پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۳:۲۵

پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۳:۲۵

یوتلیترینیسم و انتخابات آزاد

انتخابات آزاد بدون آزادی احزاب، سندیکاها، روزنامه ها، انتشارات، سخن، قلم، آزادی زنان، تامین حقوق ملیتها و استقرار نهادهای جامعه مدنی قابل تحقق نمی باشد. شرط اولیه لازم جهت فراهم آمدن شرایط اولیه بابت امکان تحقق انتخابات آزاد تنها پس از عبور سکولار دموکراسی از نظام جمهوری ولایت فقیه قابل تحقق می باشد.

شعار انتخابات آزاد یکی از محصولات و میوه های دوران روشنگری وشکوفائی لیبرال دموکراسی، خصوصا بعد از آغاز قرن نوزدهم می باشد. انتخابات آزاد بر متد تعیین بلوک  قدرت مسلط بر حاکمیت سیاسی بر مبنای رای و نظر اکثریت مبتنی می باشد. آیا لزوما نظر اکثریت میتواند از نظر ارزش های مورال و اخلاقی، شکوفائی ارزشهای انساتی، علمی، مدرن، سعادت آفرین و فرحبخش وشادی آفرین باشد؟ آیا نظر اکثریت می تواند توسط قدرتمداران مالی که رسانه های تبلیغاتی را در دست دارند قابل تاثیر گذاری بوده واز طریق شستشوی فکری دادن قابل تغییر باشد؟ آیا می توان از طریق ترساندن بخش هایی از جامعه از خطرات واهی مانند خطر همسایگان غیر خودی، مهاجران و غیره میشود رای مردم را تغییر داد؟ آیا سیاست مداران می توانند قبل از انتخابات وعده های دروغین داده و از این طریق رای مردم را به خود جلب کنند و پس از انتخاب شدن آن کار دیگر را بکنند؟ آیا در نظام انتخاباتی لیبرال دموکراسی امکان اینکه طرفین رقیبان خود را از طریق لکه دار کردن کاراکتر و شخصیت آنها از چشم مردم بیاندازند تا بتوانند به این طریق اکثریت آرا را به نفع خویش برگردانند وجود دارد؟ آیا قدرتمداران سیاسی و اقتصادی می توانند از طریق رشوه و تطمیع رای بخش های قابل توجهی از احاد جامعه را خریداری نمایند؟

نه تنها همه موارد شمرده شده بالا واقعیت های زنده سیاسی عینی می باشند، بلکه شواهد به مراتب بیشتری وجود دارد که نشان می دهد انتخابات آزاد لزوما یک مدل ایده آل چرخش حاکمیت قدرت های سیاسی نیست. در عین حال این مدل لزوما یک مدل عادلانه ای هم نمی تواند باشد که تضمین کننده عدالت اجتماعی باشد. در عین حال انتخابات آزاد از بابت شیوه رقم خوردن چرخش حاکمیت های سیاسی مناسب ترین مدل عملا موجود است که استفاده می شود و آلترناتیو بهتر و قدرتمند جایگزینی طراحی نشده است که بصورتی متداول مورد استفاده قرار بگیرد. وآیا طرح شعار انتخابات آزاد از طرف بخشی از چپ های دموکرات بعنوان شعار محوری تاکتیکی تبلیغی اجرائی مرحله گذر از جمهوری اسلامی ایران به جمهوری سکولار و دموکراتیک دارای بار ها و وزنه های ارزشی لازم و کافی سیاسی می باشد؟

جان استیوارت میل، لیبریترین مشهور که یکی از ارکان اصلی فلسفه یوتیلیترینیسم می باشد، شاخص اصلی تعیین حاکمیت اجتماعی و سیاسی را بر محور نظر خواهی از احاد اجتماعی تعیین می کند. در حالی که ایشان از تاثیر شاخصه افکار عمومی بر سرنوشت سیاسی اجتماعی جامعه دوری می جستند، در عین حال بر رای آگاهانه، آزادانه و مستقل احاد جامعه در تعیین سرنوشت خویش تاکید می کردند. این ارزش ها در زمان خود اندیشه های انقلابی و تحول جهشی به جلو بود . در زمان جنبش “چارتیزم” در انگلستان، انقلابیون خواهان آن بودند که از یک طرف کاندیداهای مجلس نه تنها از لرد ها و بارون های زمین دار و سرمایه دار، بلکه از شهروندان عادی نیز تعیین گردند، بلکه در کنار آن تعداد نمایندگان به نسبت تراکم جمعیتی مناطق تعیین گردند، نه بر مبنای روابط، درجه بندی ها، موقعیت و مناسبات اشرافیت. تا همین چند دهه پیش در خیلی از کشورهای مدرن و پیش رفته نه تنها زنان حق رای نداشتند، بلکه بومی های آن سرزمین ها، یا سیاه پوستان حق رای، انتخاب کردن و انتخاب شدن را نداشتند. به همین دلیل یکی دیگر از شاخصه های انتخابات آزاد این می باشد که این مدل یک پروسه تکاملی در حال تکوین و پیشرفت را طی کرده است.

انتخابات آزاد یک ایده یوتلیترینیستی می باشد. این ایده بر این مبنا متکی می باشد که هر عملکرد و یا مدلی که به نفع اکثریت جامعه باشد، اکثریت را راضی و خوشحال بکند، اگر چه ممکن است به ضرر اقلیت تمام شود، انجام دادن آن و به عمل رساندن آن جایز می باشد. بنیانگذار این مدرسه فلسفی جرمی بنتم بوده و ادامه دهندگان از راه جان استیوارت میل و پیتر سینگر می باشند.  این مدل فلسفی با شوق و ذوق تمام توسط قدرتمداران نظام سرمایه داری مورد استفاده قرار می گیرد. این نگرش گرچه به شیوه ای بر پایه های ماکیاولیستی  هدف گرا بوده و مطرح می کند که رسیدن به هدف، دست یازیدن به هر  وسیله ای را توجیه می کند مبتنی می باشد. شاید بشود نقطه مقابل این بینش فلسفی در مقام فورمول بندی ارزش های اخلاقی و کردار انسانی را نظریات کانت قلمداد بکنیم. کانت نه تنها ارزش های اخلاقی را ناشی از منطق تفکر انسانی قلمداد می کرد، بلکه آنها را بصورت ارزش های جهانشمولی قلمداد می کرد که باید توسط همه آحاد جامعه بکار گرفته شود. وی طرح می کرد که نه فقط انسان باید رفتاری را نسبت به دیگران اتخاذ کند که انتظار داشته باشد بقیه نسبت به وی همان رفتار را بکنند، هر فردی خود را بعنوان نمونه و نماینده ارزش های اخلاقی بداند، بلکه انسان نباید به هیچ وجه بصورت وسیله ای جهت رسیدن به اهداف مورد سوءاستفاده قرار بگیرد.

استقبال سیاستمداران و قدرتمداران نظام کلان سرمایه داری از فلسفه سیاسی اخلاقی یوتیلیترینیسم به جای ارزش های فلسفی مشابه کانت، در نهایت  منجر به استفاده از بمب های اتمی در هیروشیما و ناکازاکی را که به کشتار صدها هزار نفر منجر شد، با این توجیه که به نفع تمامی بشریت می باشد آنها را توجیه نمودند. همین قدرتمداران لیبرال دموکراسی هر از چند گاهی جنگ هایی نظیر جنگ های عراق و افغانستان و غیره را به همین بهانه های مشابه که به نفع تمامی بشریت می باشد، به راه انداخته و کشتارها راه انداخته و آنها را به این تفسیر که به نفع اکثریت و یا عموم بشریت می باشند توجیه می نمایند. اکثر چنین مواردی بیشتر از اینکه مساله اصلی برقراری نظام های مبتنی بر ارزش های حقوق بشری باشد، موضوع اصلی این قدرت ها پیاده کردن طرح هایی بر مبنای تامین منافع استراتژیک بلند مدت  در تامین منافع اقتصادی و ژئوپولیتیک آنها می باشد.

مساله بعدی این می باشد که انتخابات آزاد با بستره فرهنگ نظام سیاسی اجتماعی مدرن و مترقی جامعه مدنی ارتباط جدائی ناپذیر دارد. صحبت کردن از انتخابات آزاد در نظام هایی سیاسی مانند حاکمیت خانواده اسد در سوریه، صدام حسین یا نوری المالکی در عراق، نظامیان در آمریکای لاتین در دهه های شصت و هفتاد و غیره که همیشه همه آنها با رای بیش از نود و پنج درصد و بیشتر انتخاب می گردند، مراقبتی ندارد. این امر نشانگر آن است که نه تنها در این کشورها شعار انتخابات ریاست جمهوری و مجلس پروسه ای تکاملی و مترقی نمی باشد، بلکه بصورت وسیله ای توسط نظام های دیکتاتوری و استبدادی جهت فریب مردم خود و افکار عمومی کشورهای دیگر جهان مورد سوء استفاده قرار می گیرد.

جمهوری اسلامی ایران از جمله آن نظام های حاکمیت سیاسی می باشد که در آن نه تنها شعار انتخابات آزاد کاربرد تبلیغی و اجرائی ندارد، بلکه در مرحله اول باید توسط تحولی سکولار دموکراتیک بنیادین، شرایط اولیه جهت پیاده کردن پروژه سیاسی نسبتا سازنده انتخابات آزاد فراهم گردد. سرمایه گذاری استراتژیک روی تاکتیک ایجاد تغییرات و تحول از طریق دخالت  و شرکت در انتخابات نظام هایی مثل جمهوری اسلامی ایران و صدام حسین عراق و غیره، نه تنها نوعی مهر تایید زدن و مشروعیت بخشیدن بر این نظام ها می باشد، بلکه در عین حال عمق بخشیدن به روان سیاسی یاس و ناامیدی در میان جنبش های دموکراتیک مردمی می باشد که دیگر به این نتیجه می رسند که آنها قادر نیستند به این زودیها با همپیوندان جهانی خویش همطراز گردند، بلکه محکوم به زیست در گنداب آلوده نظام های قرون وسطائی خویش می باشند. این استراتژی نوعی رقصیدن بر آهنگ سازهای ارکستر حکومتی خلفا و دیکتاتوری های استبدادی می باشد که همچنان با سرکوب و ایجاد خوف و وحشت به حاکمیت خویش ادامه می دهند.

 کاشتن دانه های انتخابات آزاد در کشوری مثل ایران احتیاج به ایجاد شرایط اولیه سیاسی اجتماعی لازم جهت نشو و نما و رشد طبیعی آنها می باشد. در یخبندان زمستان سرد و تاریک جمهوری ولایتی که در آن اصل و اساس، گفته های کتاب آسمانی می باشد نه نظر ها و رای های احاد اجتماعی مردم، کارکرد روان سیاسی اجتماعی نه بر اساس دیسکورس ها ، بلکه بر پایه های فتوا ها وتفسیر های ولایت فقیه برای تامین آخرت انسان ها و تحریکات احساسات کور مذهبی بخش های ویژه اجتماعی متکی می باشد. اول باید شرایط لازم برای کاشتن دانه های آزادی و ارزش های حقوق بشری آماده و فراهم گردد تا بر بستر آنها استراتژی انتخابات آزاد بتواند بصورتی نسبتا دموکراتیک صورت تحقق به خود بگیرد. این شرایط تنها از طریق عبور از این نظام با اتکا به استراتژی میدان تحریر و میدان تقسیم قابل تحقق می باشد، نه از طریق مشروعیت بیشتر بخشیدن و همزیستی با نظام  مبتنی بر ارزش های قرون وسطائی.

انتخابات آزاد فقط می تواند بصورت یک شعار ترویجی و بسیج کننده مطرح گردد، نه بعنوان یک شعار تبلیغی و تاکتیکی اجرائی. پیش شرط های لازم جهت امکان برگزاری انتخابات آزاد باید بصورت خواسته ها و حقوق آزادیخواهانه طبیعی بشری همگام با خواسته انتخابات آزاد مطرح گردند. انتخابات آزاد بدون آزادی احزاب، سندیکاها، روزنامه ها، انتشارات، سخن، قلم، آزادی زنان، تامین حقوق ملیتها و استقرار نهادهای جامعه مدنی قابل تحقق نمی باشد. شرط اولیه لازم جهت فراهم آمدن شرایط اولیه بابت امکان تحقق انتخابات آزاد تنها پس از عبور سکولار دموکراسی از نظام جمهوری ولایت فقیه قابل تحقق می باشد.

مراکز قدرت و نقش آنها در تعیین استراتژی سیاسی در کجاها قرار دارند؟ مرکز اولیه قدرت، نظامی است که هزار و چهارصد سال پیش از بطن زنده به گور کردن دختران بیرون آمده است، الان هم از طریق سنگسار کردن آنها و اعدام صدها نفر قربانیان خود در سال با ایجاد هراس و ترس به شیوه ایوان مخوف حکومت می کند. مرکز دوم قدرت، یعنی دنیای غرب در شرایط امروز سیاست همزیستی و همکاری های سیاسی اقتصادی با نظام هایی مشابه جمهوری اسلامی ایران را بر گزیده است که امروزه روز منافع آنها را تامین می کند. مرکز سوم قدرت، یعنی اپوزیسیون سکولار دموکراتیک جمهوری اسلامی ایران، اسیر عدم تصمیم گیری بر سر دوراهی انتخاب ما بین تغییر و تحول قرار گرفته است. در این میان دوستانی وجود دارند که استراتژی تغییر را رنگ آمیزی کرده و به جای تحول ترویج می کنند. آنهایی که رهبری آقایان موسوی و کروبی را بر جنبش سکولار دموکراتیک توصیه کرده و آن را به عنوان پرچمداران استراتژی تحول عبور سکولار دموکراتیک از نظام ولایت فقیه به نظام مبتنی بر ارزش های مدرن و سکولار دموکراتیک ترویج می کنند، از جمله این دوستان می باشند.

جنبش چپ دموکراتیک ایران نه تنها باید بصورت شفاف استراتژی تحول سیاسی عبور از نظام جمهوری ولایت فقیه به نظامی سکولار دموکراتیک بر پایه ارزش های حقوق بشری را برگزیند، بلکه بعنوان مرکز ثقل این کاروان، هم قلب تپنده آن باشد و هم مغز متفکر آن. چپ های دموکرات باید نه تنها پیشگامان صف نخست چنین تحولی باشند، بلکه باید بتوانند تمام نیروهایی را که میتوانند زیر چتر آزادیخواهی قرار گیرند را زیر بال های گسترده خویش گرد آورند. با وجود ضعف های اساسی ذاتی موجود مدل انتخابات آزاد در امکان تضمین آزادیهای فردی و اجتماعی و عدالت اجتماعی، توصیه شعار انتخابات آزاد بعنوان شعار تبلیغی اجرائی در چهارچوبه نظام جمهوری اسلامی ایران که به بیماری سیاسی اجتماعی فرهنگی مضمنی دچار می باشد، یک اشتباه استراتزیک می باشد. این شعار فقط می تواند موقعیت و مقام ترویجی و بسیج کنندگی داشته باشد.

 

دنیز ایشچی

تاریخ انتشار : ۱۴ تیر, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۹ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

سخن روز

انتخابات! کدام انتخابات؟

با عنایت به این وضع و شرایط عملا موجود آنچه در ایران برگزار میشود فاقد حداقل شرایط برای شناخته شدن بعنوان یک انتخابات است. با تمام محدودیت ها و کنترل های نظام امنیتی و سیاسی انتخابی در کار نیست و دقیقا با استعاره از آقای خمینی « در این رژیم آزادی های فردی پایمال و انتخابات واقعی و مطبوعات و احزاب از میان برده شده اند.

مطالعه »
یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

در جمهوری اسلامی، یک شورای انتصابی حکومتی تحت نام «شورای نگهبان» لیست کاندیدا هایی از حواریون و عوامل مطیع و وابسته به حکومت را در مقابل مردم قرار می دهد و از آنان می خواهد که فقط به این افراد گزینش شده حکومتی رای بدهند. آیا به این صحنه سازی مضحک و پر فریب می توان «انتخابات» نام نهاد؟

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

کانون نویسندگان ایران ضمن گرامی‌داشت این روز، همان‌گونه که در بند سوم منشور خود آورده است: «رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…» و خواهان آزادی زبان‌های مادری در ظرفیت و ابعاد گوناگون آن‌ها به‌ویژه در «عرصه‌ی چاپ و نشر و پخش آثار» است. هم‌چنین خواستار رهایی تمام کنشگران عرصه‌ی زبان مادری از زندان و تبعید و دیگر آزارها و فشارهاست.

سرمایه داری و دموکراسی

۴۰ سال سرمایه داری نئولیبرالیستی׳ و اندیشه‌های ضد دموکراتیکِ آن جوامع را در یک بحران ژرف و جدی سیاسی ـ اقتصادی فرو برده’ و دموکراسی را با خطرات و تهدید های جدی مواجه کرده است. روشن است که دموکراسی نیازمند شرایط مساعد اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. لازمه پدید آمدن این شرایط تنها در گرو مبارزات بی امان دموکراتیک احزاب و شخصیت های مترقی، سندیکاهای کارگری و جوامع مدنی می باشد.

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

رفیق سید فاخر شجری کادر مبارز و برجسته جنبش کارگری ایران و از یاران دیرین فدایی از میان ما رفت و خانواده، نزدیکان و رفقایش را به سوگ خود نشاند. پیش از هر سخنی، فقدان این یار وفادار زحمت‌کشان را به خانواده و بازماندگان او تسلیت می‌گوییم و یاد عزیزش را گرامی می‌داریم.

یادداشت

در مورد انقلاب بهمن ۵۷

اگر امروز شعار حق من کو، برقرار باد جمهوریت و همبستگی برای استقرار دموکراسی، از خواسته های مهم مردم شده که نشان از زنده بودن انقلاب ۵۷ و نیاز مبرم ترمیم آن توسط خود مردم دارد. اگر در این مبارزه زنان ایرانی در مبارزه علیه حجاب اجباری روسری خود را پرچم مبارزه قرار داده اند قبل از هر چیز بخاطر این است که در انقلاب تمامی زنان از هر قشری وارد صحنه شدند…..

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
پيام ها

باید یکی شویم و قلب‌مان را سرود و پرچم‌مان سازیم تا بهاران خجسته به ارمغان به میهن‌مان فراز آید!

کرامت و خسرو دو جوان روشنفکر انسان‌دوست چپ بودند و غم مردم فقرزدهٔ میهن و جهان به دل داشتند. آنان شیفتۀ جنبش فداییان خلق بودند. خسرو گلسرخی در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «من یک فدایی خلق ایران هستم و شناسنامه من جز  عشق به مردم چیز دیگری نیست … شما آقایان فاشیست‌ها که فرزندان خلق ایران را بدون هیج مدرکی به قتل‌گاه میفرستید، ایمان داشته باشید که خلق محروم ایران، انتقام خون فرزندان خود را خواهد گرفت». تاثیر ایستادگی جانانه آنان در برابر نظام حاکم و پشتیبانان جهانی آن موجی از شور و ایمان در جنبش فداییان پدید آورد

مطالعه »
بیانیه ها

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) با باور عمیق به مبانی حقوق بشر و قائم به ذات بودن این حقوق و با توجه به جایگاه تعیین‌کنندهٔ زبان مادری در هستی هر یک از آحاد بشر، تأمین و تضمین و تحقّق حق قانونی هر ایرانی در دست‌رسی و قوام ودوام بخشیدن به زبان مادری خود را از حقوق بنیادین بشر می‌داند و همۀ نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشور را به حمایت فعال از حق آموزش زبان مادری و حفظ و زنده‌داشت این میراث گران‌قدر ایرانی فرامی‌خواند.

مطالعه »
برنامه و اساسنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

پاس‌داشت زبان مادری، غنابخش تنوع و تکثر زبانی و فرهنگی است!

ما در انتخابات غیر واقعی شرکت نمی کنیم

زبان مادری؛ بخشی از آزادی بیان

سرمایه داری و دموکراسی

رفیق سید فاخر شجری از میان ما رفت

انتخابات! کدام انتخابات؟