سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۹ خرداد, ۱۴۰۵ ۲۳:۰۳

شنبه ۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۳

جامعه محوری جنبش سبز

نگاه جامعه محور در سپهر خود دموکراسی ملی را باور دارد و نقش دولت و حاکمیت را مهم ارزیابی می کند اما برای کنترل ،دخالت، نظارت و هدایت حاکمیت مبنای اصلی را تقویت جامعه مدنی و نهادهای آن می داند

از قدیم می گفتند و امروز هم می گویند که هر هدفی مسیری خاص دارد.به عبارتی اگر هدف تقویت جامعه مدنی باشد راهبرد ،راهکار ،شعار،عمل و سازمان مناسب آن را باید تدارک دید.اگر هدف دولت محور یعنی فقط تسخیر دولت و تغییر آن است باید به دنبال راهبرد، راهکار ،شعار و عمل و سازمان مناسب آن بود.جنبش سبز مردم ایران که رنگ سبز آن در فرهنگ ایرانی ریشه دارد و با زرتشت و اسلام پیوند دارد به دنبال چیست؟

آیا این جنبش جامعه مدنی محور است یا دولت محور؟

به نظر می رسد که با اندکی تسامح می توان گفت که جامعه مدنی محور است .چرا که سخن از اجزای فصل سوم قانون اساسی ،قانون مداری ،مطالبات مشخص و حتی بالا بردن سطح درک و توان ابراز قدرت تفسیر روشن اندیشانه از قانون اساسی است.سخن از آزادی بیان و عقیده ،تجمع مسالمت آمیز و رسانه خصوصی است. توجه دادن به حقوق ملت ،انتخابات آزاد و قانون مند است.

نوع مطالبات را رهبران اخلاقی-سیاسی جنبش سبز به خصوص موسوی و کروبی اعلام می کنند.بخشی از نخبگان و فعاان مدنی سیاسی که در حقیقت به نوعی جنبش را مدیریت فکری – نظری می کنند به همین اهداف باور دارند. در میان نخبگان سیاسی و مدنی عده ای معتقد به تغییر رهبری جنبش سبز هستند. در این مورد دیدگاههایی هم وجود دارد که قابل نقد و بررسی است. می توان این دیدگاهها را به ۳ دسته مهم تقسیم کرد:

۱-دیدگاه ایدئولوژیک

۲-دیدگاه راهبردی – رهبری طلبی

۳-دیدگاه تاکتیکی – هدایت گری

دیدگاه ایدئولوژیک:

در این نگاه دیدگاه سکولار در برابر دیدگاه مذهبی قرار می گیرد.در این نگاه جنبش سبز با اسلام و به خصوص حکومت دینی مخالفت تمام عیار دارد. بر مبنای این دیدگاه این جنبش در حقیقت سکولار است و جنبش و فعالان اصلی آن باید سکولارها باشند.

سکولاریسم این نیروها حداکثری و متکی به نگاه فلسفی است.این دیگاه در خارج از کشور هوادار دارد.در داخل قدرت بروز و نمود چندانی ندارد اما از امکان رسانی مناسبی برخوردار است.جریانهای متفاوت و حتی مخالف با یکدیگر این نگاه ایدئولوژیک را نمایندگی می کنند.

دیدگاه مذهبی رادیکالی هم وجود دارد که با جنبش سبز و رهبری و فعالان آن برخورد ایدئدولوژیک می کند و در مجموع معتقد است که رهبری و فعالان اصلی این جنبش باید به دست نیروهای اصیل مذهبی که از ابتدا با حکومت دینی شرعی مخالف بودند رهبری شود.

دیدگاه راهبردی – رهبری طلبی:

این دیدگاه هژمونی طلبی را هدف قرار می دهد و معتقد است که باید رهبری جنبش و فعالان آن به دست نیروهایی قرار بگیرد که درون نظام نباشند تا بتوانند با با تغییر نظام بر اساس معیارهای حقوق بشری و دموکراتیک جنبش را به پیروزی برسانند. این افراد در نقد رهبری جنبش و فعالان ان تلاش می کنند و به تغییر راهبردی آن اعتقاد دارند.

دیدگاه تاکتیکی – هدایت گری

این دیدگاه با رهبری و فعالان جنبش سبز مشکلی ندارد اما نگاه روشنفکری آن به به نگاه راهبردی اش غلبه دارد. بر همین مبنا با نوشتن نامه های سرگشاده به رهبری یا اعلام برخی مواضع نشان می دهد که در برابر سکولارها دغدغه ایدئولوژیک مذهبی دارند و هم دغدغه روشنفکرانه دارد و چندان به راهکارهای کامیابی توجه ندارد. مواضع این جریان بیشتر افشارگرانه و بیشتر از ارایه راهکار صمیمیانه و احساساتی است.

دیدگاه تاکتیکی – هدایت گری با وجود حمایت از رهبری و تجلیل از رهبران که در نقش هدایت گر تاکتیکی با تفسیر مواضع خاص رهبران جنبش سبز تلاش می کنند رهبران و فعالان ان را در شرایط خاص قرار داده و مراحل آینده را پیشرفت می دهد.

دیدگاه تاکتیکی – هدایت گر در میان دو دیدگاه دیگر نقش مهم تری دارد چون درون جنبش سبز، رهبری و فعالان آن خود را تعریف می کند.پس نقد درست این دیدگاه بسیار ضروری تر است. در نتیجه آسیب شناسی این دیدگاه ضروری است.این آسیب ها عبارتند از:

الف- حرکت به سوی صف بندی ایدئولوژیک در واکنش به سکولارهای حداکثری در حالی که بخش وسیعی از سکولارها با نگاه جامعه محوری جنبش همراهند.

ب- طرح مواضعی که رهبری جنبش و اکثریت بدنه و مدیران فعال با آن هماهنگ نیست.

ج- طرح اهداف و روشهایی که رهبری و فعالان جنبش در مرحله یا خواسته آن نیستند.

نباید این نکته را از نظر دور داشت که هر سه دیدگاه محترم و دارای نقاط اشراک فراوان هستند اما مشکل در راهبرد و تاکتیک و نوع نگاه دولت محور و راهبرد نادرست آنان در راستای تقویت جامعه مدنی است. بسیار واضح است که این نقادی به معنی نفی حق انتقاد و باورهای هر سه دیدگاه ذکر شده نیست. چرا که داشتن هر دیدگاهی حق مسلم است و نقد دیدگاهها یک تعامل نظری و عملی است و مانع اعلام عقیده افراد و جریانها نیست.

نگاه جامعه محور و اهداف آن

جنبش سبز در مجموع الزامات مدنی را دنبال می کند. اینکه به جامعه محوری باور تئوریک دارد جای بحث دارد. اما در نهایت اهداف جنبش به تقویت جامعه محوری می انجامد. اهدافی مانند :

۱- پذیرش تکثر و تنوع در جامعه

۲- پذیرش فصل سوم قانون اساسی به عنوان محور

۳- تفسیر روشن اندیشانه از قانون اساسی

۴- توصیه به نفی شعار مرگ

۵- دعوت به رفتار مدنی و مسالمت امیز

۶- عدم نفی تمام سرمایه ها و قوانین سی سال گذشته و توجیه رفتار تدریجی

۷- رهبری کردن بدون هژمونی طلبی تمام عیار

۸- توصیه به رفتار برد- برد به حاکمان و قدرتمندان به جای رفتار برد- باخت

این ویژگیها از تمایل راهبردی جامعه محوری جنبش سبز، رهبران و فعالان دست اندرکار دارد.

اما جامعه محور بودن به چه معنی است:

۱- هژمونی طلبی یا رهبری جبهه ای و حزبی ملاک جنبش جامعه محور نیست بلکه ملاک قبول رهبری بر سر اهداف معین و شفاف و اعلام شده ای است که علت حمایت از رهبران را به وجود می آورد. این حمایت تا زمانی ادامه می یابد که اهداف معین دنبال شود.نوع رهبری توافقی-اخلاقی به معنی پایبندی به برنامه های اعلام شده است.به عنوان نمونه جنبش سبز دارای خواسته های مشخص و اصالت دادن به مردم است. این مبنای توافق جامعه محوران با رهبرن و فعالان جنبش سبز است.

۲- نگاه مرحله ای یا تاکتیکی به رهبری جنبش وجود ندارد. خواسته های بنیادین مطرح شده مانند حق تجمع مسالمت آمیز، رسانه خصوصی، آزادی بیان و عقیده، انتخابات آزاد به مثابه بنیانهای تحقق جامعه مطلوب است که بعد از تقویت این بنیانها مرحله جدیدی از دموکراسی خواهی ایجاد می شود.

۳- نگاه جامعه محور ایدئولوژیک نیست. به قلمرو ایدئولوژیها در جامعه مدنی باور دارد. اما اتحاد عمل بر سر برنامه ها و اهداف را ممکن می داند و به تنوع ایدئولوژیها و عقاید در جامعه مدنی و دولت قانونمند در عرصه حاکمیت باور دارد.

۴- نگاه جامعه محور در سپهر خود دموکراسی ملی را باور دارد و نقش دولت و حاکمیت را مهم ارزیابی می کند اما برای کنترل ،دخالت، نظارت و هدایت حاکمیت مبنای اصلی را تقویت جامعه مدنی و نهادهای آن می داند.

۵- نگاه جامعه محور کلان ساز نیست به عبارتی ابتدا از هویت، عقیده و باورها نمی پرسد بلکه در چارچوب دولت – ملت مدرن و باور به حقوق شهروندی به هویت ها احترام می گذارد.هویتی که درون جامعه مدنی و نهادهای آن بروز و ظهور دارد و رفتار قانونمند دارد. هویت هر شهروند حق ویژه حقوقی و قانونی برای وی ایجاد نمی کند. در نتیجه در نگاه جامعه محور به ایده های کلان مانند جمهوری ناب ،جمهوری اسلامی، جمهوری دموکراتیک، جمهوری سکولار توجه اصلی نمی شود بلکه به برنامه این ایده توجه می شود.

نگاه جامعه محور به بنیان نهادن بنیادهای حقوق بشر و دموکراسی که همان نهادینه کردن نهادها برای اجرای قوانین از سوی حاکمان است اهمیت می دهد. در نتیجه به نوع حکومت کردن اهمیت می دهد تا به هویت حاکمان و به جای شخص حاکمان به ویژگیها ی حاکمان توجه دارد.

نگاه هویت گرا و کلان نگر در جامعه ما بارها جدال مذهبی – غیر مذهبی، مکتبی – غیر مکتبی، چپ – راست،بی خدا با خدا به وجود آورد که برای آزادی و عدالت نتیجه شوم داشته است.

جامعه محوری قصد پاک کردن صورت مساله ایدئولوژی ها و باورها را ندارد اما بر مبنای این نگاه منطقه مشاع جامعه مدنی قلمرو قوانین و حقوق مدنی است که هر ایدئولوژی با دلایل خود آنها را توجیه یا رد می کند.

انسان ایدئولوژیک ،جامعه ایدئولژیها ،حاکمیت قانونمند در نگاه جامعه محور جایگاه ارزنده ای دارد در حالیکه در نگاه دولت محور انسان، جامعه و حاکمیت کامل یا دارای برخی نقاط ایدئولوژیک خاص است که به برخی از هویت ها حق و امتیاز ویژه اعطا می کند. در نتیجه نگاه جامعه محور،مطالبه محور و جزنگر در سپهر نگاه کلی به دموکراسی به جنبش سبز نزدیکتر است تا دیدگاه دولت محور.

آسیب های نگاه دولت محور:

۱-نگاه ایدئولوژیک دولت محور

این دیدگاه دعوا را بر سر ایدئولوژیها می کشد و در حقیقت اهداف مشخص تقویت جامعه مدنی را به حاشیه می برد. تاریخ صد ساله ما چنین دعواهای بی دستاوردی را بارها تجربه کرده است. که تازه ترین آنها دیدگاه خودی – غیر خودی است که در پرتو دید حزبی و صنفی نادرست نیست اما در پرتو دولت و حاکمیت نفی اصول مسلم دولت ملت مدرن است. این دیدگاه بیشتر بر سر دعواهای گذشته با باورهای ذهنی و نوع جزمیت عمل می کند مبنی بر اینکه مذهبیها نمی توانند دموکرات باشند یا سکولارها نمی توانند قابل اعتماد باشند. در نتیجه صف بندی واقعی نیروها دچار اغتشاش می شود، همان گونه که بعد از انقلاب چنین شد و ای کاش نمی شد. شایسته تر آان است که برای پرهیز از این آسیب ضمن احترام به باورها،فلسفه ها، ایدئولوژیها در مقام عمل برنامه و اهداف را ملاک عمل قرار داد.

هژمونی طلبی به معنی رهبری طلبی ایدئولوژیک از آسیب های نگاه دولت محور است. این تلقی که فقط ما می توانیم و دیگران ناتوانند از دردهای بزرگ هژمونی طلبی دولت محور است.چندین دهه برخی از جریانهای مارکسیستی خرد ه بورژواها را ناپیگیر در تحقق عدالت می دانستند. چندین دهه است که برخی سکولارها مذهبی ها را ناتوان در تحقق دموکراسی می پندارند. ادعای ایدئولوژیی داشتن موضوعی نادرست نیست. اما رهبر شدن و رهبری کردن هر ایدئولوژی با مکانیزم و راهکار جامعه محور چاره درد است. حقانیت ایدئولوژیک باید محک عقلی و عملی بخورد و در عین حال باید مسیر قانونمند و حقوقی را طی کند. تجربه لنین برای کسب قدرت یا تجربه هابزی نمی تواند به دموکراسی و عدالت ختم شود. امروزه خطرناک تر از حضور ایدئولوژی دولت محور نگاه فلسفی و انتزاعی است. در نگاه فلسفی حکم های کلی، کلان و تحکم زا تدارک دیده می شود. فردید از ساحت شیطانی غرب و غرب زدگی سخن گفت و بر جلال آل احمد تاثیر گذاشت. در حالی که مشکل جامعه ما با غرب نه همه فلسفه، اندیشه و تمدن غرب بلکه مشکل سیاسی بود. امروز هم از الهیات شکنجه ،اسلام طالبانی و اسلام ضد دموکراسی سخن می گویند.در این کلان روایت ها توجه نمی کنند ک مخالفان عمده حکومت دینی همان مذهبی ها بوده و هستند. همانطور که فردید و جلال آل احمد توجه نداشتند که بزرگترین مخالفان غرب گرایی هنوز هم اندیشمندان غربی هستند.

دیدگاه راهبردی – رهبری کردن دولت محور

این نگاه باور دارد که جنبش سبز باید با طرح تغییر نظام به جای اصلاح نظام ،تغییر قانون به جای تفسیر آن از طریق رفراندوم انتخابت آزاد رهبران فعلی را کنار بگذارد و به رهبران جدید متکی شود. عملی بودن این اقدام تا چه حد ممکن و میزان هزینه و فایده آن برای جامعه تا چه میزان عملی است جای سووال دارد.

تغییر رهبری دستوری، فرمایشی و توصیه ای نیست .تغییر رهبری موجب ضربه بزرگ یا پایان یک جنبش است مگر اینکه در پروسه ای طبیعی چنین تحولی صورت بگیرد. هژمونی طلبی در جامعه بدون نهادهای مدنی به معنی جنگ بی پایان قدرت است که آرمانها فدای خصلتها و خودخواهی افراد می شود که در نهایت دعواها اسان بالا می گیرد و در نتیجه هدف گم می شود اما کینه و اختلافات پابرجا می مانند.

تجربه دولت محوری در انقلاب و جریان اصلاح طلبی در ایران نه تنها اختلاف میان مخالفان و موافقان بلکه رقابت وحشتناک میان موافقان و مخالفان را تدارک دید و در عمل در تحقق اهداف شکست خورد.

مشکل بزرگ دیدگاههای راهبردی – رهبری کننده نگاه زود، تند و سریع ان است. این نوع نگاه یا باید به پیروزی زودهنگام ختم شود یا به سرکوب و انفعال جامعه.حتی پیروزی زودهنگام در صورت عملی بودن به فرجام اصلاحالت اخیر یا انقلاب ۵۷ منجر خواهد شد که در نهیات امر به دعواها و مرافعه های خونین تری ختم خواهد شد.

به عبارتی راهبرد دولت محور و هژمونی طلب در ایران بازی باخت باخت در آخر کار است. هر نوع پیروزی کوتاه مدت چشم انداز به سامان برای جامعه و حتی بزرگان ندارد و ترجمان این شعر حافظ است که این واقعه پیشین تا روز پسین باشد. از همین روست که باید به راهبرد موثر برای نگاه جامعه محور توجه داشت و راه فروبسته دموکراسی را از مسیر این نگاه کاوید.

راهبرد موثر جامعه محوری

با توجه به ویژگی های نگاه جامعه محور می توان به راهبرد و راهکارهای موثر آن توجه کرد و چاره اندیشی کرد چرا که توجه به دستاوردهای کوچک اما موثر می تواند در جامعه ما کارساز باشد و منجر به تقویت دموکراسی یعنی تقویت جامعه مدنی شود.

اتخاذ راهبردهای تدریجی که مستمر باشد دستاوردهای بیشتری در مقابل راهبردهای انفجاری در پی خواهد داشت. باید توجه داشت که برنامه مهم سرکوب جنبش بسیار جدی است .این سرکوب با راهبرد برخور سریع و فوری شکست خورد. تجربه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ به جناح طرفدار سرکوب پاسخ نداد.

جامعه محوری و رفتار تدریجی و مسالمت آمیز جنبش سبز جناح طرفدار سرکوب را به راهکار برخورد فرسایشی و سرکوبگر زمان دار سوق داد. در ۱۳ آبان سرکوب بدون کشتار در دستور کار قرار گرفت. این شیوه را هم می توان خنثی کرد. این نوع برخورد با جنبش سبز یک پیروزی برای جنبش است.منتها این دستاورد را باید به خنثی کردن شیوه فرسایشی و سرکوب خشن جناح طرفدار سرکوب در حاکمیت متصل نمود. خنثی سازی این شیوه نیازمند حضور مستمر و تدریجی و با حوصله مردم دارد. نکات مهم این راهکار خنثی سازی عبارتند:

۱- حضور میلیونی در مراسم خاص به شکل مسالمت آمیز و پرهیز از درگیری و دادن شعار مرگ یا براندازی

۲- گسترش فرهنگ وباور سبز در محل کار و زندگی

۳- حضور فعال در دنیای مجازی برای آگاهی بخشی تدریجی به یکدیگر

۴- توجه مطالبات جنبش های خاص اعم از زنان ،اقوام و اصناف

۵- استمرار برنامه های هنری و ورزشی در حمایت از جنبش سبز

۶- استفاده از فرصت های بزنگاهی که در نتیجه اشتباهات حاکمیت سر خواهد زد.

۷- گفتگوی مفید میان رهبران جنبش و فعالان آن که نقش مدیریت را برعهده دارند.

۸- تبلیغ پیوند نسلها و و حضور خانوادگی و فامیلی در جنبش سبز

۹ – مرور بررسی دستاوردهای جنبش و آسیب شناسی مداوم حرکات و رفتارها

۱۰- نگاه مرحله ای برای رسیدن به اهداف موردنظر جنبش

در خاتمه باید گفت که نگاه جامعه محور به دلیل پاشیدن بذر تعامل و تعادل به بازی برد برد معتقد است. دستاوردها را باید تعمیق بخشید اما روشهای شدید را نباید برگزید. مبنای همکاری را باید مطالبات خرد قرار داد نه ایدئولوژیها.شروع مطالبات یک روش مدنی است که اقوام، زنان و مردان و اصناف و روشنفکران، دانشجویان، احزاب و حاکمیت را می تواند به گفتگو با یکدیگر وادار کند.آزادی بیان را در پرتو حقوق شهروندی خواستن یا حق تجمع یا برخورداری از حقوق اولیه را طلب کردن کمتر مخالف خواهد داشت. یا حداقل در ظاهر نمی توانند با آن مخالفت کنند. تجربه ترکیه را در نظر بگیرید یک سکولار خاورمیانه ای در حکومت سکولار تونس یا الجزایر آزادتر است یا در ترکیه؟

باید به تحقق مطابات پرداخت و جامعه محوری هم به این معناست.چنین نگاهی از خشونت و تندی می کاهد و راههای جدیدی را برای موفقیت خلق می کند. پس جامعه محوری را پاس بداریم. جنبش سبز با این نگاه شکوفا می شود.

تاریخ انتشار : ۴ آذر, ۱۳۸۸ ۸:۳۲ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالروز پیروزی بر نازیسم؛ هیچ نیروی اهریمنی نمی‌تواند بر مردمی متحد پیروز شود

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): همان‌گونه که اتحاد شوروی در ژوئن ۱۹۴۱ با اتکای به اتحاد مردمی در برابر تجاوز ایستاد، ایران نیز در اسفند ۱۴۰۴ دچار تحولی بزرگ شد. همبستگی مردم در دفاع از میهن، که به عین دریافتند فرزندانشان در نیروهای مسلح، به اتکای پشتیبانی جامعه است که قادرند از کشورشان در برابر خطر موجودیتی دفاع کنند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

ترامپ، توافق با جمهوری اسلامی ایران و پیمان ابراهیم

چنین می‌نماید که زور ترامپ برای خلق «بیگ بنگ»ی نو چندان پرزور نیست.

گره «پیوستن عربستان و قطر به پیمان ابراهیم» به پایان جنگ با ایران را قطر و عربستان به کوری کشاندند.

کوری گره همزمان پیام روشنی را با خود دارد؛

بدون ایران، نظمی نو در منطقه، باختر آسیا؛ حاکم نخواهد شد.

آمریکا باید در ملاحظات سیاسی خود نقش ایران را از «تهدید» به «بازیگر ضروری» بازتعریف کند.

ایران دیری‌ست در پی شناسایی این نقش خود از سوی امریکا بوده است.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

۳۰ مه؛ روزی برای یادآوری زنانی که صدایشان جرم تلقی شد اما خاموش نشد 

بازتعریف «ضد امپریالیسم» در عصر جدید…

🎙 پادکست رادیو مرز: کمک رساندن | روایت کسانی که در جنگ به دیگران کمک کردند.

آغاز تغییرات با آزادی زندانیان سیاسی ملی اندیش

رفیق نازنین مان، داود عسگر پور عزیز بدرود

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…