چهلمین سالگرد شکل گیری جنبش فدایی انگیزە ای گردید برای طرح دو بارە سوالات و بحث های پیرامون تاثیرات این جنبش چهل سالە برعرصە های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در جامعە ایران، نشریە کار آنلاین قصد دارد، بدین مناسبت و بە جهت انعکاس و آشنایی خوانندگان این نشریە با نظرات و دیدگاە های تعدادی ازصاحب نظران مطلع وآشنا بە جنبش فدایی وفعال در امور فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و جامعە شناسی، با طرح و ارسال سوالات موضوعی برای افراد علاقمند، نظرات آنها را در اختیارخوانندگان و علاقمندان قرار دهد. در ادامه پاسخ آقای م. تهرانی را ملاحظه می نمایید. —————————— بنظر شما چە عواملی باعث شکل گیری جنبش فدایی در چهل سال پیش در جامعە ایران گردید؟ آیا ظهور جنبش فدایی در جامعە چهل سال پیش ایران را با در نظر داشت مجموع شرایط داخلی و خارجی اجتناب ناپذیر می دانید، یا خیر؟ در هر دو صورت، دلایل خود را توضیح دهید. بی شک تاثیر متقابل جنبش های فراملی بر جنبش های ملی از مهمترین فاکتور های ظهور جنبش فدایی بود سوای آن وضعیت سیاسی حاکم بر روحیات مردم و دوری گزینی آنان از مبارزات سیاسی پس از سرکوب خشن و مستمر رژیم پهلوی و معادلاتی که در روابط ایران و شوروی پس از کودتا عمل کرد و حزب توده ایران را به انزوای سیاسی در عرصه ملی کشانید و همراه باآن سایر نیروهای سیاسی غیر چپ در چنبره محفل نشینی گرفتار کرد ،نیروهای پرشور در بین جوانان متاثر از کنش های سیاسی و حزبی قبل از کودتا را برآن داشت تا با تکیه بر آرمانخواهی چپ سرکوب شده و دور از وطن ،اما با شیوه هایی به طور کلی متفاوت و با آنچه در گذشته آغاز شده بود به مبارزه برخاستند. با توجه به اینکه شرایط نسبتا مشابه ای به لحاظ سیاسی در ایران پس از انقلاب و قبل از آن وجود دارد و آنهم استبداد داخلی است که حتی می توان گفت در دوره های از مشابه آن در زمان رژیم پیشین به مراتب خشن تر، سرکوبگر تر و خون ریز تر بوده است اما فعالیت سیاسی در همه عرصه هاو به شکل های گوناگون وجود داشته و دارد، اجتناب پذیر بودن آن شکل از مبارزه (توسل به قهر انقلابی و مشی چریکی ) منطقی به نظر نمی آید . اما روحیات در یک جامعه سرکوب شده هم سنگ روش های منطقی و چه بسا بیشتر از آن نقش آفرین است. و این روحیات آنگاه که بی عملی حاکم میشود به حکم احساسات آرمان خواهانه میدان دار بلا منازع می شود و بهمین دلیل و با توجه به گسترش نظریات مبتنی بر قهر انقلابی در جهان این روحیات راه را بر منطق مبارزه سیاسی می بندد و در دوران عمر کوتاه خویش بدیلی می شود تا بخشی از تاریخ مبارزات جوانان ایران را به خود اختصاص دهد . آیا تاثیرات این جنبش بر تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی چهل سال گذشتە در جامعە ایران و در جنبش چپ ایران را مثبت میدانید، یا خیر؟ در هر دو صورت دلایل تان را تشریح کنید. تاثیرات این جنبش بر تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی چهل سال گذشتە در جامعە ایران و در جنبش چپ ایران دوسویه است یعنی هم مثبت و هم منفی . مثبت از آن جهت که استبداد داخلی و حامیان بین المللی آن را به چالش مرگ و زندگی کشانید و تا آنجا که عقلانیت بورژوایی را در نهایت واداشت تا فضای باز سیاسی را بر رژیم شاه دیکته کند چرا که جولانگاه سرمایه کمپرادور امنیت میخواست و این جزیره آرامش به دست جوانان فدایی که جان برکف نهاده بودند تهدید شده بود. اما روی دیگرِ این پر کشیدن به سوی آتشِ فزون خواهی دیکتاتور، نابودی جوانانی بود که پرواز اندیشه هایشان چکونه رهاشدن را پاسخی سزاوار تر بود اگر درنگ می¬کردند دراندیشه ورزی آنسان که بیژن آغازید و دریغ که او هم نماند یا راه را به درستی بنمایاند. جنبش فدایی فعالیت خود را با مبارزە مسلحانە شروع کرد، اما مشی مبارزە مسلحانە کە از آغاز کار با مخالفت های فزایندەای در درون جنبش مواجە بود پس از انقلاب ۵۷ از طرف اکثریت اعضا این جنبش بطور کلی رد و بە کنار نهادە شد. در طول چهل سال گذشتە تغییر و تحولات مختلفی در درون جنبش فدایی بوقوع پیوستە و سازمانهای درون این جنبش برنامە و سیاست های متفاوت و بعضا متضادی را پیش بردەاند ودگرگونی های اساسی در نگاە و دیدگاە های این سازمان ها بوجود آمدە کە بازتاب آنها را میتوانیم در برنامە ها و رویکرد های هر یک از آنها مشاهدە کنیم.ارزیابی شما از این تغییرو تحولات چیست.آیا آنها را مثبت میدانید ێا خیر؟ در هر دو صورت نظر و عقیدە تان را تشریح کنید. آنچه اجتناب ناپذیر است همین تغییرات و تحولات است. مطابق آنچه درآخرین سند سازمانی(کنگره نهم سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران) آمده است هدف مرحله ای مبارزات روشن شده است اما هدف استراتژیک آن با آوردن کلیاتی چون ((• مواضع مغایر با آزادی، دمکراسی و عدالت اجتماعی در جنبش را مورد نقد قرار دهد؛)) در پرده ابهام است و پایبندی سازمان فداییان خلق اکثریت را به آرمان های اصلی فداییان رهایی کارگران از قید استثمار و فقر که سنت واقعی آنان بوده است را نمی نمایاند و به همین دلیل گاه دیدگاه هایی در این ساختار به بهانه پایبندی سازمان به اصل آزادی گفتمان ها بیان می شوند که هم مغایر با هدف های مرحله ای و هم مغایر برخورد خلاقانه با سنت فدایی است. این ابهام به طور حتم خود را بر سیاست تشکیلاتی سازمان می گستراند و موجب می گردد تا وظایف سازمانی به دلیل نبود توافق برخی از اعضا با مصوبات آن به کنار نهاده شود و تقلیل گرایی در سیاست بی توجه به یکی از اهداف اصلی برنامە سازمان یعنی رهایی کارگران از قید استثمار و فقر، تنها به بهبود شرایط زندگی کارگران رضایت دهد . و این تقلیل و تعدیل سیاست های یک حزب یا سازمان سیاسی با مشی سوسیال دموکراتیک به یک سازمان اتحادیه ای کارگران است پرسش پیش روی این است که حد نقد مواضع مغایر با آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی در درون سازمان تا چه اندازه است ؟ اگر عضوی از اعضا در شرایط برآمد اعتراضی مردم علیه استبداد و دیکتاتوری قایل به تمیز مواضع شخصی و مواضع سازمانی نشد ویا بدتر از آن حتی با تمیز این مواضع ، بی توچه به صف بندی نیروهای دموکراس خواه چه در سطح جنبش چپ و چه در سطح جنبش رو به گسترش اجتماعی، طرح نظرات شخصی با استفاده از تاکیتک های نسبتا فراگیر مثل نامه سرگشاده و… منتشر کرد، چگونه نقد می شود؟ آیا راهکار های بازدارنده ای تدارک دیده میشود ؟ قدر مسلم بیان نظرات و دیدگاه های هرعضو از اعضای یک سازمان حقی است مسلم وخدشه ناپذیر و هیچ کس رانمی توان به دلیل ارایه و بیان نظراتش از عضویت درسازمان محروم کرد این وظیفه یک سازمان سوسیال دمکرات است در برابر اعضای خود . اما در برابر هر عضو هم وظایفی را عهده دار است که باید با آگاهی، عشق و اشتیاق به آن بپردازد. اگر عضوی از اعضای سازمان دیدگاه های شخصی خود درا برمصوبات سازمانی ترجیح دهد دیگر نمی تواند مدعی پاسداری از حقوق سازمان متبوع خود باشد. این ساده ترین و درعین حال کامل ترین حد رعایت حقوق متقابل پدیده های هوشمند درون یک سامانه است. فراوانی این هوشمندی باید بتواند راه های درست سیاست تشکیلاتی را بیابد و به کار بندد. نظرتان در مورد تلاش های کە از جانب دو سازمان اصلی و عمدە جنبش فدایی برای اتحاد بین سازمان فداییان خلق ایران اکثریت و اتحاد فداییان خلق ایران و فراهم کردن زمینە تشکیل یک حزب چپ سوسیالیست دمکراتیک با سایر سازمانهای چپ و افراد و محافل مستقل چپ چیست؟ آیندە این پروژە را چگونە می بیند؟ این امری است ضروری وناگزیر، اما مهمتر از آن اتحاد بین همه نیروهای چپ و دمکرات در چارچوب هدف های مرحله ای است که کنگره نهم بر آن پای فشرده است. این پروژه باید متناسب با شرایط کنونی و دریافت پیام هایی که مطالبات عمومی و مطالبات خاص طبقه کارکر ایران را نمایندگی می کند تطبیق داده شود . دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان و تلاش و مبارزە برای ارتقا شرایط زندگی کارگران و از میان برداشتن استثمار و فقر یکی ازاساسی ترین مطالبات جنبش فدایی از آغاز شکل گیری جنبش فدایی تا کنون بودە است. فداییان کارگران و مزدبگیران را پایگاە اجتماعی خود در جامعە معرفی و یکی از اهداف اصلی برنامە خود را رهایی کارگران از قید استثمار و فقر معرفی می کنند، بنظر شما فداییان تا کنون چە نقش و تاثیری درتغییر و بهبود شرایط زندگی کارگران داشتە و تا چە حد بە اهداف و برنامە های خود وفاودار باقی ماندەاند؟ علیرغم آنکه فداییان کارگران و مزدبگیران را پایگاە اجتماعی خود در جامعە معرفی و یکی از اهداف اصلی برنامە خود را رهایی کارگران از قید استثمار و فقر معرفی می کنند، در مراحل گوناگون حیات جنبش فدایی، هیچگاه برنامه منسجم و روشنی که بتوان برپایه آن دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان بطور مستمر سازمان داد متاسفانه دیده نشده است. این بی برنامه گی در کل جنبش فدایی از جهات کوناگون قابل نقد و بررسی است و به تبع آن در سازمان فداییان خلق اکثریت نیز رخ داده است هرچند به دلیل انسجام فکری و سازمانی بیشتر در این بخش از جنبش فدایی پیشروی به سوی گزینش کنش های سیاسی برنامه محور بیشتر بوده است اما تاثیرات به قدر کفایت و به تناسب شرایطی که کارگران و زحمتکشان در آن قرار داشته و دارند،نبوده است. دلایل این کمبود ها همان گونه که گفته شد قابل نقد و بررسی است که مهمترین آنها را می گویم : -بی توجهی مفرط به مبارزات صنفی و اتحادیه ای کارگران و زحمتکشان که در عرصه نظری عمدتا ناشی از دو علت بوده است ۱- رویکرد به شیوه مبارزه مسلحانه قبل از انقلاب . ۲- مغلوط بودن درک سازمان از سازمان های شورایی و اتحادیه ای در سازمان های کار و تولید و سردرگمی کارگران پیشرو در این باره که متاسفانه هنور هم در پاره ای از بخش های جنبش چپ این درک غلط از شیوه سازمانیابی کارکران ادامه دارد و شورا را نهاد صنفی و دموکراتیک و طبقاتی کارگران و زحمتکشان می شناسند. -در عرصه سیاسی پیوند نادرست بین مبارزات صنفی و سیاسی کارگران به دلیل درک نادرست از حاکمیت سیاسی پس از انقلاب و کم بها دادن به کسب مطالبات صنفی به بهانه ی مبارزات ضد امپریالیستی جمهوری اسلامی که اساسا رژیمی استبدادی بوده است. خوشبختانه به حکم تاریخ و تغییر معادلات در عرصه ملی و فراملی به سود دموکراسی و آزادیخواهی در نیمه دوم دهه هفتاد شمسی و با رویکرد مردم به سود دموکراسی و آفرینش دوم خرداد ۷۶، این بی توجهی به پایان عمر خود نزدیک شده است و با برآمد حق طلبی کارگران در راستای مبارزه برای ایجاد تشکل های سندیکایی و اتحادیه ای ، سازمان فداییان در زمره اولین سازمان سیاسی است که در دفاع از حقوق کارگران و زحمتکشان و تلاش و مبارزە آنان برای ارتقا شرایط زندگی کارگران و درک مطالبات شان فعالانه کوشش می کند.