سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ مهر, ۱۴۰۵ ۲۱:۳۰

دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۰

پیوستگی و گسستگی در تحولات اجتماعی و تاریخی – عصر نقد ایجابی

ایران بمعنی وسیع تحولی تاریخی قرونی، با شکست از اسکندر و بعداً امدن اسلام، نه بمعنی تهاجم و تصاحب اعراب، وارد دوران تحولی ای می شود که بالاخره با عبور از ایستگاه های میانی صفویه، امیرکبیر، مشروطه، پایان قاجاریه، با پهلوی وارد مرحله فئودالیسم می شود.

Getting your Trinity Audio player ready...

ایران بمعنی وسیع تحولی تاریخی قرونی، با شکست از اسکندر و بعداً امدن اسلام، نه بمعنی تهاجم و تصاحب اعراب، وارد دوران تحولی ای می شود که بالاخره با عبور از ایستگاه های میانی صفویه، امیرکبیر، مشروطه، پایان قاجاریه، با پهلوی وارد مرحله فئودالیسم می شود. این تحول که با اقدامات شاه عباس در قرن شانزدهم شروع شده و با امیرکبیر ادامه می یابد، در مشروطه دچار وقفه و ابهام می گردد (مشروطه خواهان اساساً از موضع ایران قرون پیش اسلام و پیش صفوی، یعنی ایران ایل و قبیله ای کوچ نشین، در انچه بخطا با این نام نامیده شده است، ضد مشارکت داشته اند- بطریقی، مشروعه خواهی در حقیقت مشروطه خواهی بوده است)، در ملی شدن به این “انحراف” ادامه داده می شود، تا انقلاب بهمن پنجاه و هفت، که عملا انقلاب ملی بمعنی تحول تاریخی بوده است. دامنه تحتانی انقلاب بهمن تشکیل دولت-ملت بمعنی انچه تجدد یا مدرنیته در تحولات اروپا نامیده شده است، می شود، و دامنه فوقانی ان، ساده کنیم، “جمهوری خلق” بعنوان جانشین تحولی تاریخی یا دقیقتر، “پل گذار”، به شکل سیاسی خاص عصر صنعت، که فعلا می توان “دموکراسی صنعتی” نامید، باید محسوب شود.

جمهوری اسلامی، شکل بروزی “مبارزه و مصالحه”ای است که عملاً مضمون تحولی تاریخی این دوره بسیار پرتلاطم در حوزه سیاسی بوده و هنوز هست. یعنی روند سوپرامنتو (منتفی شدن) ایران بمعنی عام قرونی. این همان اتفاقی است که در اروپا نیز افتاده است (شکلگیری دولت- ملت های اروپایی که هنوز هم در مضمون فئودالی اند، باستثنای اشتقاق ایالات متحده از آن).

مرگ آقای رفسنجانی در این روزها، این روند را، عمدتاً بطور نمایی، به بروز رسانده است. اگر شاه عباس در مشابهت با سرگذشت اروپای در حال خروج قطعی از قرون میانه میباشد، موازی – و نه برابر، چون ایران تا سالهای سی قرن بیستم میلادی، اساساً ایل و قبیله ای بود که با قاجار به پایان می رسد و با پهلوی عصر کوتاه شده و اختلاطی فئودالیسم ایران، شروع شده و تا انقلاب بهمن، به طول می انجامد – سلطنت مطلقه با گرایشهائی بعنوان “دسپوت روشنگر”، تا پهلوی نخست و بالاخره پهلوی دوم ادامه می یابد. امیرکبیر، محل طلاقی این “سلطنت مطلقه” و “دسپوت روشنگر” و بالاخره شروع پایان روندی است که با عبور از کشمکش مشروطه نامیده شده، به کودتای ۱۲۹۹ و بالاخره برچیده شدن “سلطنت” تاریخی (کاربرد واژه “سلطنت” برای ایران قرونی خطاست، بلکه شاید همان واژه “شاهنشاهی” دقیقتر باشد)، ختم شده و راه را برای گذار به فئودالیسم و صورت سیاسی ویژه ان در”سلطنت”، و تحت عنوان  “سلسله پهلوی”، باز می کند. ایران بمعنی اصیل سرگذشت اروپا، وارد مرحله پییش مدرن (اساسا درست تر است مرحله “باروک” ایران بنامیم) می شود. انچه ایران در زمان این سلسله تجربه کرده است، با واژه “باروک” ایران (مروارید زمخت)، قابلیت نشانه گذاری تحولی تاریخی وتعریف می یابد.

انقلاب بهمن، در حقیقت، پیروزی متمم قانون اساسی بیرون امده از انچه “انقلاب مشروطه” نامیده شده است، بر اصل قانون اساسی این “انقلاب” بوده است. با مرگ اقای رفسنجانی، بطور نمایی تاریخی، خود این متمم هم به پایان رسیده است، و این چنین، تمام آن دوره تحولی تاریخی مشروح در فوق، یعنی، ایران قرونی در تمام بروزها و اشکال اش، به پایان خود رسیده است.

کسی نه غمگین و نه عصبانی شود، همه مرده اند، ایران قرونی تا امروز.

جبهه ملی و یا آنچه کلا ملی گرایی نامیده شده است، اصولا همیشه در ماقبل تاریخ بود و ماند، تا حد نهایی ان. حزب توده و اصولا توده گرایی (که مفهومی سندیکایی- ملی گرایانه دارد)، که همراه ملی گرایی جبهه ملی، عملاً لبیبرال دموکراسی و سوسیال دموکراسی را در زمینه عصر پیش تمدنی کوچ نشینی ایل و قبیله و خاندان و خوانین تعریف کرده اند و متأسفانه تا عمق شکست این در سردرگمی تاریخی. شاید عجیب یا غمناک یا نوعی شوخی بنظر آید، هرچند تحول و سرگذشت، شبیه آب اند، و بالاخره سرازیری و گشایش  را پیدا می کنند، اسلام حامل هم لیبرال دموکراسی و هم سوسیال دموکراسی می شود (دقیقاً مشابه تا برابر تحولات مشابه در اروپا که الهیات، فلسفه و تاریخ سه عنصر مؤسس دولت- ملت ها بوده اند، و فلسفه بعنوان زبان مشترک هم الهیات و هم تاریخ). اما فداییان و مجاهدین، هردو از همین زمینه ها می آیند، منتها با تعابیر و تعاریف متفاوت که انها را به “فدایی گرایی” سرخورده و هم آرمانگرا و عصبانی، معترض طغیانگر می برد. از این میان، گرایشهای وسیع آنارشیستی روستاگرای در گذار به شهر و تازه به شهر آمده، و شهرنشین شده حافظ و مولوی و خیام گرا، قرونی از باستان تا امروز نیز وجود دارند. اینها خود را “رهایی خواه” می نامند، پیروان همان مفهوم “از دیو و دد ملولم” و “دی شیخ…” می باشند، که حافظ اساساً بیان انهاست و مولوی شکل عرفانی شده آن است و خیام سرگردان بین حافظ و مولوی، بطریقی، پیشینه های دانته، هگل، شکسپیر، و یک کانت سردرگم.

این مفهوم سرگذشتی مرگ اقای رفسنجانی را تشکیل می دهد. مفروزی بنام ایران که هیچوقت نتوانست خود را تعریف کرده و از مشاع هستی، چیزی که تمدن نامیده می شود را تصاحب کند، به ضرورت قطعی تعریف مفروز خود در لحظه پایانی گذار به عصر صنعت، یعنی بالاخره همراه شدن با تمدن و تحولات اش، و ورای توهمات قرونی بروزیافته در ساده نگری و خودستایی، به مشاع هستی و بشریت، دست بیابد.

ایران هیچ وقت سابقه تولیدی نداشته است (کوچ نشین تولیدکننده نیست، تنها طبیعت است که حرکت کرده و جابجا می شود، و انهم در رفت و آمد در یکپارچگی با نظام طبیعی که فصول می نامیم)، و این بزرگترین مشکل و مانع تحولات جاری ایران است و کلاً منطقه ای که “ماد” (میانه بین روم و چین) نامیده شده است. سوریه دقیقاً جایی است که این وضعیت به تقابل خشونت امیز تحویل شده است. تمام این منطقه که حتا شامل روسیه (عمدتاً آسیایی) نیز می شود. تنها چین و امریکا، و قطعا با همکاری روسیه، می توانند این برزخ هولناک را کنترل کرده و بشریت آن را پشت سر بگذارد. جاده ابریشم تاریخی، جاده تجارت بوده است، و نه تولید و بزبان امروز توسعه و صنعت، این جاده اگر با همان تعریف و جایگاه و نقش تجاری، باز سازی شود، اولا بهیچ وجه موفق نخواهد شد و در میانه توهم و آرزوها به خشونتهای بیشتر کشیده خواهد شد. تولید تنها پاسخ است. اسلام هم باید توجه کند که زمینه ظهورش، اساساً همین مشکل بوده است. خود موفق نشد، اروپا و بالاخره انگلیس، و در اوج، امریکا بعنوان نخستین کشور صنعتی جهان و بدون پیشینه پیش صنعتی قرونی، این ضرورت را پاسخ داده اند، و امروز چین باید نقش اصلی در گذار پایانی به عصر فراگیر صنعتی را بازی کند. جاده ابریشم باید محور توسعه صنعتی سراسری و بطریقی، جهانی قرار گیرد.

 

 

برای سایر نوشته ها از این نویسنده به آدرس زیر مراجعه شود:

http://www.kar-online.com/taxonomy/term/132

تاریخ انتشار : ۲۱ دی, ۱۳۹۵ ۱۱:۵۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جایزه صلح نوبل ۲۰۲۶ برای ناوی پیلای؛ گامی در احیای اعتبار این جایزه

هیات سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): هرچند در بیانیهٔ رسمیِ اعلام این جایزه، اشاره‌ای مستقیم به نقش ایشان در محکومیت جنایات جنگی و اتهام نسل‌کشی اسرائیل و دولت نتانیاهو در غزه نشده است، اما تقریباً همهٔ تحلیلگران سیاسی و رسانه‌های نروژ این موضوع را برجسته کرده‌اند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

روز جهانی مبارزه با اعدام؛ وقتی حکومت به نام عدالت، مرگ را به قانون تبدیل می‌کند

شهناز قراگزلو: افزایش مخالفت جهانی با مجازات اعدام در حالی ادامه دارد که ایران همچنان در شمار کشورهایی با بالاترین آمار اعدام قرار دارد. تجربه ایران نشان می‌دهد که بحث اعدام تنها یک مسئله کیفری نیست، بلکه به حق حیات، دادرسی عادلانه و نسبت میان عدالت و قدرت گره خورده است.

مطالعه »

خاورمیانه‌ای که می‌توانست باشد، اگر یازده سپتامبر نبود!

گودرز اقتداری: “اگر یازده سپتامبر و هفت اکتبر اتفاق نیفتاده بودند، خاورمیانه امروز چه وضعیتی داشت؟ آیا ایران کشوری متفاوت بود؟ آیا جنگ‌های منطقه‌ای کمتر می‌شدند؟ آیا اصلاحات سیاسی و توسعهٔ اقتصادی فرصت بیشتری برای پیشرفت پیدا می‌کردند؟ این پرسش‌ها موضوع یک آزمایش ذهنی دربارهٔ تاریخ‌اند، نه تلاشی برای بازنویسی واقعیت یا طرح نظریه‌های توطئه. در این نوشته بحث بر سر آن نیست که چه کسانی از وقوع این حملات اطلاع داشتند، چه کسانی از آنها سود بردند یا آیا می‌شد مانع وقوع‌شان شد. مسئله، بررسی پیامدهای تاریخی دو رویداد و تصمیم‌هایی است که دولت‌ها در واکنش به آنها گرفتند.”

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وحدت در شعار ، پراکندگی در عمل

معرفی کتاب «اتوبیوگرافی زنان در ایران معاصر» 

یک انسان چقدر می ارزد ؟

اعلامیه به‌مناسبت ۱۰ اکتبر روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام!

مجازات اعدام در ایران؛ از اعمال قدرت تا ضرورت لغو آن

رمانتیسم؛ عطر شانل آیدا، یا سیگار اشنو شهلا ؟