سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۴ شهریور, ۱۴۰۵ ۱۷:۰۱

چهارشنبه ۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۷:۰۱

شناسنامه نظام باطل شد، تکلیف اصلاح طلبان چیست؟

البته این کودتا غیر قابل تصور نبود. زمانی که هاشمی رفسنجانی ٧٩ ساله را از صندلی ریاست مجلس خبرگان به زیر کشیدند و بجای وی محمدرضا مهدوی کنی ٨٢ ساله را با صندلی چرخدار بجای وی نشاندند، کسی اهمیت آن تناقض معنی دار را درک نکرد، و اگر امروز احمدی جنتی ٨٧ ساله رفسنجانی ٧٩ ساله را بخاطر کهولت سن رد صلاحیت کند، دیگر برای درک این تناقض مضحک دیر شده است.

Getting your Trinity Audio player ready...

 می گویند انقلاب فرزندان خود را می بلعد، اما امشب انقلاب اسلامی ایران فرزند ارشد خود را، که شناسنامه آن نیز بود، بلافاصله بعد از بلعیدن به دامان اصلاح طلبان استفراغ کرد تا فریاد بزند: انقلاب مـُرد ـ زنده باد انقلاب! در ادبیات و مستندات مکتوبه علم جراحی زنان و زایمان کمتر موردی گزارش شده که در آن طبیبان برای نجات جان مادر ناچار به سقط جنین دوگانه از طریق عمل سزارین بهمراه بیرون آوردن همزمان زهدان (caesarean hysterectomy) شده باشند. مخصوصاً که حکیمان نگهبان و دلسوز عمداً یا ناشیانه نظام مادر را از پائین تنه نیز فلج کنند تا نه تنها خطر بارداری در آینده میسر نباشد، بلکه امکان حرکت و پیشرفت نیز کاملا سلب شود. حقیقتاً امروز نقطه عطفی در تاریخ سی ساله جمهوری اسلامی است. روزی که علاوه بر شناسنامه نظام، کاندیدای دولت و حامیان آن نیز توسط کودتای شورای نگهبان رد صلاحیت شد تا واژه “انتصابات استصوابی” معنی تازه ای در به اصطلاح ادبیات مردمسالاری جمهوری اسلامی و حامیان آن بیابد.

البته این کودتا غیر قابل تصور نبود. زمانی که هاشمی رفسنجانی ۷۹ ساله را از صندلی ریاست مجلس خبرگان به زیر کشیدند و بجای وی محمدرضا مهدوی کنی ۸۲ ساله را با صندلی چرخدار بجای وی نشاندند، کسی اهمیت آن تناقض معنی دار را درک نکرد، و اگر امروز احمدی جنتی ۸۷ ساله رفسنجانی ۷۹ ساله را بخاطر کهولت سن رد صلاحیت کند، دیگر برای درک این تناقض مضحک دیر شده است. بقول شیخ اجل کنون دم درکش ای سعدی که کار از دست بیرون شد، آنهم در زمانی که بسیاری از علما از جمله رئیس دیوان عالی کشور همسن احمد جنتی هستند. پس کهولت سن بهانه ای بیش نیست، چون گر حکم شود که مست گیرند، در شهر هر آنکه هست گیرند! اتفاقا آخوندها در مقایسه با بقیه مردم، عمر بسیار طولانی دارند و بسیاری از آنها رساله ها و دستوران مهم مذهبی خود را در سنین بسیار بالا نوشته اند. پس بحث یکنواختی سنی در میان نیست، بلکه جدال برای یکصدایی مطلق است.

آنهایی که خبرگزاری فارس را از صبح امروز رصد می کردند، می توانستند تشخیص بدهند که حادثه ای نه چندان غیرمنتظره در راه است. خبرگزاری فارس به نقل از دهها مقام و مرجع و آیت الله گویا از واقعه ای هشدار می داد که در شرف وقوع بود و یا حداقل اذهان را برای پذیرش آن آماده می کرد. فرهشت اصلی گزارشات این خبرپراکنی بر این مبنا استوار بود که همه باید نظر شورای نگهبان را بعنوان فصل الخطاب بپذیرند، و هر کس نپذیرد قطعا مفسد است. سخنگوی شورای نگهبان قبلا اعلام کرده بود که علل رد صلاحیت ها را علنی نخواهد کرد چون اساس کار آنها نه بر رد صلاحیت بلکه بر احراز صلاحیت است. موضوع سن هم که در چند روز اخیر مطرح شده بود بهانه ای بیش برای آماده کردن افکار عمومی نبود، یا وگرنه بجز هاشمی اکثر آنهایی که رد صلاحیت شدند، از اعضای شورای نگهبان جوانتر بودند.

زمانی که به خاتمی اجازه ندادند تا کاندیدا شود، وی صادقانه حقیقت را گفت. در نتیجه اجماع اصلاح طلبان بطور اجتناب ناپذیری بعنوان گرینه دوم بسوی هاشمی رفسنجانی گرایش پیدا کرد. اصلاح طلبان تصور می کردند که اصولگرایان طرفدار رهبری حداقل قواعد بازی را رعایت خواهند کرد. اما اینگونه نشد.  اینک صرفنظر از اینکه طرفداران دولت و شخص رئیس جمهور چه نوع عکس العملی را از خود نشان خواهند داد، به عقیده من اتخاذ موضع اصلاح طلبان که از هاشمی رفسنجانی بعنوان گزینه دوم (و مورد احترام نظام ـ از منظر آنان) حمایت کرده بودند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اما هنوز که جوهر قلم حذف رفسنجانی خشک نشده است، برخی از اصلاح طلبان که با هر قیمتی حاضرند خود را آویزه ای نظامی بکنند که آنها را با خفت، بی حرمتی و توهین استفراغ کرده است، سخن از حمایت از محمدرضا عارف می کنند، انگار نه خانی آمده و نه خانی رفته! آنها معتقد هستند که همان اجماع و اجتماع را می تواند حول محوریت محمدرضا عارف گرد آورد، غافل از اینکه نه تنها بازی را به حریف باخته اند بلکه بازیچه دست آن شده اند و اینک از مردم می خواهند که بازیچه ی بازیچه شوند! البته در سخنوری و استدلال تئوریک و عامه پسند اما سترون برخی از شارعان اصلاح طلب نباید غافل بود.

تائید و یا احراز صلاحیت حسن روحانی و محمدرضا عارف نیز دقیقا در راستای ایجاد شکاف و گسل بیشتر بین جبهه اصلاح طلبان می باشد. از یکسو اصلاح طلبانی که حاضرند بعنوان سربازان پیاده و تحقیر شده در بازی شطرنجی که باخت آنان محرز و به یقین است، ادامه بدهند. هاشمی رفسنجانی و همراهانش از این طیف خواهند بود.  از سوی دیگر اصلاح طلبان صادقی که به یقین پی برده اند که همه جاده ها بسوی اصلاحات توسط تانک های سپاه و اقتدارگرایان تمامیت خواه کاملا مسدود شده اند، و استدلال و گفتمان های شیرین نظیر ” در سیاست مات و کیش نداریم و باید امیدوارانه همچنان در همان مسیر شکست خورده ادامه داد و . . ” خودفریبی بیش نخواهد بود. نظام درگیر بحران های جدی اجتماعی، مالی و اقتصادی در درون و چالش های جدی بین المللی است. مسئولین نظام به این نتیجه رسیده اند که تفرقه و چند دستگی در درون ارکان مختلف نظام برای بقای آن مهلک خواهد بود. به همین دلیل تصمیم گرفته اند تا صداها را یکپارچه کنند، و اجازه بروز تشتت و پراکندگی از درون را به احدی ندهند. آنها چالش دو سال اخیر دولت احمدی نژاد و یارانش را تجربه کرده اند. آنها دوران بیداری و خیزش های اجتماعی دولت اصلاحات آقای خاتمی را بیاد دارند. نظام برای حذف و به حاشیه راندن این دو طیف (اصلاح طلبان و حامیان دولت) هزینه سنگینی پرداخته است. حال خوش بینانه است اگر کسی متصور و یا متوهم به بازگشت به گذشته از طریق فرار از شرایط فعلی که رهبر به کررات از آن تعریف و تمجید کرده است، به آینده ای نامعلوم برای اقتدارگرایان و منافع آنها باشد.

اصلاح طلبان بجای تقبل تحقیر با منت و تمکین اطاعت وار از قواعده بازی یکجانبه و سپس حمایت تحمیلی از محمدرضا عارف و یا روحانی، باید بقول غربی ها مدتی را مشغول لیس زدن به زخم عمیق خود و تعمق در مورد ضربه ناباورانه اما گیج کننده وارد شده صرف کنند، و یک ارزیابی جدی و فراگیر از عملی بودن آرمانهای اصلاح طلبی در چارچوب تنگ و انعطاف ناپذیر انقلابی که امشب مـُـرد، بکنند. امشب بحث بر سر مطلقگرایی اپوزیسیون برونمرزی و سیاه و سفید دیدن ممکنات سیاست (توسط افراطیون در بین اپوزیسیون) نیست. بلکه بودن یا نبودن، بحث در این است. این بحثی است که زمان آغاز آن فرا رسیده است و باید با واقعگرایی و “رئیال پـُـلتیک” و به دور از تعصبات دیرینه و نهادینه شده در طول ۳۴ سال اخیر به آن پرداخت. مخصوصا در طی یکسال آینده که مردم ایران با مشقت های سهمگین و چالش های جدی از جمله خطر جنگ خانمانسوز و تحریم های بیشتر مواجه خواهد بود.

تاریخ انتشار : ۱ خرداد, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۵ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

«طرح مقابله با نفوذ»؛ توطئه‌ای سازمان‌یافته برای سرکوب جنبش دموکراسی‌خواهی

هیئت سیاسی-اجرایی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): سازمان ما تصویب کلیات این طرح را «فاجعه‌ای دیگر در نظام حقوقی کشور» دانسته و ضمن مخالفت با آن، تصویب این طرح را ادامه و تشدید رویکردی می‌داند که در «قانون تشدید مجازات جاسوسی» نیز دنبال شده است؛ قانونی که در یک سال گذشته مبنای صدور احکام سنگین و اجرای احکام اعدام در شماری از پرونده‌ها قرار گرفته است.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

۳۰ سال زندان برای استفاده از آزادی بیان؟

سردبیر ماه: ایالات متحده در ۱۶ ژوئیه کنفرانسی جهانی در واشنگتن برگزار کرد تا همکاری کشورها علیه آنچه «تروریسم چپ افراطی» می‌نامد، تقویت شود؛ اقدامی که بخشی از راهبرد امنیتی جدید آمریکا برای اعمال نفوذ و تغییر رژیم در اروپا و آمریکای لاتین است. این نشست همچنین کارکردی داخلی دارد، زیرا با نسبت‌دادن مخالفان سیاسی به «تروریسم خارجی»، سرکوب آنان آسان‌تر و مشروع‌تر جلوه داده می‌شود.

مطالعه »

یک ایران، یک ملت و یک ترازنامه…

گودرز اقتداری: نوشته‌ای در فضای مجازی منتشر شده است که با این مطلع آغاز میشود: «ما یک ایران نداریم. دو ایران داریم! یک ایرانِ جهان سومی که از کشورهای منطقه عقب افتاده است، نه برق دارد، نه آب دارد، نه صنعت قابل توجهی دارد، نه زیر ساخت قابل اتکایی دارد و علاوه بر آن همه نخبگان‌اش نیز در حال فرار از کشور هستند و این ایران رو به قهقرا در حرکت است. یک ایرانِ دیگر هم وجود دارد که ۹۵ درصد جمعیت آن باسواد است و در بین ۲۰ کشور اول جهان در تولید علم قرار دارد و در تربیت متخصص از پزشکی گرفته تا مهندسی علوم روز جهان همچون نانو، رباتیک، ژنتیک، هسته‌ای و … سرآمد کشورهای منطقه است» یادداشت زیر در پاسخ به آن برداشت نوشته شده است.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

روبرت کوچاریان، رئیس جمهور سابق ارمنستان، به اتهام فساد دستگیر شد

سیاستمدار راست افراطی زوی سوکوت بنای یادبود فلسطینیان را تخریب کرد

خاورمیانه در نظم نوین: رقابت اقتصادی، نظامی و نرم جمهوری اسلامی، ترکیه و عربستان

سیلیکون ولی، جنگ را به عنوان یک بازار رشد می‌بیند

لندن و کی‌یف توافق‌نامه‌ای در مورد استفاده نظامی از هوش مصنوعی امضا کردند

صدها هزار روهینگیایی در معرض تهدید گرسنگی حاد هستند