خاور میانە در دهە ۸۰ برای مدتی طولانی متاثر از جنگ خونین میان عراق و ایران بود. در این جنگ کە حتی از کاربرد سلاحهای شیمیایی نیز دریغ ورزیدە نشد، نزدیک بە یک ملیون نفر از هر دو طرف متخاصم جان باختند.
امروز منطقە خاور میانە متاثر از مناقشات و رویدادهای دیگری است. همە این رویدادها، مناقشات و اختلافات بر روی یک دیگراثر گذاردە وعلاوە بر شکل دهی چهرە آیندە منطقە ثبات مناطق دیگر جهان را نیزمورد تهدید قرار می دهند. مناقشات، درگیریها و شورشها سراسر منطقە را در خود گرفتە و خاورمیانە را بە جوشان ترین منطقە دنیا تبدیل کرده اند. از تونس گرفتە تا مصر، لبنان، ایران و تا اسراییل رویدادهائی در جریان اند کە بە سرعت در حال انکشاف هستند.
بە جرات می توان گفت که تا کنون بندرت اتفاق افتادە است کە منطقە دیگری درجهان وضعیتی چنین پرمناقشە و انفجاری مانند وضعیت امروزمنطقە خاورمیانە را تجربە کردە باشد. سوالی کە اینک مطرح است این است کە آیا برای همە این رویدادها و درگیریهای منطقە می توان دلیل و فصل مشترکی یافت یا نە؟
تونس البتە آخرین موردی است کە بە موارد قبلی افزودە شدە. مردم این کشورپس از یک دهە فشار و سرکوب رژیم تونس دست بە قیام علیە نظام دیکتاتوری زدند و رژیم دیکتاتوری را از قدرت ساقط کردند. حال این سوال مطرح است کە آیا دامنە قیام مردم تونس بە سایر کشورهای عرب نیز توسعە خواهد یافت وآیا قیام تونس منجر بە استقرارنوعی دمکراسی عربی در کشورهای عرب خواهد شد؟
در لبنان دامنە اختلاف میان مسیحیان این کشور با حزب اللە تشدید شدە است و آنها حزب اللە را متهم بە تلاش برای تبدیل لبنان بە غزە تازەای می کنند. لبنان اینک پس از از سر گذراندن یک جنگ ۱۵ سالە ویرانگر کە از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰، بە درازا کشید و حزب اللە توانست با حمایتهای ایران و سوریە برای خود جای پای محکمی در لبنان درست کند، در مقابل بزرگترین آزمونی کە اینک در مقابلشان قرار دارد مواجە هستند.
نشت اخبار مربوط بە مذاکرات محرمانە دولت فلسطین با دولت اسراییل بە تشدید و ماندگار کردن اختلافات میان حماس و الفتح منجر شدە. این مسلە علاوە بر بخطر انداختن پروژە صلح موقعیت محمود عباس رییس جمهور فلسطین را کە برای غرب اهمیت استراژیک دارد را نیزدر معرض تهدید قرار دادە است. از طرف دیگر ناتان یاهو بیشتر از گذشتە از ادامە مذاکرات صلح سر باز می زند.
دولت ترکیە، برغم اینکە کشورش عضوپیمان ناتواست هر روز کە می گذرد بیش از پیش در جهت اسلامیزە کردن این کشور حرکت می کند. وضعیت پیش آمدە حول برنامە هستەای ایران احتمال وقوع یک جنگ بزرگ با ایران را افزایش دادە است.
در عراق گروە های شبە نظامی برای پیشبرد نیات خود همچنان بە استفادە از بمب علیە مخالفین خویش و تهدید متوسل می شود. خاور میانە بە یک منطقە پر مناقشە تبدیل شدە است. مناقشە در مناطق مرزی یمن و عربستان بە حدی رسیدە است کە القاعدە بقای دولت یمن را مورد تهدید قرار میدهد.
دلیل مشترک این مناقشات و رویدادها کدام است؟
یک نظر بسیار رایج مسلە فلسطین و جنگ فلسطین و اسراییل را مهمترین دلیل مشترک و هستە درگیریهای خاورمیانە و منطقە و حتی این مسلە را عامل بە مخاطرە انداختن ثبات و صلح جهانی می داند. اما دلایل متعددی اعتبار این نظر را سست میکنند.
تونسیها بدلیل مناقشە فلسطین و اسراییل نیست کە بە خیابانهای تونس می آیند و طلب آزادی می کنند. سنیها عراقی بخاطر مسلە فلسطین نیست کە بە خود بمب می بندند و مکانهای مقدس و مساجد شیعیان در این کشور را با خود منفجر می کنند.
مناقشە فلسطین و اسراییل البتە مهم و خطرناک است اما نمی تواند هستە و دلیل اصلی اختلافات و مشکلات منطقە باشد. نظر رایج دیگری منشا و هستە اصلی مشکلات خاورمیانە را آمریکا و غرب و قرار داد دول استعماری فرانسە و بریتانیا در سال ۱۹۱۶ می دانند کە در این سال فرانسواجرج پیکوت فرانسوی و مارک سایکس همتای انگلیسی او بدون توجە بە فرهنگ، مذهب و نژاد ملتهای منطقە کشور مدرن عراق را با تلفیق سنیها، شیعیان و کردها بوجود آوردند. اما در این کشور این گروە ها نتوانستند فصل مشترکی برای زندگی با هم بوجود بیاورند. حمایت واشنگتن از اسراییل، دخالت آمریکا وجنگ آمریکا در عراق کە تا کنون بە قیمت جان بیش از ۱۰۰ هزار نفر تمام شدە است را نیز از دلایل مشترک مشکلات خاورمیانە می دانند. طرفداران این نظر معتقدند آمریکا هموارە در درگیریهای منطقە بە مانند یک طرف دراین گیریها حضور داشتە است. آنها میگویند اگر آمریکا خودش را از این درگیریها کنار بکشد مناسبات صلح آمیز جای مناسبات خصمانە را خواهد گرفت.
شاید دلیل مشترک دیگری برای درگیریها و رویدادهای خاورمیانە وجود داشتە باشد. هنوز کشورهای خاورمیانە در حال گذار از جوامع سنتی بە جوامع صنعتی مدنی و مدرن جهانی شدە با تمام دشوواریهای دوران این گذارهستند. این دشواریها وچالشها ازفشار و سرکوب زنان تا یافتن یک مدل کار آ مد ادارە جامعە در این منطقە را شامل می شوند. طبیعتا رژیمهای حاکم در این کشورها تفاوتهای با یکدیگر دارند اما بهر حال تمام منطقە از معضلات و مشکلات کم و بیش مشابەای در رنج هستند.
سرکوب، فساد، شکاف ژرف میان فقرا و ثروتد مندان، بیسوادی و کم سوادی وسیع کە ارمغان رژیمهای دیکتاتوری و فاسد حاکم براین کشورها است اکثراین کشورها را بە سوی ویرانی و بی ثباتی هدایت کردە است.
از این روی بزرگترین چالش پیش روی در کشورهای منطقە پیدا کردن آنچنان فرم و مدلی برای ادارە جامعە است کە هم بتواند پاسخ گوی معضلات و دشواریهای این جوامع باشد و هم بتواند پشتیبانی مردم را جلب نمودە ومانع فساد مقامات و تداوم دیکتاتوری شود.
در این کشورها موقعیت زنان در حد شهروندان درجە دوم تنزل یافتە، آزادی سخن وجود ندارد، دولتها خود را در قبال تامین اشتغال و ایجاد امید بە آیندە در میان جوانان مسول و متعهد نمی دانند. در چنین شرایطی تنها گروە های اسلامی و سنتی هستند کە از این موقعیت ذینفع میشوند.
موقعیت در منطقە بسیار پیچیدە است. اما اگر بخواهیم یک پاسخ وفصل مشترک برای همە مشکلات و رویدادهای منطقە پیدا کنیم، این فصل مشترک همانا دولتهای دیکتاتوری فاسد و نا کار آمد حاکم هستند کە صدها ملیون انسان را در تنگاهای مختلف و پایین نگە داشتە اند. و این همان نکتەای است کە تا اندکی پیش از طرف غرب مورد شناسایی و تایید قرار نگرفتە بود.
بهر حال بی دلیل نیست کە ملیونها نفر در ایران، لبنان، تونس و مصر بە خیابانها میریزند تا نارضایتی و خشم خود از رژیمهای دیکتاتوری فاسد حا کم و از شرایط توانفرسایی کە در آن نگاە داشتە میشوند فریاد بزنند. سوال این است کە آیا غرب میخواهد صدای این مردم را بشنود و در کنار آنان قرارگیرد یا نە؟