«اعتماد» اخیرا مصاحبەای با عبدالواحد موسوی لاری کە در بالاترین سطوح جریان اصلاحات در مهمترین تصمیمات انتخاباتی نقش آفرینی می کند، در مورد انتخابات اسفندماە انجام دادە کە جالب توجە است. در این مصاحبە لاری بە موارد مهمی اشارە می کند کە در آن بطورکلی جایگاە، شیوە کار و اهداف اصلاح طلبان را در انتخابات آیندە نشان می دهد. از جملە مواردی کە وی بدانها اشارە می کند عبارتند از:
– رد ائتلاف با اصولگرایان ولو معتدلها و عقلای آنها، زیرا کە این بە معنای دست کشیدن از مواضع و پارادیمهای اصلاح طلبی است؛
ـ تاکید دارد که اگر مشتاقند ناطق نوری وارد میدان انتخابات شود این نه برای ائتلاف و نه ارایه لیست مشترک، بلکه برای این است کە آنها میخواهند ناطقنوری زمام امور جریان اصولگرا را در دست بگیرد تا رقابت کنند. او می گوید کە آنها با ناطق و لاریجانی رقابت می کنند نە شراکت؛
ـ برای رسیدن بە نتیجە، علیرغم برداشتهای متفاوت از قانون، باید آنقدر بروند و بحث و گفتگو کنند تا قانون در تصمیمگیریها بە قول وی گم نشود؛
ـ او معتقد است هنگام بحث از قانون، دستگاه اجرائی و دستگاه نظارت در برابر قانون یکیاند. بە گفتە وی شورای نگهبان مفسر قانون اساسی است اما مفسر قانون عادی نیست. تفسیر قانون عادی به عهده مجلس است؛
ـ امید بە اینکە شورای نگهبان (و بە قول وی انشااللە!)، ابزار استفادە دست جریان افراطی نشود و بە قلع و قمع اصلاح طلبان دست نزند؛
ـ امید بە تاثیرگذاری بر رای خامنەای،
ـ و سرانجام اینکە با دعوت مردم بە ثبت نام خود، امید بە این دارد کە از دل این مشارکت، افراد صالح بتوانند وارد مجلس شوند، اگرچە حتی بە اصلاح طلبان هم تعلق نداشتە باشند.
در گفتەهای لاری پیداست کە وی بە وجود دو پارادایم اصلی در انتخابات آیندە امید بستە است: امید بە یک رقابت سالم با اصولگرایان، بە قول وی، عاقل کە بە منافع ملی هم فکر می کنند، و امید بە حضور جدی اصلاح طلبان.
اما این امید از کجا آمدە است؟ چە اتفاقی افتادە است کە اصلاح طلبان امکان حضور خود را جدی مییابند؟
بعد از تضعیف جریان افراطی بدنبال توافق اتمی با غرب و ضرورت بازشدن درهای رابطە اقتصادی با کشورهای پیشرفتە، بطور کلی زمینە سیاسی و فرهنگی کل حاکمیت بطرف عادی سازی روابط علیرغم همە فراز و نشیبهای موجود می رود. اصلاح طلبان بعنوان جریانی کە در ایجاد این وضعیت جایگاە ویژە خود را دارند، منطقا تصورشان این است کە ابعاد حضورشان گستردەتر شود و نقش بیشتری در فضای سیاسی کشور به عهدە گیرند. این خوش بینی نە تنها در میان آنان، بلکە در چهرەهای میانەرو مثل هاشمی رفسنجانی هم دیدە می شود.
اما آنچە کماکان پاشنە آشیل امید آنان را تشکیل می دهد همانا گرایش رهبر نظام بە نوع نگاە افرطیون و اصولگرایان از لحاظ وضعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در درون کشور است تا بە اصلاح طلبان و اعتدالیون، گرایشی کە همیشە بە عنوان یک عامل اساسی در تقویت گرایش راست درون نظام، بشیوەای جدی عمل کردەاست.
آقای لاری امید بە تاثیرگذاری بر رای رهبر را دارد، امیدی کە ریشەهایش در تماس با خامنەای و گرایش کلی کشور قرار دارد. در مورد اول نمی توان زیاد خوش بین بود، اما در مورد دوم شاید. آن هم با این توجە کە آیا خامنەای خطر را آنچنان جدی می بیند کە حضور اصلاح طلبان را کمکی برای بهبود وضعیت ارزیابی کند.



