سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۱۲ فروردین, ۱۴۰۵ ۲۰:۱۹

چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۹

دوری از هم تا چند؟ این جدایی تا کی؟

دو گروه از اعضای لایه ها و طبقات ملی و مردمی را می توان در شمار همراهان طبقه ی کارگر در تحول ملی- مردمی قرار داد: 1. کسانی که به اقشار میانی، شامل دهقانان، خرده بورژوازی شهر و روستا، بورژوازی خُرد و میانه ی شهر و روستا تعلق دارند؛ 2. کسانی که از لحاظ خصلت طبقاتی واقعی به لایه ها و طبقاتی دیگر و فراتر وابسته اند، اما به لحاظ احساس و اندیشه و پیشینه ی مبارزاتی به طبقه و قشری دیگر، از جمله و به ویژه طبقه ی کارگر ملحق شده اند و می توان و باید به شرط نظارت آنان را در شمار افراد همان طبقه یا لایه که به آن ملحق شده اند قرار داد.

برخی از افراد چنین می اندیشند که باهم بودن و باهم به جریان حرکت و تحول اجتماعی گام نهادن موضوعی احساسی و عاطفی است و به صرف خواستن آن دستیابی به آن میسر می شود. خود من نیز گاه به این اندیشه افتاده ام؛ اما، هنگامی که می بینم دوستانی با شنیدن شعر یا سخنی از سخن یا گوینده ای با روال اندیشیدن متفاوت خشمگین می شوند و رنگ رخسارشان دگرگون می شود، به این اندیشه فرو می روم که نه! این گرایش به اتحاد مردمی موضوعی احساسی – عاطفی نیست، بلکه نمودی از شور و احساسی است که از هویت طبقاتی افرادِ برخاسته از گروه های طبقاتی متفاوت سرچشمه می گیرد. البتّه، همین هویت طبقاتی نیزهمواره هویتی برآمده از شرایط ویژه ی زندگی فرد نیست یا به عبارت دیگر و بهتر، کسانی با پایگاه های اجتماعی متفاوت، به دلیل پیشینه ی بنا شده بر پایه ی رودررو شدن با رخدادهای تاریخی یا خاطراتی از نبرد تلاشگران اقتصادی- اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، جانباختگان در پهنه ی پیکار با طبقات مسلط بر جامعه، یا دیگرکسانی که همه ی زندگی خود را وقف این نبرد کرده اند، به گرایشی معیّن رو می کنند و مجذوب آن می شوند، بدون این که در عرصه ی عمل راهی را پی بگیرند که رسیدن به آن هدف را آسانتر کند. به هرحال، این گونه کسان نیز در شمار عناصر نزدیک یا وابسته به همان طبقه (یا لایه ی) اجتماعی محسوب می شوند و این عامل خود یکی از عواملی است که مایه ی یکدست نبودن طبقات اجتماعی ستمگر و ستمکش و دشواری بازشناختن آنها از یکدیگر است و این مسئله ای است که نمی­توان و نیاید در جریان مبارزه آن را از نظر دور داشت. به گفته ی زنده یاد ابوالقاسم لاهوتی شاعر گرانقدر مردمی ایران:
درصف خیل فقیران اغنیا کردند جای
این دو صف را کاملأ از هم جدا باید نمود.

من سخنی را بر سخن لاهوتی بزرگ می افزایم و آن این است که نمی توان و نباید این دو صف را پاک از هم جدا کرد، بلکه می توان و باید طبقات و لایه های اجتماعی را تا آنجا که توان و امکان ادامه ی مبارزه برای آنان وجود دارد در صفوف مردم نگه داشت، مگر این که زمانی فرارسد که اینان توان ایستادگی خود را فرونهند و صفشان را از توده های مردم جدا کنند. این نکته را نیز همواره باید به خاطر سپرد که افراد وابسته به طبقه ی اجتماعی فراتر توانی در حد خاستگاه طبقاتی خویش دارند و آن زمان که منافع طبقاتیشان در معرض تهدید قرارگیرد بر پایه ی قاعده جایگاه سیاسیشان را ترک خواهند کرد و خود صفوفشان را از صف توده ها جدا خواهند کرد. به هر حال، لازم است این نکته را نیز اضافه کنم که استثناهایی در این زمینه وجود دارند که به دلیل وجود آنها نمی توان درباره ی این گونه اشخاص پیشداوری کرد و آنان را برپایه ی این پیشداوری از صفوف توده ها اخراج و به دلیل خاستگاه طبقاتیشان از جریان مبارزه بیرون راند؛ هرچند این همراهان در جریان مبارزه باید تحت نظارت دائمی به لحاظ شیوه برخوردها و تماسها و کنشهای خود باشند. نباید استثناها را بر قاعده برتری داد و این گونه افراد را نمی توان و نباید بی هیچ گونه توجه و نظارت در پیشاپیش صفوف مردم پذیرفت.

بنا به باور من، این استثناها و نیز مجموعه ی افرادی را که با خاستگاه های ناهمگن طبقاتی در شمار وابستگان به طبقه­ی معیّن اجتماعی قرارمی گیرند می توان در شمار طبقات و لایه های اجتماعی مردمی دید و به همان اندازه که پیشبرد منافعشان در مبارزه با اقشار و طبقات فراتر ایجاب می کند به انان بها داد و خصلت مردمی آنان را پذیرا شد.

پس، بنا بر آنچه گفتم، دو گروه از اعضای لایه ها و طبقات ملی و مردمی را می توان در شمار همراهان طبقه ی کارگر در تحول ملی- مردمی قرار داد: ۱. کسانی که به اقشار میانی، شامل دهقانان، خرده بورژوازی شهر و روستا، بورژوازی خُرد و میانه ی شهر و روستا تعلق دارند؛ ۲. کسانی که از لحاظ خصلت طبقاتی واقعی به لایه ها و طبقاتی دیگر و فراتر وابسته اند، اما به لحاظ احساس و اندیشه و پیشینه ی مبارزاتی به طبقه و قشری دیگر، از جمله و به ویژه طبقه ی کارگر ملحق شده اند و می توان و باید به شرط نظارت آنان را در شمار افراد همان طبقه یا لایه که به آن ملحق شده اند قرار داد.

در جریان مبارزه ی اجتماعی، هر دوی این گروه های مردمی حدود توان و امکان مقاومت خود را در همراهی با طبقات فرودست ترِ تحت بهره کشی و نظامات آنان نشان خواهند داد و حساب آنان را از پیش نمی توان روشن کرد. همراهی هر گروه یا فرد و هر قشر و طبقه ی اجتماعی در طول مسیر مبارزه را کنشها، رفتارها و بودها و نمودهای اندیشگی آن تعیین می کند و چه بسا که در طول راه مسیر این همراهی دگرگون یا وارون شود.

نمونه ای را از این تغییر گرایشها در تاریخ چین می آورم. مبارزات مردم چین در دوره ی پایاینی سطنت خاندان منچو مبارزه ی دمکراتیک – ملی بود که کارگران، دهقانان، اقشار میانی و سرمایه داری ملی، یعنی همه ی نیروهای دمکراتیک ملی در آن مشارکت داشتند. این انقلاب به دلیل رهبری بورژوازی در آن ( سون یات سن و حزب گومین دان) به شکل بورژوا دمکراتیک نمایان شد. پس از براندازی خاندان منچو و آغاز نظام جمهوری دمکراتیک ملی چین، به رهبری سُن یات سن، پایه گذار حزب گومین دان، تعارض درونی میان نیروهای مردمی به رهبری حزب کمونیست چین و بورژوازی به سرکردگی حزب گومین دان و رهبری چیان کای چک، روند انقلاب در چین را از دمکراتیک ملی به دمکراتیک خلق دگرگون ساخت و چین خلق (جمهوری خلق چین) جای جمهوری چین برآمده از انقلاب دمکراتیک ملی را گرفت.

دیدیم که در کشور چین چگونه آرایش نیروها، بنا به منافع طبقاتی و سیاسی گروه های درگیر در جریان انقلاب، دگرگون شد و سرنوشت کشور تابع همین تغییر موازنه ی قوا بود. پس از بازگشت عناصر تصفیه شده ی حزب کمونیست در جریان انقلاب فرهنگی آن کشور، به رهبری دنگ شیائوپینگ به قدرت، بار دیگر نزدیکی نیروهای دمکراتیک ملی، به طور عمده کمونیستها و بورژوازی ملی آغاز شد و بورژوازی ملی چین (بدون گومین دان) که آنک به جزیره ی فرمز عقب نشسته و دولتی مستقل را پدید آورده بود، بار دیگر به پهنه ی اقتصادی چین راه جست و هم اکنون نیز بار دیگر همه ی نیروهای دمکراتیک و ملی، تحت رهبری حزب کمونیت چین در ترکیب اقتصادی آن کشور مشارکت دارند.

شوربختانه، در کشور ما تاکنون بارها مسیر حرکت دمکراتیک ملی پس از آغاز آن مسدود شده است. انقلاب مشروطه­ی ایران، به دلیل وجود برخی تعارضات میان نیروهای مردمی و ملی، به استبداد صغیر و پس از برقراری مجدد مشروطه به برآمدن رضاخان سردارسپه بر اریکه ی قدرت مطلقه، در مقطعی دیگر از تاریخ انجامید. به دلیل پدید آمدن تعارض میان نیروهای مردمی وملی، جنبش ملی شدن صنعت نفت در زمان نخست وزیری زنده یاد دکتر محمد مصدق با مداخله­ی کشورهای بزرگ غربی در آن زمان، دستخوش ضعف و تشتت شد و وفاق ملی به تفرق انجامید و کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ و سیطره ی خودکامگی در کشور از پس آن رخ نمود. پس از انقلاب شکوهمند بهمن ۵۷ نیز به همین دلیل پشیبرد هدفهای انقلاب دمکراتیک ملی در کشور کند شد و به مرز توقف رسید.

اکنون سخن از آشتی ملی در میان است؛ اما، به گفته ی برخی از دولتیان آشتی که با که؟ من می گویم: “آشتی اندیشه ها، منافع و شیوه های رفتار بسیار ناهمسان و دورازهم؟ کدام آشتی و آشتی که با که؟” وفاق موضوعی مجرد نیست که به آن با نگاهی تجریدی بنگریم یا آن را تیبلغ و ترویج کنیم یا برای رسیدن به آن فرمان صادر کنیم. وفاق بر پایه ی هم اندیشی و نیز بر پایه ی اشتراک منافع گروهی شکل می گیرد و هرکس تا آنجا در آن سهیم می ماند که منافعش به خطر نیافتد یا اندیشه و شیوه ی برخوردش با دیگر شرکت کنندگان درآن سازگار بماند. وفاق نیازمند ارتقای آگاهی جامعه به هر شکل و شیوه ی ممکن ، بدون دخالت تریبونهای برون مرزی، اما با هم اندیشی آنان، و پی گرفتن دائم هدف رهایی از وضع موجود تا زمان تحقق آن است. در اینجا همان طور که پیش از این نیز گفتم روش، منش، کنش و اندیشه ی هر فرد و هر گروه نمایشگر میزان سهم و حضور اوست.

از این رو، در می یابیم که مسئله ی موازنه ی نیروها در شرایط گوناگون در هر کشور تابع همگنی اندیشه ها، منافع و شیوه های برخورد گوناگون نیروها در آن کشور است؛ هرچند که در شرایطی ویژه ممکن است ضرورتهای تاریخی به گرد­هم آمدن نیروهای مردمی و ملی برای ایجاد تحولی تاریخی بیانجامد و پدید آمدن وفاق ملی راه پیشرفت را در این گونه مقاطع معیّن تاریخی هموارتر کند. این وضعیت در شرایطی ممکن است با افزایش درونی آگاهی نیروها و کوشش پیوسته برای ارتقای آن پیش آید؛ شرایطی که درآن همه ی راه های توسعه به­دلیل مداخله ی خارجی یا به گل نشستن کشتی نجات کشور، یا به هر دلیل ممکن دیگر، بسته شود و راه برونرفتی بجز وفاق ملی برای تغییر مسیر سرنوشت کشور باقی نماند.

میزان گذشت از منافع خود برای پیوستن به دیگران نیز موضوعی انتزاعی یا تبلیغی، ترویجی و فرمایشی نیست. دوری یا نزدیگی افراد و گروه ها به هم، از دوری و نزدیکی مقایسه ای میان منافع و نگرشهایشان و میزان همگنی یا ناهمگنی نسبی منافع و گرایشهای برخی از آنها در مقایسه با دیگران شکل می گیرد و این همان نکته ای است که به افزایش میزان خودآگاهی افراد در مقیاس اجتماعی وابسته است. هرلایه، هر طبقه، هر گروه و هر فرد باید از منزلت و منافع واقعی خود در جامعه نسبت به دیگر لایه ها، طبقات، گروه ها و افراد دیگر آگاه باشد، تا بتواند بر پایه ی این آگاهی مناسبات و فاصله ی خود با دیگران را تنظیم کند و بر پایه ی آن به اقدام در سطح جامعه بپردازد.

مثالی می آورم: برخی از گروه ها در بهره کشی از دیگران با یکدیگر شریک اند؛ اما فرایند رقابت با لایه های همگن دیگر در صفوف آنان اشتقاق می آفریند و چه بسا که موجب درهم شکستن و خروج آنها از پهنه ی رقابت و نزدیک شدن برخی از آنها با گروه های اجتماعی فرودست تر شود. اما از سوی دیگر ممکن است به سبب وجود بهره کشی تعارض میان آنها و لایه ها یا طبقات فرو دست تر جامعه پدید آید که ممکن است به مصالحه بیانجامد یا این که رسیدن به مصالحه میان آنها مدتی به طول انجامد. آگاهی از نسبت زیانبار بودن برخورد این اقشار و لایه های میانی با بخشهای فراتر و فروتر به برآورد و دستیابی به آگاهی از نتیجه برخورد با یک گروه و وفاق با گروه دیگر وابسته است و اگر بر پایه ی همین آگاهی وفاقی شکل نگیرد تداوم وضع موجود یا بدتر شدن وضع تا حد گسست و فروپاشی اجتماعی از پی می آید.

برپایه ی آنچه گفتم پیشبرد مرحله ی دمکراتیک – ملی تحول اجتماعی که افزون بر صدوده سال در کشور ما معوق مانده است به خودآگاهی لایه ها، اقشار، طبقات، گروه ها و افراد کشور، کوشش در راه اعتلای آن، وفاق و همسویی اشخاص و گروه های اجتماعی مشترک المنافع، هم اندیش و متکی به شیوه های رفتاری همسان، و عزم پایدار آنها برای حرکت در پهنه ی توسعه و اعتلای شرایط زیست جامعه وابسته است که البته تبلیغ و ترویج داخلی و خارجی نیز در صورتی که منافع تبلیغاتچیان و ترویجگران عامل تعیین کننده ی آن نباشد، در پیشبرد این روند اثرگذار است. اما آنچه مهمتر و اثرگذارتر از آن است اعتلای خودآگاهی و خویشکاری درون مرزی و یافتن راه وفاق مجموعه ی نیروهای مردمی و ملی است.

با امید فراوان

تاریخ انتشار : ۳ فروردین, ۱۳۹۶ ۱۱:۵۳ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به تهاجم و حملات به تاسیسات صنعتی و زیربنایی کشور خاتمه دهید!

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی: روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانه‌های بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند… در ساعات اولیه بامداد روز شنبه ۸ فروردین چندین بخش از دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفت…گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور به‌چشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است…این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی شناخته شده و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

رضا پهلوی حتی راست‌ترین پشتیبانان ترامپ را هم شرمنده می‌کند

در زمانی که حتی در میان راست‌ترین‌های پشتیبان ترامپ فریاد اعتراض به حمله امریکا و اسرائیل به ایران برخاسته، و دست بر اتفاق در روزی که میلیون‌ها امریکایی در مخالفت با سیاست‌های ترامپ به خیابان‌ها آمده بودند، پسر آخرین شاه ایران از ترامپ می‌خواهد که بجنگد تا نابودی ایران. دهان به چنین گشودن نشان از چه دارد؟

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

End the invasion and attacks on the country’s industrial and infrastructure facilities!

تظاهرات و راهپیمایی اعتراضی در آمستردام

افزایش خشونت علیه زنان در آلمان؛ به‌دلیل حضور مهاجران؟

ترامپیسم و اپوزیسیون، وقتی فشار، هویت را می‌بلعد

نمی‌خواهند در جنگی بجنگند که آن را نمی‌فهمند

دگردیسیِ نگاهِ برخی داخل‌نشینان و خارج‌نشینان به تهاجم خارجی