سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۳:۰۳

پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳:۰۳

زندگی برای آزادی

اما گلدمن Emma Goldman یکی از مهم‌ترین آنارشیست‌های ایالات متحده بود. از دهه ۱۸۹۰، او برای جامعه‌ای آزاد و از نظر اجتماعی عادلانه مبارزه کرده بود.او بارها تحت نظر سازمان‌های امنیتی قرار گرفت.

نویسندهAnette Schneider

“به خیابان پنجم نگاه کنید! هر ساختمان قلعه‌ای از پول و قدرت است. بیدار شوید! بالاخره جرات کنید از حقوق خود دفاع کنید! بروید و کار بخواهید! اگر به شما کار نمی‌دهند، نان بخواهید! اگر آن را رد می‌کنند، آن را بگیرید! این حق شماست!”

اما گلدمن Emma Goldman یکی از مهم‌ترین آنارشیست‌های ایالات متحده بود. از دهه ۱۸۹۰، او برای جامعه‌ای آزاد و از نظر اجتماعی عادلانه مبارزه کرده بود. او بارها تحت نظر سازمان‌های امنیتی قرار گرفت، از جمله در ۱۱ فوریه ۱۹۱۶.

«ما آمریکایی‌ها ادعا می‌کنیم که مردمی صلح‌دوست هستیم. با این حال، از احتمال پرتاب بمب از هواپیما بر سر غیرنظامیان بی‌دفاع، سرشار از شادی می‌شویم. قلب‌های ما از این فکر که آمریکا در آینده پای آهنین خود را بر گردن همه ملت‌های دیگر خواهد گذاشت، سرشار از غرور می‌شود. این منطق میهن‌پرستی است

این چیزی است که اما گلدمن در سال ۱۹۱۱ در مقاله خود با عنوان «میهن‌پرستی، تهدیدی برای آزادی» نوشت. از دهه ۱۸۹۰ تا زمان اخراجش در سال ۱۹۱۹، گلدمنِ روسی‌تبار یکی از مهم‌ترین آنارشیست‌ها در ایالات متحده بود. در سال ۱۹۳۴، به او اجازه داده شد که برای مدت کوتاهی به کشور بازگردد و در مصاحبه‌ای که توسط پاسیفیک استریت فیلمز حفظ شده است، اعلام کرد:

«خوشحالم که به ایالات متحده بازگشته‌ام، جایی که ۳۵ سال از نظر سیاسی فعال بودم: جایی که در مبارزات اجتماعی و اقتصادی شرکت کردم و تصمیم گرفتم خود را وقف گسترش آنارشیسم کنم، که هدف آن رهایی انسان از نظر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و معنوی است

او مدافع برابری است.

اما گلدمن در سال ۱۸۶۹ در کاونا Kowno ، دختر یک کارگردان تئاتر یهودی، متولد شد. در سیزده سالگی، خانواده‌اش به سن پترزبورگ  Sankt Petersburg نقل مکان کردند، جایی که پدرش شغل خود را از دست داد و او مجبور شد به عنوان یک کرست‌دوز Korsettmacherin کار کند.

او در سال ۱۹۳۱ در زندگینامه خود با عنوان «یک زندگی زیسته» نوشت: «کارخانه خیلی دور بود. شما باید ساعت پنج صبح از خواب بیدار می‌شدید تا ساعت هفت سر کار باشید. اتاق‌ها خفه و تاریک بودند و ما درآمد بسیار کمی داشتیم

در هفده سالگی، او به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و با خیاطی امرار معاش می‌کرد. او بار دیگر فقر، قدرت مطلق صاحبان مشاغل و سیاستمداران و وحشیگری مقامات دولتی علیه کارگرانی که برای حقوق خود مبارزه می‌کردند را تجربه کرد. او به جنبش آنارشیستی پیوست که ایده‌های آن را قبلاً در روسیه دیده بود. او به سرعت خود را به عنوان یک سخنران با استعداد ثابت کرد.

در اوت ۱۸۹۳، در اوج بدترین بحران اقتصادی تا به امروز، این جوان ۲۴ ساله روی جعبه‌ای در میدان یونیون نیویورک ایستاد و خطاب به جمعیتی متشکل از ۵۰۰۰ بیکار فریاد زد:

به خیابان پنجم نگاه کنید! هر ساختمان قلعه‌ای از پول و قدرت است. بیدار شوید! بالاخره جرات کنید از حقوق خود دفاع کنید! بروید و کار بخواهید! اگر به شما کار نمی‌دهند، نان بخواهید! اگر آن را رد می‌کنند، آن را بگیرید! این حق شماست!”

برای این حضور کم نظیر، او به جرم تحریک به شورشبه یک سال زندان محکوم شد.

حتی احکام زندان هم از فعالیت او کم نکرد.

در دهه ۱۹۱۰، او مهمترین مقالات خود را در مورد آنارشیسم، نظامی‌گری، آزادی عقیده و بیان و عشق آزاد نوشت. او خستگی‌ناپذیر در سراسر کشور سفر می‌کرد و سخنرانی‌هایی ایراد می‌کرد که هر شب هزاران نفر را به خود جذب می‌کرد، به گفته‌ی ویوین گورنیک، مورخ آمریکاییِ زندگی‌نامه‌نویس او:

«همین شور و حرارت سخنرانی‌های او بود که او را به شهرت جهانی رساندوقتی مردم به او گوش می‌دادند، صحنه‌ای تقریباً افسانه‌ای را در مقابل چشمانشان مجسم می‌کرد: او بدبختی زندگی روزمره‌ی آنها را با حسی از درام عجین می‌کرد که به عنوان کاتالیزوری برای امید وحشی و بی‌حد و حصر به این که اوضاع نباید به این شکل باشد، عمل می‌کرد

گلدمن بارها خواستار حقوق برابر برای زنان و حق سقط جنین آنها شد. در اوایل فوریه ۱۹۱۶، او در نیویورک برای ۳۰۰۰ نفر در مورد کنترل بارداری سخنرانی کرد و بروشورهایی در مورد پیشگیری از بارداری توزیع کرد. از آنجا که این کار غیرقانونی بود، او در ۱۱ فوریه، در مسیر سخنرانی دیگری، دستگیر و به دو هفته زندان محکوم شد.

«ممکن است دستگیر شوم، ممکن است به زندان انداخته شوم، اما هرگز آرام نخواهم گرفت! من هرگز تحمل نخواهم کرد یا تسلیم قدرت نخواهم شد، و با سیستمی که زنان را به چیزی بیش از ماشین‌های انکوباسیون تقلیل می‌دهد، صلح نخواهم کرد

از سال ۱۹۱۴ به بعد، او همچنین تظاهرات ضد جنگ را سازماندهی کرد. در سال ۱۹۱۷، به همین دلیل به مدت دو سال زندانی شد. پس از آن، به روسیه تبعید شد.

اما گلدمن بقیه عمر خود را در تبعید گذراند: در روسیه، انگلستان و فرانسه، از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ در اسپانیا، سپس در کانادا، جایی که در سال ۱۹۴۰ درگذشت.

 

*- اما گلدمن، فعال حقوق زنان (۱۸۶۹ ۱۹۴۰) © Imago / United Archives International

منبع:

https://www.deutschlandfunkkultur.de/emma-goldman-ein-leben-fuer-die-freiheit-100.html

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۱۷ دی, ۱۴۰۴ ۱:۱۰ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

چهل روز سوگ به وسعت یک سرزمین

در چهلمین روز بزرگداشت جان‌باختگان، بار دیگر بر حق دادخواهی خانواده‌ها، ضرورت تشکیل کمیته‌ای حقیقت‌یاب برای روشن شدن ابعاد این جنایت و پاسخ‌گو کردن آمران و عاملان آن تأکید می‌کنیم. پیگیری این مطالبه، بخش جدایی‌ناپذیر برنامه و مبارزۀ  سازمان ما سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، است. ما خود را موظف می‌دانیم با بهره‌گیری از ظرفیت‌های سیاسی و حقوقی، به‌صورت سازمان‌یافته و پیگیر برای مستندسازی این جنایات، روشن شدن همۀ ابعاد حقیقت، تحقق عدالت و جلوگیری از تکرار چنین فجایعی اقدام کنیم.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مرگِ «مرگ‌اندیشی»؛ تولدِ «الهیاتِ زندگی»

اظهارات جدید سخنگوی وزارت بهداشت چه ابعادی دارد؟ داستان اجسادی که با آنژیوکت، چست تیوب در سردخانه کهریزک هستند

زنان؛ نخستین قربانیان نااطمینانی در بازار کار ایران

سلطنت‌طلبی؛ آلت دست مداخله‌گران و مانع وحدت جنبش

ایران در تقاطع انسداد داخلی و نظم نابرابر جهانی

گذار یا بازتولید بحران؟ دغدغه چپ در افق  آینده ایران