سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۱ خرداد, ۱۴۰۵ ۰۹:۴۱

یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۱

واقعیت، احتمال و خیال

فراخواندن همۀ طرفهای باقیمانده در برجام به انجام تعهدات خویش، تداوم مذاکره با اتحادیۀ اروپا و دیگر طرفهای برجام بر سر حفظ آن و طرق حفظ آن، قطعاً لازم است. اما توازن بین "واقعیت، احتمال و خیال"، چنان که در بالا ترسیم شد، حاکی از آن است که اولاً این چارچوب مذاکره برای اروپا تنگ است و باقی ماندن در آن می تواند به سرعت به ختم مذاکره بیانجامد، ثانیاً اگر درها نه، دریچه ها و اگر دریچه ها نه، روزنه های مذاکره با امریکا را باید گشود و گشوده گذاشت.

Getting your Trinity Audio player ready...

واقعیت این است:

– که آژانس بین المللی انرژی هسته ای، یعنی صالحترین مرجع و مقام برای قضاوت در مورد وفاداری به برجام، که خود این توافق آن را برای قضاوت در مورد وفاداری به برجام تعیین کرده و ابزارهای قضاوت میدانی را نیز در اختیار آن قرار داده، وفاداری جمهوری اسلامی به برجام را مکرراً آزموده و تأئید کرده است؛

– که یکی از شاخصهای سیاست خارجی ترامپ “بین المللی زدائی” از مناسبات بین المللی است. ممکن است بتوان اقدامات ترامپ را با توضیح “از میان برداشتن تمام دستاوردهای اوباما” مرتب کرد و به رشته درآورد. اما در بنیان این اقدامات، در عرصۀ سیاست خارجی دولت ترامپ، ستیز برای از میان برداشتن تمام انتظامات و حتی حقوق بین الملل را می توان تشخیص داد. این ستیز محدود به ترامپ نیست و سابقه آن در برخی محافل سیاسی امریکا به بسیار پیش از اوباما برمی گردد؛

– که اتحادیۀ اروپا نه تنها بابت بیرون کشیدن امریکا از برجام به مثابۀ یک توافق بین المللی و کیفیتی که ترامپ به این اقدام دست زد و زبان تهدید و توهین اش را بر سر اروپا نیز دراز کرد، بلکه به علل دیگری در مناسبات با امریکا نیز، که طرف مستقیمتر ترامپ بوده، خود را مغلوب یافته است. گزنده این است که در چاره اندیشی برای وضع کنونی، فعلاً صدای آن محافل، اندیشکده ها و صاحب نظران سیاسی طنین اندازتر است که اروپا را به “رئال پلیتیک قرن بیست و یکمی” در برابر “انزواجوئی و منزه خواهی پس از سالهای پایانی دهۀ ۶۰” فرامی خوانند.    

محتمل این است:

– که انتقال سفارت امریکا در اسرائیل به اورشلیم (قدس) در روز ۱۵ می و برآمدهای اخیر دولت اسرائیل، خاصه برآمد جنایتبار این دولت در همان روز ۱۵ می علیه مردم فلسطین، بار دیگر به احساسات ضدامریکائی و ضداسرائیلی در منطقه دامن زنند و این، به نوبۀ خود، همچون باد مناسبی در بادبان سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی عمل کند؛

– که در اثر تشدید تنش بین جمهوری اسلامی و امریکا (و متحدان منطقه ای آن)، سوای عوامل متعدد دیگری که در تعیین قیمت بین المللی نفت و نوسانات آن مؤثر اند، قیمت افزایش یافتۀ نفت، با جهش ناگهانی اش بلافاصله پس از اعلام خروج امریکا از برجام، تا مدتی در سطح بالای ۷۰ دلار و بیشتر باقی بماند و توقف افزایش قیمت نفت در روز چهارشنبه، ۱۶ می، چنان که فعلاً میزان آن هم گواهی می دهد، نشانه ای از نزول و سقوط آن در آیندۀ نزدیک نباشد؛

– که در اثر دو احتمال پیشگفته، ارزیابی اکیداً اشتباه و حتی توهمی بر تمایلات ایدئولوژیک – سیاسی سیاستگذاران جمهوری اسلامی مزید گردد و آنان را در جستجوی واقعبینانۀ راه های عبور از بحران کنونی ناتوان کند. ارزیابی اشتباه و توهم مشابهی را در دورۀ معینی از بحران هسته ای نزد کوپل “خامنه ای – احمدی نژاد” مشاهده کرده ایم.

نامحتمل نیست:

– که ترامپ در اعلام خروج امریکا از برجام، که با توفانی از دروغ و تهدید همراه بود، از الگوی ثابتی برای پیشبرد “استراتژی مذاکره” پیروی کرده است که در دیگر اقدامات او نیز، نهفته یا عیان، قابل تشخیص است: ایجاد بیشترین التهاب در وضع ولو با ششلولبندی، برای ایجاد بیشترین فضای حرکت در برابر طرف مذاکره، و این همه برای رسیدن به بیشترین خواسته ها. عقب نشینی هم همیشه ممکن است؛

نامحتمل است:

– که دولت امریکا یک نقشۀ انضمامی برای اقدام نظامی علیه ایران داشته باشد. این فقط استنتاجی از اظهارات روز ۱۳ می جان بولتون نیست که اعلام کرد “دولت امریکا در پی تغییر رژیم ایران نیست”؛ یا از طرح مخفیانه ای که بنا به گزارش “واشنگتن فری بیکن” دولت امریکا برای “کمک مردم ایران در تعرض به جمهوری اسلامی” در دست بررسی دارد، و در آن آمده است که “دخالت نظامی آمریکا علیه رژیم ایران اولین گزینه نیست.”

“همۀ گزینه ها روی میز اند” اما گزینۀ مقدم کشاندن اقتصاد ایران به بن بست بی بازگشتی است که به خودی خود و بی تنش با امریکا و متحدان منطقه ای اش نیز، به بن بست رسیده است.

خیال این است:

– که گویا اتحادیۀ اروپا تمام تلاش اش را برای حفظ برجام به کار گرفته و به کار خواهد گرفت. سوای تصریح بسیاری از سیاستمداران اروپائی، دایر بر این که برای تأمین منافع ایران نمی توان تضمینی داد، حتی اگر چنین تلاشی هم صورت گیرد، دولتهای اروپا نمی توانند بخش خصوصی را به معامله با ایران وادارند یا از آن بازدارند[i].

گفته اند ورود به جنگ آسان و خروج از آن دشوار است. این نکته در مورد جنگهای اقتصادی و تجاری هم صادق است. هم از این رو پرسش رایج بسیاری از سیاستمداران اروپائی، که از تصمیم ترامپ هم به شدت ناخشنود اند اما ایدئولوژی و سیاست به ایستادن دائمی ترغیب شان نمی کند، این است که “بسیار خوب، بایستیم. اما تا کی، و با کدام چشم انداز خروج؟”

– که گویا مسئلۀ دولتهای اروپائی در ارتباط با تنش بین ایران و امریکا فقط حفظ برجام است. در اظهارات بوریس جانسون که “اگر رژِیم ایران تغییر کند، شاید قاسم سلیمانی رهبر شود”، زاویۀ دیگری از مسئلۀ دولتهای اروپائی بیان شده است: برنامۀ موشکی و سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی، خاصه نسبت به اسرائیل، نیز از زمره مسائل اروپایند. تأکید موگرینی بر “راه دراز پیش رو” در توصیف وضع مذاکرات جاری بین جمهوری اسلامی و اتحادیۀ اروپا را هم  باید تنها اشارتی به این مطالبات اروپا فهمید.

– که برجام را می توان حفظ کرد، بی آن که به برجام دیگری نیاز و ضرورت افتد. در دیدار ماکرون، مرکل و می با ترامپ پیش از اعلام خروج امریکا از برجام، آنان تلاش داشتند ترامپ را به ماندن در برجام به ازای کسب آمادگی ایران برای توافقات دیگری مزید بر برجام متقاعد کنند. اکنون پس از اعلام خروج از برجام، همین امروز استولتنبرگ، دبیرکل ناتو، به واشنگتن رفت تا با ترامپ، بولتون، پمپئو و ماتیس دیدار و اجلاس سران کشورهای عضو ناتو را که در تاریخ ۱۱ ژوئیه برگزار خواهد شد، تدارک کند. موضوعات مذاکرۀ او با مقامات امریکائی و دستورکار اجلاس ۱۱ ژوئیه ۱- تقویت بیشتر پیمان ناتو، ۲- تکمیل کار ناتو در همراهی با ملل شریک برای مبارزه با تروریسم، تقویت حضور ناتو در دریای سیاه و تقویت تلاشها علیه حملات سایبری اعلام شده اند. در لابلای سطور این دستورکار می توان حدود عدم آمادگی اروپا برای اقدام مستقل از امریکا – تا چه رسد به مقابله با آن – و آمادگی اش را برای توافق با امریکا برای برجامهای دیگر تشخیص داد.

فراخواندن همۀ طرفهای باقیمانده در برجام به انجام تعهدات خویش، تداوم مذاکره با اتحادیۀ اروپا و دیگر طرفهای برجام بر سر حفظ آن و طرق حفظ آن، قطعاً لازم است. اما توازن بین “واقعیت، احتمال و خیال”، چنان که در بالا ترسیم شد، حاکی از آن است که اولاً این چارچوب مذاکره برای اروپا تنگ است و باقی ماندن در آن می تواند به سرعت به ختم مذاکره بیانجامد، ثانیاً اگر درها نه، دریچه ها و اگر دریچه ها نه، روزنه های مذاکره با امریکا را باید گشود و گشوده گذاشت.



[i]– درست در ساعات نگارش این یادداشت در خبرها آمد که شرکت فرانسوی توتال اعلام کرده است که “در صورت عدم معافیت نمی تواند پروژۀ پارس جنوبی را ادامه دهد و ناگزیر به توقف فعالیت‌هایش در ایران است.” شرکت نفتکش مرسک هم پایبندی خود را به تحریم‌های آمریکا اعلام کرد.

تاریخ انتشار : ۲۶ اردیبهشت, ۱۳۹۷ ۱۰:۲۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

به مناسبت سالگرد تجاوز نظامی امریکا-اسراییل به ایران در جنگ ۱۲ روزه

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): بدون اصلاحات ساختاری در نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و بدون توانمندسازی جامعه مدنی، تقویت انسجام ملی ممکن نخواهد بود؛ آن هم در جهانی که معادلات قدرت، امنیت و توسعه با شتابی بی‌سابقه در حال تغییر است. در چنین شرایطی، راه دیگری برای بقا نیست

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟

ناصر اسالو: اگر قرار باشد همان سیاست‌هایی که سفره مردم را کوچک کرده ادامه یابد، اگر فساد، تبعیض و بی‌عدالتی پابرجا بماند، اگر اقشار فرو دست همچنان بی‌پناه و بازنشسته همچنان فراموش‌شده باشد، مردم صلح را در بیانیه‌ها باور نخواهند کرد.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بحران ناتو، رقابت امپریالیستی و آینده نظامی اروپا

حمید اشرف

نقش و سهم ساواک در رشد و گسترش انقلاب اسلامی و فروپاشی رژیم پهلوی

بیانیه «همبستگی جمهوری‌خواهان ایران» پیرامون انعقاد «تفاهم‌نامه» بین دولت‌های ایران و آمریکا

نسخه‌پیچی بر رنج دیگران

آیا صلح در داخل کشور هم اجرایی خواهد شد؟