفای نقش کرده و بعضی اوقات که فضای هر نقد و گفتی در داخل بسته بوده سخن مردم ایران را به گوش جهانیان فریاد کرده اند. از طرف دیگر گستردگی ارتباطات امکان نزدیکی با وقایع ایران را فراهم کرده است. با این حال قضاوت منصفانه در این مورد نیاز به گذر زمان دارد.

بنابراین مهاجرت مانند هر پدیده اجتماعی دیگر ممکن است در کنار آسیبهایش دربرگیرنده فرصتهایی نیز باشد. اما آنچه فراتر از مساله مهاجرت است نگاه رایج این روزهاست که به این پدیده رنگی از قداست می دهد. قهرمان سازی از انسانهای واقعی اشتباه بزرگی است اما معکوس کردن این اسطوره ها نیز به همان اندازه آسیب زننده است. ارزشگذاری مظلومیت و سخیف شمردن مقاومت ایجاد رکود و ایستایی توان فرسایی در جامعه خواهد کرد. به ویژه اگر مهاجرت را به صورت وضعیتی تراژیک متصور شویم ترویج و توصیه آن چندان موجه به نظر نمی آید.

ماندن در ایران یا خروج از آن در نهایت تصمیمی شخصی است و بار ارزشی مطلقی ندارد. این که افرادی به دلیل فشارهای موجود تصمیم به خروج از کشور می گیرند، قابل درک است اما آنچه بیشتر به چشم می آید متعارف پنداشتن این تصمیم به عنوان راهی اجتناب ناپذیر است. ترک ایران یک انتخاب است و عنوان «ناچاری» به این انتخاب دادن انکار مسئولیت ما در قبال پیامد عمل ماست. انکار حقیقت آزادی ماست در این انتخاب.

تاریخ انتشار : ۷ اردیبهشت, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۰ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟