رفسنجانی علاقە خاصی بە تکنوکراتها داشت. او اقتصاد ایران را بعد از پایان جنگ ایران و عراق بە کمک تکنوکراتیسم بازسازی کرد، البتە او علاقە خاصی هم بە عادی کردن روابط با کشورهای خارجی بویژە اعراب حاشیە خلیج فارس داشت. زیرا می دانست بدون تناسب معقول میان خارج و داخل اساسا خبری از تغییرات اقتصادی نخواهد بود. بنابراین تکنوکراتیسم رفسنجانی همراە با نوعی اعتدال گرائی در حوزە سیاست خارجی هم بود.
عبدالناصر همتی، نامزد اصلاح طلب متمایل بە راست کە عضو حزب کارگزاران هم هست، تقریبا از همین قماش است، اما با کمی اختلاف. رفسنجانی خود شخصا تکنوکرات نبود و بە سیاست علاقە ویژەای داشت، اما همتی خود تکنوکرات است و بە سیاست ظاهرا بی علاقە، و یا با علاقە کم. او آمدە فقط اقتصاد را سامان بخشد! (بنابە گفتە خودش اقتصاد در اولویت است و البتە سیاست هم در کنارش). او از همین حالا سیاست را در عمدەترین وجوە خود بنا بە توصیە خود خامنەای، و یا یک محاسبە حساب گرانە، بە عقلای قوم واگذار کردەاست.
حال سئوال این است کە چگونە می توان بدون سیاسی بودن، یا با کم سیاسی بودن، بە بازسازی اقتصاد دست زد؟ بە نظر می رسد عقلای قوم در نظر دارند نتیجە مذاکرات برجامی را بە رئیس جمهور تکنوکرات (حال بە فرض پیروزی او) تحویل دادە و راە را برای تغییرات اقتصادی بازکنند. یعنی این بار بخش سیاست بەکل دست عقلای قوم خواهد بود و بخش مدیریت اقتصاد دست تکنوکراتها. حال بماند همین عقلای قوم تا چە حد در همین بخش اقتصادی کە بە بیانی تا شصت درصد آن زیر کنترل نیروهای نظامی و امنیتی و نهادهای فراقانونی است، خود را تسلیم بخش عرفی اقتصاد خواهند کرد.
در مقایسە میان همتی و روحانی هم می توان گفت کە همتی در مقایسە با رئیس جمهور کنونی یک چهرە اقتصادیست نە امنیتی. او برخلاف روحانی بە اصلاح طلبان، البتە از جناح راست آنان، وابستگی دارد و شاید درست بە همین علت هم هست کە از صافی شورای نگهبان توانستەاست بگذرد؛ اما بر خلاف دو دورە قبل، اصلاح طلبان بر روی او اجماعی ندارند و همین کار او را دشوار کردەاست. در واقع از لحاظ سابقە، همتی سروگردنی از روحانی کە میانەرویی با سابقە امنیتی بحساب می آید بالاتر است، اما در دورانی وارد گود شدە کە شانس و اقبال چندانی برای جلب رای اصلاح طلبان ندارد.
البتە او در کلاب هاوس گفتە کە آمدە برای اینکە روحانی آخرین رئیس جمهور نباشد و نیز اصلاح طلبان هم باشند. اینها خوبند، و می توانند در مقایسە با ابراهیم رئیسی امتیازی محسوب شوند، اما مسئلە این است کە مشکل اساسی کشور سیاست است و نە اقتصاد. نکبتی اقتصاد از سیاست حاکمان می آید، و هنوز خامنەای و اعوان و انصار، آن فرمول جادوئی را نیافتەاند کە بتوانند همزمان هم دشمنی ورزند و هم زندگی مردم را داشتەباشند. بنابراین هر کاندیدی کە این امر را فراموش کند، بە ریشە خود تیشە زدەاست.
درست است روحانی میانەرو بود، اما دارای برنامە سیاسی بود. آقای همتی از این لحاظ با وجود اصلاح طلب بودنش، اما بسیار عقب تر است. شاید اگر بتواند در روزهائی کە بە انتخابات نزدیک می شویم، بخش سیاسی خود را تقویت کند، و همان مدعیان دولت در سایە را کە همتی بانیان وضعیت موجود می داند را بیشتر معرفی کند، شاید اقبالی برای خود دست و پا کند. آقای همتی، همتی!