سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۹ فروردین, ۱۴۰۵ ۱۱:۰۹

یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۹

زندگی عادی

برای مبارزه كدام عرصه بهتر از همین زندگی روزمره كه در آن قدرت در دست ما است نه دیكتاتور. ما یاد گرفته ایم پس از فاجعه به زندگی برگردیم بی آنكه به داغ عادت كنیم این است كه زندگی را متعالی میكند

تقدیم به مریم

دو برادر در غروب سوزناک آذرماه جلوی اوین ایستادهاند. باد سرد از توچال میوزد و افق رنگ خون شده. ساک را گرفتهاند، تقریبا خالی است. باور کنند؟ واقعا اعدام شده؟ به همین راحتی؟ به چه گناهی؟ در کدام دادگاه؟ جنازهاش کو؟ درد و سرما تا مغز استخوان را میسوزاند. دو برادر از اوین به ترمینال غرب میروند راه میافتند به سمت همدان، با خبر مرگ برادر کوچکتر. نه معلوم است کی اعدام شده نه معلوم است کی و کجا دفن شده، آخرین بار در تیر ملاقاتش کردهاند بعد میگویند ممنوعالملاقات است اگرچه خبرهای بد زود میپیچد اما آدم باور نمیکند، شاید او توبه کرده و ندامت نوشته باشد (از چه؟ در زندان بودن؟) بالاخره در آذر خبر اعدامش را میدهند همراه با ساکی حاوی وسایل شخصی.

جنازهای نیست پس تدفین و تشییع هم در کار نیست. ختم و ترحیم هم ممنوع است. حتی اگر لای در را باز بگذارند و کسی برای تسلا دادن وارد شود برادرها باید به کمیته انقلاب اسلامی جواب پس بدهند. همه خانواده نگران که نکند از کار یا دانشگاه اخراج شوند. داشتن برادر اعدامی، کم گناهی نیست پس داغ را پنهان میکنند. انگار نه کسی اعدام شده و نه کسی داغدار، مردم هم نمیدانند در ۶۰ میلیون جمعیت، چهار هزار نفر چیزی نیست. آن هم در دورانی که مردم از بس شهید دیدهاند به مردن عادت کردهاند.

چند ماهی است ایران قطعنامه را پذیرفته و مردم امیدوار شدهاند که وضع بدتر از این که هست نمیشود. مردم زندگی خود را میکنند و پشت سرشان هم آن صد هزار شهیدی را جا می گذارند که در هشت سال جنگ پرپر شدند و هم آن چهار هزار مظلومی که در اوج شهوت خون و قدرت به طناب دار سپرده شدند. چه فرقی میکند اگر خون آن صد هزار شهید دیده شد و داغ این چهار هزار انکار. فاجعه وقتی به تاریخ میپیوندد برای بازماندگانش داغ میشود و برای دیگران واقعیت، برای بازماندگان چه فرقی میکند یک واقعیت پذیرفته و واقعیت دیگری انکار شود چون هر دو فاجعه برای آنها داغ است. اما باز مردم زندگیشان را میکنند.

اما حقیقت این است همین مردمی که زندگی عادی خود را میکنند واقعیتها را میبینند حتی اگر به روی خود نیاورند. همان مردمی که واقعیت اعدام بیش از چهار هزار نفر را آن هم در اوج بیرحمی حاکمان و مظلومیت و بیپناهی قربانیان، ندیدند همان مردم واقعیت کشته شدن چهل، پنجاه نفر را در خرداد ۸۸ فریاد زدند. این مردم همان مردم هستند. مردم زندگیشان را راه نمیروند آن را بالا میروند. «زندگی عادی» بد نیست واقعیت است اما واقعیتی که هر روز غنیتر میشود. خانواده من که عزیزی را در مرداد ۶۷ از دست داده و عزیز دیگری را در خرداد ۸۸ ، بهتر از هر کسی میفهمد همین زندگی عادی چقدر این مردم را در این بیست سال بالا کشیده، مردمی که روزی داغت را انکار میکردند امروز داغت را درمان میکنند.

آنچه ظلم و زشتی را خوار و حقیر میکند همین «زندگی عادی» است هنگامی که عرصه تجربههای فردی برای عقب نشاندن زشتی و کسب آگاهی میشود. برای مبارزه کدام عرصه بهتر از همین زندگی روزمره که در آن قدرت در دست ما است نه دیکتاتور. ما یاد گرفته ایم پس از فاجعه به زندگی برگردیم بی آنکه به داغ عادت کنیم این است که زندگی را متعالی میکند.

پ.ن: دوستان سایت موج آزادی امروز یعنی بیست و ششم ماه رمضان را به نام بهزاد مهاجر و بابک سپهر نامیدهاند با اجازه آنها من نام عمویم علیاشرف نامداری را هم اضافه میکنم و برای همه بیگناهانی که مظلومانه جانشان گرفته شد آرامش و رحمت طلب میکنم.

تاریخ انتشار : ۲۶ شهریور, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۸ ق٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

نوروز در سایهٔ رنج، در پرتوِ امید

بیانیه هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در روزگاری که دل‌ها سنگین و نگران است، نوروز یادآور همین امید است؛ یادآور نوزایی، همدلی و ایستادگی، و اینکه زندگی، حتی در دل رنج، راه خود را ادامه می‌دهد. باشد که سال نو، پایان رنج و خشونت را نزدیک‌تر کند؛ جان مردم بی‌دفاع در امان بماند و صلح و آرامش بار دیگر به زندگی‌ها بازگردد. امید آن‌که خرد و تدبیر بر تصمیم‌ها چیره شود، افقی روشن‌تر پیش روی این سرزمین گشوده گردد و ایران از این دوران دشوار با سربلندی عبور کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

توقف بمباران و آتش بس فوری، ضرورتی ملی است

ابعاد ویرانی جنگ پس از حدود سه هفته گسترده تر می شود، تنها کسانی می توانند طرفدار ادامه ی این جنگ باشند که نمی دانند نابودی زیرساختهای کشور، از جمله زیرساختهای نظامی و انرژی، چه سرنوشتی برای اقتصاد و معیشت مردم، به طور خاص کارگران و زحمتکشان به همراه دارد. زیر ساختهایی که در طول سالها ساخته شده، سالها طول می کشد تا بازسازی شود. همچنین ادامه ی جنگ با تهدید فروپاشی و امنیت ملی و نامعلوم بودن خروجی آن همراه است.  

مطالعه »

کنترل تنگه هرمز جام طلای پیروزی در این جنگ است!

گودرز اقتداری: امروز برای توافق گام به گام و تضمین های لازم برای پیمان ترک مخاصمه، معاهده عدم تجاوز، لغو تهدیدها بهترین زمان است. “پذیرش شکست” از طرف متهاجم به کشور ما تنها یک پذیرش لفظی است و ارزش عینی ندارد، مهم‌تر اما تحمیل این توافق و حفظ کنترل هرمز است که به واقع شکست عملی در این مرحله از جنگ بوده و میتواند به پایان امپراطوری ایالات متحده بیانجامد، همانگونه که موفقیت مصر در حفظ کنترل کانال سوئز نقطه پایانی بر امپراطوری بریتانیا گذاشت.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اعتبار معنوی جایزه‌ی صلح نوبل را از شیرین عبادی پس بگیرید!

بگردم برایتان ‌پاره‌های تن من

نه به کودک‌سربازی

طرحِ (شکست خوردۀ) موساد برای فروپاشی ایران از درون: پژوهشِ نیویورک‌تایمز از قیام‌ها

درمان زیر موشک‌باران

اختلافات ترکیه و آذربایجان بر سر ایران، موازنه منطقه‌ای را تغییر می‌دهد