سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲ شهریور, ۱۴۰۵ ۰۵:۳۷

دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۵:۳۷

سکوت نشانه چیست؟

خطاب به اساتید علوم ارتباطات روزگار غریبی است. می گویند آدم ها را در موقعیت های دشوار بهتر می توان شناخت. آری درست می گویند. این نکته را وقتی بهتر می توان فهمید که موقعیت ها پی در پی هم می آیند و می روند و مدعیان خاموشند. روی سخنم (بخوانید انتقادم) در این نوشته مدرسین حوزه ارتباطات و روزنامه نگاری هستند

Getting your Trinity Audio player ready...

روزگار غریبی است. می گویند آدم ها را در موقعیت های دشوار بهتر می توان شناخت. آری درست می گویند. این نکته را وقتی بهتر می توان فهمید که موقعیت ها پی در پی هم می آیند و می روند و مدعیان خاموشند. روی سخنم (بخوانید انتقادم) در این نوشته مدرسین حوزه ارتباطات و روزنامه نگاری هستند. همان جمع محدود برج عاج نشین که دور خودشان تار تنیده اند و در محافل خصوصی شان خود را پدر و مادر ارتباطات و روزنامه نگاری این مملکت نام می نهند و بر مبنای همین نامگذاری ها برای خودشان دفتر و دستک به پا کرده اند. با شما هستم که چهار سال از عمرم را سر کلاسهاتان آمدم و رفتم اما روزنامه نگاری را از شما نیاموختم، چرا که هر روزنامه ای را باز کردم نامی از شما و نوشته ای از شما در آن نبود. سنگ روزنامه نگاری سایبر را به سینه می زنید اما در صفحات مجازی هم که به دنبالتان می گردم به جز چند سایت و وبلاگ سرد و اخته و بی روح که در پی حفظ موقعیت دست ساز خود هستند چیزی نمی بینم. شما که مدعی روزنامه نگاری علمی هستید شما که پشت سر هم کتاب می نویسید و ترجمه می کنید ـ و خدا را صد هزار مرتبه شکر ـ امکان انتشار آن را هم دارید، پس چرا همان نوشته های علمی تان را به متن جامعه نمی آورید؟ مگر ذات روزنامه نگاری همین نیست. پس چرا دنیا را هم که آب ببرد هیچ واکنشی را از سوی شما برنمی انگیزد؟ نه اینگونه نیست! جسارت می کنم و این حرف را می زنم من که روزنامه نگاری را در میان مردم و از کسانی آموختم که تا به یاد دارم یا در زندان بوده اند(همان مواقعی که شما تحصیلات خود را تکمیل و فوق لیسانس و دکترا، ضمیمه فیش حقوقی تان می کردید) یا مجبور شده اند از وطن خود بروند و در غربت بنویسند، استادان عزیز دکتر شکرخواه ، دکتر محکی ، دکتر توکلی ،پروفسور معتمد نژاد و…به همه شما می گویم؛ نه باور کنید اینگونه نیست که آدم روزنامه نگار باشد و دغدغه مسائل اجتماعی را هم داشته باشد، اما در شرایطی که شهرش و کشورش در آستانه بحران قرار می گیرد پرده ها را بکشد و برای خودش روزمرگی کند، صبح به صبح کیفش را بردارد و در دفتر کارش حاضر شود و در آرامش چای بنوشد و یا دست بالا نیم نگاه تمسخر آمیزی به حیاط دانشگاه بیاندازد و تجمع دانشجویان برای اظهار نظر در مورد انتخابات (که از قضا مسئله ای بسیار مهم و خبرساز هم هست) را با پوزخندی همراهی کند. در همین جریان انتخابات اخیر بسیاری از روزنامه نگاران دستگیر شده و در زندان اند؛ دریغ از یک خط و خبر که از آنها حمایت کرده باشید و حرفی زده باشید. ناگفته نماند در کنار شما هم هستند اساتیدی که نه مانند شما مناصب دولتی دارند که پشتشان به آن قرص باشد و نه اینکه در هر وقت و بی وقتی برایشان مراسم می گیرند و هورا می کشند، اما حضورشان و قلم شان در همین روزهای پر مخاطره دل ما را گرم کرد. محمد آقازاده را می گویم همان که می توانم استاد خطابش کنم چون هر وقت حرفی زد چیزی به من آموخت و آن نتیجه سالها تلاشش بود نتیجه منفعل نبودنش بود. مسعود بهنود را می گویم که هر روز و هر لحظه از آن سر دنیا چشمش به خیابان های ایران بود و با هر گلوله ای که شلیک می شد او هم دست به قلم می برد و خیلی های دیگر که نمی گذارند انفعال فضای مطبوعات ایران را بگیرد. شما فقط خوب حرف می زنید، اما ایران به این حرف ها نیازی ندارد؛ نشان داد که ندارد. همین مردم، همین ها که جلوی گلوله و زیر ضرب نیروهای امنیتی دوربین از دست شان نیفتاد و به حق وظیفه روزنامه نگاری شهروندی را انجام دادند به همه فهماندند که گوششان از این حرف های مفت پر است. از کنج خانه هایتان بیرون بیایید نگاه کنید واقعیت ها را. حداقل جرات کنید و از دولت برآمده تان دفاع کنید. این هم البته بار اولی نیست که این بی واکنشی را از سوی شما می بینم. هزاران اتفاق ریز و درشت در این سالها افتاد و شما سکوت کردید. از هجدهم تیر هفتاد و هشت تا همین کشتارهای امروز نشستید ببینید چه می شود دیدید چه شد؟ زنان و مردان اند که در خیابان ها می میرند، حتما که خبر دارید؟! اما سکوت زجر آور شما چه معنایی می تواند داشته باشد. اینها که می گویم تف سربالاست چرا که همیشه شما را بزرگ خودم پنداشته ام و سعی کرده ام تصوری غیر از این که امروز دارم را داشته باشم اما دیگر نمی توانم به خودم دروغ بگویم. استادان گرامی این را بدانید از زبان من که به اندازه خودم وقایع جامعه ام را می بینم و به اندازه خودم حرفم را می زنم؛ وصی روزنامه نگاری ایران شما نیستید، پدر و مادر روزنامه نگاری ایران زن و مردی هستند که به جرم نوشتن عقاید و نظریاتشان در گوشه زندان اوین انتظار تولد فرزندشان را می کشند. مسعود باستانی و مهسا امر آبادی را می گویم. وکیل و وصی ژورنالیسمی که شما داعیه اش را دارید آنانی هستند که مجبورند به خاطر گذران زندگی خود از این روزنامه به آن روزنامه در به در باشند و هرگز معنای امنیت شغلی را درک نکنند و با هزار اسم مستعار و دوز و کلک حرفشان را به مردم بزنند. اما می زنند؛ این را تعداد روزنامه های توقیف شده و زندان های انباشته از روزنامه نگاران می گوید نه سایت و وبلاگ های شما که یا مدت هاست به روز نشده یا اگر هم شده اند چیزی را می گویند که نگفتنش صد بار بهتر است.
اگر به اسامی فعالان اجتماعی و روزنامه نگاران دستگیر شده در همین چند هفته اخیر نگاهی بیاندازید متوجه می شوید که بیراه نمی گویم؛ مهندس بهزاد نبوی، فیض الله عرب سرخی، محمد جواد امام، شهاب پور قاسمی، مجید نیری، صادق نوروزی، امیر حسین مهدوی (از سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی)، محمد عطریانفر، هدایت الله آقایی و جهان بخش خانجانی (از حزب کارگزاران سازندگی)، محمدعلی ابطحی (عضو مجمع روحانیون مبارز)، عبدالفتاح سلطانی (عضو کانون مدافعان حقوق بشر)، محمدرضا جلایی پور (سخنگوی کمپین موج سوم حمایت از خاتمی و موسوی)، بهزاد باشو (روزنامه نگار و کاریکاتوریست مطبوعات)، احمد زیدآبادی و عبدالله مومنی (سازمان دانش آموختگان دفتر تحکیم)، سعید لیلاز (روزنامه نگار)، سمیه توحیدلو (فعال جامعه مجازی)، محمد قوچانی (سردبیر روزنامه اعتماد ملی)، محمد توسلی، عماد بهاور، محسن حکیمی و علوی (نهضت آزادی ایران)، ژیلا بنی یعقوب (روزنامه نگار)، بهمن احمدی امویی (روزنامه نگار)، کیوان صمیمی (روزنامه نگار)، عبدالرضا تاجیک (روزنامه نگار)، مهسا امرآبادی و مسعود باستانی (روزنامه نگار)، مصطفی قوانلو قاجار ،کامبیز نوروزی (دبیرکمیته حقوقی انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران) عیسی سحر خیز ، محمد علی داد خواه (وکیل دادگستری)، ملیحه دادخواه، سارا صباغیان، بهاره دولو ، امیر رئیسیان، هامون شیرازی و بسیاری دیگر از اهالی مطبوعات و رسانه.
این یک نمونه کوچک آن است. حالا متوجه می شوید که اگر از شما انتظار دارم در این شرایط حضور داشته باشید و قلم خود را به سوی ظلم نشانه بگیرید انتظار بیجایی نیست وظیفه شماست که شاگردتان آن را از شما می خواهد. اگر هم توان رویارویی در این عرصه را ندارید تو را به خدا مفهوم روزنامه نگاری را خدشه دار نکنید و ادعای آن را نداشته باشید. ما هم قول می دهیم باورمان شود (هر چند تلخ و گزنده است)، که این دانشگاه هایی که یک پول سیاه نمی ارزند روزنامه نگار تربیت نمی کنند بلکه فقط گواهینامه پایان دوره تحصیلی می دهند. کلام آخر اینکه وقتی با مردم نباشید در یاد و خاطر آنها هم نمی مانید و فردای آزادی شان جایی را در روزنامه های آزادشان به شما نخواهند داد.

تاریخ انتشار : ۱۹ تیر, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

حقوق بشر گزینشی نیست؛ از مردم خودتان شروع کنید

شهناز قراگزلو: قوه قضائیه جمهوری اسلامی نمی‌تواند از یک سو خود را مدافع حقوق بشر معرفی کند و از سوی دیگر، در داخل کشور حقوق بنیادین شهروندان را نادیده بگیرد. اگر دفاع از حقوق بشر یک وظیفه انسانی و اخلاقی است، همان‌گونه که سخنگوی قوه قضائیه درباره مستندسازی جنایات میناب می‌گوید، این وظیفه پیش از هر چیز باید در برابر حقوق شهروندان ایران نیز به رسمیت شناخته شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه حزب دمکراتیک مردم ایران: قانون «مبارزه با نفوذ»، سایه جنگ و سرکوب

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران برای امضای پتیشن «نه به اعدام؛ آری به حق حیات»

تشدید رقابت ژئوپلیتیکی دولت‌های ترکیه و اسرائیل

معاون نخست وزیرایتالیا، همچنان مانع بازگشت پناهندگان به این کشور می‌شود

دیپلمات‌های سابق فرانسوی و بریتانیایی خواستار موضع سختگیرانه‌تری در قبال اسرائیل شدند