شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۰:۳۶

شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۰:۳۶

چشم بستن بر دروغ روحانی با توجیه توسعه

عده ی زيادی از فعالان سياسی عمدتاً جوان، منتسب به جريان اصلاح طلب يا همراهان پيشين جنبش سبز تصور می کنند به هر نحوی بايد از دولت روحانی حمايت کنند تا هيچ مانعی برسر راه منتخب شان قرار نگیرد. آنها وجود هر مانعی را باعث اخلال در کار ايشان و بهانه ای بدست "مخالفان دولت در حکومت" می دانند و تصور می کنند دميدن بر آتش انتقاد، در آينده مردم را از ادامه ی حمايت از دولت دلسرد می کند.


عده ی زیادی از فعالان سیاسی عمدتاً جوان، منتسب به جریان اصلاح طلب یا همراهان پیشین جنبش سبز تصور می کنند به هر نحوی باید از دولت روحانی حمایت کنند تا هیچ مانعی برسر راه منتخب شان قرار نگیرد. آنها وجود هر مانعی را باعث اخلال در کار ایشان و بهانه ای بدست “مخالفان دولت در حکومت” می دانند و تصور می کنند دمیدن بر آتش انتقاد، در آینده مردم را از ادامه ی حمایت از دولت دلسرد می کند.

در میان حامیان این طرز فکر، استدلالات زیادی مطرح است که از شرح همه ی آنها خودداری می کنیم. اما بهترین استدلالی که حامیان این تصور مطرح می کنند، این است که سیاست های کنونی دولت روحانی باعث افزایش اقشار متوسط در ایران می شود و اقشار متوسط در آینده پشتیبان دموکراسی و تغییر خواهند بود. در نتیجه ما، یعنی حامیان این طرز تفکر، می بایست با نادیده گرفتن اشتباهات رئیس جمهور از جمله دروغ گفتن درباره روزنامه نگاران زندانی سکوت کنیم. چوب لای چرخ ایشان نگذاریم و بهانه بدست مخالفین دولت در حکومت ندهیم. البته عده ای پا را از سکوت فراتر می گذارند و چنین دروغ یا اشتباهاتی را توجیه می کنند و آن را در شرایط کنونی لازم و ضرور می دانند.

هدف این مقاله بحث های اخلاقی درباره این که آیا حامیان این تصور می توانند حقیقت را به مسلخ مصلحت ببرند یا خیر، نیست. هدف بحثی فایده گرایانه بر فرض نادیده گرفتن اخلاق در میان آنان است و این که آیا نتایج چنین تصوری با نتایج پیش بینی شده مطابق است یا خیر؟ با این پیش فرض یک سوال به ذهن می رسد: آیا اقدام چنین افرادی به نفع روحانی است یا به ضرر وی؟

روحانی با دروغی که در باره روزنامه نگاران زندانی گفت یا دروغهایی که خواهد گفت و با شعارهایی که داد و عمل نکرد یا به آنها عمل نخواهد کرد، به مرور اعتبارش را در میان حامیان از دست خواهد داد و رای او در دوره ی بعد شکسته خواهد شد. در واقع نتایج چنین دروغ هایی و عدم وفا به وعده های انتخاباتی، نتیجه اش بیش از همه در انتخابات آینده ریاست جمهوری و مجلس خودنمایی خواهد کرد و احتمال شکست روحانی و همراهانشان را بیشتر می کند. بنابراین اگر سکوت در برابر دروغ روحانی با هدف توسعه سیاسی و افزایش اقشار متوسط باشد این نتیجه در هاله ای از ابهام قرار می گیرد و چه بسا جوانمرگ گردد. به عبارتی دیگر با چنین شرایطی دوستی حامیانی که ملاحظه ی وی را می کنند یا ضعف هایش را لاپوشانی می کنند دوستی خاله خرسه خواهد بود؛ به این دلیل که فضا را برای بیراه رفتن دولت هموار می کند.

 

آیا نتایج این چشم بستن ها به همین جا ختم می شود؟

جامعه ما برای گذر به دموکراسی بیش از همه نیازمند بازگشت اعتماد به جامعه است. اعتماد چسبی است میان مردم و سیاستمداران که متاسفانه مدتهاست از دست رفته و برگشت آن به این آسانی ها امکان پذیر نیست. دروغهای روحانی می توانند آخرین رشته های اعتماد را در میان مردم و سیاستمداران داخلی نابود کنند. جامعه را بشدت بی اعتماد، منفعل و بی تفاوت نمایند و نیروهای تحول خواه را که بیشترین استفاده را از مشارکت های مردمی می کنند، برای دوره های بعدی خلع سلاح کنند. درست همان چیزی که حاکمیت می خواسته و به تدریج مردم را به سمت آن سوق داده است.

 

حمایت از این طرز فکر، ممکن است در شکستن مرزهای اخلاقی به کجا ختم شود؟

افرادی که امروز با توجیه توسعه در برابر دروغگویی روحانی سکوت را تجویز می کنند، عموما کسانی اند که در کارنامه ی خود، سابقه ی سکوت در برابر نقض حقوق بهاییان، دراویش، فعالان قومی و ملی و … را دارند. آنها با همین استدلال ممکن است کم کم حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد را نیز هضم کنند و چه بسا ماندن آنها در حصر را به بهانه ی جلوگیری از دردسر برای روحانی توجیه کنند. کما این که هم اکنون زمزمه هایی از این دست به گوش می رسند. بنابراین بطور خلاصه می توان گفت حد و مرز اخلاقی برای حمایت از چنین طرز فکری وجود ندارد

 

جامعه مدنی و حامیان این طرز تفکر

وظیفه هر یک از ما به عنوان اعضایی از جامعه مدنی این است که منتقد دولت باشیم نه این که در دولت ذوب شویم یا با آن یکی شویم! این یک موضوع فرهنگی است که هنوز در ایران به خوبی جا نیافتاده و بسیاری در سایه بی عملی تصور می کنند کسی که به دولتی رای داده باید تا آخرین لحظه و تحت هر شرایطی از آن دفاع کند. در واقع میان آنها و دولت یک رابطه مرید و مرادی شکل می گیرد که چشمان آنها را بر واقعیت .می بندد

 

وضعیت ایده ال در کشورهای دیگر

همه به خوبی می دانیم که احزاب سیاسی نیز قسمتی از جامعه مدنی اند اما همین که در این احزاب، افرادی بواسطه انتخابات، صاحب قدرت می شوند از جامعه مدنی کنده و قسمتی از دولت یا قدرت می شوند. در این شرایط نه تنها مردمی که به آنان رای داده اند در مقام ناقد قدرت و دیده بان دولت عمل می کنند بلکه هم حزبی های سابق نیز چنین نقشی را به عهده می گیرند. یعنی حزبی که رئیس جمهور از آن به قدرت رسیده به ناقد دولت تبدیل می شود، چه برسد به رای دهندگان. اما در ایران برای قشر عظیمی بخصوص افراد ذکر شده این طور نیست.

تاریخ انتشار : ۱۴ مهر, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۲ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
آخرین مطالب

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

تحریم انفعال نیست بلکه یک خواست اخلاقی و سیاسی است و یک حرکت مدنی برای دفاع از حق مشروع خویش است. در شرایطی که رژِیم بیش از ۸۰ در صد از جامعه ناراضی را از حق انتخاب شدن و انتخاب کردن محرم کرده است….

مرگِ سیاه

و تنها کسی که نمی خواست بداند،
که زندگی جاری است،
دستانی بود که اسلحه بر دست،
جز تداوم خویش را نمی پائید.

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

حساسیت این انتخابات چنان است که نه فقط به معنی شروع دوره‌ پساخامنه‌ای دانست، بلکه می توان آن را از جهتی با توجه به رسیدن نظام به‌ سنگر پایانی خود به‌ عنوان شام آخر و چه بسا سلطان‌ آخر سلسه ولایت فقیه دانست.

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

نام الیاس و خبر قتل‌اش چند روز بعد از مرگ او در یکی دو روزنامه علنی شد. نباید صدایش را در می‌آوردند، راننده از خودی‌های نظام بود. او را به راحتی کشتند؛ مثل خیلی از دخترها و پسرهایی که در خیابان فریاد می‌زدند: زن، زندگی، آزادی….

یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

دفاع از تحریم انتخابات از منظر جمهوری خواهی

مرگِ سیاه

آخرین «انتخابات»؟ آغازدوران پساخامنه‌ای، میراث خامنه‌ای برای جانشین‌ خود چه خواهد بود؟

یک قتل سهوی: گزارشی داستانی از ماجرایی بسیار واقعی

مصاحبه با رفیق فرخ نعمت‌پور در مورد انتخابات مجلس و خبرگان ١۴٠٢