به اطلاع هموطنان عزیز میرساند چنانچه در متن نامۀ شمارۀ ۱۱- ت مورخۀ ۳/۳/۸۸ عنوان شده بود، این ستاد عین پاسخهای کاندیداهای دورۀ دهم انتخابات ریاست جمهوری را جهت اطلاع افکار عمومی به اطلاع خواهد رساند، قابل ذکر است که از چهار کاندیدایی که معرف حضور همه هستند، نهایتا ساعت عصر روز شنبه ۱۶/۳/۱۳۸۸ مشاور محترم آقای مهدی کروبی در امور آذربایجان و سایر مناطق ترکنشین کشور، پاسخ سئوالات مطروحه را (که منعکسکنندۀ دیدگاههای آقای کروبی در مورد مسائل آذربایجان است) به ستاد پیگیری تحویل دادند، با توجه به اینکه آخرین مراجعات ما به نمایندگان سه کاندیدای دیگر علیرغم تمدید مهلت پاسخگویی، نهایتا نتیجۀ خاصی در پی نداشت، لذا ضمن اعلام پایان این مرحله از پیگیریهای خویش، ذیلا جوابیۀ مشاور محترم آقای مهدی کروبی را جهت اطلاع ارائه مینماید.
بسمه تعالی
۳۱۵/س ۷
۱۵/۳/۱۳۸۸
ستاد محترم پیگیری مطالبات آذربایجان- تهران
با سلام. عطف به نامۀ شمارۀ ۱۱/ت مورخ ۳/۳/۱۳۸۸ به پیوست پاسخ سئوالات مطروحه، ارائه میگردد. علاوه مینماید نظر به اینکه به علت ضیق وقت، امکان تهیۀ جواب توسط جناب آقای کروبی فراهم نبود، لذا این کار توسط اینجانب و با استفاده از نظرات و سخنان و برنامههای ایشان، تنظیم شده است.
با احترام- سیدمهدی سیدزاده
مشاور مهدی کروبیدر امورآذربایجان وسایرمناطق ترکنشین کشور
بسمالله الرحمن الرحیم
سئوال ۱) با توجه به سیاستهای تبعیضآمیز گذشته، رتبۀ آذربایجان درطول قرن حاضر نسبت به مناطق دیگر مرتباً کاهش یافتهاست. آیا برنامهای برای رفع ظلم و طرد سیاستهای تبعیضآمیز علیه آذربایجان دارید؟ برای شتاب بخشیدن به رشد و توسعۀ منطقه و بازگرداندن جایگاه صنعتی، تجاری، علمی و فرهنگی آذربایجان چه اقداماتی خواهید کرد؟
همه میدانیم که خطۀ آذربایجان تا اوایل قرن حاضر، درتمامی یا اغلب زمینهها ایالتی پیشرو بوده است. همچنین نیازی به توضیح نیست که اولین مدارس، کارخانجات، چاپخانهها، روزنامهها، دانشگاهها وبسیاری از نهادهای مدنی به ابتکار و پایمردی فرهیختگان آذربایجانی در کشور ما بنیانگذاری شدهاند. این واقعیت را میتوان با مراجعه به کتاب «تبریز، شهر اولینها» اثر پژوهشگر فقید، مرحوم صمد سردارینیا بهروشنی دریافت. جا دارد در اینجا ذکر خیری از دو شخصیت پیشتاز فرهنگی یعنی مرحومین میرزا حسن رشدیه و جبار باغچهبان به عمل آید. براثر سیاستهای تفرقهانگیز وتبعیضآمیزی که ریشه در برنامههای استعماری با هدف تضعیف کشورهای اسلامی داشته، از ابتدای حکومت رضاخان پهلوی و پسرش در ایران، به تدریج موقعیت این ایالت کاهش یافته، به طوری که مثلا به لحاظ درصد باسوادی ازرتبۀ اول، و ازلحاظ صنعتی ازرتبۀ دوم، به رتبههای پایینتر سقوط کرده، و در حالی که قسمت اعظم تجارت خارجی کشور بهدست آذربایجانیها انجام میشد، اکنون بازارهای آذربایجان دچار رکود جدی میباشد.
متأسفانه وقوع هشت سال جنگ تحمیلی در سالهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی نیز فرصت و امکان جبران این قصورات را ازمسئولین مومن و دلسوز صدر انقلاب سلب کرد. بعدها نیز همواره موانعی باعث شده تا این مهم به نتیجه نرسد.
اما معتقدیم بیش از این که تعمدی در کار باشد علت اصلی، مربوط به زیرساختهایی است که از رژیم گذشته به ارث مانده و کماکان نیز بدون تغییر مهمی ادامه یافته است. ازعوامل اساسی این امر، سانترالیسم (تمرکز شدید امور در پایتخت) و محدود بودن اختیارات و امکانات مدیران منطقه میباشد، که خود ازمعضلات بزرگ به جا مانده از دوران سابق، و اساساً ادامۀ وضعیت پیش از انقلاب عظیم اسلامی محسوب میشود. درواقع میتوان گفت که باوجود تحولات مهمی که در عرصههای گوناگون انجام گرفته، تغییری اساسی در نظام اداری کشور رخ نداده است.
به نظر میرسد که گام اصلی در راه حل این معضل، تجدید نظر در سیستم اداری کشور باشد. به طوری که میدانید شعار اساسی ما تغییر در عرصههای گوناگون سیستم ومدیریت اجرایی کشور میباشد. این تغییر البته شامل سیستم تمرکزگرای موجود نیز میشود. بدیهی است که تأثیر اصلی تمرکززدایی وتوزیع قدرت تصمیم و اجرا در مناطق کشور (به جای مرکز) در درازمدت به ظهور خواهد رسید، ولی در کوتاهمدت نیز میتوان با اعمال سیاست تبعیض مثبت، به رفع معضلات آذربایجان شتاب بیشتری بخشید. با سپردن زمام بسیاری ازکارهای هرمنطقه به خود مردم، و نیز تقویت شوراهای اسلامی در روستا و شهر و استان، خیلی از مسایل در همان منطقه قابل حل و فصل است.
از سایرمشکلات در این مورد، عدم ثبات مدیریت و وجود مدیران به اصطلاح پروازی است که باز از مظاهر بارز تمرکزگرایی است. اکنون در بسیاری از مناطق کشور، از رئیس فلان ادارۀ کل تا امام جمعه، هفتهای یکی دو روز به منطقه آمده، سپس به تهران برمیگردند. این مسئولین، چون فرصت بسیار کمی برای آشنایی با مسائل محل خدمت خود دارند بالطبع نمیتوانند هیچ برنامۀ حساس و مهمی را طراحی و پیگیری نمایند. سعی ما این خواهد بود که در آذربایجان نیز همانند سایر مناطق کشور، از مدیران مقیم و حتیالامکان اهل محل، بهرهمند شویم. همچنین به جای تعویض پی در پی مدیران تلاش خواهیم کرد تا مشکلات و موانع کار را از پیش پای آنها برداریم.
به طوری که اشاره شد برای تسریع در رشد و توسعۀ آذربایجان و بازگرداندن جایگاه شایستۀ صنعتی، تجاری، علمی و فرهنگی آن لازم است سیاست تبعیض مثبت را به کار گرفت، بدین معنی که اگر در گذشته، بودجۀ کافی برای آذربایجان تخصیص نیافته، بودجۀ ویژهای علاوه بر بودجۀ عادی استانهای دیگر، برای سرمایهگذاری در بخشهای زیربنایی صنایع، معادن، راه، علوم و فنون وفرهنگ به طور جداگانه به آذربایجان اختصاص داد به طوری که طبق یک برنامۀ زمانبندی مثلاً در طول ده سال آذربایجان بتواند موقعیت شایستۀ خویش را بازیابد. یادآور میشویم که همچنین باید توجه و حمایت جدی نسبت به صنایع به ویژه تولید وصادرات دو صنعت بسیارمهم کفش و قالی آذربایجان بهعمل آید، همچنانکه تقویت بخش کشاورزی نیز باید از عمدهترین برنامههای دولت آینده باشد.
در اینجا تذکر ایننکته ضرورت دارد که بیمهری مسئولین سابق حکومتی، تنها شامل آذربایجان نبوده، بلکه سایرنقاط کشورمان نیز از لطمات این بیمهری، مصون نماندهاند و اگر با دیدی منصفانه به مسائل بنگریم، ملاحظه خواهد شد که مشکلات خیلی از مناطق کشور نسبت به آذربایجان بیشتر است. قصد ما این است که با مشارکت و به دست خود مردم، و با استفاده از تمامی امکانات فراوان کشورمان، به ویژه بهرهگیری از تواناییهای علمی – فنی نیروهای انسانی، در ترمیم خرابیها و جبران خساراتی که درطول سالها، دههها وحتی قرنها، به هممیهنانمان در نقاط مختلف کشور تحمیل گردیده است بکوشیم. و اطمینان داریم که بر اساس برنامههای مشخص و روشنی که داریم موفق هم خواهیم شد، ان شاءالله.
سئوال ۲) هرچند آذربایجان از دیرباز قطب تجاری کشور بوده است، اما در حال حاضر بازارهای تبریز و ارومیه و خوی و اردبیل و زنجان و مراغه حداقل رونق خود را دارند. درعوض، گروههای قاچاقچی از راههای غیرقانونی نسبت به تبادل کالا، ارز، مواد مخدر و اسلحه و تجارت انسان مبادرت میورزند، که ضمن غیرسالم کردن اقتصاد منطقه، به لحاظ امنیتی نیز مشکلآفرین هستند. چه برنامهای برای ریشهکن کردن قاچاق در مرزهای شمال غرب کشور دارید؟
بلی. پیش از آغاز کار سلسله پهلوی، آذربایجان چنین موقعیت ممتازی را به اتکای پتانسیلهای خویش داشته است، و بخش عظیمی از اتکای دولتهای وقت نیز به عایدات گمرکی و مالیاتها و وامهایی بود که از تجار و بازاریان دریافت میکردند. بعدها به دلیل وقوع انقلاب بلشویکی در روسیه عملاً یکی از طرفهای مهم تجاری آذربایجان حذف شد. کشف و صدور نفت نیز به تدریج اقتصاد ایران را متکی به نفت جنوب کرد و این آزادی عمل را به دولتهای بعدی داد که حتی درصورت پریشانی بخش خصوصی، منبع مالی مطمئنی داشته باشند و مستقل از خواستهای ملت بتوانند بودجۀ برنامههای مد نظرشان را تأمین کنند. لذا درسایۀ درآمدهای هنگفت حاصل از فروش منابع زیرزمینی و تضعیف نقش مردم در اقتصاد، دولتهای مستبد و توتالیتر در ایران شکل گرفتند که چون قادر بودند باز ازمحل درآمدهای بادآوردۀ نفتی، معیشت بخشهایی از مردم را نیز به خود وابسته و تأمین کنند، با جانسختی بیشتری درعرصۀ سیاسی باقی ماندند. در این میان به لحاظ اقتصادی نیز اولین وشاید بیشترین ضربهها را آذربایجانیها خوردند، و این باعث شد که اغلب تجار آذربایجانی به مرکز (که امنیت اقتصادی بیشتری داشت) روی آوردند و به دنبال آن نیز مهاجرتهای وسیع نیروی جوان و جویایکار، موجبات رونق اقتصادی نسبی در استانهای مرکزی، و متقابلاً رکود اقتصادی در آذربایجان گردید.
با توجه به سابقۀ تاریخی، ظرفیتها وموقعیت آذربایجان در امر اقتصاد اصلیترین برنامۀ دولت ما ساماندهی و بازسازی زیربنایی استانهای آذربایجان بهعنوان مهمترین پایانۀ تجاری کشور و قطب اصلی بازرگانی است. به این منظور علاوه بر تسهیلات خاص برای تجارت در آذربایجان، اقدام به تأسیس مناطق آزاد تجاری در مناطقی چون ارومیه، خوی، صوفیان، مغان و آستارا خواهد شد. طبعاً با تأمین تسهیلات لازم برای تجارت آزاد، دیگر نیازی به قاچاق کالا نخواهد بود. در این صورت اگر مواردی هم باقی بماند تنها مربوط به قاچاق اجناس غیرمجاز مانند مواد مخدر واسلحه و ورود وخروج غیرقانونی از مرز خواهد بود، که با برخورد قانونی، مسلماً میزان آنها هم به حداقل خواهد رسید.
سئوال ۳) محتوای اصلی شعارهای مردم آذربایجان (به خصوص از اعتراضات خرداد ۸۵ به بعد) رسمی شدن زبان ترکی بوده است. چه برنامهای برای تحقق این امر درحیطههایی چون آموزش وپرورش، دانشگاهها، رسانههای سرتاسری، دوایر و ادارت دولتی و… دارید؟
همانگونه که درقانون اساسی جمهوری اسلامی آمده، استفاده از زبان مادری و آموزش آن درمدارس، آزاد است. معهذا متأسفانه تاکنون هیچ اقدامی برای اجرایی کردن آن به عمل نیامده است. تلاش ما بر این خواهد بود که اصل ۱۵ هم که ناظر به این موضوع است، همانند سایر اصول قانون اساسی منجمله اصول ۱۹ و ۴۳ که معطل مانده ویا به طور کامل به اجرا درنیامده است تحقق یابد.
ازطرفی با توجه به گسترۀ جغرافیایی زبان ترکی در ایران که زبان اول و یا دوم اغلب استانهای کشور شمرده میشود، اختصاص یک شبکۀ تلویزیونی سرتاسری به این زبان که بتواند با استفاده ازهنرمندان، شعرا، نویسندگان و ….آذربایجانی برنامههایی با کیفیت بالا تهیه و ارائه نماید جزو برنامههای ما میباشد. بدیهی است که در این مورد برای دیگراقوام کشورمان نیز اقدام متناسب بهاجرا درخواهدآمد.
میدانیم که در ادارات و دوایر دولتی، افرادی که به زبان رسمی کشور تسلط نداشته یا اصولا آن را بلد نیستند، دچار مشکلاتی میشوند. این مشکل، به خصوص درمحاکمات دادگستری به نحو بارزی خودنمایی میکند به طوری که برخی از مراجعین به دلیل اینکه نمیتوانند به زبانی دیگر از خود دفاع نمایند، ای بسا بلادفاع مانده، و دچار تضییع حق میشوند. همۀ این موارد با روح قانون اساسی و انسانیت و اسلامیت مغایرت دارد و مسلما هرکس بایستی اجازه داشته باشد از زبانی که راحتتر میتواند به دفاع از خود بپردازد، استفاده نماید. البته این واقعیت را نیز نباید فراموش کرد که از دیرباز و هم اکنون نیز درتمام ادارات و نهادهای دولتی و محاکم دادگستری، گرچه نوشتجات به زبان فارسی است، لیکن تکلم به زبان محلی نیز رایج میباشد.
سئوال ۴) در سالهای گذشته تعداد کثیری از نشریات و موسسات فرهنگی، نهادهای مردمی (غیر دولتی) آذربایجان که به نحوی مدافع هویت، زبان، فرهنگ و تاریخ و…مردم خویش بودهاند بهدلایل واهی از فعالیت بازماندهاند. ضمن اینکه اجازۀ تأسیس هیچ سازمان و حزب سیاسی و احیانا برگزاری تجمعات مسالمتآمیز نیز صادر نشده است.
آیا حضرتعالی نیز به همین سیاستهای یکسویه ادامه خواهید داد؟ یا بالعکس نهادها و تجمعات ملی- مدنی آذربایجان را بهرسمیت شناخته، از آنها حمایت خواهید کرد؟
دو هدف اساسی انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی، عبارت ازاستقلال و آزادی بود که در جای جای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز مورد تأکید قرارگرفته است. آزادی بیان و نشرمطبوعات و فعالیت موسسات فرهنگی و نهادهای مردمی، جملگی ازمصادیق بارز اصل اساسی آزادی است. تأمین بستر لازم برای تحقق آنها نیز برعهدۀ دولت اسلامی است. لیکن این را هم باید پذیرفت که نباید تحت نام وعنوان آزادی، مرتکب اعمال و اقدامات مغایر قانون شد.
آذربایجان که خود از پیشتازان ایجاد جامعۀ مدنی در صدر مشروطیت بوده، مسلماً شایستۀ داشتن نشریات و مطبوعات بسیار وزین سراسری است. در زمینۀ فرهنگ غنی آذربایجان نیز علاوه بر این که هیچ مانعی نباید بر سر راه فعالیتهای موسسات مدنی (چنانچه مرتکب تخلف قانونی نشوند) وجود داشته باشد، بلکه دولت نیز باید به وظایف خود در حمایت از فرهنگ و هنر آذربایجان عمل نماید.
درمورد تجمعات مدنی آذربایجان منجمله گردهمآیی سالانۀ مردم درقلعۀ بابک، مراسم یادبود قهرمانان ملی چون ستارخان، باقرخان وخیابانی، نظر ما این است که مردم باید بتوانند درمراسم تجلیل ازقهرمانان خویش شرکت داشته باشند.
البته میدانید که حضور افرادی مشکوک و افراطی در این تجمعات، و اعمالی همچون سردادن شعارهایی غیرقانونی و حتی مغایر تمامیت ارضی کشور، جنبۀ مسالمتآمیز آنها را از بین میبرد. معتقدیم که مردم فهیم آذربایجان به ویژه فرهیختگان و رهبران فکری اینسرزمین، به خوبی قادر به مدیریت این تجمعات هستند، و ضمن مقابله با هر گونه رفتار ناهنجار، سوءاستفادهکنندگان احتمالی را شناسایی و منزوی خواهند نمود. اگر عزیزانی که در این تجمعات شرکت میکنند خودشان مانع خودنمایی اینعناصر قانونگریز (که بعضاً مرتبط و وابسته به خارج ازکشور هم هستند) بشوند، مسلماً نیازی به دخالت مسئولان انتظامی و امنیتی نخواهد بود. قهرمانان ملی آذربایجان، مورد احترام همۀ ایرانیان و درواقع قهرمانان ملی ایران هستند.
سئوال ۵) متأسفانه در لغتنامۀ مورد استفاده برخی ازنیروهای امنیتی، آذربایجاندوستی معادل تجزیهطلبی، دفاع از زبان و فرهنگ معادل پانترکیسم، اعتراض مدنی به سیاستهای تحقیرملی و آسیمیلاسیون فرهنگی معادل بر هم زدن نظم عمومی معنی میشوند که همگی اینها متأثر از ایدئولوژی شوونیسم (بازمانده از رژیم سابق) است. در سالهای اخیر نیز تعداد کثیری از فعالین آذربایجانی با همین دلایل واهی دستگیر، زندانی وتبعید شدهاند. آیا شما نیز همچون پیش، فعالیتهای سیاسی، اجتماعی وفرهنگی آذربایجانیها را یک معضل امنیتی تلقی خواهید کرد؟ یا بالعکس با دشمنان آذربایجان و ایدئولوژی شوونیسم مبارزه کرده، و به از بین بردن مظاهر مختلف آن اقدام خواهید نمود؟
بدواً باید به این واقعیت توجه داشت که مسئولان نظام جمهوری اسلامی و در رأس همۀ آنها مقام معظم رهبری که خود فرزند آذربایجان هستند، آذربایجاندوستی، دفاع از زبان وفرهنگ، اعتراض به توهین و تحقیر، ومقابله با آسیمیلاسیون را نه فقط معادل آنچه که دربالا نوشتهاید نمیدانند، بلکه همواره توجه وعلاقۀ خود را نسبت به آذربایجان و زبان و فرهنگ غنی آن ابراز داشتهاند. ما هم فعالیتهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آذربایجانیها وسایر هممیهنان را معضل امنیتی تلقی نمیکنیم.
از سوی دیگر بنا به قوانین کشور که بر گرفته ازتعالیم عالیۀ اسلام میباشد، مسلماً نمیتوان شخصی را به علت طرز تفکر و تعلق خاطری که به سرزمینش دارد بازخواست و محاکمه نمود.
گر چه درسالهای گذشته به خصوص ازسال ۱۳۸۵به این سو تعدادی ازدانشجویان وفعالین سیاسی – فرهنگی آذربایجان دستگیر شده وبعضاً مجازاتهای سنگینی چون محرومیت از ادامۀ تحصیل، یا زندان و تبعید را متحمل شدهاند، ولی اولاً این برخوردها منحصر به هموطنان آذربایجانی نبوده، و ثانیاً حضور بعضی عناصر ناآگاه در جمع فعالین سیاسی، موجب حساسیت مسئولین امنیتی میشود. داخل شدن برخی افراد مرتبط با جریانات ضد نظام درصفوف مطالبهگران منطقی نیز اینحساسیت را افزایش میدهد. عامل اصلی بسیاری ازبازداشتها، وجود عناصر ماجراجو و فرصتطلب (و درهرحال، نامطلوب) درمیان فعالان سیاسی قانونگرا است. از این رو اغلب بازداشتیهای در این ارتباط، با احراز مراتب بیگناهیشان درمراحل تحقیق، آزاد میشوند. البته تنگنظری و برخورد جناحی پارهای ازمسئولین را نیز نمیتوان نادیده گرفت، که محروم کردن دانشجویان از ادامۀ تحصیل، از این باب است. عقیدۀ ما این است که دانشجو، ستارۀ درخشان جامعه است، و ستارهدار کردن دانشجو را محکوم میکنیم. همچنین بر این باوریم که مردم آذربایجان مطالباتی معقول ومنطقی دارند، که اکثر آنها ازطریق قانونی، قابل اجراست، و امنیتی تلقی کردن موضوع، به هیچ روی، درست نیست.
با توجه به مطالب یادشده، اعمال تجدیدنظر در پروندههای اینگونه متهمین ومحکومین، ضروری به نظر میرسد، تا چنانچه حقی ازکسی ضایع شده باشد، نسبت به جبرانش اقدام گردد. درعین حال لازم است که یک نقد عمومی هم نسبت به انواع پانیسم (ازجمله پانیسم باقیمانده ازرژیم دستنشاندۀ سابق) به عمل آید تا افکارعمومی جامعه، از عصبیتهای ناشی ازتمایلات حاد ناسیونالیستی رهایی یابد، و احساس برابری و برادری در سطح جامعه افزایش یابد و بدین ترتیب انسجام وهمبستگی ملی تقویت شود.
سئوال ۶) چه برنامهای برای افزایش اختیارات و حمایت از شوراهای استانی و تأسیس پارلمانهای ایالتی، و سپردن کارهای مردم به خود آنها دارید؟
چنانکه اشاره شد شوراهای استانی طبعا بایستی تقویت شوند و استانداران نیز میتوانند با نظر همین شوراهای استانی انتخاب گردند. با افزایش اختیارات شوراهای مختلف محلی و صنفی، اغلب مسائل منطقه، در این نهادها قابل طرح و حل است، و بهاین ترتیب از انباشته شدن مسائل ومشکلات منطقه جلوگیری خواهدشد.
درمورد آنچه که تحت عنوان پارلمانهای ایالتی مطرح کردهاید، قطعا میدانید که این امر ازحیطۀ اختیارات رئیس جمهور و هیأت دولت، خارج است، ولی باید دانست که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ظرفیتهای زیادی درجهت تمزکززدایی و توزیع قدرت حکومتی در سرتاسر کشور دارد. ما البته تلاش خود را در جهت استفاده از این ظرفیتها بهکار خواهیم برد.
طبعا برای حل مشکلات باقیمانده از سیاستهای تبعیضآمیز گذشته و سوءمدیریتهای پیشین، نیاز به بودجه و اعتبار کافی خواهد بود، که آن نیز از محل بودجۀ معوقۀ آذربایجان قابل تأمین میباشد. به این منظور البته سازمان برنامه و بودجۀ کشور بایستی ردیفی برای بودجۀ معوقۀ آذربایجان اختصاص دهد. میدانید که احیای دوبارۀ سازمان برنامه و بودجه (یا سازمان مدیریت و برنامهریزی) که توسط دولت نهم تعطیل گردیده، از مهمترین برنامههای اعلام شدۀ ما است.
سئوال ۷) در صورتی که جنابعالی از تحقق بخشیدن به قولهای خود ناتوان باشید و دستهایی مانع از اقدامات موثر شما در این زمینه شوند چه عکسالعملی خواهید داشت؟ آیا بعد از انتخاب شدن نیز به نیروی مردم اتکاء خواهید کرد؟ چگونه نسبت به سازماندهی نیروی مردم اقدام خواهید کرد؟ و آیا صادقانه موانع تحقق حقوق مردم را به آنان معرفی خواهید کرد؟
گرچه رئیس جمهور، بهعنوان بالاترین مقام اجرایی کشور، ریاست کابینه، همآهنگکنندۀ قوای سهگانه، و مسئول نظارت بر اجرای قانون اساسی، قدرت و اختیارات گستردهای دارد، ولی این قدرت به هر حال، محدود میباشد، و قسمت اعظم قدرت ادارۀ کشور، نزد سایر نهادها وسازمانها است. حتی ازآنجایی که هر یک از اعضای کابینه، همانند سایرکشورهای دموکراتیک، دارای رأی و نظر مستقل هستند. لذا در درون هیئت دولت نیز قدرت رئیسجمهور، نفوذ قطعی ندارد. این است که نباید انتظار معجزه از رئیس جمهور داشت.
چند عامل در میزان اقتدار رئیس جمهور برای انجام شایستۀ وظایفش، تأثیر دارد. نخستین وشاید مهمترین عامل، میزان رأیی است که مردم به وی دادهاند. هر قدر که رأی مردم به یک رئیس جمهور بیشتر باشد، توان عملی وی نیز به همان نسبت بیشتر خواهد بود. پس از انتخاب شدن نیز پشتیبانی فعال و آگاهانۀ مردم از رئیسجمهور، اقتدار وی را در جهت تحقق و پیشبرد برنامههای مورد نظر، و غلبه بر موانع احتمالی، افزایش خواهد داد. ظرفیت و توان تعامل شخص رئیس جمهور با مسئولان سایر نهادها نیز که اصطلاحا قدرت چانهزنی خوانده میشود. عاملی دیگر در میزان موفقیت وی بهشمار میرود. امید میرود با مشارکت گستردۀ مردم در انتخابات ۲۲خرداد ۱۳۸۸، و به اجرا در آمدن تمهیداتی که جهت صیانت از آراِ آنان به عمل آمده، و متعاقبا حمایت مستمر ملت از رئیس جمهور منتخبشان امکان تغییر اساسی دروضعیت نامطلوب فعلی فراهم آید.
اما درمورد موانع احتمالی و راه مقابله با آن، واقعیت این است که عدهای مخالف تحقق آزادیهای مشروع و قانونی بوده، و به هر نحو ممکن میخواهند جلو این آزادیها را یگیرند. تردیدی نیست که مدافعان راستین آزادی نباید بهانهای به دست مخالفین بدهند. ازموانع دیگر، وجود برخی افراد وجریانهای افراطی است که معمولا ازخارج مرزها الهام میگیرند. توصیۀ ما این است که ضمن جلوگیری از ورود آنان درمیان نیروهای قانونگرا، به افشای ماهیتشان بپردازیم.
همچنین همواره باید بهاین نکته توجه داشت که استقلال و آزادی، دو مفهوم موازی شمرده میشوند که هیچیک را نمیتوان فدای دیگری کرد. لذا مسلما تنها با تکیه و تأکید بر حفظ استقلال وتمامیت ارضی ایران است که فعالین صدیق آذربایجانی قادربه تأمین و کسب آزادیهای دموکراتیک خواهند بود. بنا بر این توصیه میشود که همۀ ما بایستی به این اصل بسیارمهم، عنایت جدی داشته باشیم تا مانعی در راه تحقق مطالبات برحق مردم به وجود نیاید.
به هرحال ما ازهیچ تلاشی برای شکوفایی اقتصادی و رشد فرهنگی، و تأمین آزادی تشکلهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در آذربایجان همچون هر نقطۀ دیگرمان فروگذار نخواهیم کرد تا بدین ترتیب بخشی از دینی را که همهمان نسبت به آذربایجان عزیز داریم جبران کردهباشیم.
نکتۀ آخر اینکه چنانچه علیرغم عملکرد متین ومسئولانۀ مردم، کسانی بخواهند مانع اجرای برنامهها بشوند، نسبت به معرفی آن موانع و مشکلات اقدام خواهیم کرد.