دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۲:۱۵

دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۲:۱۵

کتاب بلژیک و بمب (بخش سوم)

در این سیاهه بلند و بالا، روز ۱۴ اوت سال ۲۰۰۲ با تعجب فراوانی یاد داشت شده است. در این روز، شورای ملی مقاومت ایران، یک جنبش زیر زمینی از مخالفان رژیم ایران که از سوی هر دو کشور ایران و آمریکا به طور هم زمان، سازمانی آدم کش محسوب می شود، از وجود تأسیسات غنی سازی مخفی در نطنز و از محل یک راکتور آب سنگین در حال ساخت در اراک پرده برداشت.

افشاگری

تاریخ انرژی هسته ای به اندازه کهکشان ها پر از شگفتی ها است. در برابر دیدگان بهت زده جامعه جهانی، چین و هند دارای بمب شدند. پاکستان و کره شمالی هم همین کار را کردند. عبد القادر خان یک شبکه هسته ای پنهانی بین‌المللی راه انداخت. آفریقای جنوبی در خفای کامل، سلاح های هسته ای ساخت و داستان به همین ترتیب ادامه داشت. در این سیاهه بلند و بالا، روز ۱۴ اوت سال ۲۰۰۲ با تعجب فراوانی یادداشت شده است. در این روز، شورای ملی مقاومت ایران، یک جنبش زیر زمینی از مخالفان رژیم ایران که از سوی هر دو کشور ایران و آمریکا به طور هم زمان، سازمانی آدم کش محسوب می شود، از وجود تأسیسات غنی سازی مخفی در نطنز و از محل یک راکتور آب سنگین در حال ساخت در اراک پرده برداشت. (زیر نویس از خود نویسنده: آیا شورای ملی مقاومت ایران خودش برنامه نطنز را کشف کرد یا این اطلاعات به وسیله موساد یا سیا به آن‌ها داده شد؟ این پرسشی است که یقیناً روزی پاسخ آن را خواهیم دانست.)

پر واضح است که این پایگاه ها به شدت مشکوک هستند. چرا ایران تأسیسات غنی سازی درست می کند؟ چرا ایران یک برنامه هسته ای را شروع کرده بود که معمولاً برای کشورهایی لازم است که دامنه فعالیت آن‌ها به وسعت تجهیزات بیش از ده راکتور باشد؟ در صورتی که ایران هنوز حتی یک راکتور هسته ای مشغول به کار نداشت و راکتور بوشهر به لطف مواد سوخت هسته ای روس ها می چرخید. حالا چرا یک راکتور با آب سنگین؟

پاسخ: برای اینکه بهترین روش برای تولید پولوتونیم به قصد ساخت بمب اتم همین است. اسرائیلی ها و هندی ها هم همین راه را برای رسیدن به سلاح هسته ای برگزیدند. ایران با امضای پیمان منع هسته ای، حق غنی سازی اورانیوم را دارد، اما به شرطی که همه چیز شفاف باشد و به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه دهد تا از همه تاسیسات مربوطه دیدن کند، اجباریتی که ایران به آن تن نمی دهد. ایران سرشار از انواع منابع انرژی پاک است. سومین کشور دارنده ذخایر نفتی و دومین کشور منابع گاز طبیعی در جهان است. توان انرژی‌های آبی، بادی و خورشیدی ایران بی همتا است. انرژی آبی به تنهایی می تواند ۲۰۰۰۰ مگا وات نیرو تولید کند. با این وجود، چرا این دولت می‌خواهد میلیاردها دلار برای تولید انرژی هسته ای هزینه کند؟ دلایل ارائه شده عبارت از آن است که مواد نفتی به زودی پایان خواهد یافت و کشور باید راه دیگری را برای تهیه انرژی پیدا کند. اما در حقیقت، از دید اقتصادی، این یک شیوه احمقانه است.

بنابر این جامعه جهانی گزینه دیگری به جز این ندارد تا به این نتیجه برسد که احتمالاً ایران نیاتی به غیر از یک برنامه تسلیحات هسته ای پنهانی در سر ندارد. طبیعتا، ایران انکار می‌کرد و بازرسی شهر نطنز را از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پذیرفت. این بازرسی، درستی نظر اپوزیسیون ایران را کاملاً تأیید کرد. به خوبی دیده می‌شود که ایران در تضاد آشکار با پیمان بین‌المللی منع تولید هسته ای است. ایران بخشی از این برنامه‌ها و بعضی از فعالیت‌های خود را به‌ موقع لازم به آگاهی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نرسانده بود. ایران قول داد که همه پرده ها را کنار بکشد و پیمان الحاقی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را امضا کند. تصمیمی که دست ماموران آژانس را در کنترل ها آزادتر خواهد گذاشت. قرارداد امضا شد. اما در حقیقت، تا به امروز اثری از تصویب آن در مجلس ایران نیست.

برنامه هسته ای ایران خیلی بلند پروازانه است. این کشور می‌خواهد مجموعه چرخش سوخت و استخراج اورانیوم برای ساخت سوخت هسته ای را به دست خود انجام دهد تا در حوزه تولید انرژی از استقلال بالایی برخوردار باشد. برنامه توسعه ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۰، در مجموع ساختن ۴ راکتور با گنجایش ۷۰۰۰ مگا وات را پیش‌بینی می کند. البته این رقم با رؤیاهای شاهانه ۲۳۰۰۰ مگا واتی شاه سابق ایران خیلی فاصله دارد. اما می‌توان گفت، بالاخره اجرای همین برنامه نشان می‌دهد که کارها شروع شده است. در طی این مدت، ایران لقمه بزرگی را برای عملی ساختن یک برنامه غنی سازی هیولایی بر می دارد، چیزی که برای دهانش بزرگ است. چرا باید پول‌های هنگفتی را برای ساختن سوخت هسته ای هزینه کرد که نتوان آن را در سال‌های آینده بهره برداری نمود؟ چرا ایران یک راکتور آب سنگین در اراک درست می‌کند که بهترین راه برای ساختن پولوتونیوم است و سر انجامش نظامی گری است که اسرائیل و هند، پیش از آن انجام داده اند؟

فاش سازی برنامه هسته ای ایران آغاز یک دوران طولانی کشاکش های دیپلماتیکی است که تا به امروز ادامه دارد. محمد البرادعی در کتاب خود به نام « سال‌های فریبکاری» آن را با دقت شرح می دهد. به بخش‌های اصلی آن باز خواهیم گشت. ایران به عنوان امضا کننده قرار داد منع هسته ای، به وظایف خود عمل نکرد. در این حرف جای کوچکترین تردیدی نیست. سازمان بین‌المللی انرژی اتمی آن را در گزارش های گوناگون خود، بارها به روشنی نوشته است. بیشتر آن که، ایران ذره ذره و با آهنگ قطره چکان، برنامه هسته ای خود را اعلام کرده و آگاهانه در طی سالیانی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را گول زده است.

ایران گاهی مجبور به اعتراف می شود. در سال ۲۰۰۷، به عنوان مثال، سرویس های اطلاعاتی غربی، یک کارخانه سانتریفیوژ را در نزدیکی شهر قم کشف کردند که در بین کوه ها ساخته شده بود تا در برابر حملات هوایی، در حفاظت کامل باشد. ایران در این باره حرفی برای گفتن نداشت. امروزه نشانه‌هایی وجود دارند که ایران تنها به انرژی هسته ای صلح آمیز و برای تولید برق علاقمند نیست. هم چنین، سازمان بین‌المللی انرژی اتمی به مدارکی نزدیک به ۱۵ برگ دست پیدا کرد که فقط دارای اطلاعاتی در زمینه شیوه ساختن یک سلاح هسته ای بودند. بین ژوئیه ۲۰۰۶ و ژوئن ۲۰۱۱، سازمان ملل متحد هفت قطعنامه در باره برنامه هسته ای ایران با خواست توقف فعالیت‌های غنی سازی و در نظر گرفتن تنبیهات خواباندن کارهای بانکی، محدودیت سفرهای افرادی که در برنامه هسته ای دست دارند و تحریم فروش اسلحه و غیره صادر کرد.

سازمان ملل کمیته ای را درست کرد تا بر اجرای تنبیهات مذکور نظارت کنند. ریاست کمیته در سال ۲۰۰۸ به بلژیک واگذار شده بود. ایران بخش‌های زیادی از این قطعنامه ها را رعایت نکرد. برای نمونه، به غنی سازی اورانیوم ادامه داد و انگار که هیچی اتفاق نیافتاده است. از آستانه ۵٪  و حتی ۲۰٪ مصرف سوخت لازم برای نیروگاه هسته ای تجاوز کرد. ایران ادعا می‌کند که این حداقل مقدار لازم برای اطمینان خاطر از تأمین یک راکتور پژوهشی است. اما ایران به ۹۰٪ هم نزدیک می‌شود که امکان دسترسی به اورانیوم برای ساختن یک بمب اتم را می دهد. باید دانست که غنی سازی اورانیوم تا ۵٪ دو برابر غنی سازی اورانیوم از ۵٪ تا ۹۰٪ کار می برد. بنابر این، ایران مدت زمان لازم جدا کردن مقدار اورانیوم کافی برای یک بمب اتمی را بسیار کوتاه کرد. گرچه ایران هنوز تصمیمی بطور رسمی در این باره نگرفته است، اما پایه‌های مناسب آن از جمله ده‌ها کیلو گرم اورانیوم غنی شده را دارد. پس سال ۲۰۱۲ می‌تواند سخت باشد. از طرف دیگر، ایران همچنین موشک هایی با توانایی حمل کلاهک های هسته ای دارد. در طی سال‌های گذشته، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، سازمان ملل و گروه «۵+۱» ( ۵ کشور عضو همیشگی شورای امنیت و آلمان) به طور دائم با ایران مذاکره کرده اند. این گفتگوها، گاهی کار ایرانیان را کند کردند، اما علی الحساب، هیچ چیزی را حل نکردند. در سال ۲۰۰۵، انتخاب محمود احمدی نژاد، از هواداران خشک مغزان و یبس ها، به پست ریاست جمهوری ایران که در سال ۲۰۰۹ دوباره در این مقام ابقاء شد، مذاکرات را پیچیده‌تر کرد. در طرف آمریکایی ها نیز بعضی عاملینی هستند که در راه گفتگوها سنگ اندازی می کنند. در سال ۲۰۰۵، آمریکایی ها یک پیمان تاریخی در باره پشتیبانی از برنامه هسته ای با هندوستان بستند، در صورتی که هند از امضا کنندگان قرارداد منع سلاح های هسته ای هم نیست. سپس آمریکا، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و گروه‌های فروشندگان ابزار و آلات هسته ای را در زیر فشار گذاشت تا عملی شدن این قرارداد را ممکن سازند. اکنون هند تنها کشور دنیا است که بدون امضای قرارداد منع سلاح های هسته ای می‌تواند با کشورهای زیادی در زمینه‌های هسته ای تجارت کند. در چنین شرایطی، از چه قدرتی می‌توان انتظار داشت که بتواند از ایرانی که پیمان منع سلاح های هسته ای را امضا کرده است، بخواهد تا فعالیت‌های هسته ای خودش را رها کند؟ بعلاوه، اسرائیل با رضایت خاطر آمریکا و اروپائیان دارای سلاح های هسته ای است، مسأله ای که کینه همیشگی ایرانیان را شعله‌ور می سازد. از دیدگاه برنامه‌های اصولی، اسرائیل مرتکب هیچ خطایی نشده است، این کشور قرارداد منع سلاح های هسته ای را امضا نکرده، بنابر این مجاز است سلاح های هسته ای خود را توسعه دهد. از دیدگاه سیاسی، البته که وضعیت به گونه‌ای دیگر است.

در ۸ نوامبر سال ۲۰۱۱، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارشی در باره ایران، با اعلام زنگ خطر شدید، منتشر کرد. در این بیانیه گفته می شد که آژانس بسیار نگران احتمال استفاده نظامی از سلاح های برنامه هسته ای است. این گزارش پژوهش های انجام شده توسط ایران در سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ را «شدیداً نگران کننده» خواند. بنا به گفته آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، عملیاتی از این قبیل تحقیقات برای اهداف دیگری به غیر از ماشین انفجاری هسته ای، جای تردید دارد. علاوه بر آن، ایران سعی می‌کرد « اطلاعاتی را در باره گسترش سلاح های هسته ای گردآوری کند». بنا به همین گزارش، ایران همچنین تلاش‌هایی کرده تا در آینده بتواند بطور پنهانی مواد هسته ای تولید کند. ایران بارها تهدید کرده که مانند کره شمالی از پیمان منع سلاح های هسته ای بیرون خواهد آمد. فقط برایش کافی است که از سه ماه پیش تصمیم خروج خود را به آگاهی آژانس برساند و از آن پس خود را از حساب پس دهی به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برهاند. در عوض، ایران به کشوری کاملاً غیرقانونی در نظر جوامع بین‌المللی در خواهد آمد. هیچ بعید نیست که آخر سر وضعیت به همین صورت در بیاید.

این قسمت طولانی بازی پوکر در بالاترین سطح هم، همآهنگ با اتفاقاتی بود که انگار درست در فیلم جیمز باند روی می دادند. به نظر می‌رسد که سرویس های اطلاعاتی غرب، برای خرابکاری در برنامه هسته ای ایران، قطعات بنجل و قلابی به شرکت های آن فروخته اند. اجل مرگ بسیاری از دانشمندان ایرانی، خیلی زود به سراغشان آمد. اردشیر حسین پور، یکی از کارشناسان هسته ای در یک وضعیت مشکوکی در سال ۲۰۰۷ جان سپرد. مسعود علیمحمدی و مجید شهریاری در روز روشن در سال ۲۰۱۰ کشته شدند. روز ۱۱ ژانویه ۲۰۱۲، نوبت کشته شدن مصطفی احمدی روشن بود. دانشمندان دیگری، بی آنکه رد پایی از خود بگذارند، ناپدید شده اند. همه انگشت ها موساد را نشانه رفته است، اما متهمان هرگز پیدا نشده اند. اولین بار نیست که قاتلین دانشمندان هسته ای بدون مجازات می مانند. یحیی المشهد، مهندس هسته ای مصری که برای برنامه تسلیحات هسته ای عراق کار می کرد، در سال ۱۹۸۰ در اتاق خود در هتلی کشته شد. قاتلین هنوز هم معلوم نشده‌اند و آزادانه می گردند.

ایران به یکی از وحشتناک ترین قربانیان تاریخ کامپیوتر هم تبدیل شد. این بار، ویروس نبود که کامپیوترها را فرا گرفته بود، بلکه نوعی کرم کامپیوتری، بنام «ستاکس نت» در سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ بود. این کرم به برنامه‌های اصلی یورش می‌برد و کار آن را مختل می‌سازد و در مورد سانتریفیوژها باید گفت که آن‌ها را می شکند. بنابر این، کرم‌ها مشکل بزرگی را در تأسیسات غنی سازی نطنز به وجود آوردند. حداقل ۹۸۴ ماشین از خط تولید خارج شدند. این کرم طوری عمل می‌کند که مانع عمل‌کرد عادی سیستم امنیتی می شود. علامت می‌فرستد که همه دستگاه ها به خوبی کار می‌کنند و اوضاع عادی است، در حالی که سانتریفیوژها شروع به کار با سرعت زیادتری می‌کنند تا به حدی که به مرز خرد و شکسته شدن می رسند. ۶۰٪ کامپیوترهای آسیب دیده توسط «ستاکس نت»، متعلق به ایران بودند. کارشناسان گوناگون کامپیوتری می‌گویند «ستاکس نت» پیچیده‌ترین نوع سلاح سایبری است که دیده اند و نمی‌تواند بدون حمایت و دخالت یک سازمان نیرومند گسترش یابد. بنا به نوشته نیویورک تایمز، هیچ شکی وجود ندارد که ستاکس نت یک اختراع اسرائیلی ـ آمریکایی است. حتی اسرائیل عین نمونه‌های سانتریفیوژهای ایران را در « دیمونا»، مرکز نیروگاه خود، برای آزمایش ساخته بود. برنامه هسته ای ایران از سر سلامتی «ستاکس نت» به مدت سه سال بی آنکه جایی ذره‌ای بمباران شود، به عقب افتاد.

لوک باربه، عضو حزب سبز اروپا

تاریخ انتشار : ۳ آبان, ۱۳۹۲ ۰:۳۶ ق٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
آخرین مطالب

مبارزۀ خشونت پرهیز زنان برای آزادی، برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی

در گرامیداشت ٨ مارس روز جهانی زن، گروه کار زنان سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) در سامانۀ کلاب‌هاوس برگزار می‌کند. مهمانان برنامه: نیره توکلی، هرمینه هورداد، شهناز قاراگزلو، زری صدرنشین، بیژن میثمی

عدم شرکت در انتخابات: بی‌تفاوتی یا کنش فعال مدنی؟!

عدم شرکت و تحریم انتخابات در ایران یک کنش اجتماعی فعال و مدنی بود و مردم اگاهانه و با هدف مشخص به پای صندوق رای نرفتند؛ و این کنش اجتماعی هیچ ربطی با بی‌تفاوتی مردم غرب به انتخابات ندارد.  این دو زمینه های اجتماعی مختلفی دارند و ربط این دو به هم یک حقه و کلک سیاسی است.

میزان مشارکت در نمایش انتخابات جمهوری اسلامی، به کم‌ترین حد از زمان وقوع انقلاب رسید!

مسلماً انتخابات در حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، کم‌ترین تاثیری بر زندگی روزانه مردم ندارد و همواره نیز پرسروصداترین اتفاق در کشور است که چندین ماه فضای رسانه‌ای و حتی خیابانی ایران را تسخیر می‌کند و هر چه جلوتر آمده‌ایم، این تاثیر کم‌تر و آن سر و صدا اعتراضی مردم بیش‌تر شده است.

عشق گفت بنویس، من نوشتم

وقتی که به تو فکر می کنم، لبخندت باران می شود;
نگاهت زلال و زلال، و من چه بی پروا، می چینم آن لبخند را.

یادداشت

جنگ دارد همچنان همگانی می شود!

این تصاویر شنیع,  چه بازمانده از جنگ و چه بازمانده از دنیای سهمگین سیاستمداران زندانبان !, ما را هم به اشکال مختلف در گیر و تماشاگر چنین صحنه هایی می نماید. یعنی کشتن و یا اعدام شهروندان، به امری معمولی و سرگرم کننده بدل می شود و در روزمرگی جامعه کم کم جا باز می کند.

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مبارزۀ خشونت پرهیز زنان برای آزادی، برابری جنسیتی و عدالت اجتماعی

عدم شرکت در انتخابات: بی‌تفاوتی یا کنش فعال مدنی؟!

سلب حق اسکان دانشجویان خوابگاهی در دانشگاه علامه طباطبایی

میزان مشارکت در نمایش انتخابات جمهوری اسلامی، به کم‌ترین حد از زمان وقوع انقلاب رسید!

عشق گفت بنویس، من نوشتم

انتخابات ریاست‌‌جمهوری در آسیا و اقیانوسیه