سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۲:۵۰

جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۰

باز هم صدور حکم شلاق

واکنش دوم دستگاه قضائی عبارت است از تشدید و تداوم مجازات های وحشیانه از جمله صدور حکم علیه کارگران معدن بافق. دستگاه قضائی با این احکام می کوشد در میان کارگران و دیگر توده های زحمتکش ترس و وحشت به وجود آورد.

پس از کارگران معدن آق دره این بار نوبت به کارگران معدن بافق رسید!

بازهم دادگاه های حکومتی حکم زندان و شلاق برای کارگران صادر کردند! این بار کارگران معدن بافق به حکم دادگاه اسلامی، به تحمل ضربه های شلاق و زندان محکوم شدند. کارگران معدن بافق در سال گذشته نزدیک به ۵۰ روز دست از کار کشیدند و برای احقاق مطالبات خود و مخالفت با خصوصی سازی معدن، اعتصاب کردند. مبارزۀ متحد این کارگران در مقابل تصمیم ضد کارگری کارفرما، باعث افزایش ابعاد فشار و سرکوب علیه کارگران گردید. سلاح کارگران اتحاد و حمایت خانواده های آنان بود، اما سلاح کارفرما، پلیس و دیگر نیروهای انتظامی و امنیتی، دادگاه و حمایت دستگاه قضایی حاکم که حکم زندان و شلاق و جریمۀ نقدی برای کارگران صادر می کند. آری سرمایه داران و نهادهای سرکوبگر حامی شان – که نیروهای انتظامی و امنیتی و دستگاه قضائی در رإس آنها قرار دارند –  با وارد کردن انواع اتهام ها به کارگران، به زندانی کردن، شلاق زدن و جریمۀ نقدی کارگران روی می آورند. آنها شیوه های قرون وسطائی و حتی برده دارانۀ تازیانه زدن به کارگران را (تازیانه زدن شکنجه ای بود که بر برده ها اعمال می شد) در دستور روز قرار داده اند تا استثمار و بی حقوقی کامل کارگران را تداوم بخشند.

پس از صدور و اجرای حکم شلاق کارگران آق دره، موجی از انزجار و نفرت نسبت به این عمل وحشیانه در میان کارگران، دانشجویان، روشنفکران و همۀ کسانی که حداقل حقوق و منزلت انسانی برای کارگران قائلند به وجود آمد. دستگاه های سرکوب و اختناق، از جمله قوۀ قضائیه، برای مقابله با این نفرت و اعتراض کارگران حق طلب و نیروهای دموکرات به دو نیرنگ و ترفند ضد کارگری و ضد انسانی روی آوردند: نخست اینکه مدعی شدند مجازات شلاق نه به ضد کارگران بلکه علیه «برهم زنندگان نظم و امنیت عمومی» بوده است! مردم به خوبی معنی این دروغ های پلید را می دانند: هم اکنون شماری از فعالان کارگری به اتهامات «امنیتی» به حبس های طولانی در زندان های مختلف کشور محکوم شده اند در حالی که هیچ یک از به اصطلاح جرائمی که به آنها نسبت می دهند ربطی به «امنیت کشور» و «نظم عمومی»  ندارد. جعفر عظیم زاده یکی از این فعالان کارگری است که به ۶ سال زندان محکوم شده و اکنون حدود یک ماه و نیم است که در زندان اوین اعتصاب غذا کرده است. یک دلیل اعتصاب غذای این فعال کارگری اعتراض به ضد امنیتی دانستن حرکات کاملاً مسالمت آمیز و عادی او و دیگر فعالان زندانی در دفاع از حقوق کارگران مانند حق تشکل و گردهمائی و حق اعتراض و اعتصاب است. هم دستگاه قضائی که خود منشأ این اتهامات دروغ و مجازات های سنگین و ضد انسانی است و هم دستگاه های سیاسی کشور که هیچ گونه اعتراض و واکنش مدنی مردم را تحمل نمی کنند به مخالفت هائی که علیه این احکام می شود بی اعتنائی نشان می دهند. اما این بی اعتنائی آنها مسئولیت شان را به هیج رو منتفی نمی کند: بی تردید هم دستگاه قضائی و هم دستگاه سیاسی و انتظامی و امنیتی مسئول جان و سلامت جعفر عظیم زاده و دیگر کارگران و معلمان زندانی و تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند.

واکنش دوم دستگاه قضائی عبارت است از تشدید و تداوم مجازات های وحشیانه از جمله صدور حکم علیه کارگران معدن بافق. دستگاه قضائی با این احکام می کوشد در میان کارگران و دیگر توده های زحمتکش ترس و وحشت به وجود آورد که با سیاست دستگاه حکومتی برای ادامۀ سلطۀ بی درد سر سرمایه داران و دیگر طبقات دارا هماهنگی دارد.

 امروز در ایران کارگران بیکار و گرسنه را به حکم «قانون» به خاک و خون می کشند، کارگرانی را که برای ادامۀ زندگی چاره ای جز فروش نیروی کار خود ندارند، کارگرانی را که ماه ها مزد حداقلی شان معوق مانده یا از کار بیکار ساخته اند با شلاق قانون مورد شکنجه قرار می دهند. دیروز و امروز و فردا و فرداهای دیگر برای کارگران ایران تا زمانی که در ابعاد طبقاتی متحد نشوند و به مبارزۀ سیاسی نپردازند، در بر روی همین پاشنه می چرخد: یا استثمار بی حد و محرومیت یا شکنجه و مرگ! تحت هر شرایطی روند سودآوری سرمایه باید تضمین گردد و سیاست حاکم روی دیگر اقتصاد چرک و خون سرمایه داری است.

 همۀ دستگاه ها و کارشناسان وابسته را به کار می گیرند تا کارگران را از لولوی سیاست دور نگاه دارند و بساط تباهی را جاودانه جلوه دهند. این به معنای خلع سلاح کارگران از داشتن سیاست و تشکل مستقل کارگری، تعیین سرنوشت کار و زندگی خویش و به یک معنا پراکنده و درمانده سازی کارگران و در وابستگی همه جانبه نگه داشتن در بند مناسبات ضد انسانی حاکم است. تاریخ پربار جنبش کارگری نشان از این افتخار دارد که تکرار کشتارهای جانیان در خاتون آباد، بیکاران اندیمشک، به جوخه سپردن کارگران رزمنده و به زندان و شلاق محکوم نمودن ها، کارگران را نه تنها از صحنۀ مبارزه به عقب نخواهد راند، که کاربست تجارب ارزشمند این مبارزات مسیر سازماندهی متحد، متشکل و هدفمند را به ضرورتی حیاتی برخاسته از واقعیات شرایط کار و زندگی، پیش روی کارگران قرار داده است. “تنها قدرت کار است که اعلام می کند، فنای هر چه ویرانی را …” 

کارگران، معلمان، دانشجویان، روشنفکران، زنان مبارز و آزادیخواه، حقوقدانانی که شرف و وجدان خود را با پول و سرمایه و قدرت مبادله نکرده اند و تمام کسانی که پای بند حیثیت و منزلت انسانی هستند باید با تمام قوا ضمن محکوم کردن مجازات شلاق کارگران و دیگر محکومان به این مجازات وحشیانه و پافشاری برای لغو حکم ضد کارگری شلاق برای کارگران بافق، خواستار لغو مجازات شلاق و دیگر مجازات های بدنی و تحقیر کننده گردند.

مبارزه برای آزادی بی قید و شرط و فوری کارگران و معلمان زندانی و تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی جزئی از مبارزات طبقۀ کارگر است و تا هنگامی که حتی یک کارگر، یک معلم، یک زن آزادیخواه، یک دانشجو و یک روشنفکر در زندانند، تا هنگامی که حتی یک زندانی سیاسی یا عقیدتی در زندان است باید ادامه داشته باشد.

کارگران پروژه های پارس جنوبی،

جمعی از کارگران پتروشیمی های منطقۀ ماهشهر و بندر امام،

فعالان کارگری جنوب،

جمعی از کارگران محور تهران – کرج،

فعالان کارگری شوش و اندیمشک

۲۳ خرداد ۱۳۹۵   

 kargaran.parsjonobi@gmail.com

تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد, ۱۳۹۵ ۱:۵۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

سایه سنگین ۱۹۴۸: چگونه «نکبت» برای فلسطین یک فرآیند زنده و روزمره شد؟

در سطحی کلان‌تر از روایت‌های تاریخی و تحلیل‌های موردی، می‌توان استدلال کرد که «نکبت» نه صرفاً یک رخداد تاریخی با نقطه آغاز مشخص در سال ۱۹۴۸، بلکه نوعی منطق تاریخی-فضایی در حال تداوم است که رابطه میان قدرت، سرزمین و جمعیت را در یک چارچوب ساختاری بازتعریف کرده است. در این خوانش، ۱۹۴۸ نه لحظه پایان یک نظم پیشین، بلکه لحظه تثبیت یک الگوی جدید از سازمان‌دهی سیاسی فضا و جمعیت است؛ الگویی که قابلیت انطباق با شرایط تاریخی متغیر را در دهه‌های بعد حفظ کرده است.

مطالعه »

«تنبیه خاموش» یا آزادی بیان!

فارغ‌التحصیلان مطالعات خاورمیانه نتیجه گرفته اند که: «برکناری فانی پیام تکان‌دهنده‌ای به دانشجویان و محققان مطالعات خاورمیانه می‌فرستد مبنی بر اینکه تحقیق، تدریس، خدمات نهادی و بحث آزاد در مورد موضوعات حساس سیاسی، مانند جنگ جاری در ایران، مشمول سانسور سیاسی و تحریم‌های نهادی است. چنین پیامی نه تنها با ارزش‌های اصلی مأموریت آموزشی و علمی دانشگاه واشنگتن در تضاد است، بلکه با اصول آموزش دانشگاهی و آموزشی ما نیز مغایرت دارد، اصولی که ما را به تفکر انتقادی، مشارکت در بحث‌های علمی آزاد و مواجهه با سوالات سیاسی فوری با دقت و صداقت فرا می‌خواند.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

وقتی «فقر» چهره زنانه پیدا می کند / زنان اولین قربانیان شوک‌های اقتصادی پی‌در‌پی

فیلسوفان یهودی تبار؛ آته ایسم ناتمام، سوسیالیسم احساسی

محاکمه مجدد احمدرضا حائری هم‌زمان با ادامه حبس او در قزل‌حصار

زادروز دکتر محمد مصدق؛ کابوس جاودانِ مستبدان، وابستگان و دشمنانِ حاکمیت ملت ایران، گرامی و مبارک باد

پیش به سوی اتحاد گسترده «چپ»:  برای میهن، نان، کار، خانه؛ برای کودک، مرد، زن، زندگی، آزادی

بررسی وضعیت اسف‌بار زندانیان زن در ایران