جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۰:۲۴

جمعه ۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۰:۲۴

نمایشگاه مطبوعات سبز در «کوچه چپی ها» و آرزوی آزادی روزنامه نگاران دربند

دنبال روزنامه های اصلاح طلب می گردم. عکاس روزنامه جوان می گوید: «می خوای بری کوچه چپی ها ؟ پشت ایرناست...» و با خنده می گویم : چرا اینقدر آن ها را پس و پشت پرده برده اند؟ می گوید: «فارس رو می بینی 150میلیون داده برای غرفه آرایی ...

جمعه بعد ازظهر با حضور مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات یک بار دیگر صدای اعتراض مردم به تقلب در انتخابات با سردادن شعار یا حسین میرحسین زیر گوش خبرگزاری هایی که کمی احتیاج به شنیدن حرف راست (و نه دروغ) داشتند، پیچید. خبرگزاری هایی که در حضور مردم و جلوی چشم آنان به سرعت به جعل خبر پرداختند. موضوع از این قرار بود که با حضور مهدی کروبی سبزها بار دیگر حضور خود را به رخ کشیدند و برادران بسیجی مستقر در نمایشگاه با باتوم الکتریکی به جان مردم افتادند. زمانی که مهدی کروبی قصد داشت به سمت روابط عمومی مصلا برود در حالی که جمعیت شعار زنده باد کروبی سر داده بود در نزدیکی نمازخانه داخل شبستان ماموران گاز اشک آور زدند. حراست و بسیج مانع ادامه حضور کروبی شدند و علاوه بر حمله به او و شکستن سرش او را به بیرون نمایشگاه هدایت کردند.

خبرگزاری فارس به سرعت و با استفاده از فتوشاب تصویر لنگه کفشی را بر سر کروبی کوبید در حالی که اصلا لنگه کفشی در کار نبود. با خروج کروبی از نمایشگاه بسیجی ها جلوی خبرگزاری فارس و ایرنا مرگ بر منافق سر دادند اما این صدا در برابر صدای یاحسین میرحسین مردم زمزمه ای بیش نبود.

با آرام تر شدن جو نمایشگاه از طبقه دوم نمایشگاه پایین آمدم و سری به غرفه فارس زدم بادی گاردی جلوی در غرفه ایستاده بود به او گفتم: چرا در عکس شما لنگه کفش چرا همان قسمتی که سر آقای کروبی شکسته قرار ندارد، گفت: این یکی دیگرست. گفتم اصلا لنگه کفشی در کار نبود. اصولا مگر نه اینکه تعهد ما به ملت است نه دولت چرا این همه جعل خبر؟ گفت شما هنوز ذهنت بسته است. گفتم به نظر من روزنامه نگار باید حقایق رو بگه. گفت: تو کی هستی؟ گفتم یه روزنامه نگار. گفت: نیستی، گفتم چرا؟ گفت: چون بی ادبی. گفتم من چه بی ادبی کردم جز اینکه گفتم عکس رو مونتاژ کردید؟ پسری کنارم ایستاد و به «بادی گارد» گفت کجا مردم شعار می دادند مرگ بر منافق ؟ چند نفری جمع شدند و یکی از خانم های روزنامه نگار فارس به من گفت شماها دروغ می گید!!!!!! و من از خودم می پرسم تا به حال کجای دنیا دم در غرفه های خبرگزاری ها بادی گارد می ایستد؟

به غرفه سایر روزنامه های دولتی هم سری زدم و به دفترهایی که گذاشته بودند نگاهی انداختم. پر بود از «مرگ بر دیکتاتور»، «به ما بگروید» و… در دفتر روزنامه رسالت یادداشتی به چشم می خورد:

سبزیم و پایدار

از سلاله خورشید و ماندگار

و تو ای شحنه تاریکی

کسوفی بیش نیستی

گذرا و میرا

به غرفه کیهان رفتم دفترشان را پنهان کرده بودند. گفتم پس دفترتان؟ گفت می آوریم. رفت و آورد اما بالای سرم ایستاد.

نوشتم: «همکاران گرامی، تنها تعهد ما به مردم است نه دولت مردان که مردم ماندگارند و دولت مردان رفتنی… صبح نزدیک است»

دیدم با خودکار سبز کسی قبل از من نوشته بود: «بزودی آنچه باید اتفاق افتد روی خواهد داد».

و در صفحه قبل مردم حرف های دل شان را در اعتراض به استبداد و دعوت از کیهانی ها برای پیوستن به خیل مردم، نوشته بودند.

به روزنامه ایران سری می زنم و نگاهی به دفترشان می کنم، نوشته هایی از جنس قبلی ها نوشته شده. این نوشته توجه ام را جلب می کند: «ایران سرزمین اندیشمندان و سربداران، تو ماندگاری و ضحاک رفتنی»

دنبال روزنامه های اصلاح طلب می گردم. عکاس روزنامه جوان می گوید: «می خوای بری کوچه چپی ها ؟ پشت ایرناست…» و با خنده می گویم : چرا اینقدر آن ها را پس و پشت پرده برده اند؟ می گوید: «فارس رو می بینی ۱۵۰میلیون داده برای غرفه آرایی …

به «کوچه چپی ها» می رسم که با آفتاب یزد شروع می شود و با روزنامه نگار داخل غرفه به گپ و گفت درباره فارس و خبرش. او هم مثل من با فارسی ها حرف زده بود، گفتگویی بی حاصل.، که اصولا این جماعت گوش هایی بس ناشنوا دارند که راه بر هر استدلالی می بندد. زوجی جوان می آیند و سراغ کیهان را می گیرند و می گویند می خواهند بروند مثل من یادگاری بنویسند در دفترشان…

به دفاتر روزنامه های اصلاح طلب نگاه می کنم، پر است از دست مریزاد و تشکر و البته مرگ بر دیکتاتور اینجا هم هست .

یکی دردفتر یک روزنامه اصلاح طلب نوشته بود: «فقط اوس محمود!»

به روزنامه اعتماد می رسم بحث بسیجی ها با یکی از روزنامه نگاران داغ داغ است درباره اشک آور زدن در این محوطه کنار نمازخانه …

به دفتر نگاهی می اندازم پر است از

موفق باشید

دوستتان داریم

به امید آزادی مطبوعات

به امید آزادی ایران

به امید آزادی روزنامه نگاران دربند.

به امید آزادی همکارانمان بهمن امویی، احمد زید آبادی، محمد قوچانی

تاریخ انتشار : ۴ آبان, ۱۳۸۸ ۱:۴۰ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟