جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳ - ۱۱:۴۰

جمعه ۲۹ تیر ۱۴۰۳ - ۱۱:۴۰

نقش تاریخی هنر و هنرمندان در روند تکامل اجتماعی
تاریخ مبارزات مردمان در گوشه گوشه جهان همواره تجلی‌گاه نقش هنرمندان در روندهای تاربخی و گذرگاه‌های مهم آن بوده است. در مقاطعی از تاربخ سیر تحولات را با تغییرات شگرف...
۲۸ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: کامران
نویسنده: کامران
استعارۀ مرغ و پاهایش
نقطه مشترک حکومت‌های غیردمکراتیک، دیکتاتوری و یا تمامیت‌خواه با جریان‌های برانداز، سرنگونی‌طلب و یا انقلابی در این است که برای هر دوی آنها "مرغ یک پا دارد"! برای اصلاح‌طلبان مذهبی...
۲۷ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: سعید مقیسەای
نویسنده: سعید مقیسەای
در نقد دیدگاه آقای بهزاد کریمی در مقاله‌ای تحت عنوان بلوع سیاسی جامعه و انتظار از اپوزیسیون دموکراتیک
سرخوردگی از اپوزیسیون، به‌ویژه؛ خارج کشور و سرکوب شدید و شکستن مقاومت مردم و تحمیل اختناق برجامعه که امید به بروز هر جنبش اعتراضی را به یاس تبدیل کرده است،...
۲۷ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: کامران
نویسنده: کامران
محکومیت حکم اعدام شریفه محمدی از سوی سه سندیکای کارگری ایتالیا
از دولت ایتالیا درخواست می‌نماییم، از مسیرهای ارتباطات دیپلماتیک خود برای درخواست لغو فوری و بدون قید و شرط حکم اعدام شریفه محمدی و آزادی بی‌قید و شرط کلیۀ معترضین...
۲۷ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: سه سندیکای کارگری ایتالیا
نویسنده: سه سندیکای کارگری ایتالیا
پرده‌ی آخر نمایش انتخاباتی نظام، بلوغ سیاسی جامعه و انتظار از اپوزیسیون دمکراتیک
جامعه‌ی معاصر ایرانی‌ به وقت خود بهره‌گیری از «فرصت‌»های درون نظام را آزموده و نتیجه‌ی آزمون خود را که مبین سترونی آن بود، ثبت حافظه‌‌اش کرده است. ارزش روی‌کرد جامعه...
۲۶ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: بهزاد کریمی
نویسنده: بهزاد کریمی
مرگ در «منطقۀ امن»
اسکات اندرسون، معاون هماهنگ کننده «اونراوا»( آژانس امدادرسانی و کاریابی برای آوارگان فلسطینی در خاور نزدیک) گفت در بیمارستان «ناصر» شاهد «بعضی از وحشتناک‌ترین صحنه هایی بودم که در ۹...
۲۵ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: برگردان: پروین همتی
نویسنده: برگردان: پروین همتی
به یاد سیمین بهبهانی، شاعری مبارز و مدافع حقوق زنان!
سیمین بهبهانی، با زبانی صریح و بی‌پرده، از دردها و رنج‌های زنان جامعه‌اش سخن می‌گفت و همواره می‌کوشید که ادبیات و هنرش را برای آشکار کردن دردها ی جامعه و...
۲۵ تیر, ۱۴۰۳
نویسنده: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران ( اکثریت)
نویسنده: گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران ( اکثریت)

چرا تقلب کردیم

تقلب در انتخاباتی كه نزدیك به چهل میلیون ایرانی در آن شركت كرده بودند، كار كارستانی بود كه تنها به دستبرد و اختیار یك دولت بر نمی آمد، بدنه اداری نظام و فرماندهان سپاه هم به تنهایی قادر به انجام این تقلب گسترده نبودند. رهبر نظام حكم این دگرگونی آرا را صادر كرد

تصمیم بزرگ نظام و تقلب در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری که به گفته مسوولان وزارت کشور ۸۵درصد واجدین شرایط در آن شرکت کرده بودند، زمینه های اعتقادی داشت که شناخت آن، به شناسایی عقبه فکری می انجامد که مانند مورچه ای بر سنگ سیاه سالها در حرکت بوده و پنهان و آرام خود را به ظهور و فعلیت رسانده است. _پیامبر اسلام در باره نفوذ شرک در دلهای مومنین این تمثیل را می زند که شرک همچون مورچه ای بر سنگ سیاه در گذر است _ ۲۲ خرداد سال ۸۸ آشکار شدن روایتی از قدرت بود که ظاهری اسلامی داشت و تمام دو دهه گذشته، درتدارک آماده سازی خود برای یک جهش بزرگ بود.

روز ناامیدی از رای

نمی توان گفت که اقتدارگرایان از همان ابتدای مبارزات انتخاباتی قصد داشتند تا با تقلبی گسترده، احمدی نژاد را بر کرسی ریاست پایدار کنند. رفتار احمدی نژاد و دوستان در چند ماه منتهی به خرداد ماه نشانه ای از این بود که دولت احمدی نژاد قصد دارد تا با پخش سهام عدالت، سفر های استانی، حمله به هاشمی به عنوان عامل همه تباهی ها و اثبات نسبت مستقیم هاشمی و موسوی، انبان رای خود را از این تضاد مردم – هاشمی، پر کند.

سردرگمی اصلاح طلبان در معرفی نامزد واحد، آمدن و رفتن سید محمد خاتمی و حضور یکباره میرحسین موسوی بعد از ۲۰ سال عزلت سیاسی، اقتدارگرایان را به این نتیجه رساند که اصلاح طلبان فاقد نامزدی هستند که بتواند رقیبی قدرتمند برای احمدی نژاد باشد. به گمان دستگاه تبلیغاتی نظام، تنها خاتمی خطری بالقوه به شمار می رفت که با آمدن موسوی از میان رفت. میر حسین موسوی برای نسل سومی و چهارمی ها هیچ خاطره ای نداشت و پیوندش با جنگ و هیبت و ظاهرش و شایعاتی که او را آمده از غار باستانی کوپن و دفترچه بسیج، معرفی می کرد، همه می توانست از نخست وزیر دوران جنگ یک نامزد “رای نیاور” بسازد.

کروبی، دیگر نامزد اصلاح طلبان هم، در قامت نماینده روشنفکران دینی و اصلاح طلبان منتقد خاتمی به صحنه آمد و این امید می رفت تا اختلافی را میانه اصلاح طلبان بیندازد که دیگر جبهه اصلاحات، توانی در رقابت با احمدی نژاد، یگانه نامزد اصولگرایان نداشته باشد. همه چیز به کام احمدی نژاد پیش می رفت، اما آنچه به حساب نیامد، روحیه جامعه ایرانی بود که می توانست به سرعت تحول پذیرد.

دکتر همایون کاتوزیان در کتاب تازه انتشار خلقیات ایرانیان، این روحیه جمعی را که مثل بارانی به سیل می رسد، شرح داده است، اتحادی که یکباره در جامعه متکثر ایرانی و در بزنگاههای تاریخی شکل می گیرد و مانند آنچه در مشروطه و نهضت ملی و انقلاب ۵۷ رخداد را پدید می آورد. اما در نهایت این خود احمدی نژاد و دستگاه تبلیغاتی نظام بود که روحیه ایرانیان را هشیار کرد.

احمدی نژاد و ضرغامی ریاست صدا و سیما، به مصلحت دید رهبری، مناظره هایی را ترتیب دادند تا با اتکا به قدرت پرچانگی و بی پروایی احمدی نژاد، نامزدهای انتخاباتی را رسوا کنند و برنده مناظرات کسی باشد که به سلاح افشاگری و پرده دری مسلح است. از قضا همین نقطه قوت، مایه مصیبت شد. احمدی نژاد در مصاف با میرحسین موسوی، چنان حمله ای کرد که جامعه ایرانی، میرحسین موسوی را در مقام مظلومی در رینگ بی مساوات قدرت کشف کرد. احمدی نژاد در پی این شکست، در مناظره های بعدی عملا قافیه را باخت و آن تمرکز همیشگی را نداشت، آنچنان که در مناظره با محسن رضایی از همان ابتدا از در صلح در آمد، بگذریم که محسن رضایی در عرصه اقتصاد که پاشنه آشیل دولت احمدی نژاد بود، وارد شد و عملا تمام نمودارهای احمدی نژاد را زیر سوال برد. شب واقعه رسید و میرحسین موسوی با فاصله ای غیر قابل دسترس از احمدی نژاد پیش افتاد. نشانه این فاصله زنجیره های سبز تهران و شهرستانها و تبلیغ سینه به سینه و آمدن اکثریت خاموش به پای صندوقهای رای بود.

تصمیم بزرگ نظام

تقلب در انتخاباتی که نزدیک به چهل میلیون ایرانی در آن شرکت کرده بودند، کار کارستانی بود که تنها به دستبرد و اختیار یک دولت بر نمی آمد، بدنه اداری نظام و فرماندهان سپاه هم به تنهایی قادر به انجام این تقلب گسترده نبودند. رهبر نظام حکم این دگرگونی آرا را صادر کرد. درست دو هفته مانده به انتخابات دهم، رهبر جمهوری اسلامی در سفری طولانی به کردستان، که بیشتر به یک مانور قدرت می مانست، عملا شرایطی را برای انتخاب اصلح بیان کرد که این جامه به قامت تبلیغی احمدی نژاد راست می آمد. این نطق رهبری چند روز بعد از اعلام نتایج آرا، از سوی نمایندگان محسن رضایی و در حضور خامنه ای به عنوان یک تخلف انتخاباتی عنوان شد. اما اینکه چرا رهبر نظام این تصمیم اساسی را گرفت تا در کنار احمدی نژاد تا آخر و نهایت بماند، تفسیری دارد که به سال ۶۸ و آن جلسه اظطراری و تعیین سید علی خامنه ای به جانشینی، آیت الله خمینی باز می گردد.

طبقه رهبری شکل میگیرد

از میان مراجع تقلیدی که پس از فوت بنیانگذار جمهوری اسلامی زنده بودند، مانند آیات عظام گلپایگانی و اراکی و مرعشی نجفی، این حجت الاسلام خامنه ای بود که به رهبری برگزیده شد و در روز ۱۵ خرداد با عنوان آیت الله و نه حجت الاسلام به کسوت رهبری نظام در آمد. هاشمی رفسنجانی که بعد از چند ماه به ریاست جمهوری رسید، نقش اصلی در این انتخاب داشت و با این حساب در تمام دوران هشت ساله به روایتی که آیت الله خامنه ای به دوستانش گفته است، سر تایید به گفته های رهبری تکان می داد و کار خود می کرد.

بحران بی طبقگی رهبری، هاشمی را مالک بی عنان قدرت کرده بود و همه چیز بر دست کارگزاران و شهردار بانفوذ تهران می گشت. هشت سال ریاست جمهوری هاشمی طعم تلخ قدرت بی اختیار را به رهبری نظام چشاند و از رهبر جمهوری اسلامی اپوزیسیونی ساخت که با آنچه می گذشت مخالف بود، اما یاری و همراهی نداشت. در همین سالهای تلخ ، طبقه ای از حاشیه نشین های جمهوری اسلامی در شرف شکل گیری بود که مقرش هیات های مذهبی بود و آن بخش از رانده شدگان حوزه علمیه قم که نه به معنای تام و تمامش طلبه بودند و نه به معنای عرفی اهل سیاست.

پژوهشگاه امام خمینی قم به ریاست مصباح یزدی و در موازات و معارضت با مدرسه فیضیه به سال ۱۳۷۴ گشوده شد و به نشر تئوریک حکومت اسلامی، به عنوان بدیل جمهوری اسلامی پرداخت. بازوی تبلیغی این گروه اقلیت که سبک و سیاق و روایت خود را از تشیع داشتند و سید علی خامنه ای را رسما بر جای امام اول شیعیان می نشاندند، هیاتهای سیاسی، مذهبی بودند و عقبه تئوریک آن مصباح یزدی و طلبه های سیاسی که یک به یک وارد عرصه قدرت و خطابه می شدند. رحیم پور ازغدی و علیرضا پناهیان ، که امروز از میانداران میدان قدرت هستند از همین جا برخاسته اند.

پیوند کوتاه مدت رهبری نظام با روحانیت مبارز و حمایت بی دریغ از ناطق نوری با شکست دوم خرداد، بر باد رفت و رهبری تمام هشت سال طوفان اصلاحات را در قایق دوازده نفره شورای نگهبان و بادبان بر افراشته علی جنتی، به سر رساند.

۱۸ تیر ۷۸، ناقوس خطری بود برای رهبری نظام و هشدار به اینکه، سکان اصلاحات گرچه بر دستان معتدل سید محمد خاتمی است، اما تند باد حوادث، می تواند به ناگاه و در ظرف یک هفته چنان قد و قامتی بگیرد که رهبری به ناچار پاره شدن عکسهایش را ندیده بگیرد و کوتاه بیاید. رهبری نظام، شورای نگهبان، قوه قضاییه و سپاه پاسداران در تمام سالهای اصلاحات تا مرز کودتا علیه خاتمی پیش رفتند. قتلهای زنجیره ای، توقیف تمامی مطبوعات اصلاح طلب در یک روز، استیضاح چندین وزیر اصلاحات، رد صلاحیت تمامی نمایندگان اصلاح طلب، و دست آخر مهندسی انتخابات سال ۸۴ و ایجاد فضای قطبی هوشمندانه میان احمدی نژاد و هاشمی رفسنجانی.

با ریاست جمهوری احمدی نژاد، طبقه در اقلیت و حامی رهبر به صحنه آمد. طبقه ای که در راس آن مروجان حکومت اسلامی مانند مصباح یزدی منبر گرفتند و روحانیان منزلت یافته از سوی رهبری مانند، احمد خاتمی و صادق لاریجانی کرسی قدرت یافتند، عارفان حکومتی مثل صدیقی و آقا تهرانی و مداحان قدرت خواهی چون سعید حدادیان و محمد

طاهری در صف اول نشستند و نظامیان پا به رکاب از نوع فیروز آبادی و احمدی مقدم درکنار رهبر ایستادند و بدنه مدهوش از تبلیغات عصمت رهبری و روزی خور از یارانه های دولتی، تکبیر سخنرانی ها را سر دادند.

خطر میرحسین موسوی

میرحسین موسوی ابدا قرار نبود تا در انتخابات دوره دهم صاحب رای باشد، بنابر تحلیل مهندسین انتخاباتی، این نخست وزیر سالهای جنگ حتی نباید همین آرای ۱۳ میلیونی دست کاری شده را می داشت، میرحسین موسوی برای بازنده شدن و گرم شدن بازار انتخاباتی به صحنه پذیرفته شد و رای آوردنش، کابوسی بود که رهبر را به دوران ریاست جمهوری بی اختیار سالهای شصت می برد.

رضا رهگذر نویسنده حکومتی و نایب رییس انجمن دولتی “قلم” در گفتگویی با خبرگزاری فارس عمق رنج سید علی خامنه ای از میرحسین موسوی را شرح داده است: “موسوی در همان زمان نخست وزیری هم “آقا ” را اذیت میکرد. به طوری که یکی از وزرای دولت آیتالله خامنهای به صورت مستقیم و بیواسطه این مطلب را بیان میکرد که ایشان در آن زمان از طرف رهبر یکی از کشورهای آفریقایی دعوت شده بودند و بنا بود که به عنوان سفر رسمی، رئیس جمهور کشور به آنجا برود. این وزیر به عنوان وزیر مرتبط با این قضیه برای دریافت هزینه سفر رئیسجمهور به موسوی مراجعه کرده بود. اما وی با این عنوان که “پول نداریم “، حاضر به پرداخت هزینه سفر رئیسجمهور نشده بود. در نتیجه وزیر مذکور مجبور شده بود با استقراض و استعانت از کسانی در بیرون دولت، هزینه این سفر را تامین کند. نمونههای بسیاری از دلخونیهایی که در آن زمان موسوی به مقام معظم رهبری داده است وجود دارد.”

شناخت عمیق رهبر از میرحسین موسوی، او و مشاورانش را به این نتیجه می رساند که موسوی اساسا با سید محمد خاتمی متفاوت است و گرچه در تمام دوره اصلاحات، کودتا در جریان بود، اما بهترین کار این است تا کودتایی که قرار است در حداقل چهار سال و در زمانی که میرحسن موسوی ریس جمهور است، با هزار تمهید و ترفند انجام شود، یکباره صورت گیرد تا این خطر بزرگ یک شبه رفع شده و ختم به خیر شود.

مبانی اعتقادی اقلیت بودن

اقلیت بودن در قاموس طبقه هوادار رهبر نظام نه یک عیب که حسن است، مصباح یزدی در خطبه های پیش از نماز جمعه دوران محمد خاتمی، هر هفته به شرح و بسط نظریه حکومت اسلامی و نقایص دموکراسی می پرداخت و تمامی گفته هایش بر این محور بود که اصولا اکثریت در بیشتر تاریخ و بنا بر توالی آیات قرآن که “اکثر هم لایعلمون”، به باطل می رود و اقلیتی از “ناس” صراط مستقیم را خواهند یافت. اقلیت بودن طبقه هوادار رهبری نظام هم نه یک عیب که نشانه درستی راه بر شمرده می شد و با این حساب اکثریتی که رایی خلاف رهبری می دهند، همانها هستند که باید به حکم تنفیذ به راه آیند.

بنابر تفسیر موسع قانون اساسی به نفع رهبری، تنفیذ حکم ریاست جمهوری نه یک تشریفات که عملا مشروعیت بخشی به دموکراسی بود که بنا بر اکل میت، در جامعه اسلامی صرف می شود. در جامعه ای که اکثریت آن درکی از حقیقت ندارند و دورنمایی از ظهور امام دوازدهم شیعیان را که نایبش رهبر فعلی جمهوری اسلامی است، نمی بینند تقلب در رایی غلط عین صواب است. چنین تقلبی حتی می تواند در آینده و در زمانی که فهم اکثریت با نظر رهبری همخوان شد، دست مریزادی هم از سوی همین اکثریت فعلا جاهل و گمراه داشته باشد. با این تئوری الهی ماب البته هم تقلب و هم مقاومت در قبال اکثریت و کشتار راهپیمایان مقدس و مباح است و اجر اخروی خواهد داشت.

اقلیت شکننده و متراکم

آنچنان که رضا رهگذر در مصاحبه اش با فارس گفته است رفتار میرحسین موسوی در فردای انتخابات قابل پیش بینی نبود، میرحسین موسوی برخلاف آنچه مهندسین انتخاباتی برنامه ریزی کرده بودند، مرعوب خفقان پس از انتخابات نشد و با تقلب دانستن انتخابات، آتش بر خرمن زد.

کمتر از یک هفته بعد از اعلام رای ۶۳ درصدی احمدی نژاد، میلیونها نفر به خیابان آمدند و جنبشی عمیق و اجتماعی با درخواستهای بنیادین سیاسی و فرهنگی و اقتصادی شکل گرفت. تقلب هزینه ای بسیار افزونتر از آنچه اقتدارگرایان انتظارش را داشتند به بار آور . در یکسال گذشته طبقه هوادار رهبری با دو ریزش بزرگ که رهبری به سران فتنه و خواص بی بصیرت تعبیر کرده است، مواجه شد و آنچه ماند طبقه عریان اقلیت است که قرار بود، با عوامفریبی گسترده احمدی نژاد رنگ اکثریت بگیرد. اقلیتی متراکم که همین تراکم بیش از حد، شکنندگی باور نکردنی و زود هنگا می را در پی دارد و نشانه های این شکستن از حالا نمودار است.

تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد, ۱۳۸۹ ۷:۴۰ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

مروری بر آن‌چه تا بیست و سوم تیرماه گذشت

نفس چاق نکرده بود آقای پزشکیان که در دفتر شرکت هواپیمایی توسط نیروهای انتظامی بسته شد. گویا عدم رعایت حجاب کارکنان زن این دفتر دلیل این کنش نیروهای انتظامی بود. مساله مهمی نبود! آقای وزیر کشور دولت گفت. فردا باز خواهد شد دفتر.

مطالعه »
یادداشت

حکم اعدام فعال کارگری، شریفه محمدی نمادی است از سرکوب جنبش صنفی نیرو های کار ایران!

میزان توانایی کارگران برای برگزاری اقدامات مشترک، از جمله اعتصابات و عدم شرکت در امر تولید، مرتبط است با میزان دسترسی آنها به تشکل های صنفی مستقل و امکان ایجاد تشکل های جدید در مراکز کار. ولی در جمهوری اسلامی نه تنها حقوق پایه ای کارگران برای سازمان دهی و داشتن تشکل های مستقل رعایت نمیشود، بلکه فعالان کارگری، از جمله شریفه محمدی، مرتبا سرکوب و محکوم به حبس های طولانی مدت، ضربات شلاق و حتی اعدام میشوند.

مطالعه »
بیانیه ها

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

مطالعه »
پيام ها

بدرود رفیق البرز!

رفیق البرز شخصیتی آرام، فروتن و کم‌توقع داشت. بی‌ادعایی، رفتار اعتمادآفرین و لبخند ملایم‌اش آرام‌بخش جمع رفقای‌اش بود. فقدان این انسان نازنین، این رفیق باورمند، این رفیق به‌معنای واقعی رفیق، دردناک است و خسران بزرگی است برای سازمان‌مان، سازمان البرز و ما!

مطالعه »
بیانیه ها

حکم اعدام شریفهٔ محمدی را لغو کنید! شریفهٔ محمدی را آزاد کنید!

ما بر این باوریم که با مبارزهٔ هم‌سوی همهٔ نیروهای مترقّی باورمند به آزادی، برابری، مردم‌سالاری (دموکراسی) و عدالت اجتماعی در زمینهٔ حکم منفور اعدام نیز می‌توان ارادهٔ حقوق بشری قاطبهٔ مردم را به این نظام جنایت‌کار تحمیل کرد. ما هم‌صدا با همهٔ این مبارزان لغو حکم اعدام شریفهٔ محمدی را خواهانیم و هم‌نوا با همهٔ نیروهای مترقّی ایران اعلام می‌کنیم جای مبارزان راه بهروزی مردم زندان نیست.

مطالعه »
مطالب ویژه
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

نقش تاریخی هنر و هنرمندان در روند تکامل اجتماعی

استعارۀ مرغ و پاهایش

در نقد دیدگاه آقای بهزاد کریمی در مقاله‌ای تحت عنوان بلوع سیاسی جامعه و انتظار از اپوزیسیون دموکراتیک

محکومیت حکم اعدام شریفه محمدی از سوی سه سندیکای کارگری ایتالیا

پرده‌ی آخر نمایش انتخاباتی نظام، بلوغ سیاسی جامعه و انتظار از اپوزیسیون دمکراتیک

مرگ در «منطقۀ امن»