جمعه ۲۵ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۹:۵۵

جمعه ۲۵ خرداد ۱۴۰۳ - ۱۹:۵۵

مسائلِ بزرگِ جهانِ هستی: لحظهِ آغازِ کیهان
در حال حاضر اساس علمِ کیهان‌شناسیِ را نظریه نسبیت عام اینشتین که یک نظریه کلاسیک است تشکیل می‌دهد. اما این نظریه توسعه و تحولات کیهان را فقط تا مرز به...
۲۵ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: حسن بلوری
نویسنده: حسن بلوری
انتخابات دگر بار شروعیدن کرد!
ماه مشروطه در این ملک طلوعیدن کرد، انتخابات دگر بار شروعیدن کرد، شیخ در منبر و محراب خشوعیدن کرد، حقه و دوز وکلک باز شیوعیدن کرد، وقت جنگ و جدل...
۲۵ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: محمد تقی بهار (ملقب به ملک‌الشعرا)
نویسنده: محمد تقی بهار (ملقب به ملک‌الشعرا)
نوام چامسکی، ۹۵ ساله، پس از سکته مغزی در بیمارستانی در کشور برزیل بستری است
والریا همسر نوام چامسکی از طریق ایمیل به آسوشیتدپرس گفت که او پس از سکته مغزی در ژوئن سال گذشته اکنون در بیمارستانی در سائوپائولو در کشور برزیل بستری است....
۲۵ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: ترجمه و تلخیص: نرگس
نویسنده: ترجمه و تلخیص: نرگس
جدیت یک نمایش مسخره
حکومت به ماشین قراضه‌ای تبدیل شده که مدام در معرض سانحه است. به پیچ مهم تعیین رهبر آینده که مسئله‌ی مسئله‌ها در نظام ولایی است نزدیک می‌شوند. همه‌ی سهم‌بران به...
۲۴ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: محمدرضا نیکفر
نویسنده: محمدرضا نیکفر
تجمع اعتراضی معلمان بازنشسته در مقابل وزارت آموزش و پرورش 
در اعتراض به اهمال و کوتاهی وزارت آموزش‌وپرورش و سازمان بازنشستگی کشوری در انجام تکالیف قانونی و تاخیرهای متعدد در انجام تعهدات خود صدها معلم از نقاط مختلف کشور روز...
۲۴ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران
نویسنده: شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران
چرا بسیاری از سارقانِ ادبی منکرِ خطای خودند
برای جلوگیری از سرقت ادبی بهتر است این تصور را کنار بگذاریم که سرقت ادبی ضرورتاً به معنای فاسد و شریر بودن سرشتِ شخص است یا آنکه باید او را...
۲۴ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: فیلیپ رید. برگردان: افسانه دادگر
نویسنده: فیلیپ رید. برگردان: افسانه دادگر
سخنان مریم سطوت در یادمان بیژن جزنی و یاران
سخنان رفیق مریم سطوت در مراسم سازمان فداییان خلق ایران بمناسبت سالگرد ۲۹ فروردین و قتل دولتی رژیم شاه در تپه های اوین که رفقای فدایی خلق و مجاهد خلق...
۲۴ خرداد, ۱۴۰۳
نویسنده: سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
نویسنده: سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

کاوشی تاریخی برای پوشش واقعیتی تاریخی

به بهانه شصت سالگی ترانه مراببوس

مردم به ترانهﻯ "مرا ببوس" روی آوردند و با خواندن آن، آن را وسیلهﺍﻯ علیهﻯ مبارزهﻯ ضد پهلوی کردند. این امر به یک سنت مبارزهﻯ مردم ما بدل شد.

برگرفته از توفان شماره ۵۱ نشریه الکترونیکی حزب کارایران

 

ترانه دلنشین و خاطره انگیز مراببوس که برای اولین بار درشهریور ماه ۱۳۲۹ به چاپ رسید شصت ساله شد. این ترانه که توسط حسن گل نراقی به اجرا درآمد و شهرت و محبوبیت جاودانی پیدا کرد، از زوایا و با انگیزه های متفاوتی مورد نقد وبررسی و قضاوت هنردوستان و جریانات سیاسی و فرهنگی ایران قرارگرفته است.

ترانه مراببوس دراوضاع  و احوالی نواخته شد که جامعه ایران از درون می جوشید و دمکراسی نوپای ایران درحال شکل گرفتن بود. این ترانه درحال و هوای کوتادی ننگین ۲۸ مرداد وفضای اختناق، بگیر وببندها و اعدام افسران میهن دوست و کمونیست توده ای نواخته شد و به تدریج به یک پرچم ملی و اعتراضی علیه استبداد سیاه پهلوی تبدیل گشت. به همین مناسبت وعلت چرایی جاودانه شدن این ترانه زیبا که درقلوب مردم ایران جای گرفته و الهام بخش مبارزه آزادی خواهان ایران برای کسب حقوق دمکراتیک و عدالت اجتماعی شده است، ماهنامه توفان شماره ۶۱ آذر ماه ۷۸ مقاله ای تحت عنوان “کاوشی تاریخی برای پوشش واقعیی تاریخی” انتشار داده و به نقد و ریشه تاریخی این ترانه پرداخت که مورد توجه بسیاری از خوانندگان توفان قرار گرفت. ما یکباردیگر این مقاله ارزنده را بمناسبت شصت ساله شدن مراببوس انتشار میدهیم و نظر خوانندگان عزیز رابه این نقد زیبا جلب میکنیم.

«کاوشی تاریخی برای پوشش واقعیتی تاریخی »

امروز در مورد ترانهﻯ “مرا ببوس” نشریات خارج بسیار می نویسند و می خواهند آن طور که مدعیﺍند ذهن مردم را به تاریخچه این ترانه معطوف کرده و گوشهﺍﻯ از تاریخ ایران را بازتاب نمایند. لیکن آن گوشهﺍﻯ از تاریخ ایران را که این تاریخ نویسان می خواهند ثبت کنند فقط گوشهﻯ کوچکی است تا پردهﺍﻯ از استتار بر بخش بزرگ تر تاریخ ایران که مورد پسند آنها نیست، بکشند. جا دارد که ما کمونیستﻫﺎ بر این بخش بزرگ و حماسی تاریخ ایران، بر آن بخشی که الهام بخش مبارزه کمونیستﻫﺎﻯ ایران است تکیه کنیم. ترانهﻯ “مرا ببوس” را به آقای رقابی متخلص به “هاله” نسبت می دهند که تاریخچه زندگی ایشان در دشمنی با کمونیستﻫﺎﻯ ایران و به ویژه با اعضای حزب توده ایران در سالﻫﺎﻯ سی و حتی بعد از آن درخشان نیست. انسانﻫﺎئی که صابون خشونت ایشان به تنشان خورده شاید امروز هم از درد آن بنالند. ولی این امر حاشیهﺍﻯ است و فعلاً موضوع بحث ما نیست همان گونه که خواندن تصنیف آن از جانب آقای گلنراقی در این بحث نمی گنجد. آنچه ولی حاشیهﺍﻯ نیست این است که چرا در کنار صدها ترانه و تصنیف و موسیقی زیبا مردم به “مرا ببوس” دل بستند؟ و نه به یک اثر هنری دیگر. آیا چون آن را آقای گلنراقی خوانده بود؟ روشن است که پاسخ آنها منفی است.

برای توضیح این امر باید به شرایط بعد از کودتای خائنانهﻯ ۲۸ مرداد که ننگی در زندگی سلطنت طلبﻫﺎ و لکه سیاهی بر دامن تاریخ ایران است، نظر افکند. سازمانﻫﺎﻯ جاسوسی با کمک فاشیستﻫﺎﻯ ایرانی نظیر سرلشگر زاهدی و ارتش ارتجاعی، اوباش و فواحش، قوادان و چاقو کشان و محافل مذهبی ضد کمونیست و در رأس همه آنها دربار فاسد پهلوی به کودتائی خائنانه دست زدند و مسیر تاریخ ایران را تا به امروز از راه تکامل طبیعی ﺍش خارج کردند. پس از کودتا که لازم بود قراردادهای نفتی منعقد گردد و دست امپریالیستﻫﺎﻯ آمریکائی و انگلیسی و فرانسوی و هلندی و ایتالیائی در غارت ثروتﻫﺎﻯ ملی ایران باز گردد، احساس می شد که به حمام خون نیاز است، احساس می شد که باید سایهﻯ وحشتی مهیب و تکان دهنده را بر جامعه ایران بگسترد و باید از طریق دستگیری، زندان، شکنجه و تیرباران و سرکوب بی امان به ایجاد محیطی از رعب و وحشت دست زد که تنها با حوادث پس از ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ دوران خمینی قابل قیاس است. کمونیستﻫﺎﻯ ایران را شکنجه می کردند، به چوبهﻫﺎﻯ دار می سپردند، و سرهنگ زیبائی، مبصر، امجدی، استوار ساقی و نظایر آنها، لاجوردیﻫﺎﻯ رژیم جمهوری اسلامی را در دامان خود پرورش می دادند. آنها لاجوردیﻫﺎﻯ زمان خود بودند. محیطی از رعب و وحشت بی پایان ایجاد کردند. رنگ سرخ ممنوع شد. فرماندار نظامی هر کتابی را که جلد سرخ داشت، جمعﺁوری می کردند، هر نامی را که با پسوندهای “روف، تف، ین” ختم می شد کمونیست دانسته و کتب نویسنده مربوطه را ضبط می کردند. نقل است که یک بیچاره دهقان زبان بستهﺍﻯ را که از بدشانسی در روز کودتا عازم شهر بود و در توضیح نشانی خود گفته بود: من “تو دهﻯ” هستم آن قدر شکنجه کرده بودند تا برایشان تفهیم شد که در آن منطقه “تو ده” و “بالا ده” وجود دارد و این بیچاره “بالا دهی” نیست. “جامعه مدنی” آقای خاتمی در دوران ظلﺍلله حاکم نبود و خودسرانه همه را می گرفتند و شکنجه می کردند تا مُقر آیند. سلطنت طلبان هر روز دستهﺍﻯ از افسران تودهﺍﻯ را که مظهر شرافت، درستکاری، آزادیخواهی، خدمت به همنوع، آگاهی و انسانیت بودند به عنوان جاسوس تیرباران می کردند. جاسوس بزرگ محمد رضا شاه که با کمک ایادی اجنبی و سازمانﻫﺎﻯ جاسوسی بر سر کار آمده بود و استقلال ایران را برباد داده بود و می خواست تتمه آن را نیز بر باد دهد، به نحو مضحکی کمونیستﻫﺎﻯ ایران را به جاسوسی متهم می کرد. تاریخ نشان داد که این محمد رضا شاه بود که جاسوس بود و نوکرمنشانه به دنبال کارتر و ژنرال هویزر و سولیوان راه افتاده بود.

در چنین فضائی مردم به ترانه “مرا ببوس” روی آوردند و با خواندن آن، آن را وسیلهﺍﻯ علیهﻯ مبارزهﻯ ضد پهلوی کردند. این امر به یک سنت مبارزه مردم ما بدل شد. از آن روز هر کس این ترانه را خواند به هواداری از کمونیسم مظنون شد. جبهه ملیﻫﺎ از خواندن آن امتناع می کردند. تلاش فراوان نیز به عمل آمد تا با انتساب این شعر به “هاله” که ضد کمونیسم بود، این مضمون تاریخی و سنتی، این رایحه کمونیستی “مرا ببوس” را خنثی کنند ولی موفق نشدند. بورژوازی در همه عرصهﻫﺎ برای مبارزه ایدئولوژیک آماده است. آنها می کوشند منابع الهام کمونیستﻫﺎ را از آنها بگیرند و هر کدامشان به نحوی و در لباسی و با ابزار جدیدی ظاهر می شوند. این مردم بودند که می گفتند سرهنگ مبشری (و نه سرهنگ سیامک زیرا سیامک اساساً دارای فرزندی نبود ــ توفان) در شب تیربارانش آن را برای دخترش خوانده است. مردم از زبان مبشری و تودهﺍﻯﻫﺎ می گفتند که بهار ما گذشته است و امروز زمستان محمد رضا شاه بازگشته و ما به جستجوی سرنوشت آتی خود می رویم، ما در میان باد و باران و توفان با از جانگذشتی در شب سیه از سختیﻫﺎ گذر کردیم و با یارانمان پیمان بسته و آتشﻫﺎ در کوهستانﻫﺎ برافراختیم که خاموش نمی شوند. وقتی می گوید که در سپیده دم ستاره می زند و وی “عهدی خونین با صبح روشن تر دارد” و دخترش را فرا می خواند اشک بی گناهش را روان نساخته و سرشک غم به دامانش جاری نسازد، بلکه با غرور و افتخار زیست کند که پدر و یارانش را در سپیده دم به گلوله می بندند، روح زمان خود را بازگو می کند و این همان پیام زیباست که مردم ایران گرفتند و آن را تا سرنگونی غیر بازگشت رژیم منفور پهلوی آویزهﻯ گوش خود کردند. اساساً این مهم نیست که نویسنده و آهنگ ساز و یا ترانه سرای این تصنیف چه کسی بوده است. یک محقق غیر سلطنت طلب به تأثیرات تاریخی این اثر که آن را جاودانی نموده و از آن پرچم رزم مردم ایران را ساخت، توجه می کند. این همان اشتباه استاد توانا و یکی از مفاخر ادبیات ایران احمد شاملو در برخورد به کاوه آهنگر نیز هست که می خواهد این سمبل الهام مبارزه مردم بر ضد زور و ستمگری را از آنها بگیرد و به جای آن ضحاک ماردوش را بنشاند که گویا وی انقلابی واقعی بوده است. چه اهمیت دارد که کاوه آهنگر شعبان بی مخ باشد و یا ضحاک ماردوش، چه اهمیت دارد که کاوه آهنگر سمبل مبارزه و عدالت خواهی باشد و یا ضحاک ماردوش مظهر آن. مهم این است که مردم برای مبارزه خود به مظهری اتکاء کردهﺍند و آمال و آرزوهایشان را در وجود وی متحقق دیده و یا کردهﺍند که چراغ راه آینده زندگی آنها بوده است. باید به این مظاهر احترام گذارد و از آنان الهام گرفت و نه آن که تلاش کرد منبع الهام مردم را زیر لفاف بررسی تاریخی خشک کرد. و بیابانی برهوت به آنها نشان داد که هیچ وقت هوس سرنگونی رژیم منفور و غیر بازگشت پادشاهی را نکنند.

بررسی ترانه”مرا ببوس” نیز با این نیت “تاریخی” انجام می شود و طبیعتاً بخشی از همان مبارزه ایدئولوژیک بورژوازی علیه پرولتاریا است. می بینید که این مبارزه تا به چه حد متنوع و موذیانه است. مردم باز هم “مرا ببوس” را چون اسلحه مبارزهﻯ انقلابیون علیه مرتجعین زمزمه کرده و از آن الهام می گیرند. ولی کسی نام سراینده ادعائی آن را نیز به خاطر نخواهند آورد و درستش هم همین است.

تاریخ انتشار : ۱۱ مهر, ۱۳۸۹ ۱۱:۵۴ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در روز ۸ تیر ۱۴۰۳ مردم درپی تغییرات بنیادین، حکومت درپی تداوم استبداد!

اگر اندیشۀ راهنمای حکومت منافع مردم و کشور می‌بود، انتخابات ۸ تیر می توانست گامی بسیار بزرگ در جهت کاهش چشمگیر نارضایی‌ها و نومیدی‌ها در جامعه باشد؛ در چنین حالتی می‌توانست شرایط موجود برای غلبه بر بحران‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و تنش‌های چندین دهساله مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

ادامه »
سرمقاله

روز جهانی کارگر بر همۀ کارگران، مزد‌بگیران و زحمتکشان مبارک باد!

در یک سالی که گذشت شرایط سخت زندگی کارگران و مزدبگیران ایران سخت‌تر شد. علاوه بر پیامدهای موقتی کردن هر چه بیشتر مشاغل که منجر به فقر هر چه بیشتر طبقۀ کارگر شده، بالا رفتن نرخ تورم ارزش دستمزد کارگران و قدرت خرید آنان را بسیار ناچیز کرده است. در این شرایط، امنیت شغلی و ایمنی کارگران در محل‌های کارشان نیز در معرض خطر دائمی است. بر بستر چنین شرایطی نیروهای کار در سراسر کشور مرتب دست به تظاهرات و تجمع‌های اعتراضی می‌زنند. در چنین شرایطی اتحاد و همبستگی نیروهای کار با جامعۀ مدنی و دیگر زحمتکشان و تقویت تشکل های مستقل کارگری تنها راه رهایی مزدبگیران است …

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

آن‌چه در هفته ۱۳ – ۲۰ خرداد گذشت

در ایران شعله تنوری به‌نام انتخابات روشن شده است. در یک چشم به‌هم زدن هشتاد نفر خود را نامزد جایگاه نفر دوم حکومت کردند. زان میان آقای احمدی‌نژاد و تنی چند از دستیارانش. و، هشت ماه است که اسرائیل به کشتار فلسطینیان می‌تازد. اسرائیل نتانیاهو در این هشت ماه با فلسطینیان و غزه آن کرده است که روزی، ۷۹ سال پیشتر؛ امریکا با هیروشیما و ناکازاکی کرد.

مطالعه »
یادداشت

انتخابات ۸ تیر و اعتلای نقش جبهه اصلاحات

انتخابات ۸ تیر در حساس ترین لحظات از عمر ۸۰ ساله خاورمیانه برگذار می شود و نتیجه آن قطعا نه فقط بر جایگاه ایران و بر سرنوشت مردم، که بر اوضاع منطقه و جهان، تاثیر گذار است. جای تاسف بسیار است که در این لحظات حساس جای زخم های به جا مانده بر قلب و روح بخش عمده ای از شهروندان ایران چنان عمیق، و جای تمایل حاکمیت به درمان این زخم ها چنان خالی است که بیگمان در ۸ تیر یکی از بی رمق ترین انتخابات ها در تاریخ جمهوری اسلامی ثبت خواهد شد.

مطالعه »
بیانیه ها

به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در روز ۸ تیر ۱۴۰۳ مردم درپی تغییرات بنیادین، حکومت درپی تداوم استبداد!

اگر اندیشۀ راهنمای حکومت منافع مردم و کشور می‌بود، انتخابات ۸ تیر می توانست گامی بسیار بزرگ در جهت کاهش چشمگیر نارضایی‌ها و نومیدی‌ها در جامعه باشد؛ در چنین حالتی می‌توانست شرایط موجود برای غلبه بر بحران‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و تنش‌های چندین دهساله مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

مطالعه »
پيام ها

بدرود رفیق البرز!

رفیق البرز شخصیتی آرام، فروتن و کم‌توقع داشت. بی‌ادعایی، رفتار اعتمادآفرین و لبخند ملایم‌اش آرام‌بخش جمع رفقای‌اش بود. فقدان این انسان نازنین، این رفیق باورمند، این رفیق به‌معنای واقعی رفیق، دردناک است و خسران بزرگی است برای سازمان‌مان، سازمان البرز و ما!

مطالعه »
بیانیه ها

به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در روز ۸ تیر ۱۴۰۳ مردم درپی تغییرات بنیادین، حکومت درپی تداوم استبداد!

اگر اندیشۀ راهنمای حکومت منافع مردم و کشور می‌بود، انتخابات ۸ تیر می توانست گامی بسیار بزرگ در جهت کاهش چشمگیر نارضایی‌ها و نومیدی‌ها در جامعه باشد؛ در چنین حالتی می‌توانست شرایط موجود برای غلبه بر بحران‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و تنش‌های چندین دهساله مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مسائلِ بزرگِ جهانِ هستی: لحظهِ آغازِ کیهان

انتخابات دگر بار شروعیدن کرد!

نوام چامسکی، ۹۵ ساله، پس از سکته مغزی در بیمارستانی در کشور برزیل بستری است

جدیت یک نمایش مسخره

تجمع اعتراضی معلمان بازنشسته در مقابل وزارت آموزش و پرورش 

چرا بسیاری از سارقانِ ادبی منکرِ خطای خودند