سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۵ ۲۱:۲۴

پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۴

نقدی بر برنامه پیشنهادی کنگره یازدهم

هر چند که مارکسیسم سهم بسزايی در نیرومند کردن سوسیالیسم و انترناسیونالیسم داشته و در میان پرولتاریای جهانی همبستگی ذاتی می بیند و یکی از پایه های نظری آن بشمار می رود، طرح پیشنهادی سازمان حمايت از اقتصاد و بازار آزاد جهانی است نه دفاع از سوسیالیسم، آن هم در ابعاد جهانی آن.

ضمن ارزوی موفقیت برای سازمان فداییان خلق ایران اکثریت سخنم را با نقدی کوتاه بر برنامه کمیسیون اسناد پایهٔای این سازمان آغاز میکنم. جای بسی خوشحالی است که سازمان پس از یک پروسه طولانی مبادرت به ارائه این برنامه کرده است. رئوس کلی برنامه شامل ساختار اقتصادی، سیاسی و اجتمأیی جامعه می باشد. در برنامه ذکر شده که طرحی است برای ایران بعد از جمهوری اسلامی، طرح اقتصادی پیشنهادی بر اقتصاد لیبرالی استوار شده و در اکثر بندها و مفاد آن به مخالفت با تمرکز قدرت و مالکیت در دست دولت پرداخته شده است. در آماجها و دیدگاها که در کنگره پنجم به تصویب رسیده و تاکنون نیز سندیت دارد این چنین آمده است که سازمان فداییان خلق ایران اکثریت مدافع دمکرسی، پیشرفت، عدالت اجتماعی و سوسیالیسم است. همچنین به مبارزه طبقاتی و مبارزه ای که بین سرمایه داری جهانی و کار وجود دارد باورمند است و در راه آن گام بر می دارد. در آماجها آمده است که قدرت اقتصادی در دست دولت متمرکز است. در حالی که در برنامه ارائه شده آمده: “ما مخالف تمرکز قدرت در دست دولت و یا لایه نازکی از جامعه هستیم” سیاست اقتصادی ما کمک به شکل گیری و گسترش بخش خصوصی، مدرن، کارافرین و رقابتی و … می باشد. این برنامه مخالفت خود را با سوسیالیسم به انواع نظام سیاسی -اجتمأعی مابعد سرمایه داری کاملا نشان داده و توجه آن بر طبقه متوسط جامعه است؛ حال آن که در سوسیالیسم تاکید بر طبقه کارگر و زحمتکش جامعه می باشد. هر چند که مارکسیسم سهم بسزایی در نیرومند کردن سوسیالیسم و انترناسیونالیسم داشته و در میان پرولتاریای جهانی همبستگی ذاتی می بیند و یکی از پایه های نظری آن بشمار می رود، طرح پیشنهادی سازمان حمایت از اقتصاد و بازار آزاد جهانی است نه دفاع از سوسیالیسم، آن هم در ابعاد جهانی آن. در اینجا به مزلتی چند که زأئده جامعه سرمایه داری هستند اشاره شده از جمله: خصوصی سازی، بخش تجاری؛دلالی، فساد اقتصادی، عدم شفافیت در امور ما لیا تی و … حال آن که استفاده بخش خصوصی از امکانات دولتی با هدف به اصطلاح افزایش تولید باعث رواج فعالیتهای دلالی شده است. در جای دیگری ذکر شده است که باید از غارتگری تحت پوشش خصوصی سازی پیشگیری کرد، با توجه به نوع اقتصاد پیشنهادی چنین راهکاری عملی نمی باشد؟ و در ادامه آمده است که: بنیادها باید از سلطه ولی فقیه خارج شوند؛ حال این که طرح چنین برنامه ای برای زمانی است که جمهوری اسلامی در حاکمیت نباشد. هر چند طرح چنین برنامه بیشتر به یک تحلیل سطحی از جامعه ایران شباهت دارد تا یک برنامه مدون برای آینده کشور ایران. در بخش کشاورزی که سهم بسزایی در اقتصاد ایران دارد و در عین حال شامل نیمی از جمعیت کشور می شود که در روستاهها زندگی می کنند مروری اجمالی بر آن شده است. مارکس می گوید: “مالکیت اشتراکی بر زمین اساس تولید کشاورزی و ما لکیت جمعی است.” در حالی که بخش عظیمی از روستأئیان ما فاقد زمین می باشند یا در زمینهای اجاره ای به کشاورزی مشغولند در این بخش هیچگونه اشاره ائ به تشکیل تعاونیها نشده است ؛ با توجه به این که هنوز در کشورمان بزرگ مالکان بر زمینها چنگ انداخته اند؛ هیچگونه نویدی برای کارگران روستأیی و روستأییان بی زمین وجود ندارد. در بخش سیاسی و اجتمأعی نیز برنامه دارای ضعفهای بیشماری است و عدم شفافیت در آن به چشم می خورد و هیچگونه راهکاری برای رسیدن به یک جامعه مدرن ارأئه نشده است و تنها به این بسنده شده که کشور ما نیز به یک جامعه مدرن، سکولار و … نیاز دارد. در بحث آموزش و بهداشت اجتمأعی گفته نشده است که آیا آموزش و بهداشت رایگان هست یا خیر؟ و اگر رایگان است تا چه مقطعی می باشد؟ البته با توجه به سخنان رفیق بهروز خلیق: (برنامه ما تعییر جمهوری اسلامی نیست) و این که ( ما به انقلاب باور نداریم) و ایشان فقط به کلمه تحول بسنده کردهاند؛ ارائه این برنامه نباید دور از ذهن باشد! حال این تحول چگونه؛ کی و به چه شکل و توسط چه نیروهایی انجام خواهد شد؛ بماند؟! طرح چنین برنامه ای برای من بعنوان یک هوادار سازمان بدینگونه تدأعی می شود که ارائه این برنامه ای بر پایه چه نوع تفکر و منافع طبقاتی ارأئه شده است؟ آیا این نشان دهندهٔ فاصله گیری از افکار سوسیالیستی و منافع طبقه کارگر که انگیزه اولیه بوجود آورندگان این سازمان بوده است، نیست؟ سخنم را با این جمله مارکس به پایان می برم: در علم راه شاهانهای وجود ندارد تنها کسا نی که از خستگی بالا رفتن از راههای پر نشیب و فراز نمی ترسند، بخت و اقبال رسیدن به قلهها ی درخشان را دارند.

تاریخ انتشار : ۱۸ فروردین, ۱۳۸۸ ۰:۲۶ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران

وکلای تسخیری به ابزار تسریع اعدام معترضان تبدیل شده‌اند

اعتراف قوه قضاییه به اعدام دست‌کم ۳۹ زندانی سیاسی تنها در ۷۸ روز