یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۴:۵۶

یکشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۴:۵۶

همبستگی ملی و دموکراسی لازم و ملزوم یکدیگر

بر خلاف نظر بعضی نواندیشان دینی، حکومت آیت الله خمینی نمی تواند مدلی برای رسیدن به آزادی و دموکراسی باشد. در این راه رفتار آنهائی می تواند مدل و چراغ راه باشد که زندگی و جان خود را صرف مبارزه با دیکتاتوری و استقرار آزادی و دموکراسی نموده و حتی وقتی که در حکومت بوده اند، لحظه ای از تلاش برای رعایت و حفظ حقوق و آزادی های همه ایرانیان فروگذار نکرده اند

نلسون ماندلا رهبر جنبش سیاهپوستان آفریقای جنوبی و رئیس حزب “کنگره ملی آفریقا”، نخستین رئیس جمهور آفریقای جنوبی است که پس از پیروزی مردم این کشور بر نظام آپارتاید (تبعیض نژادی) در اولین انتخابات دموکراتیک و عمومی که در تاریخ ۲۷ آوریل ۱۹۹۴ صورت گرفت، به این مقام برگزیده شد. وی از ماه مه ۱۹۹۴ تا ژوئن ۱۹۹۹ در این سمت، انتقال فرمانروایی اقلیت آپارتاید به اکثریت مردم آفریقای جنوبی را بر عهده داشت. ماندلا بخاطر جانبداری از صلح هم در سطح ملی و هم در سطح بینالمللی محبوب و مورد احترام جهانیان است. مردم آفریقای جنوبی او را به نشانه احترام، ‘مخولو’ به معنی پدربزرگ صدا می زنند.

اخیرا فیلمی از ماندلا به نمایش گذاشته شده که اقدامات وی را در آغاز ریاست جمهوری نشان میدهد. ماندلا خود را حافظ منافع مردم آفریقای جنوبی اعم از سیاه یا سفیدپوست میدانست و با اقدامات خود خواهان آشتی و تقویت همبستگی مردم آفریقای جنوبی بود. فیلم مزبور نشان میدهد که که وی برخلاف حکومت هائی که حتی پس از پیروزی به دنبال انتقام جوئی و دامن زدن به جو دشمنی و خشونت هستند، خواهان پایان دشمنی ها و همبستگی مردم آفریقای جنوبی بود.

پیش از آن حکومت آپارتاید سفیدپوستان در آفریقای جنوبی، سیاه پوستان را به شدیدترین وجه تحقیر و سرکوب کرده بود. در آن دوران ماندلا به هر مقاومتی دست زده، حتی در دورانی بطور مسلحانه علیه حکومت آپارتاید مبارزه کرده، به زندان افتاده و ۲۷ سال از زندگی خود را در زندان سپری کرده بود. وی پس از آزادی از زندان در ۱۹۹۰، سیاست صلحطلبی پیش گرفت، امری که تحول آفریقای جنوبی برای ایجاد حکومتی متعلق به همه مردم و در نهایت دموکراسی را تسهیل نمود. مقابله مسلحانه با حکومت آپارتاید و ۲۷ سال زندان باعث نشد که ماندلا پس از رسیدن به قدرت سیاست انتقام جوئی پیش گیرد. او در صدد اداره درست کشور و بهبود وضع مردم آفریقای جنوبی بود و میدانست که این مهم بدون همبستگی سیاهپوستان و سفیدپوستان و استقرار آزادی و دموکراسی میسر نمیباشد.

در آغاز ریاست جمهوری ماندلا، بخشی از کارمندان وزارتخانه ها و دفاتر دولتی دوران آپارتاید بتصور اینکه رئیس جمهور سیاهپوست آنها را تحمل نخواهد نمود، در تدارک ترک محل کار خود بودند. ماندلا آنان را نزد خود خواند و خطاب به آنها سخنانی با این محتوا بیان کرد که “اگر شما مایل به ادامه کار نیستند امر دیگری است، اما بدانید که من امیدوارم همه شما بر سر کارتان بمانید و با دلگرمی به کار خود ادامه دهید”. سخنان ماندلا نتیجه مثبتی داشت و باعث شد که بسیاری از آن کارمندان که دارای تجریه کاری و برای ادامه درست کار مهم بودند، در خدمت باقی ماندند.

اما این تنها اقدام ماندلا برای تقویت همبستگی ملی مردم آفریقای جنوبی نبود. رفتار او با تیم راگبی آفریقای جنوبی که تا آنزمان فقط بازی سفیدپوستان محسوب میشد نیز حکایت از دانش سیاسی و همچنین انسان دوستی او داشت. ماندلا متوجه شده بود که موفقیت تیم راگبی برای سفیدپوستان آفریقای جنوبی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. او با هوشیاری بجای آنکه تیم مزبور را به عنوان تیم سفیدپوستان مردود بداند، آن را انگیزه ای برای تقویت حس همبستگی ملی مردم آفریقای جنوبی دانست و تمام کوشش خود را بکار برد تا تیم مزبور، تیم همه مردم آفریقای جنوبی بشود و در مسابقات بعد در سال ۱۹۹۵ که آفریقای جنوبی میزبانی جام جهانی راگبی را بر عهده داشت، پیروز گردد. ماندلا به این منظور اتباع غیر سفیدپوست آفریقای جنوبی را به حمایت از تیم اتحادیه ملی راگبی دعوت کرد. او با کاپیتان تیم و بازیکنان آن ارتباط برقرار کرد، آنان را در کار خود تشویق نمود و اهمیت پیروزی تیم در تقویت حس همبستگی ملی را برای آنان توضیح داد. به پیشنهاد ماندلا تمرین های تیم راگبی در محله های مختلف سیاهپوستان برگزار شد تا توجه و سمپاتی آنان را نیز جلب کند و آنها نیز این تیم را از آن خود بدانند. نتیجه این شد که تیم اسپرینگبوک در میان شور و هیجان همه مردم آفریقای جنوبی با پیروزی بر نیوزلند مقام اول را بدست آورد و ماندلا با پوشیدن لباس تیم جام پیروزی را به کاپیتان سفید پوست آن، فرانکو پینار اهدا کرد.

بدین ترتیب ماندلا در برقراری جو صلح میان سیاهپوستان و سفیدپوستان آفریقای جنوبی در تحقق همبستگی ملی کوشید و علی رغم بدبینی برخی از اطرافیانش موفق شد. اهمیت سیاست های ماندلا در برخورد به امر همبستگی ملی باز هم روشن تر میشود اگر سرنوشت آفریقای جنوبی را با کشوری مشابه و در همسایگی آن مقایسه کنیم. این مقایسه بویژه از آنجا اهمیت دارد که رفتار موگابه در زیمبابوه بی اختیار انسان را به یاد اقدامات جمهوری اسلامی در ایران می اندازد.

موگابه

در زیمبابوه، کشور همسایه آفریقای جنوبی، رابرت موگابه از سال ۱۹۸۰ میلادی تا ۱۹۸۷ به عنوان نخست وزیر و از سال ۱۹۸۷ تا امروز به عنوان «رئیس جمهور» در مصدر کار بوده است. موگابه در سال ۱۹۶۰ پس از تحصیل به عنوان یک مارکسیست به زیمبابوه که در آن زمان هنوز رودزیا نام داشت، بازگشت. او در آغاز به حزبی که بعدها حزب اتحاد مردم زیمبابوه (زاپو – ZAPU) نام گرفت پیوست. اما در سال ۱۹۶۳ این حزب را ترک کرد و در پایه گذاری اتحادیه ملی زیمبابوه (زانو – ZANU) شرکت نمود. متعاقب آن موگابه ده سال به زندان افتاد و پس از آزادی یک فراکسیون افراطی در زانو پایه گذاری کرد و به مبارزه علیه حکومت یان اسمیت ادامه داد. در سال ۱۹۷۶ دو حزب زانو و زاپو ائتلاف و در انتخابات سال ۱۹۸۰ شرکت نمودند و برخلاف انتظار، بجای یوشوآ نکومو Joshua Nkomo رهبر معتدل زاپو، موگابه به سمت نخست وزیر انتخاب شد.

حذف نکومو

دو سال بعد، در سال ۱۹۸۲، موگابه ادعا کرد که نکومو در صدد کودتا علیه وی بوده است و در نتیجه نکومو مجبور به ترک حکومت ائتلافی گردید. طرفداران زاپو بشدت تحت تعقیب قرار گرفتند و بریگاد نظامی موگابه بیست هزار نفر از مردم قبیله ندبله Ndebele را که پشتیبان نکومو بودند به قتل رساند.

حذف کنعان بانانا

پس از انتخاب مجدد موگابه در مقام نخست وزیری، این مقام در سال ۱۹۸۵ حذف گردید و موگابه رئیس جمهور زیمبابوه شد. او مدتی بعد کامپاینی تحت عنوان مبارزه علیه ایدز و همجنسگرایان براه انداخت که طی آن همجنسگرایان را با خوکها مقایسه نمود. همجنسگرائی به عنوام جرم شناخته شد و برای آن ده سال زندان مقرر گردید. پس از آن کنعان بانانا Canaan Banana که قبل از موگابه رئیس جمهور زیمبابوه بود به جرم همجنسگرائی محکوم گردید و او چون جان خود را در خطر دید به آفریقای جنوبی پناهنده شد.

تحریک سیاهپوستان علیه سفیدپوستان

موگابه در آغاز دوران نخست وزیری خود به سفید پوستان که حدود ۴۰۰۰ نفر بودند و ۷۰ درصد زمین های زراعی زیمبابوه را در اختیار داشتند وعده داد که آنها نباید ترسی بخود راه دهند. او برنامه ای برای انتقال زمینها از آنان به سیاهپوستان ارائه خواهد داد و ترجیح میدهد که این انتقال حتی الامکان از طرف سفیدپوستان بصورت داوطلبانه صورت گیرد. اما تا سال ۱۹۹۰ در این زمینه اقدامی صورت نگرفت. پس از پایان جنگ سرد میان شرق و غرب در این سال و قطع کمک های مالی از طرف هر دو بلوک به زیمبابوه، رفتار موگابه تغییر کرد. در روندی که در این سال برای انتقال مالکیت زمین ها از سفیدپوستان به سیاهپوستان آغاز شد، در اثر تحریکات دولت علیه سفیدپوستان، زد و خوردهائی در گرفت که طی آن عده ای به قتل رسیدند. این روند همچنین توام با استرداد بخش قابل ملاحظه ای از زمینها به همرزمان سابق و آشنایان موگابه بود.

تسوانگیری

مردم زیمبابوه در سال ۲۰۰۸ در انتخابات ریاست جمهوری این کشور شرکت کردند. کاندیدای مقابل موگابه در این انتخابات مورگان تسوانگیرای Morgan Tsvangirai از تشکل “جنبش برای تحول بسوی دموکراسی” (MDC) بود. حکومت موگابه در آرا مردم به نحوی دست برد که انتخابات به دوره دوم که قرار بود در ۲۷ ماه ژوئن ۲۰۰۸ صورت گیرد، کشید. قبل از این تاریخ در ۱۰ مارس ۲۰۰۸ تسوانگیرای دستگیر و بشدت شکنجه شد. سایر طرفداران MDC نیز تحت فشارهای شدید قرار گرفتند. هزاران نفر توسط گروه های ضربت بشدت مورد آزار و حتی تجاوزهای جنسی جمعی قرار گرفتند و دویست هزار نفر از خانه هایشان رانده شدند. تسوانگیرای از کاندیداتوری صرفنظر کرد و به سفارت هلند پناهنده شد. در پی آن موگابه خود را با ۸۵ در صد آرا منتخب مردم اعلام نمود!

رابطه با جمهوری اسلامی

احمدی نژاد و موگابه با هم همدلی نشان میدهند و جمهوری اسلامی به دولت زیمبابوه کمک های مالی و فنی میکند. از جمله در نهم مارس ۲۰۱۰، آقای موتاسا، نماینده رییس جمهور زیمبابوه در راس هیاتی از تهران دیدن کرد و گزارش داد که جمهوری اسلامی وعده داده است یکی پالایشگاه های زیمبابوه را بازسازی نماید و خوراک آنرا تامین کند.

نتیجه برای مردم زیمبابوه

در زیمبابوه نیز مانند ایران حقوق و آزادی شهروندان پایمال میشود، وضع معیشتی و اقتصاد زیمبابوه در اثر تحریمهای اقتصادی، با مشکلات بسیار جدی روبرو گردیده است. تولید کشاورزی زیمبابوه کاهش یافته و کمبودهای جدی نفتی و غذایی منجر به مهاجرت گسترده اهالی زیمبابوه به کشورهای همسایه، بخصوص آفریقای جنوبی شده است. تورم در زیمبابوه بالاترین تورم در جهان است. حکومت موگابه در زیمبابوه یک بار دیگر نشان میدهد که نتیجه دیکتاتوری ها و حکومت های تمامیت خواه، علاوه بر فقدان ازادی، فقر، بدبختی و بی امنیتی برای مردم است.

جمهوری اسلامی

رفتار موگابه که برخلاف ماندلا همواره به دنبال تشدید دشمنی و خشونت در زیمبابوه بوده است و حتی نتایج این سیاست ها برای زیمبابوه، شباهت هائی با جمهوری اسلامی نشان می دهد.

در خرداد ماه ۱۳۸۸ ولی فقیه نیز نشان داد که ادامه خود را منوط به تشدید جو خشونت و وحشت میداند: مردم ایران از مخالف تا موافق حکومت با آرامش کامل در انتخابات شرکت کردند. اما ولی فقیه که حکومت مطلقه خود را در خطر دید، با تقلبی آشکار در نتیجه آرا به جو نفاق و خشونت دامن زد و وقتی مردم بطور یکپارچه به اعتراض برخاستند، دروغ های بزرگ تحویل آنان داد و نیروهای سرکوب را علیه آنان بکار گرفت. عده زیادی در خیابان ها به قتل رسیدند. هزاران نفر زندانی و شکنجه شدند، به زندانیان تجاوز شد و عده بیشماری از آنان به قتل رسیدند.

اما این اقدامات در جمهوری اسلامی تازگی ندارد. آیت الله خمینی نیز از همان آغاز مردم را به مسلمان و کافر، خودی و غیر خودی، دوست، و دشمن تقسیم نمود. او هر مخالفتی را مخالفت با اسلام قلمداد کرد و آنها به عنوان مفسد فی الارض و محارب با خدا و امثالهم به جوخه های اعدام سپرد. جو خشونت و وحشت حاکم شد و حکومت اعضا خانواده ها را به جاسوسی علیه یکدیگر تشویق نمود. در سال ۶۷ در مدت کوتاهی بیش از سه هزار نفر از زندانیان سیاسی به قتل رسیدند که هنوز خانواده های آنان اجازه گذاشتن سنگ قبر برای عزیزانشان ندارند و یکی از خواسته هایشان دریافت وصیتنامه های فرزندانشان است. آیت الله خمینی برعکس ماندلا که پس از پیروزی در پی تقلیل جو خشونت و تقویت همبستگی ملی بود، دائما در پی ادامه و تشدید جو دشمنی، نفاق افکنی و استفاده از زور برای حفظ و تحکیم دیکتاتوری خود و روحانیون بود. حکومت خودکامه علی خامنه ای ادامه منطقی دیکتاتوری جمهوری اسلامی به رهبری آیت الله خمینی است. در این نظام علی خامنه ای بعنوان ولی فقیه، جانشین پیغمبر، نماینده خدا روی زمین و خلیفه اسلام از طرف حکومت روحانیون به مردم معرفی و در مقامی بالاتر از تمام ملت قرار داده شد.

با این توضیحات باید روشن باشد که بر خلاف نظر بعضی نواندیشان دینی، حکومت آیت الله خمینی نمی تواند مدلی برای رسیدن به آزادی و دموکراسی باشد. در این راه رفتار آنهائی می تواند مدل و چراغ راه باشد که زندگی و جان خود را صرف مبارزه با دیکتاتوری و استقرار آزادی و دموکراسی نموده و حتی وقتی که در حکومت بوده اند، لحظه ای از تلاش برای رعایت و حفظ حقوق و آزادی های همه ایرانیان فروگذار نکرده اند.

همچنین اشتباه است که هدف مبارزات مردم ایران برای رسیدن به آزادی و دموکراسی را استقرار “جمهوری اسلامی واقعی” یا جدیدی بدانیم. نباید بار دیگر این تجربه بشریت که “دخالت مذهب و ایدئولوژی های تام گرا در حکومت به دیکتاتوری و توتالیتاریسم می انجامد”، را فراموش نموده، اشتباه گذشته را تکرار کنیم. مردم ایران باید برای مبارزات خود هدفی همسو با خواست آزادی، حاکمیت ملی و همبستگی ملی داشته باشند: جمهوری ایران که در قانون اساسی آن آزادی، دموکراسی و جدائی دین از حکومت و همچنین کلیه حقوق انسانی و آزادی های شهروندان، رعایت و تضمین شده باشد.

بنظر می رسد که حس همبستگی ایرانیان و لازمه آن، احترام به نظر یکدیگر و اجرای نظر اکثریت ضمن رعایت حقوق اقلیت، بویژه از خرداد ماه گذشته به بعد، رشد قابل ملاحظه ای داشته است. ایرانیان آگاه در نقاط مختلف دنیا هر طور که میتوانند در مبارزه برای آزادی و دموکراسی شرکت میکنند و به این ترتیب همبستگی خود را به نمایش می گذارند.

تاریخ انتشار : ۵ فروردین, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۴ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

بی اعتمادی ۸۰ درصد مردم نسبت به نظام حاکم گویای آن است که حکومت با همین سیاست ها و برنامه ها که علیه مصالح ملی و منافع مردم است ، پیش می راند. از این رو برای نجات کشور راهی جز ایستادن در کنار….

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

جمهوری اسلامی اکنون در شرایطی قرار دارد که ادامۀ وضع موجود بدون تغییرات در ساختار نظام هر روز سخت‌تر می‌شود. پروسه و روند تحولات تاکنونی و تجربه نشان میدهد که انتظار هیچ تغییر مثبتی از حکومت به شکل امروزی آن برای بهتر شدن اوضاع کشور متصور نیست، بلکه برعکس وضع بدتر از امروز خواهد شد. از این‌ رو عدم شرکت در انتخابات، آغاز راهی دشوار برای فشار مدنی بیشتر مردم به نظام برای تغییرات است. تنها نافرمانی مدنی و اعتراضات گسترده، یک‌پارچه و متحد مردم در مقیاس وسیع است که می‌تواند جمهوری اسلامی را در برابر پرسش سخت تن دادن به خواست مردم، یا سرنوشتی نا معلوم و تلخ برای خودش قرار دهد.

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

ما خواهان توقف، ممنوعیت و لغو صدور و اجرای احکام اعدامیم! تنها با اعتراض گستردۀ مردمی و مبارزات پی‌گیر جامعۀ مدنی می‌توان صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف  و در راستای ممنوعیت و لغو اعدام از قوانین کشور گام برداشت.

سلطه بدون هژمونی

در چنین شرایطی ، مشارکت نصف و نیمه اصلاح طلبان و میانه روها در کلان شهرها ، راه به جایی نخواهد برد . مقاله انتقادی تند محمد قوچانی خطاب به حزب اتحاد ملت و تاکیدش بر لزوم ” اصلاح اصلاحات ”  هم چیزی بیش از مرثیه زود هنگام  شکست اصلاح طلبان ، در این انتخابات نیست.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

عدم شرکت در انتخابات، همراهی با مردم و در جهت حفظ مصالح ملی است

«انتخابات» نمایشی برای مشروعیت بخشی به تمامیت ‌خواهی نظام و تمرکز و خالص سازی قدرت

صدور و اجرای احکام اعدام را متوقف کنید!

سلطه بدون هژمونی

هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان اکثریت خاطی برنامە سازمان

۲۹ بهمن روز ستایش زن در فرهنگ ایران