شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ - ۰۰:۰۲

شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۳ - ۰۰:۰۲

سایه هایِ خاکستری
پشت میکنم به خودم، جهنم همینجاست، در جمهورِ متراکمِ فقاهت،  گرسنگی وقت نمی شناسد...
۱۰ اسفند, ۱۴۰۳
نویسنده: حسن جلالی
نویسنده: حسن جلالی
رخ داد های سیاسی در آينه گفتمان طبقاتی..
در مجموع، تاریخ‌نگاری نیز امری طبقاتی است و با منافع اقتصادی طبقات اجتماعی گره خورده است. امروز نیز در برابر دیدگان خود، شاهد تفسیر طبقاتی از تاریخ هستیم؛ از نگاه...
۱۰ اسفند, ۱۴۰۳
نویسنده: سیاوش
نویسنده: سیاوش
به کانال تلگرامی بولتن کارگری بپیوندید!
  🔸🔸🔸 بولتن کارگری گروه کار کارگری سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) 🔸نشانی کانال تلگرامی بولتن کارگری: 🆔 t.me/boultane_kargari 🔗https://t.me/boultane_kargari
۱۰ اسفند, ۱۴۰۳
نویسنده: بولتن کارگری
نویسنده: بولتن کارگری
دولت پزشکیان و گسل ‌های اجتماعی
در این شرایط، تنها اصلاحات ساختاری وسیع و اتخاذ سیاست‌های اقتصادی عادلانه، همراه با تغییرات اساسی به نفع لایه‌های کم‌درآمد، کارگران و فرودستان شهری و روستایی، می‌تواند گسل‌های اجتماعی و...
۱۰ اسفند, ۱۴۰۳
نویسنده: سیاوش قائنی
نویسنده: سیاوش قائنی
بیانیهٔ بیش از ۶۳۰ نفر از فعالان سیاسی و اجتماعی، برای آزادی فوری بازداشت شدگان فراخوان ۲۵ بهمن
انتظار مى‌رود که حاکمیت و همه ارکان آن مس‍ؤلیت خود را در برابر مطالبات مردمی رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی به جا آورده و از اصرار بر رفتارهای غیرقانونی...
۱۰ اسفند, ۱۴۰۳
نویسنده: کمپین رفع حصر
نویسنده: کمپین رفع حصر
اوجالان خواستار خلع سلاح و انحلال PKK شده و هدف خود را پایان دادن به درگیری چهار دهه‌ای با ترکیه اعلام کرده است
عبدالله اوجالان، رهبر زندانی حزب کارگران کردستان (PKK)، اخیراً از زندان ایمرالی پیامی صادر کرده است. در این پیام، اوجالان خواستار خلع سلاح و انحلال PKK شده و هدف خود...
۱۰ اسفند, ۱۴۰۳
نویسنده: کار آنلاین، رسانه
نویسنده: کار آنلاین، رسانه
اوجالان، رئیس پ‌ک‌ک: این گروه باید خود را منحل کند؛ سلاح‌ها را زمین بگذارید؛ من مسئولیت تاریخی این موضوع را بر عهده می‌گیرم
اوجالان در این بیانیه افزوده است: راهی جز دموکراسی و گفت وگوی دموکراتیک وجود ندارد و بقای جمهوری جز از طریق دموکراسی برادرانه ممکن نیست....
۹ اسفند, ۱۴۰۳
نویسنده: اعتماد آنلاین
نویسنده: اعتماد آنلاین

استقرار دمکراسی در ایران و شرایط جهانی

شنبه ۱۵ ژانويه ۲۰۰۵ اتاق مجازی "اتحاد جمهوريخواهان ايران" در پالتاك "دمكراسی و شرايط جهانی" را موضوع بحث خود قرار داد. همانطور كه از پيش اعلام شده بود آقايان سياوش دهقان و محمد اقتداری درباره موضوع مذكور سخنرانی كرده و سپس به سئوالات حاضران پاسخ گفتند.
پروين عابدی اداره بخش اول اين جلسه را كه طی آن سخنرانان در دو نوبت و هر بار به مدت ۲۰ــ۱۵ دقيقه به ايراد نظرات خود پرداختند، به عهده داشت.

گروه پالتاک اتحاد جمهوریخواهان ایران  

سیاوش دهقان
سیاوش دهقان بحث خود را با این توضیح که او در سخنرانی خود به سئوال مبنی بر اینکه “آیا شرایط جهانی برای استقرار دمکراسی در ایران مساعد است یا خیر؟” میپردازد آغاز کرد: 
به نظر من پاسخ این پرسش مثبت است و من طی سخنان خود به توضیح دلایل آن خواهم پرداخت. 
گرچه رسم بر این است که در آغاز چنین بحثهایی معمولا تعاریف و توضیحاتی درباره ی ریشه مقوله ی مورد بحث ارائه میشود اما از آنجا که من خود را متخصص در این زمینه نمیشناسم و دیگر اینکه آن را برای بحث خود ضروری نمیبینیم از آن احتراز میکنم. 
همینقدر بگویم که منظور من از دمکراسی همان نظام سیاسی است که در کشورهای اروپایی بخشی از کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکایی وجود دارد. طبیعتا این دمکراسی ها با هم تفاوتهایی دارند. در حالی که در آمریکا رئیس جمهور از قدرت بالایی برخوردار است، در آلمان این نقش به عهده صدراعظم نهاده شده است، بخشی از این نظام ها سلطنتی هستند و غیره . . . مخرج‌ مشترک این دمکراسی ها، موقت بودن سکانداران قدرت سیاسی است که در موعد مقرر با رای آزاد، همگانی و برابر شهروندان مورد تایید یا تعویض قرار میگیرند. 
ادعای من مبنی بر این که شرایط جهان برای عبور ایران به دمکراسی مساعد ‌است بر استدلال آماری استوار است. با نگاهی گذرا به نمودار روند تحولات قدرت سیاسی در کشورهای مختلف طی ۳۰ــ۲۰ سال اخیر درمییابیم که همه ساله به تعداد دمکراسی ها افزوده شده است. 
تا سی سال پیش در اروپای غربی شاهد نظام آپارتاید در پرتغال و قدرتهای کودتایی در یونان و ترکیه بودیم. دراسپانیا تا دهه ۷۰ میلادی نظامی فاشیستی حکمفرما بود در این کشورها زندانها پر از زندانیان سیاسی بودند و بسیاری از شهروندان آنها به ناچار به گریز به کشورهای دیگر میشدند. 
نسل امروز در پرتغال و اسپانیا نمیتواند آن شرایط را برای امروز خود حتی به تصور بیاورد. در آمریکا به جز ایالات متحده و کانادا دمکراسی دیگری را شاهد نبودیم، در حالی که امروز غالب کشورهای قاره ی آمریکا به سیستم انتخاباتی اتکا دارند. بنابر این گرایش عموم جهان حرکت به سوی دمکراسی است. 
من در ادامه بحث خود به دو دلیل پیداش گرایش مذکور اشاره میکنم. تغییر شیوه تولید ثروت در دنیای امروز یکی از این دلایل است. امروز وجود سیستم های متکی بر امکان گردش آزادانه اطلاعات به بخشی تفکیک ناپذیر شیوه تولید ثروت تبدیل شده اند. نیروهای تولید کننده دیگر مجموعه ای از کم سوادان که باید سر ساعت مقرر برای انجام کارهای یکنواخت و تکراری در محل کار حاضر شوند، نیستند. این شیوه ی تولید ثروت مربوط به گذشته است و یا دست کم بخشی بزرگی از ثروت دیگر بر این اساس تولید نمیشود. 
در شرایط جدید تنها سیستمی که به گردش آزاد اطلاعات متکی بوده و در آن تشویق آموزش، پیشرفت آکادمیک و ابداع و نوآوری جای خود را به زندانیان سیاسی و سرکوب میدهند میتواند امکانات مناسب برای تولید ثروت را فراهم آورد. 
روی دیگر همین سکه عبارت از آن است که تولیدکننده درس خوانده و مطلع را دیگر نمیتوان به راحتی سرکوب کرد. سرکوب این نیرو هزینه ی بالایی در بردارد و ایران ما نمونه ی مناسبی برای توضیح این نکته است. جامعه ی ما با وجود میلیونها دانشجو و دانش آموخته دیگر به راحتی گذشته قابل سرکوب نیست. (گرچه این یک فاکتور داخلی است.) 
اما نکته اینجاست که سرمایه گذاری برای تولید جهانی شده است. آمریکا و اروپا طالب سرمایه گذاری از جمله در ایران هستند و آنها برای این امر به شرایطی پایدار نیاز دارند. آنها میدانند که تولید در شرایط سرکوب از بهره دهی مناسبی برخوردار نخواهد بود، پس وجود نظام دمکراسی را راه چاره میشمارند.
این استدلال اول من بود که به شیوه تولید ثروت باز میگردد استدلال دوم من تغییر ثقل تقابل در جهان از روبرویی نظامی به رقابت های اقتصادی است. میدانیم که تا سی سال پیش الویت اول کشورهای غربی حفظ توازن و یا دستیابی به برتری نظامی نسبت به اتحاد شوروی بود. این فاکتور امروز به کلی تغییر کرده است. در دهه ۶۰ و ۷۰ غرب براساس تئوری «دمینو» (Domino) حرکت میکرد. مثلا در هنگام جنگ ویتنام امریکاییها میگفتند هرگاه ویتنام سقوط کند کل منطقه شرق آسیا از دست خواهد رفت و یا مثلا در رابطه با ایران معتقد بودند که از دست دادن ایران به معنای گسستن زنجیر «سنتو» و در نتیجه سقوط دیوار محاصره اتحاد شوروی خواهد بود.
برای شوروی ها نیز همچنین بود. آنها فکر میکردند، پیروزی «سوسیالیسم با چهره انسانی» در چکسلواکی، ریزش دیوار برلین، آزادی «اتحادیه کارگری» در لهستان و… نهایتا به سقوط پیمان ورشو خواهد انجامید.
امروز ایران، عراق، افغانستان و… در چنان شرایطی قرار ندارند. در حال حاضر آنها طالب شرایطی در این کشورها هستند که امنیت سرمایه گذاری را تامین کند. آنها این شیوه را در کره جنوبی، تایوان و تا حدی در چین تجربه کرده اند و به سود سرشاری دست یافته اند.
براساس این دو استقلال من معتقد هستم امروز منافع غرب در شکل گیری نظام های دمکراتیک در کشورهایی همچون ایران قرار گرفته است.

*دکتر محمد اقتداری
دکتر محمد اقتداری، اقتصاددان، عضو سازمانهای جبهه ملی و همچنین عضو اتحاد جمهوریخواهان ایران با این توضیح که او نه به نمایندگی از سوی سازمان مطبوع خود بلکه نظرات شخصی خود را بیان میکند آغاز کرد:
دوست گرامی، آقای دهقان توضیح داد که شرایط امروز جهان برای استقرار دمکراسی در ایران را مساعد میشمارد. من ضمن تایید این نظر میخواهم چگونگی تکوین این شرایط را با وصف اجمالی از سه دوره تکامل دمکراسی امروزین در ایالات متحده را به بحث بگذارم.
۱ــ اواخر قرن هجدم وقتی که قانون اساسی امریکا در دست تدوین بود، دو نظریه مطرح بود. الکساندر هامیلتون معتقد بود از آنجا که مردم توانایی و امکان شناخت همه مسائل را ندارند و نمیتوانند در همه امور صاحب نظر باشند بهتر است نمایندگان توانا و آشنا به امور را انتخاب کرده و به مجلس مقننه بفرستند. او اعتقاد عمیقی به نقش وسیع مردم در تعیین تکلیف قدرت سیاسی نداشت. جیمز مدیسون از دمکراسی کثرت گرا دفاع میکرد گرچه اساس نظرات خود از هامیلتون میگرفت اما با او اختلافات آشکاری داشت.
سرانجام نظریه هامیلتون دست بالا را گرفت بدین ترتیب زنان و سیاهپوستان و فاقدان زمین از حق رای برخوردار نشدند، این حق منحصر به مردان سفیدپوست صاحب زمین شد. اما به مرور زمان نظرات مدیسون جای خود را گشود و اقشار دیگر مردم به صاحبان حق رای پیوستند.
امروز پس از قدرت یابی نئوکان ها در دولت جرج بوش فرزند، شاهد بازگشت به عصر هامیلتون هستیم. این بازگشت نه در داخل بلکه در سیاست خارجی امریکا نمود خود را پیدا میکند. اینها در تلاش هستند تا دمکراسی را به برخی کشورها «هدیه» کنند. این البته از یک زمینه مشخص برخوردار است که توسط آقای دهقان به آن اشاره شد.
طی دوران بیل کلینتون این تئوری رو به گسترش گذاشت که در جهان مواجه با «گلوبالیسم» کشورها نمیتوانند به دو دسته یکی کاملا فقیر و دیگری کاملا غنی تقسیم شوند. براساس این تئوری کشورهای فقیر توانایی خرید تولیدات جهان ثروتمند را ندارند و در نتیجه افزایش ثروت در آنها به نفع جهان متمول خواهد بود. نتیجه این تئوری برای نئوکانها عبارت از این بود که این کشورها باید بتوانند به لحاظ سیاسی برای این شرایط آماده شوند. این مسئله در عین حال با پایان جنگ سرد روابط تنگاتنگ داشت.
در حالی که جنگ سرد سبب میشد تا جهان غرب در آن دوران به نقش سیاسی کشورهای ماهواره ای اهمیت دهد، امروز پس از فروپاشی بلوک شرق، نگاه اقتصادی برجسته شده است. و بعد سیاسی در حقیقت نتیجه دید مشخص اقتصادی است.
در اکتبر گذشته مقاله ای در نشریه «Foreign Nations» منتشر شده است که به همین موضوع میپردازد. من خواندن این مقاله را به همه علاقمندان این موضوع توصیه میکنم. بحث تقدم و تاخر اقتصاد و سیاست نسبت به یکدیگر برای ما بحث تازه ای نیست حتما به خاطر داریم که هنگام سعود خاتمی و اصلاح طلبان به قدرت این بحث در ایران بالا گرفت. طرفداران آقای خاتمی در مقابل خط رئیس جمهور واپسین صف آرایی کرده و به توسعه سیاسی تقدم دارند. اکنون با شکست اصلاح طلبان به نظر میرسد دوباره هاشمی رفسنجانی با تئوری تقدم اقتصاد به سیاست به صحنه باز میگردد. در ابتدای مطلب مورد اشاره در «Foreign Nations» جمله ای از سایت اینترنتی وزارت خارجه امریکا نقل قول شده است مبنی بر این که:«توسعه اقتصادی ایجاد دمکراسی را ممکن میکند». به نوعی میتوان گفت که وزارت خارجه امریکا نمیتوانست تبلیغاتی از این بهتر برای آقای رفسنجانی انجام دهد. براساس این نظریه کشورهای فقیر باید از توسعه اقتصادی عبور کرده تا به دمکراسی برسند.
البته این مقاله در تحلیل نهایی خود به نتیجه دیگری رسیده و شاهد می آورد که در کشورهای کم درآمد که راه دمکراسی را برگریده اند، پیشرفت در تمام زمینه ها با سرعت بسیار بیشتری در جریان است. آنها توانسته اند در تمام فاکتورهای اقتصادی کشورهای با سیستم اتوکراتیک را پشت سر بگذارند. داده های استفاده شده در این مقاله جملگی از آمارهای بانک جهانی هستند. نویسندگان این مقاله معتقد هستند که عدم وجود دمکراسی خود یک سبب اصلی وجود فقر است. آنها میگویند تئوری تقدم توسعه اقتصادی به توسعه سیاسی به یک سیکل معیوب می انجامد که در آن فقر اقتصادی و فقر فرهنگی به بازتولید یکدیگر پرداخته و از رشد نهادهای دمکراتیک را پیشگیری میکنند.
سیمون مارتین لیپ ست برای اولین بار تئوری تقدم توسعه اقتصادی را ۴۵ سال پیش در ایالات متحده ارائه داد. او در بحث خود دو پیش شرط قائل میشود. او میگوید رسیدن به دمکراسی از طریق گسترش سواد، شکل گیری یک طبقه متوسط مستحکم و ایجاد رفتار شهروندی امکان پذیر است.
در آن دوران دمکراسی تنها به کشورهای غنی تعلق داشتند. البته هند، کاستاریکا و کلمبیا از موارد استثناء بودند. غرب آن عصر برای مهار سوسیالیسم به کشورهای مستحکم با نظام های استبدادی نیاز داشت. طرفداران سلطنت در ایران بر دستاوردهای اقتصادی دوران پهلوی تکیه و تاکید میکنند. مقاله مذکور با نام بردن از کشورهای با نظام های دیکتاتوری نظامی و غیرنظامی در امریکای جنوبی، آسیا و بلوک شرق و برشمردن بسیاری از دستاوردهای اقتصادی این رژیمها ضمن ارائه آمار تطبیقی به این نتیجه میرسد که تمامی این کشورها در عرصه های اقتصادی عملا به طور نسبی عقب گرد داشته اند. 
کشورهای ثروتمند شده تحت نظام های سلطه گر همچون چین، سنگاپور، … نیز نمونه های مناسبی برای تایید نظریه «اقتصاد پیش برود دمکراسی در پی خواهد آمد» نیست. به طور مشخص طبق برآوردها چین در سال ۲۰۱۰ یکی از سه قطب اقتصادی جهان خواهد بود. اما وضع دمکراسی و آزادی به چه صورت است؟ آیا هیچ روزنامه آزاد یافت میشود یا حزب یا نیروی سیاسی آلترناتیوی وجود دارد؟
خیر! یعنی پیشرفته اقتصادی گسترش دمکراسی را در پی نداشته است مقاله مورد بحث ما دمکراسی را چنین معنی میکند: اینها نظامهای سیاسی هستند که دارای مشارکت عمومی، رقابت های واقعی برای بخش اجرایی و نهادهای کنترلی بر مبنای قدرت باشند. این مقاله ادامه میدهد که تنها هرگاه رقابت واقعی در تعیین شهردار منطقه، رئیس پلیس منطقه و حتی بعضی مناسب ارتش و در کنار اینها سازمانهای غیردولتی (NGO) وجود داشته باشند میتوان از دمکراسی صحبت کرد.
رابرت گور در سال ۱۹۹۰ فرمولی ارائه داد که یک درجه بندی برای سطح رشد دمکراسی را نتیجه داد. هم اکنون این فرمول و درجه بندی منتج از آن توسط سازمانهای معتبر جهانی برای نشان دادن سطح رشد دمکراسی در کشورهای مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. در این درجه بندی صفر به سخت ترین دیکتاتوری ها و ۱۰ به نظام های دمکراسی جا افتاده تعلق میگیرد.امریکا و اروپای غربی بین ۱۰ــ ۸ امتیاز میگیرند در حالی که بسیاری دیکتاتورها در درجات ۲ــ ۰ قرار میگیرند. ایران طبق این درجه بندی بین ۵ــ ۴ قرار دارد.یکی از معیارهای سنجش در این سیستم، وسعت آموزش و تحصیل است در این مقاله گفته میشود که ایران طی۳۰ سال گذشته در این زمینه ۵۰۰ درصد رشد داشته است.
واقعیت این است که مردم همواره به دنبال دمکراسی بوده اند برای این نظر میتوان مثال هایی را از دوران یونان و ایران باستان یافت اما تنگ نظری مستبدان همیشه مانع از تعالی جامعه به سمت دمکراسی عالی شده است.
امروزه نیز پس از ریزش سلطنت در ایران، بسیاری انقلابات همزمان، همچنین پس از فروپاشی بلوک اتحاد شوروی سرعت حرکت در جهان به سمت دمکراسی پیش از پیش شتاب گرفته است.
سیاوش دهقان با این توضیح که از نظر او نیروی محرکه برای تمایل غرب به گسترش دمکراسی همانا بهره دهی درازمدت اقتصادی است بخش پایانی سخنان خود را آغاز کرد: 
طبیعی است که من از یک گرایش عمومی صحبت میکنم. البته بر قاعده ی تمایل غرب به دمکراسی در دیگر کشورها استثنائاتی وارد‌ است. در مجموع هر جایی از جهان که گسترش دمکراسی در تضاد با منافع اقتصادی مذکور قرار بگیرد طبیعتا غرب با آن مخالفت خواهد کرد. برای نمونه چین کشوری است که غرب در آنجا بیش از هر چیز به ثبات علاقمند است. در این کشور رشد جنبش دمکراسی میتواند به افزایش نیروهای گریز از مرکز و در نتیجه کاهش ثبات گردد. اما باید توجه داشت که نگاه غرب به چین دوگانه است، گرچه اینها به دلیل منافع اقتصادی خواهان ثبات در آنجا هستند، در عین حال اما نگران افزایش قدرت بی سابقه آن بوده و خود را در آینده مجددا با جهانی دو قطبی روبرو میبینند. 
روی هم رفته اما غرب به یک اقتصاد قوی در چین علاقمند است. آمریکا به طور مشخص خواهان افزایش ارزش واحد پول چین است. او به این ترتیب تلاش میکند کسری موازنه بازرگانی خود با چین را که ماهانه به ۱۵ میلیارد دلار بالغ میشود کاهش دهد. زیرا افزایش ارزش پول چین در مقابل دلار آمریکا سبب کاهش صادرات چین و افزایش واردات از آمریکا خواهد شد. این خواسته آمریکا طبیعتا نمیتواند در کشوری که با بحرانهای اجتماعی، اعتصابات و تظاهرات خیابانی روبرو است عملی شود. در نتیجه غرب نمیتواند به شکل واقعی از جنبش دمکراسی خواهی در چین حمایت کند. ماجرای میدان “تیان من پین” را به خاطر میآوریم. در آن روزها برخی کشورهای غربی به صراحت بر تمایل خود به حفظ “ثبات” در چین تاکید کردند و بقیه نیز فعالیت شایان توجهی در دفاع از جنبش دانشجویان چینی از خود نشان ندادند. 
این خود بار یگر تایید تئوری اخیر است مبنی بر اینکه بهره دهی اقتصادی محرک خواست غرب برای دمکراسی در دیگر کشورهاست. همین روش را در شکلی متفاوت در کشورهای اسلامی شاهد هستیم. مثلا هرگاه غرب گمان کند که در یک انتخابات آزاد در عربستان سعودی، القاعده به قدرت میرسد و یا در اردن بنیادگرایان اسلامی لگام به دست خواهند گرفت، در حمایت از دولتهای کنونی در مخالفت با انتخابات آزاد تردید‌ نخواهند‌کرد. نمونه آن را در الجزایر شاهد بودیم که غرب با عدم قدرت گیری نیروهای مسلمان رادیکالی که در انتخابات برنده شده بودند مخالفتی نشان نداد. در صورتی که دولت مرکزی که به نتایج انتخابات اهمیتی نداده بود شاید طبق موازین غرب میبایست مورد محاصره یا دست کم تحت فشار قرار میگرفت. خلاصه اینکه در کشوری که دمکراسی یا حرکت دمکراسی نه به ثبات بلکه به بی ثباتی بیانجامد مطابق میل غرب نخواهد بود.
در ایران به دلیل رشد طبقه ی متوسط، انباشت نسبی ثروت و گسترش وسیع بخش دانش آموخته جامعه، ادامه نبود دمکراسی خود مایه ی بی ثباتی است و تنها افزایش معیارهای دمکراتیک و نهایتا تحقق دمکراسی است که میتواند ثبات ایجاد کند. ‌در شرایط امروز ایران ثبات تنها با صرف مقادیر زیادی از انرژی ممکن میشود. نتیجه این شرایط ثبات ناپایدار خواهد بود. بگذارید‌این مطلب را با یک مثال از فیزیک مکانیک روشن کنم. هر گاه شما یک کاسه نیم کروی را در نظر بگیرید و یک شی کوچک مدور در آن بیندازید، این شی پس از مدتی حرکت بی هدف به این و آن سوی در کف کاسه آرام خواهد گرفت. به عبارتی به آرامش پایدار دست خواهد یافت زیرا انرژی پتانسیل آن در آن شرایط حداقل است. اما هرگاه همان کاسه را برگردانده و توپ کوچک را به پشت آن قرار دهید با زحمت بسیار میتوانید آن را مستقر کنید در حالی که در اثر کوچکترین حرکتی توپ از محل خود به حرکت درآمده و سقوط میکند. این بدان دلیل است که توپ در این شرایط از انرژی پتانسیل بالایی برخوردار است و در نتیجه در یک ثبات ناپایدار قرار دارد. 
این وضعیت برای جوامعی مثل ایران نیز صدق میکند که به دلایل مختلف که قبلا ذکر آن رفت از انرژی پتانسیل بالایی برخوردار است.
نکته ی دیگری که در بحث ما مطرح شد، موضوع نفت است. به نظر من نفت نیز جایگاه سابق خود را از دست داده است و نمیتواند دلیلی برای علاقه غرب به حفظ دیکتاتوری در ایران باشد. تغییر شرایط ژئوپولتیک جهان و خارومیانه این را سبب شده است. در زمان تسلط جنگ سرد اتحاد شوروی میتوانست با صرف نیروی نسبتا کمی جریان نفت از خلیج فارس به سوی غرب را مختل کند و در نتیجه غرب را با یک بحران بزرگ روبرو سازد. میدانیم که اتحاد شوروی خود به نفت خلیج‌ فارس وابسته نبود. در این شرایط غرب میبایست حداکثر کنترل را بر کشورهای منطقه خلیج فارس حفظ میکرد و در نتیجه حفظ حکومتهای دیکتاتوری وابسته به غرب در اولویت قرار میگرفت اما با پایان جنگ سرد، عدم تمایل و توان پتانسیل شوروی سابق برای مختل کردن جریان نفت خلیج فارس، این مسئله نیز بلاموضوع شده است. 
پایان سخن اینکه من دمکراسی را برای جهان سوم به طور عام و برای ایران به طور خاص سیستم مطلوب و ممکن میدانم. هر کسی میتواند طرفدار دمکراسی باشد اما برای اینکه این را موضوع فعالیت سیاسی قرار دهیم باید به این نتیجه رسیده باشیم که شرایط داخلی و جهانی برای آن مهیا هستند. در دوران انقلاب ۵۷ ما نه تنها به دمکراسی اعتقاد نداشتیم بلکه معتقد بودیم که شرایط برای آن مناسب و مهیا نیست. امروز به این نقطه رسیده ایم که تئوری های آن زمان مبنی بر این که کشورهای جهان سوم امکان رشد اقتصادی و مدرن شدن را ندارند قابل پذیرش نیستند. ما امروز شاهد موارد بسیاری از کشورهای جهان سوم هستیم که به رشد اقتصادی مناسب دست یافته و به شرایطی قابل مقایسه با اروپا رسیده اند. اینها خود به لحاظ آماری دلیل مستدلی برای امکان شکل گیری پیشرفت اقتصادی و دمکراسی در ایران است.
سخنان محمد اقتداری پایان بخش، قسمت سخنرانی های این نشست بود:
من با اشاره به دو نکته بحث خود را ادامه میدهم. اول میخواهم به گفته دوستم آقای دهقان در رابطه با کاهش اهمیت نفت بپردازم.
من اخیرا در سخنرانی های متعددی به موضوع نفت و اهمیت آن پرداخته ام. تحقیقات و بحث های جدی بیانگر آن هستند که نفت دیگر نه به عنوان یک کالای اقتصادی بلکه به عنوان یک کالای استراتژیک مورد توجه قرار دارد. اگر قرن بیستم نظاره گر استفاده سخاوتمندانه از نفت بود، قرن بیست و یکم شاهد پایان ذخائر نفت و گاز میشود. نکته دیگر در همین رابطه افزایش دوباره اهمیت خلیج فارس است در دهه های پایانی قرن گذشته کشف و استخراج نفت در دریای شمال، نروژ، آفریقا و… ظاهرا از اهمیت خلیج فارس کاسته میشد. اما امروز با توجه به این که در مناطق ذکر شده میادین رو به اتمام هستند اهمیت منطقه خلیج فارس دوباره برجسته میشود.
امروز در خلیج فارس نه تصاحب و تسلط بر ذخائر نفتی بلکه کنترل آنها برای غرب از اولویت برخوردار است… خواست آنها برای این منظور نه از خطر اتحاد شوروی سابق بلکه از نگرانی های غرب از افزایش و تمرکز قدرت و سرمایه در چین نشأت میگیرد. گرچه غرب خواهان یک ثبات نسبی در چین است، اما ما در نشریات تخصصی میخوانیم که اینها از احتمال تمایل چین برای دست اندازی بر ذخائر خلیج فارس از جمله ایران نگران هستند.
ایران پس از عربستان صاحب بزرگترین ذخائر نفتی جهان است از جهت ذخائر گاز نیز ایران پس از روسیه رتبه دوم را دارا است. این مسائل سبب میشوند که اهمیت استراتژیک ایران برای غرب را کاهش یافته تصور نکنیم.
دومین نکته ای که در بخش پایانی صحبتهایم میخواهم به آن اشاره کنم. سردرگمی بزرگ بخشی از نیروهای روشنفکری و سیاسی ایران است. این سردرگمی در منشور اتحاد جمهوریخواهان نیز به چشم میخورد. در این بیانیه از دمکراسی پارلمانی سخن میرود.
دقت کنیم که دمکراسی پارلمانی تنها یکی از اشکال دمکراسی محسوب میشود که در آن احزاب که نمایندگی اقشار مختلف مردم را به عهده دارند توسط نمایندگان برگزیده مردم وارد پارلمان میشوند. سپس یک، یا چند حزب در یک ائتلاف، دولت تشکیل داده و رئیس آن را انتخاب میکنند. در ایران اما اوضاع به گونه ای دگر است. گرچه میتوان در جهت تغییر این شرایط تلاش کرد، اما واقعیت این است که در ایران احزاب قوی وجود ندارد و عملا این رئیس دولت است که توسط مردم انتخاب میشود و ترکیب دولت را مطابق با سلیقه و افکار خود تعیین میکند.
البته در اینجا من بحث شورای نگهبان و غیره را وارد نمیکنم و فقط به بخش دمکراتیک پروسه نظر دارم. سنت و ساختار موجود مثلا حتی با ترکیه نیز قابل مقایسه نیست که احزاب حاصر در پارلمان، دولت و رئیس آن را تعیین میکنند. نوع دمکراسی که به شرایط ایران راحت تر قابل انطباق است شاید همان دمکراسی وکالتی یا «پرزیدنشال» (Presidential) باشد. ظاهرا دوستانی که در اروپا هستند، شاید به خاطر تماس مستقیم با شیوه دمکراسی پارلمانی در اروپا بیشتر به این شیوه میپردازند و یک اغتشاش ایجاد میکنند که سرانجام کدام شیوه را برای ایران مفید میدانیم. در پایان سخن به طور خلاصه به سه مفهوم از دمکراسی میپردازم که یکی مفهوم سنتی، آن دیگری مفهوم عملی و سومی مفهوم اصلاح طلبانه دمکراسی است.
مفهوم سنتی در حقیقت همان دمکراسی مستقیم و دمکراسی نمایندگی است.
مفهوم عملی، دمکراسی برگزیدگان و دمکراسی غربی را مد نظر دارد.
مفهوم اصلاح طلبانه، دو شکل دارد یکی کثرت گرا(پلورالیستی) و دیگر مشارکتی است.
سر آخر این که ما باید تصور مشخصی داشته باشیم که چه نوع دمکراسی با سنن و ساختار جامعه ما در ایران سازگارتر است.

بخش : سياست
تاریخ انتشار : ۲۷ آذر, ۱۳۸۳ ۱۲:۴۰ ب٫ظ
لینک کوتاه
مطالب بیشتر

نظرات

Comments are closed.

بیانیه‌های هیئت‌ سیاسی‌ـ‌اجرایی

انقلاب بهمن؛ آرمان‌های ماندگار و راه‌های ناتمام!

ما بر این باوریم که طیف گستردهٔ نیروهای چپ موجود در میهن ما موظف است با حضور  و تمرکز کنش‌گری خود در این تلاش هم‌گرایانه، در تقویت جایگاه ٔ عدالت‌‌ اجتماعی و حقوق بنیادین بشری در جمهوری آیندۀ ایران کوشا باشد. ما، همراه سایر نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه ایران در راه گذار به جمهوری‌ای مبتنی بر صلح، آزادی، دمکراسی برابری، حقوق بشر و عدالت اجتماعی مبارزه می‌کنیم.

ادامه »
سرمقاله

ریاست جمهوری ترامپ یک نتیجهٔ تسلط سرمایه داری دیجیتال

همانگونه که نائومی کلاین در دکترین شُک سالها قبل نوشته بود سیاست ترامپ-ماسک و پیشوای ایشان خاویر مایلی بر شُک درمانی اجتماعی استوار است. این سیاست نیازمند انست که همه چیز بسرعت و در حالیکه هنوز مردم در شُک اولیه دست به‌گریبان‌اند کار را تمام کند. در طی یکسال از حکومت، خاویرمایلی ۲۰٪ از تمام کارمندان دولت را از کار برکنار کرد. بسیاری از ادارات دولتی از جمله آژانس مالیاتی و وزارت دارایی را تعطیل و بسیاری از خدمات دولتی از قبیل برق و آب و تلفن و خدمات شهری را به بخش خصوصی واگذار نمود.

مطالعه »
سخن روز و مرور اخبارهفته

اروپا قربانی کیست؟

به‌عنوان یک اروپایی، من فقط می‌توانم از بی‌کفایتی و ساده‌دلی رهبرانمان گله کنم که این اتفاق را ندیدند و با وجود همه فرصت‌ها و انگیزه‌هایی که برای انجام این کار وجود داشت، ابتدا خود را با آن سازگار نکردند. آنها احمقانه ترجیح دادند به نقش خود به عنوان شریک کوچک آمریکا بچسبند، حتی در شرایطی که این مشارکت به طور فزاینده ای علیه منافع آنها بود!

مطالعه »
یادداشت

قتل خالقی؛ بازتابی از فقر، ناامنی و شکاف طبقاتی

کلان شهرهای ایران ده ها سال از شهرهای مشابه مانند سائو پولو امن تر بود اما با فقیر شدن مردم کلان شهرهای ایران هم ناامن شده است. آن هم در شهرهایی که پر از ماموران امنیتی که وظیفه آنها فقط آزار زنان و دختران است.

مطالعه »
بیانیه ها

انقلاب بهمن؛ آرمان‌های ماندگار و راه‌های ناتمام!

ما بر این باوریم که طیف گستردهٔ نیروهای چپ موجود در میهن ما موظف است با حضور  و تمرکز کنش‌گری خود در این تلاش هم‌گرایانه، در تقویت جایگاه ٔ عدالت‌‌ اجتماعی و حقوق بنیادین بشری در جمهوری آیندۀ ایران کوشا باشد. ما، همراه سایر نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه ایران در راه گذار به جمهوری‌ای مبتنی بر صلح، آزادی، دمکراسی برابری، حقوق بشر و عدالت اجتماعی مبارزه می‌کنیم.

مطالعه »
پيام ها

مراسم بزرگ‌داشت پنجاه‌وچهارمین سالگرد جنبش فدایی!

روز جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، به مناسبت پنجاه‌وچهارمین سالگرد بنیان‌گذاری جنبش فدایی، در نشستی در سامانۀ کلاب‌هاوس این روز تاریخی و نمادین جنبش فدایی را پاس می‌داریم و روند شکل‌گیری و تکامل این جنبش را به بحث و بررسی می‌نشینیم

مطالعه »
برنامه
برنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
اساسنامه
اساسنامه سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)
بولتن کارگری
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

سایه هایِ خاکستری

رخ داد های سیاسی در آینه گفتمان طبقاتی..

به کانال تلگرامی بولتن کارگری بپیوندید!

دولت پزشکیان و گسل ‌های اجتماعی

بیانیهٔ بیش از ۶۳۰ نفر از فعالان سیاسی و اجتماعی، برای آزادی فوری بازداشت شدگان فراخوان ۲۵ بهمن

اوجالان خواستار خلع سلاح و انحلال PKK شده و هدف خود را پایان دادن به درگیری چهار دهه‌ای با ترکیه اعلام کرده است