پیش درآمد: نشست ۱۴ آپریل استانبول به توافق برتعیین مکان برگزاری نشست سریع در بغداد منجر شد. طرفین در نشست ۱+۵ استانبول با همه رویدادهای آشکار و پنهان نقطه پایانی برنگرانی های ناشی از قطع گفتگو بین ایران و غرب گذاشتند. هدف اصلی و عمده مذاکرات مقدماتی ” سازنده بودن ” آن در نتیجه نمایش پیروزی دیپلماسی گفت وگوی، در رقابت جنگ با ایران را اعلام کرد. رادیو فردا در گزارش خبری خود ” درخواست آمریکا برای مذاکره دوجانبه ” را عنوان کرد. جلیلی نیز در برابر درخواست مذاکره ” وندی شرمن ” نماینده ایالات متحده آمریکا در نشست استانبول را پاسخی نداد. علت تلویحی رد مذاکره شاید باید در ماموریت جلیلی پیگیری کرد. برنامه ریزی دیکته شده به هئیت ایرانی اجازه لازم را در این زمینه به آنها نمیداد و هنوز امکان برگزاری نشست خاص عادی سازی رابطه بین دو طرف فراهم نشده است.
پیش از این “هیلاری کلینتون ” وزیر امور خارجه آمریکا دادن تضمین کافی به ایران را داده بود. اما ایران بازی در زمین اروپا را ادامه داد و از اتحادیه اروپا خواستار لغو تحریم ها شد. تحریم هایی که نقش بلامنازع آمریکا آشکار است. گرچه سایت فردا به نقل از ” گاردین” ( ۱۸/۴/۲۰۱۲) خبر داد که دولت سویس از تحریم بانک مرکزی ایران خود داری کرد و علت آن را اهمیت این بانک در اقتصاد دانست. آمریکا در برابر این اقدام خلاف سیاست تحریم ایران موضعی ایراد نکرد. هر چند پیشتر اعلام کرده بود: ” آخر ماه ژوئن ایلات متحده قرار است تحریم های خود را علیه بانک مرکزی ایران به مرحله اجرا در خواهد آورد. “
پیروزی دیپلماسی مذاکره دررقابت با جنگ به عوامل متعدد باز میگردد. عواملی نظیر خستگی غرب از تداوم مذاکره با ایران، ناتوانمندی ایالات متحده در جنگ با ایران و تاثیرات حضور در منطقه و رشد توانمندی های نظامی، هر کدام از این مولفه ها به تنهایی نمی تواند عامل کنار گذاردن آلترناتیو حمله نظامی باشد، بلکه مجموعه عواملی باعث نتایج ملموس نشست استانبول گردید. نشستی به منظور دست یافتن به هدف های تعیین شده که نتیجه آن مورد توافق طرف های ذینفع باشد. گزارش ” وال استریت ژورنال” که در ۱۸/۵/۲۰۱۲ در سایت رادیو فردا آمد ” ایران و آمریکا را در جنگ موهومی مقابل هم میگذارد. گزارش « وال استریت ژورنال » بر اساس گفت و گو با شماری از افسران عالیرتبه ارتش آمریکا و کارشناسان امور نظامی تنظیم شده و به بررسی شرایط و تاکتیک های دو طرف در صورت جنگ بین ایران و آمریکا پرداخته و مینویسد که با توجه به ضعف فاحش نیروههای منظم ارتش ایران به احتمال قوی، موثرترین روش این کشور در مقابله با قدرت نظامی آمریکا، استفاده از روش های چریکی و جنگ نامنظم خواهد بود.
در ادامه گزارش روزنامه تناقض هایی آمده که در مقابل ” ضعف فاحش نیروههای منظم ارتش ” میباشد. ده سال پیش در دوران ریاست ” دونالد رامسفلد ” وزارت دفاع آمریکا یک نمایش و تمرین جنگی بر اساس شرایط احتمالی وقوع جنگ در آب های خلیج فارس انجام شد. نتایج این تمرین زنگ خطرجدی برای ارتش امریکا بود. چون در پایان مشخص شد که اگر نیروههای مسلح ایران بتوانند به طور موثر از تمام جنگ های نامنظم استفاده کنند ضربات بسیار سنگینی به نیروههای آمریکا خواهند زد. نیروی دریایی آمریکا از ماهها پیش واحد های مین روبی بیشتری به ناوگان مستقر در آب های خلیج فارس افزوده است. نگرانی آمریکا بیش از آنکه موشکهای دور برد ایران باشد،موشکهای با برد کوتاه و سبک از نوع « اسکانر » است که آنها را میتوان روی سکوی در حال حرکتی نصب کرد و از کنترل رادرها گریخت.
یک مورد دیگر از تسلیحات نظامی رژیم ایران که میتواند خطرناک باشد اژدرهایی است که ایران از روسیه خریداری کرده و آنها می توان از عرشه هر نوع کشتی شلیک کرد. بنابراین کشف موقعیت و ردیابی آنها برای آمریکا دشوارخواهد بود. علاوه براین، چنین اژدرهایی را میتوان از زیردریایی ها نیز شلیک کرد. ایران سه زیردریایی روسی مدل « کیلو» و احتمال چهارزیر دریایی ساخت کره شمالی از مدل « یون » دارد که قادر به حمل این اژدرها هستند. وسیله دیگری که ایران با استفاده از آن میتواند روش های جنگ نامنظم را در آبهای خلیج فارس پیش ببرد، قایق های تندرو هستند. استفاده از تعداد بسیار زیادی از این قایق های سبک توپدار میتواند امنیت یک ناو جنگی را به خطر بیندازد. در اوائل سال ۲۰۰۸ تعدا بسیار زیادی از این قایق های نیروی دریایی ایران، خود را به ناوگان دریایی آمریکا نزدیک کردند. هیچ حادثه ای روی نداد، ولی این اقدام تحریک آمیز برای نشان دادن خطر این قایق ها صورت گرفت.
وال استریت ژورنال از افسران عالیرتبه نیروی دریایی آمریکا نقل میکند که ایران مسلما با استفاده از روش های جنگ نامنظم سعی خواهد کرد که در آبهای خلیج فارس به ناوگان دریایی آمریکا ضربه بزند. چنین روش هایی میتواند به اندازه روش های بمب گذاری کنار جاده ها که طی سال های اخیر در افغانستان و عراق رواج یافته است برای نظامیان آمریکایی خطر ایجاد کند. کارشناسان امور دفاعی ارزیابی میکنند که احتمالا ایران پنج هزار مین ضد کشتی انبار کرده است. این مین ها از ابزارهای انفجاری ساده که بر اثر برخورد منفجر خواهند شد تا مین هایی بسیار پیشرفته که میتواند برای نیروی دریایی آمریکا یک دردسر بزرگ ایجاد کند. در سال ۱۹۸۸ یکی از ناو های ترابری نیروی دریایی آمریکا با یکی از این مین ها برخورد کرد و در معرض غرق شدن قرار گرفت. نیروی دریایی آمریکا در سالهای اخیر روش های پیچیده و دقیق تری برای مین روبی بستر دریا ها ابداع کرده است و همزمان تجهیزات جدیدی برای مقابله با موشک های زمین به دریا و اژدرهایی که ایران در اختیار دارد، تولید شده است. ایران در تمامی مقاطعی که تنش در سطح منطقه افزایش یافته تهدید کرده است که تنگه هرمز و مسیر کشتیرانی مهم برای انتقال نفت را مسدود خواهد کرد.
چرایی پیروزی دیپلماسی مذاکره بر تاکتیک جنگ را باید از لابلای سطور گزارش ” وال استریت ژورنال ” شناخت. ..
ادامه دارد