سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۰ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۱:۲۲

جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۲

چرا آنهایی که «جز زنجیرهای دستشان چیزی برای از دست دادن ندارند»، باید «جهانی فکر و محلی عمل بکنند»؟

جوانان ایرانی، با اعتقاد به حقانیتِ "کار" و تولیداتِ علمی، ارج نهادن بر کار و کارآفرینی، حق دارند و می توانند در این دوران طوفانی از مبارزات طبقاتیِ در جهانی که در حال تبدیل شدن به دهکده ایی کوچک است، با تلاش در مسیر صنعتی کردن میهن، نقش تاریخی خود را برعهده گرفته، و از فرصت تاریخی که برای جامعۀ ایرانی به وجود آمده است استفاده نمایند.

Getting your Trinity Audio player ready...
جهانی که در آن زندگی می کنیم؛
سرمایه های انسانی در جوامع بشری براساس رابطۀ آنها با کار و ایجاد تغییر در شرایط زیستی بر روی کرۀ زمین و در جهت بهتر کردن بهره برداری انسانها از مواهب زندگی تمرکز داشته، نیروهای کار و استفادۀ بهینه از مواهبِ طبیعی همچنان پرچمِ انقلابات در جوامع بشری را بر دوش خود می کشند و به این ستیزِ موثر ادامه خواهند داد.
در اول مای می ۲۰۱۳ معادل با ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، هنوز تمامی زوایای اهمیت و نقش کار و نیروهای کار بر روی طبیعت و سرمایه های انسانها بر روی زمین برای بخش بزرگی از انسانها ناشناخته مانده است،
بحران اقتصادی که از سال ۲۰۰۷ در اقتصاد سرمایه داری شروع شده و به تمامی ابعاد زندگی در جهان انسانی توسعه یافت، محل کارزاری اصلی در تقابل طبقات اجتماعی انقلابی و انبوه طبقات اجتماعی میانه و ضد انقلابی است. معلوم و پر واضح است که انسانها و سرمایه داری(بورژوازی) – به مثابه مهمترین طبقۀ انقلابی در تاریخ انسان و تا امروز – بر این بحران فراگیر نیز غلبه خواهند کرد.
طبقۀ انقلابی و در حال تولد از “کارگرانی” که در مالکیتِ ابزار و وسایل تولید نقش تعیین کننده ندارند و لیکن برای دستیابی به حداقل های زندگی – به نسبتِ موقعیت های اجتماعی که تا کنون داشته اند – تلاش خستگی ناپذیر دارند، امروز مهمترین نیروهای تاریخ در همراهی و غلبه بر مقاومت سنگینی که در مسیر پیشرفت بشر قرار دارد، را تشکیل می دهند. این طبقه هیچ وقت از همراهی و مساعدت با سرمایه داری مولد کوتاهی نکرده است و با تمرکز هر چه بیشتر برای تسلط بر “دانش”های جامعه محور، اتوریته و حضور خود را توسعه داده و قادر به ایجادِ تغییراتی اساسی در معادلۀ مقابلۀ ارتجاع تاریخی در مقابل توسعۀ کارِ مفید و موثر، در این کارزار جهان شمول، بوده است.
به هر میزان که عصر و دورانِ اطلاعات و آنفورماتیک در هزارۀ سوم میلادی تسلط خود را بر زندگی بشر می گستراند، دانایی انسانها از عظمت کاینات گسترده تر می شود و در عین حال روند نزدیکی و تبدیلِ روابط مابین انسانها به “دهکدۀ جهانی” تسریع می شود و فاصله های غیر قابل پیمودن در این روابط در حال حذف شدن قرار می گیرد، اهمیت این مقابله و شکل گیری نیروهای جهانی کار و نیروهای کار در مقابل ارتجاع واپسگرا آشکارتر خواهد شد و تمرکز طبقات انقلابی بر حفظ محیط زیست و اجرای هرچه بیشتر پروژهای “سبز” در فرآیند تولید نیازهایِ جامعۀ بشری، شکل و ماهیتِ تعریف شده تری را پیدا می کند.
 
ایران در جهان امروز؛
ایران امروز با استقرارِ کودتای نمایندگانِ عقب مانده ترینِ اندیشه و اعتقادات ایدئولوژیک نیروهای ارتجاع به “دژِ” اصلیِ متحجرین در مقابله با روند توسعه در جامعۀ بشری تبدیل شده است. تمامی ارتجاع جهانی از اندیشه ورزانِ نئولیبرال و افراطی ترین باورهای ارتجاعیِ راست در جهان، ایرانِ تحت حاکمیتِ ولایت فقیه را به عنوان آخرین سنگرِ ارتجاع تاریخی خود می شناسند و برای دوام و استقرار حکومت مافیای “فسادِ سیستمی شده” در ایران از هیچ اقدامی فروگذار نبوده اند و دلیلی هم بر فروگذاری از آن سراغ ندارند.
بر همین مدار است که موضوع رهبری تحولات آتی در جهان امروز به موضوع “محلی” طبقات انقلابی در ایران تبدیل شده است و رفع حکومت ارتجاع دینی و استقرار دمکراسیِ مبتنی بر «آزادی، رفاه و جمهوری» به وظیفۀ اصلی آنها تبدیل شده است. (این یادداشت قصد وزن کشی و تعیین و تفکیک در صفوف مبارزاتی مردم ایران را وظیفۀ ای به روز نمی داند. تمامی کسانی که به هر دلیل در صفوف مبارزه برای خاتمه دادن به حکومت “کودتا”، در عرصۀ ملی آمادگی داشته باشند – از اصلاح طلبان جکومتی تا آنارشیست های معتقد به اندیشه ورزی علمی –  می توانند در این مهم حضور داشته، نقش تاریخی مهمی را برعهده بگیرند.)
نگرانیِ فعلاً موجود در این عرصه و در حال حاضر این است که راست جهانی با تحمیل جنگی خانمان سوز و نابودی تمامی زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی، بتواند ایرانِ ما را به یک دورۀ تاریخی تاریکتر و سیاهتر پرتاب نمآید. دوره ای که با فقر، فلاکت و تخریبِ تمامی مولفه های تمدن و مدنیت بیشترین خسارت را به نیروهای ملی و توسعه طلب در ایران امروز وارد خواهد کرد.
برای غلبه بر این نگرانی است که طبقات انقلابی در ایران امروز می توانند و باید در جهت رفع سیاست های سرکوبِ سفید (اقتصادی)، سرکوب سیاه (فرهنگی) و سرکوب سرخ (اجتماعی) صفوفِ خود را فشرده تر کرده، با اطلاع رسانی نسبت به خواب های پریشانی که برای میهن ما دیده شده است، از کیانِ حیات و ممات خود پاسداری نمایند.
با این نگرش است که می توان به ابعاد مبارزه ای که امروز در ایران – به عنوان محل درگیری خیر و شر در ابعاد جهانشمول – درحال انجام است، توجه داشت.
توجه به ترکیب زندانیان سیاسی و اقتصادی (شاملِ مصلحینِ سیاسی و اجتماعی، حقوقدانان، معلمین، کارآفرینان و فعالین اقتصادی) که زیر زنجیرِ سرکوب سیاست و اقتصادِ رانتی و فاسدِ ناشی از آن قرار گرفته اند و ممانعت از حضور سازمان یافتۀ نیروهای کاری که با تعریف و دستکاری در حداقل حقوق و دستمزد و تعیین دستوری نرخ ارز، بیش از ۳۰ سال است در حال “اخراج” از کشور هستند! ما را در شناخت صفوف مبارزه وتعریف و باز تعریف طبقات انقلابی ایرانی یاری خواهد کرد. امری که به مهمترین موضوع در روند هدایت و رهبری جنبش های اجتماعی در ایران تبدیل شده است.
 
چگونه می توان جهانی فکر و محلی عمل کرد؟
مجموعۀ تجاربِ ملل پیشرفته در دنیا به روشنی بیانگر این واقعیت است که کشورهای قوی، مستقل و پیشرو بیشترین امکانات تولید و تولیدات صنعتی را در خدمت منافع ملی خود قرار داده اند. هنوز در پیشرفته ترین کشورهای دنیا نیز پرچم انقلابات در دستان سرمایه داران و کارآفرینان پیشرو قرار دارد، مبارزه ای که با انقلاب صنعتی از قرن ۱۸ شروع شده و درمبارزه ای بی امان در مقابل رشد و توسعۀ صنعتی در جهان امروز در بر گیرندۀ تاریخی سراسر فراز و نشیب از وحدت عمل نیروهای “کار” و تولید اجتماعاً موجود بوده و در آینده نیز می تواند  به عنوانِ راهنما و چراغ راهِ برای نسل جوان در جوامع بشری مورد استفاده قرار داشته باشد.
جوانان ایرانی، با اعتقاد به حقانیتِ “کار” و تولیداتِ علمی، ارج نهادن بر کار و کارآفرینی، حق دارند و می توانند در این دوران طوفانی از مبارزات طبقاتیِ در جهانی که در حال تبدیل شدن به دهکده ایی کوچک است، با تلاش در مسیر صنعتی کردن میهن، نقش تاریخی خود را برعهده گرفته، و از فرصت تاریخی که برای جامعۀ ایرانی به وجود آمده است استفاده نمایند.
آنها می توانند و باید، نقشِ حضور خود را بر تحولات آینده و در مسیر ساختنِ “دنیایی بهتر” با اتحاد عمل با هم میهنانِ خود در جای جای جهان هستی، بویژه آنهایی که به جز زنجیرهای دستشان چیزی برای از دست دادن ندارند، بر تحولات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آینده مُهر نمایند!
 
باشد که چنین باد!   

به مناسبت ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲

تاریخ انتشار : ۱۰ اردیبهشت, ۱۳۹۲ ۹:۲۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

جنایت جنگی آمریکا در سیریک و جنگ اقتصادی آمریکا علیه مردم ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تأکید می‌کند که تقویت سرمایهٔ اجتماعی و افزایش تاب‌آوری ملی، تنها زمانی ممکن است که مجموعه‌ای از اقدامات فوری و ساختاری به‌صورت هم‌زمان پیش برود. رفع فشار سنگین اقتصادی از زندگی مردم، به‌ویژه کارگران، بازنشستگان و طبقات میانی و پایین جامعه، اولویت انکارناپذیر است؛ زیرا هیچ جامعه‌ای زیر بار فقر، ناامنی معیشتی و نابرابری گسترده نمی‌تواند تاب‌آوری واقعی داشته باشد.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

گفت‌وگوی یرواند آبراهامیان درباره آینده ایران؛ تغییر حکومت و ثبات آن

از نظر تاریخی، حتی تندروها نیز همیشه آمادگی رسیدن به توافق با آمریکا را داشته‌اند. [آیت الله] خمینی، حتی زمانی که آمریکا و اسرائیل را «شیطان» می‌خواند، در پشت پرده رفتاری بسیار عمل‌گرایانه داشت. فقط کافی است ماجرای ایران‌کنترا را به یاد بیاوریم. درباره آیت‌الله خامنه‌ای نیز همین مسئله وجود داشت. با وجود تمام شعارها، نمایندگان او حاضر به مذاکره و رسیدن به توافق بودند.

مطالعه »

دعوت به بازگشت؛ آغازی برای آشتی ملی یا گشایشی از سر درماندگی؟

گودرز اقتداری: اظهارات اخیر مقام‌های دولت مسعود پزشکیان درباره ایرانیان خارج از کشور، در نگاه نخست شاید تکرار همان دعوت‌هایی به نظر برسد که در دولت‌های مختلف درباره «بازگشت ایرانیان» شنیده‌ایم. اما این بار یک تفاوت مهم وجود دارد: سخن فقط از متخصصان، سرمایه‌گذاران یا ایرانیان غیرسیاسی نیست. نام کسانی مطرح شده که سال‌ها منتقد جدی جمهوری اسلامی بوده‌اند و برخی نیز هزینه‌های سیاسی سنگینی پرداخته‌اند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

دعوت به بازگشت؛ آغازی برای آشتی ملی یا گشایشی از سر درماندگی؟

نتانیاهو ظاهراً هشدار حمله حماس به اسرائیل در سال ۲۰۲۳ را نادیده گرفته است

در غزه، حتی یک فندک هم به یک کالای لوکس تبدیل شده است

ونزوئلا در حال بازگشت به استعمار است

سیما بینا؛ هنرمندی که بخشی از حافظهٔ شنیداری ایران را به نسل‌های بعد سپرد

چرا رضاشاه هنوز با حاشیه‌نشینان ایران صحبت می‌کند؟