پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۴:۵۰

پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۴:۵۰

پیشاهنگ و ساختار

پایه قرار دادن ارزشهای آزادی های فردی و اجتماعی بعنوان ستون های اولیه نظامی دموکراتیک، برقراری و گسترش و تعمیق عدالت اجتماعی، رشد صنعتی علمی کشوری در خدمت رفع نیازهای مردمی ، رفع انواع تبعیض های ملی، دینی، جنسی، منطقه ای و غیره، از پایه های ارزشی نظری چنین سازمانی می باشند. میدانیم که نظام سیاسی دموکراتیک، میتواند اشکالات زیاد در بطن خودش داشته باشد. تنها راه غلبه کردن بر این اشکالات، بسط ، تعمیق و گسترش آزادی های فردی و اجتماعی به معنای واقعی آن می باشد.

پیشاهنگ و ساختار

“رنه دکارت” مانند جرقه ای بود که بر تاریکیهای دوران قرون وسطا آغاز به تابش کرد. در زمانی که دکترین تحصیلاتی کلیسا هنوز با قدرت تمام حاکم بود، خرافات بصورت تحصیلات، تعلیمات و قانون کلیسا تدریس می شد و اجرا و اعمال می گردید، وی با شکاکیت نسبت به همه چیز آغاز می کند، تا علت تمامی ایده ها و افکار و پدیده ها زمان را بصورتی منطقی توضیح داده باشد، و سپس به یک نتیجه گیری بنیادین عامی اتکا پیدا میکند که در عالمی که همه باورمندیهای هستی زمان خویش را زیر علامت سوال برده بود و به همه چیز شک داشت، به یک واقعیت یقین پیدا می کند  و آن این است که ” من فکر میکنم، پس هستم”.

امانئول کانت در جستجوی انگیزه ای جهانشمول برای تفکر راستین، انسانی و اخلاقی بشری، بر این بستر حرکت می کند که راست ترین عملکرد انسانی در واقع منطقی ترین آنها می باشد. منطقی ترین عملکردها بر پایه های انگیزه  مثبت و خیرخواهانه بشری استوار می باشد. امتزاج ریشه های مثبت ترین و خیرخواهانه ترین انگیزه ها ، بعنوان منطقی ترین عملکردها، وی را به فورمولبندی ایجابی رفتاری جهانشمول بشری منجر می شود که در آن وی مطرح میکند که درست ترین کردار و رفتار آن می باشد که ما انتظار داشته باشیم که همه آحاد بشری در دنیا چنان رفتار بکنند، هر فردی در دنیا خود را الگو و نماینده عام چنین رفتاری بداند و در این راستا، انسان بعنوان هدف نهائی تلقی گردد، نه وسیله ای جهت رسیدن به اهداف دیگر.

دیوید هیوم، فیلسوف اسکاتلندی که از مکتب فیلسوفان بریتانیا می باشد که بیشتر بر تجربه گرائی متکی می باشد و “امپیریسیسم” فیلسوف دیگر بریتانیائی یک و نیم قرن پیش “جان لاک” را بسط می دهد، در منازعه با نظریات مشابه “کانت”، مطرح می کند که آنچه انسان را به رفتار بخصوصی رهنمون می گردد، نه انگیزه های مثبت و خیرخواهانه، بلکه “غریزه های خود ارضاء کننده” وی می باشد. حتی کسانی که خیرخواهانه ترین عمل ها را انجام می دهند، این کار را بخاطر سیراب کردن بخش های ویژه ای از غریزه های خویش انجام می دهند. شاید بشود گفت که اصول بندی های اخلاقیی  مثل اندیشه های هیوم، بیشر به شکل گیره لیبرال دموکراسی کمک می کند، و فورمول بندی هایی مثل اندیشه های کانت، به سوسیال دموکراسی کمک کرده است.

تمامی فیلسوفان دوران مدرنیسم، هر کدام از زاویه خاصی بر پایه های اندیشورزی، تجربه، ارزش های اخلاقی و آنالیز غریزه های انسانی، به نقد و بطور همزمان به نفی ارزش های دوران طولانی و تاریک قرون وسطا می پرداختند. آنها در عین حال پایه های ارزش های نوین دوران جدید را بر پایه های اندیشه های نوین، جداکردن دین از سیاست و ریختن بنیادها و پایه های جامعه مدنی پی ریزی می کردند.

در حالی که در شرایط امروزین، ایدئولوژی اسلامی افراطی،  از جزایر فیلیپین و اندونزی گرفته، تا افغانستان ، هندوستان و پاکستان؛ از ایران گرفته تا قلب عراق، لبنان ، فلسطین و آفریقا؛ از مسلمانان افراطی انگلستان گرفته تا آمریکا و چیچنیا” بر پایه های ایدئولوژی الهی ماقبل  قرون وسطائی سیاسی امنیتی افراطی اسلامی مانند “حمس”، “اخوان المسلمین”، “حزب الله” تا “جمهوری اسلامی ایران” را در بر گرفته است، تعطیل کردن نقد و  رقابت نظری با این ایدئولوژی تاریک قرون وسطائی از طرف سازمان های چپ به بهانه جایگزینی این رقابت با “آلترناتیو سازی برنامه ای” ، مفهومی غیر از تعطیل و تخلیه کردن میدان چالش های نظری و تسلیم شدن در مقابل نظریات ارتجاعی، چیز دیگری نمی باشد.

در زمینه پروژه سوسیالیسم چیست و چپ کیست، اخیرا مطالب فروانی نوشته شده است که بخاطر کثرت آنها گاه خواننده مجبور است از میان آنها انتخاب کرده و روی بعضی از آنها تاکید کند. به همین دلیل من حد اکثر تلاش خود را خواهم کرد تا این مطلب را هر چه خلاصه تر بنویسم  و این مطالب را بصورت فهرست وار و کوتاه عرضه کرده باشم.

الف) تعیین اینکه امروز، میان آلترناتیو ایدئولوژیک، آلترناتیو  برنامه ای، و یا محورهای کلان نظری اندیشه ای مشترک چپ، کدام یکی بیشترین موضوعیت عینی را در تدوین راهکار استراتژیک حرکت عمومی  دارا می باشد تا جهت فورمولبندی رشته های کلان نظری منشورعمومی  سازمان پیشاهنگ الترناتیو تحول، دگرگونی و عبور از نظام سرمایه داری مورد استفاده قرار گیرند. آیا اگر تلفیق و ترکیبی از این سه آلترناتیو ( ایدئولوژی، آلترناتیو برنامه ای، و محورهای کلان نظری ) قرار است تشکیل گردد، این ترکیب چگونه در یک منشور فورمولبندی شده و مورد استفاده خواهد بود. آلترناتیو استراتژی حذف ایدئولوژی آلترناتیو روشنگری عصر نوین، در مقابل اسلام گرائی افراطی، به جای نقد ایدئولوژیک و جایگزینی آن با آلترناتیو برنامه ای در مورد کشوری مثل ایران هیچ موقع نمیتواند واقعبینانه باشد.

ب) آیا سازمان پیشاهنگ و هدایتگر مرحله گذر، نماینده سیاسی طبقه پرولتاریا خواهد بود که ناشی از شکاف دوقطبی طبقاتی درون نظام سرمایه داری می باشد؟، یا اینکه این سازمان، اقشار و طیفهای اجتماعی بسیط نوین متعالی و مترقی اجتماعی  در راستای بسط و توسعه ارزشهای بالنده  و توسعه و تعمیق آزادی و رفاه  بشری را نمایندگی می کند؟ آنچه که مسلم است، این تشکل نه فقط طبقه کارگر نوین، بلکه دیگر اقشار، طبقات و طیف های اجتماعی جنسی، هویتی و سنی و غیره را نیز نمایندگی می کند.

ج) چپ رهائیخواه بعنوان جنبشی اجتماعی اعتراضی، میتواند با نقد دیالکتیکی حزب لنینی به جای نفی مکانیکی آن، با پروژه حزبیت برخورد نماید. نتیجه  نفی مکانیکی حزب لنینی با هدف  تبدیل سازمان پیشاهنگ نوین به ساختاری اصلاح طلب سیاسی – مدنی –  اجتماعی، در شرایطی که یک چنین ساختاری نه فقط از تحولات بزرگ سیاسی اجتماعی هراسناک می باشد، بلکه خود را از حد مشاوره سیاسی اجتماعی حکومتیان فراتر تعریف نمی کند، عملا یا به تعطیل شدن حزب تحول تبدیل می شود، در بهترین حالت خویش این احزاب را به سایه ها ایی در حاشیه حکومتیان مبدل خواهد کرد.

جنبش های اجتماعی در راستای تغییرات اجتماعی چگونه می توانند خارج از چارچوب  بافتهای سیاسی، تاریخی و فرهنگی کشوری منطقه ای، چنین تغییر و تحولاتی را نهادینه کنند. آیا این تغییرات و تحولات نهادینه شده، آبستن هسته های اندام ساختار نظام آلترناتیو و جایگزین نظام سرمایه داری ( بخوان سوسیالیسم) نخواهد بود؟ آیا بر اساس چنین ارزیابی، نظام سرمایه داری در درون خویش آبستن نهادهای نظام نفی کننده خودش نمی باشد؟ اگر آری، شاخص های این نطفه ها چه ها می باشند؟

خ)  در مورد تک بعدی بودن، و یا چند موضوعی بودن آرمان های محرک و اندیشه های  پیشاهنگ آلترناتیو چه میتوان گفت؟ آنچه که مسّلم است، چون از یک طرف حزب چپ دموکرات نوین آلترناتیو طیف ها،  طبقات، قشرها و بخش های متنوع متعالی اجتماعی میباشد، و از طرف دیگر مسائل مبرم نظری عموم بشری را مطرح می کند، خود در جای خود متنوع و متفاوت می باشند و ابعاد متوعی را نمایندگی می کند.

پایه قرار دادن ارزشهای آزادی های فردی و اجتماعی بعنوان ستون های اولیه نظامی دموکراتیک، برقراری و گسترش و تعمیق عدالت اجتماعی، رشد صنعتی علمی کشوری در خدمت رفع نیازهای مردمی ، رفع انواع تبعیض های ملی، دینی، جنسی، منطقه ای و غیره، از پایه های ارزشی نظری چنین سازمانی می باشند. میدانیم که نظام سیاسی دموکراتیک، میتواند اشکالات زیاد در بطن خودش داشته باشد. تنها راه غلبه کردن بر این اشکالات، بسط ، تعمیق و گسترش آزادی های فردی و اجتماعی به معنای واقعی آن می باشد.

چ)  در رابطه با چگونگی تلفیق حزب امروزین پیشاهنگ نوین تحول، با ویژگیهای جامعه ایران،  باید بر این اصل اساسی تاکید کرد که اولا چنین حزب سیاسی باید بر راستای اهداف سیاسی خویش سازمان دهی شده باشد، نه  بر پایه های برنامه های اقتصادی اجتماعی دولتی آن. در وحله بعدی باید بر این نقطه تاکید کرد که الگو برداری مکانیکی از احزاب اروپائی و پیاده کردن همان ساختار ها، در کشوری مثل ایران که تحت قیمومت یک حکومت ما قبل قرون وسطائی اداره می شود، یک عمل نادرستی خواهد بود.

ح) آیا استراتژی احزاب چپ دموکراتیک ، خصوصا در کشوری مثل ایران، تاثیر گذاری سیاسی برنامه ای در حکومت زمان می باشد، یا پیشبرد سیاست و برنامه مستقل و آلترناتیو خویش. آیا استراتژی سیاسی پیشاهنگ آلترناتیو، نقش و ماهیت آن در شرایطی که برنامه اجرائی پیشنهادی خویش را بعنوان شاخص تعیین کننده و اولیه آن مرحله زمانی تعیین می کند، با شرایطی که در آن اهداف آرمانی و سیاسی خویش را بعنوان اصول بنیادین قرار می دهد چه می باشد؟

آیا در شرایطی که شاخص اولیه و بنیادین هویتی حزب سیاسی چپ را “برنامه اجرائی پیشنهادی” آن قرارمی دهیم، هر زمان که نرخ بیکاری و نرخ تورم پایین بیاید، از حکومت وقت قدردانی خواهیم کرد و هر موقع نرخ رشد اقتصادی پایین آمد و یا تورم و بیکاری بالا رفت، از آنها انتقاد خواهیم کرد و همیشه رهنمودهای مشاوره خویش را در راستای بهبود این شاخصه ها تقدیم حکومتیان خواهیم کرد؟  آیا  اهداف استراتژیک مرحله ای  این احزاب، تاکتیک های عملکردی آنها در راستای تحقق بخشیدن به این  اهداف شان ، وقتی که ارزش های هویتی بنیادین آنها را ارزش هایی از قبیل آزادیهای فردی – اجتماعی، شکوفائی پتانسیل های انسانی، تعالی خوشبختی و خوشحالی و تندرستی زیبائیهای انسانی،  رفع تبعیض، برقراری عدالت اجتماعی و غیره تشکیل می دهد، با شرایط سناریوی اولی چه تفاوتی خواهد کرد؟

خلاصه مطلب، چنین سازمانی باید بر پایه های ارزش های بنیادین نظری آن بعنوان ارزش های آلترناتیو و جایگزین نظام دینی جمهوری اسلامی تشکیل گردد. بنیادهای برنامه ای آن بر اساس چنین ارزش هایی پایه گذاری خواهند شد. این حزب سیاسی باید اهداف سیاسی خویش را تعریف کرده و ساختارهای نهادی خویش را در راستای رسیدن به چنین هدف هایی شکل و فورم بدهد. چنین حزبی که ارزش های نظری متنوعی را در بطن خویش حمل می کند، نمایندگی طیف ها و اقشار متنوع بالنده اجتماعی را در راستای رسیدن به آمال های رفاه عموم بشری هدایت خواهد کرد. ارزش های نظام دینی سیاسی امنیتی جمهوری اسلامی ایران  بصورت استراتژیک آن،نه از طریق نقد این نظام، بلکه از طریق نفی آن امکان پذیر است. این است یکی از تفاوت های بنیادین اشتباه گرفتن کشوری مثل ایران، با کشورهای اروپائی و غیره. برعکس این استراتژی چنین ترویج می کند که از نفی نظام اهتراز جسته و اصلاحات درون نظام را بعنوان راهکار استراتژیک و محوری دستور عمل خویش قرار دهند.  استفاده از فرصت های اصلاحاتی فقط و فقط در خدمت نفی نظام میتواند مفهوم پیدا کند، نه فقط نقد و تلاش در اصلاح آن.

تشکیل چنین حزب چپی نمیتواند منوط  و مشروط به حاصل شدن  وحدت نظر چپ باشد. روزی که وحدت نظر چپ حاصل گردد، آن روز، روز مرگ چپ می باشد. تنوع نظری چپ نشانه پویائی و زنده بودن چپ می باشد. بنابر این، سازمان چپ نوین نه تنها باید تنوع نظری چپ را در درون خویش جای دهد، بلکه باید با شرکت فعال و زنده در چالش ها و  تحولات سیاسی روزمره، نه فقط آغاز به پیوندیابی اجتماعی بکند، بلکه اندام های ساختاری خویش را آزموده، قدرتمندتر کرده و استخوانبندی بدنه خویش را هر چپ بیشتر بر شانه های جنبش های مردمی استوار و توانا نماید.

اگر گروه پنجاه و سه نفر دوران اول توانستند حدود هفتاد سال پیش حزب سیاسی خویش را تشکیل دهند، نباید گروه پنجاه و سه نفر امروز نتوانند این کار را با سرعت و قدرت لازم به مرحله عمل نرسانند.

 

 

تاریخ انتشار : ۱۴ آذر, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۵ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟