سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۳:۲۶

پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۳:۲۶

هم‌ مدرسه‌ای

جایی خوانده بودم: «... تنها اندیشه‌ای که استبداد در سر دارد، تحقیر بشر است. حاکمِ مستبد همواره فقط مردم پست را می‌بیند... آن‌ها در برابر چشمان وی و به‌خاطر او در باتلاق روزمرگی غرق می‌شوند... تنها اندیشه‌ی استبداد تحقیراست...»

شهر دوران کودکی، حالا برای خودش مرکز استانی‌ست. گذرم به آنجا به واسطه عزیزی رخ داد. برحسب اتفاق در کتابفروشیِ دوستِ دیگری، به ناگاه مردی بلند بالا با موهای پرپشت یک دست سفید و سبیل و ابروانی جوگندمی، به نام صدایم زد. نشناختمش. گفت: «در دبستان امیرکبیر شما کلاس دوم بودید و من پنجم. یک روز ترا به کلاس ما آوردند و معلم لغاتِ کتابِ فارسیِ کلاسِ پنجم می‌گفت و تو روی تخته سیاه، عجب!… می‌نوشتی و سر آخر معلم گفت:…»

این را که گفت، تمامِ آن خاطراتِ مدفون شده حدود شصت ‌ساله بیرون زد؛ هرطوری بود با کلی شرمندگی و خجالت از کتابفروشی بیرون زدم. حالِ نکبت آن روزها به یادم آمد. چرا که من کلاس اول را دوبار خوانده بودم. یک بارش مستمع آزاد بود و مجله و روزنامه در خانه فراوان… یادم آمد معلم بعد از نوشتن آن لغات روی تخته‌ی سیاه، چه سرکوفتی به آن دانش‌آموزِ نگون‌بخت زده بود و جلوی جمع او را تحقیر کرده بود. مثل همان موقع، حالا هم خودم را عاملِ وقوعِ این لحظه دردناک و ناگوار می‌دیدم… بگذریم از عواقب مسیر مدرسه تا خانه!…

شرم، ابتدای مسیری‌ست که حسی از بدی در ما ایجاد می‌کند و بعضی شرمندگی‌هایِ قدیمیِ ما پایانی ندارند و تنها سعی می‌کنیم برای رهایی از عذاب، آنها را مدفون کنیم، غافل از آنکه تلخی‌های رنج‌آلود با خاک‌شدن از بین نمی‌روند؛ منتظر فرصتی‌اند برای بازگشت و گرفتن بیخ‌ گلوی ما … همانطور که بابت آن خاطره‌ی بدشگون، من و هم‌ مدرسه‌ای قدیمی‌ام نقشی نداشتیم و هر دو قربانیان خطا آلوده آن شدیم و هر دو به یک اندازه خوار و خفیف و تلخ…

این‌روزها دور و بر ما پرشده از آدم‌های شرمساری که نقشی در خَلق حالِ بد خود ندارند. کارگران و تهیدستان زیادی را می‌بینیم که شرمنده‌ی همسران و فرزندانشان‌ خویش‌اند و جوانانی خجالت زده پدران و مادران خود…

حقارت، زخم جانکاهی در دل می‌نشاند و این بذر، کینه‌ای عمیق… درختی می‌شود تنومند. لبریز از انواع احساساتِ شوربخت، عذاب‌آور و پریشان‌کننده. به نظر می‌رسد کسی برای عرق‌های شرمی که بر چهره‌ها نشانده‌اند؛ پاسخ‌گو نیست. این مردم هم البته برای‌شان هورا که نمی‌کشند، هیچ…؛ سکوت‌شان همراه‌ست با نگاهی خیره و بغضی فروخورده…

جایی خوانده بودم: «… تنها اندیشه‌ای که استبداد در سر دارد، تحقیر بشر است. حاکمِ مستبد همواره فقط مردم پست را می‌بیند… آن‌ها در برابر چشمان وی و به‌خاطر او در باتلاق روزمرگی غرق می‌شوند… تنها اندیشه‌ی استبداد تحقیراست… (۱)»

آن‌کس که نکبت بکارد؛ نعمت به دست نمی‌آورد…

 

پانویس: 

۱. مندرج در سالنامه آلمانی- فرانسوی…

نشریه سالانه‌ای به زبان آلمانی که کارل مارکس و آرنولد روگه باهم سردبیری آنرا بر عهده داشتند… کارل هاینریش مارکس Karl Heinrich Marx؛زاده  ۵ مه ۱۸۱۸، درگذشته ۱۴ مارس ۱۸۸۳. فیلسوف، اقتصاددان، تاریخ‌نگار، جامعه‌شناس، نظریه‌پرداز سیاسی و روزنامه‌نگار…

و آرنولد روگه Arnold Ruge زاده ۱۳ سپتامبر ۱۸۰۲ – درگذشته ۳۱ دسامبر ۱۸۸۰فیلسوف و نویسنده…

منبع:

برگرفته از کانال تلگرام @apahlavan

تاریخ انتشار : ۷ تیر, ۱۴۰۲ ۳:۱۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

چهل روز سوگ به وسعت یک سرزمین

در چهلمین روز بزرگداشت جان‌باختگان، بار دیگر بر حق دادخواهی خانواده‌ها، ضرورت تشکیل کمیته‌ای حقیقت‌یاب برای روشن شدن ابعاد این جنایت و پاسخ‌گو کردن آمران و عاملان آن تأکید می‌کنیم. پیگیری این مطالبه، بخش جدایی‌ناپذیر برنامه و مبارزۀ  سازمان ما سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، است. ما خود را موظف می‌دانیم با بهره‌گیری از ظرفیت‌های سیاسی و حقوقی، به‌صورت سازمان‌یافته و پیگیر برای مستندسازی این جنایات، روشن شدن همۀ ابعاد حقیقت، تحقق عدالت و جلوگیری از تکرار چنین فجایعی اقدام کنیم.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

مرگِ «مرگ‌اندیشی»؛ تولدِ «الهیاتِ زندگی»

اظهارات جدید سخنگوی وزارت بهداشت چه ابعادی دارد؟ داستان اجسادی که با آنژیوکت، چست تیوب در سردخانه کهریزک هستند

زنان؛ نخستین قربانیان نااطمینانی در بازار کار ایران

سلطنت‌طلبی؛ آلت دست مداخله‌گران و مانع وحدت جنبش

ایران در تقاطع انسداد داخلی و نظم نابرابر جهانی

گذار یا بازتولید بحران؟ دغدغه چپ در افق  آینده ایران