سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ تیر, ۱۴۰۵ ۲۰:۴۳

پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۳

خطر شصت

نمیتوان گفت که اینک، سه دهه پس از آن روزهای سیاه، در تکرار کمیک ماجرا، باز آش همان است و کاسه همان، اما آشی که برای زندانیان سیاسی کنونی پختهاند، از این مدت نگهداری طولانیشان در کاسهی زندان، روشن است که طعم خوشی ندارد

 

Getting your Trinity Audio player ready...

نوشتن این چند خط برایم سخت ترین کارهای سختی است که میشد انجام داد. اما نمیشد ننوشت! وقتی روزنامه کیهان از اطلاعات موثقی مینویسد که «با توهین های بزرگ به مقدسات – که معنایی جز خود زنی ندارد – کار را به جایی برساند که نیروهای مومن کنترل خود را از دست بدهند یک فتنه بزرگ بوجود بیاید» بدنم میلرزد. یاد سالهایی میافتم که اینروزها به نام سالهای سیاه دههی شصت میشناسیم، و تهدیدی که متاسفانه در آن دوران تبدیل به عمل کشتار زندانیان سیاسی شد. خطر دههی شصت هماکنون وجود دارد، چرا که جانیانی از طیف همانها که در آنسالها اقدام به قتلعام زندانیان سیاسی در ایران کردند، بار بر مسند کارند و زندانهای جمهوری اسلامی، باز مملو از زندانیان سیاسی!

هنوز قضیهی انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی رخ نداده بود، و ماهی بیش از قیام کور مجاهدین خلق و درگیریهای خیابانی نمیگذشت که رادیو هر شب در خرداد و تیر ههزار و سیصد و شصت نام اعدامیها که از اعضای گروههای سیاسی بودند، میخواند، و تلویزیون تصویرشان را در کادرهایی کنار هم نشان میداد و خبر از اعدام آنها که در ابتدا بیشتر از مجاهدین دستگیر شده در روزهای خرداد شصت بودند میداد. تا نیمه شبی در آغاز مردادماه که همه ناباورانه شنیدند نام سعید سلطانپور، شاعر و نمایشنامه نویس و کارگردان برجستهی تئاتر ایران که عضو کانون نویسندگان ایران نیز بود و محسن فاضل، عضو مرکزیت سازمان پیکار و بیش از بیست تن دیگر از اعضای گروههای سیاسی چپ و … را که خبر اعدامشان منتشر میشد. این نخستین موج اعدام دستهجمعی جوانان بیگناه وطن بود که جامعه را به فضای شوک میبرد. جوانکشی آغاز شده بود. اعدامهایی بدون دلیل و بدون تشخیص که با انگیزهی ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه صورت میگرفت.

نمیتوان گفت که اینک، سه دهه پس از آن روزهای سیاه، در تکرار کمیک ماجرا، باز آش همان است و کاسه همان، اما آشی که برای زندانیان سیاسی کنونی پختهاند، از این مدت نگهداری طولانیشان در کاسهی زندان، روشن است که طعم خوشی ندارد. وقتی میرحسین موسوی میخواهد که مردم هشیار باشند، چرا که اتفاقاتی در پیش است، دیده و میداند با چه مواجه است. او سالها درون این نظام زیسته و با آن پیوسته. و سناریویهای رغیب را ندیده، میخواند به عنوان نمونه مطابق قانون در صورت حذف، مرگ و یا استعفای رهبر، احمدی نژاد بعنوان یکی از سه ضلع جانشین رهبری میتواند بهعنوان سخنگوی سپاه در قلب شورای رهبری جای بگیرد. اگر اتفاقی برای رهبری بیافتد و مسئولیت آن را متوجهی سران جنبش سبز کنند، آنطور که در ماجرای هفتم تیر و انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی رخ داد، بهانهی سرکوب و کشتار به دست گروه کودتاچی خواهد افتاد. یا در صورت حملهی نظامی بیگانه به کشور، باز چنین است و هرچه پیش آید به ضرر جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران و روند رو به رشد و سبز آن است.

اما همانطور که محسن آرمین نیز گفته: “رادیکالیزه کردن مطالبات و اهداف به جنبش سبز لطمه میزند.” تنها راه مقابله با هاری حکومت و جلوگیری از برقراری مجدد فشار و شکنجهی زندانیان سیاسی کنونی حفظ شکل قانونی، مسالمتآمیز، آرام و بدون خشونت جنبش سبز است. آنان که اینک در بندند، نه حتا اعضای گروههای سیاسی ـ به قول جمهوری اسلامی ـ معاند و برانداز که اغلب شخصیتهای سیاسی قانونی و موثق و یا روزنامهنگارانانی هستند که هیچگاه نه توان براندازی حکومت را داشته و نه قصد آنرا و حداکثر مطالبات این دسته، اصلاحات در چهارچوب قانون اساسی بوده و هست.

زندانی سیاسی آزاد باید گردد. این کف مطالبات کنونی بسیاری از هواداران اصلاحات و جنبش سبز در ایران است. همانها که اگر در دوران سیاه دههی شصت نیز سکوت نکرده و دربرابر جنایت، مقاومت میکردند، اکنون چنین بر آنان نمیگذشت؛ بگذریم…

از دیگر راههای جلوگیری از تکرار فاجعه، خبر رسانی و آگاهسازی تودهها از نام و وضعیت و جرم ادعایی برای زندانیان سیاسی است که حکومت نام زندانی امنیتی بر آنها گذاشته. هرکجا، از میهمانیها خانوادگی تا جلسات کاری و اداری گرفته از پمپ بنزینی در سفر تا مامور آب و برقی که به منزل هر کدام از ما می آید تا کنتور را کنترل کنند، باید دربارهی زندانیان سیاسی جنبش سبز حرف زد. یک لحظه نباید از خبر رسانی و پیگیری وضع زندانیان سیاسی غافل شد و نباید اجازه داد که راههای ارتباطی بسته شود. اتفاقی که در دههی شصت با توجه نبود رسانهای چون اینترنت، افتاد و متاسفانه بسیاری از زندانیان سیاسی که کشته شدند، حتا نامی در فهرستهای فعالین حقوق بشر ندارند!

همهی اینها نباید از چهارچوب حدود قانون عدول کرده و بهانه به دست دژخیمان دهد؛ تا با دستگیری خبرنگاری دیگر، فضا را تنگتر کنند. همهی اینها نباید غیر علنی و زیر زمینی باشد و باید با شجاعت در حضور عموم از زندانیان سیاسی سخن گفت. تناقضی که حل آن زیرکی میطلبد و سیاست ورزی.

تاریخ انتشار : ۴ دی, ۱۳۸۸ ۰:۱۵ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

فصل چهارم؛ رازی که قرار بود قفل جهان را بگشاید!

هشدار به شیفتگان قدرت؛ آنگاه که “قدرت” نقاب‌ها را کنار می‌زند

نه جنگ، نه استبداد؛ جامعه ایران و جست‌وجوی راه سوم نجات ملی

«دولت – ملت» به مثابه برساختی تاریخی از قدرت و همبستگی – بخش ۱

بیانیه جبهه اصلاحات ایران: حفظ صلح، مسئولیت مشترک همه ارکان حاکمیت و نیروهای سیاسی کشور است

آیا رضا پهلوی ناخواسته روایت منتقدانش را تأیید کرد؟