سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۲:۲۱

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۲:۲۱

میهن‌دوستی جمهوری‌خواهانه یا ملی گرایی؟

مرزی روشن میان وطن‌دوستی جمهوری‌خواهانه و ملی‌گرایی وجود دارد. تجربۀ تاریخی منطقه نشان داده است که بسیاری از کسانی که با شعار استقلال و رهایی ملی به قدرت رسیده‌اند در نهایت به دیکتاتوری انجامیده‌اند.

وقتی یک ماهواره وارد مدار زمین می‌شود، تنش‌های شدیدی را تجربه می‌کند. این تنش‌ها، که در مراحل مختلف ورود به مدار رخ می‌دهند، می‌توانند عملکرد آن را مختل کرده یا حتی به نابودی‌اش منجر شوند، اگر از پیش برای آن‌ها آمادگی لازم ایجاد نشده باشد.

خاورمیانه نیز اکنون در حال گذار از یک وضعیت به وضعیتی دیگر است. تنش‌های موجود در منطقه را می‌توان بهتر در بستر این گذار تحلیل کرد.

آنتونیو گرامشی، نظریه‌پرداز ایتالیایی، در توصیف دوره‌های گذار تاریخی جمله‌ای کلیدی دارد: «کهنه در حال مردن است و نو هنوز زاده نشده.» به‌عبارت‌دیگر، نظم یا جهان‌بینی پیشین مشروعیت و کارکرد خود را از دست داده، در حالی که جایگزین آن هنوز به ثبات نرسیده است. در این وضعیت بی‌ثباتی و خلأ قدرت، پدیده‌هایی بیمارگونه و افراطی مانند فاشیسم، اقتدارگرایی یا خشونت‌های سیاسی پدیدار می‌شوند. با این نگاه گرامشیایی، می‌توان تنش‌های خاورمیانه و حتی ایران را ژرف‌تر دید و تحلیل کرد.

افول اسلام‌گرایی

در دهه‌های گذشته، اسلام‌گرایی به یکی از قدرتمندترین جریان‌های سیاسی در خاورمیانه بدل شد. گروه‌هایی چون اخوان‌المسلمین در مصر، حزب عدالت و توسعه در ترکیه، و جمهوری اسلامی در ایران، با شعار بازگشت به ارزش‌های اسلامی، تلاش کردند مدلی متفاوت از سیاست و حکومت‌داری ارائه دهند. اما در عمل، پس از رسیدن به قدرت، نتوانستند انتظارات مردم را در زمینه آزادی، عدالت و توسعه برآورده سازند. اغلب این جنبش‌ها که در ابتدا مخالف رژیم‌های دیکتاتوری بودند، خود به رژیم‌هایی اقتدارگرا تبدیل شدند.

امروزه، اسلام‌گرایی آن پتانسیل برانگیزاننده پیشین را از دست داده است. نسل جوان و اقشار متوسط وفرودست جامعه از تحمیل ایدئولوژی مذهبی، به‌ویژه در حوزۀ آزادی‌های فردی و اجتماعی، ناراضی‌اند. نظام‌های اسلامی مانند ایران و افغانستان با بحران مشروعیت روبه‌رو شده‌اند. نمونۀ بارز افول اسلام‌گرایی را می‌توان در وضعیت سوریه و پدیدۀ احمد اشرع مشاهده کرد.موقعیت به او دیکته می کند که دیگر نمی توان با شعار اسلامگرایی حکومت تشکیل داد. این همان لحظه‌ای است که گرامشی توصیف می‌کند: کهنه در حال مرگ است و نو هنوز متولد نشده است. ظهور جریان‌هایی مانند سلطنت‌طلبان و سایر نیروهای راست‌گرا را می‌توان در همین زمینه تحلیل کرد.

خلأ پس از اسلام‌گرایی: فرصت یا تهدید؟

پرسش اساسی اینجاست: خلأ ایجادشده در پی افول اسلام‌گرایی را چه جریانی پر خواهد کرد؟ آیندۀ خاورمیانه تا حد زیادی به پاسخ این پرسش وابسته است.

یکی از رقبای اصلی در این میدان، جریان راست افراطی با ایدئولوژی «ملی‌گرایی» است که با شعار بازگشت به گذشته و با حمایت رسانه‌ای و مالی نیروهای امپریالیستی، تلاش دارد خلأ موجود را پُر کند. در ایران، این پدیده نمود بیشتری یافته است. پس از تجاوز اسرائیل، بسیاری از نیروهای ارتجاعی، نقاب ملی‌گرایی بر چهره زده‌اند تا اهداف واقعی خود را پنهان کنند.

مرز میهن‌دوستی و ملی‌گرایی افراطی

ملی‌گرایی افراطی خطری جدی برای آیندۀ منطقه است. مرزی روشن میان وطن‌دوستی جمهوری‌خواهانه و ملی‌گرایی  وجود دارد. تجربۀ تاریخی منطقه نشان داده است که بسیاری از کسانی که با شعار استقلال و رهایی ملی به قدرت رسیده‌اند – از حزب بعث اسد در سوریه گرفته تا نظامیان در پاکستان و صدام در عراق – در نهایت به دیکتاتوری انجامیده‌اند.

فریب در آنجاست که این جریان‌ها، رهایی فرد را در گرو رهایی ملی تبلیغ می‌کنند، در حالی‌ که رهایی جمعی تنها در سایه دموکراسی، صلح و همبستگی اجتماعی امکان‌پذیر است. به گفتۀ اریک هابسبام، تاریخ‌نگار برجسته، ملی‌گرایی پدیده‌ای مدرن و برساخته است؛ نه امری طبیعی یا ازلی. ملی‌گرایی در دوران مدرن جای دین را گرفته و کارکردی مشابه دارد: مشروعیت‌بخشی به قدرت، برساختن هویت، و تعریف مرز میان «خودی» و «غیرخودی». در جوامع متکثر، ملی‌گرایی اغلب به تحمیل زبان، فرهنگ و هویتی خاص می‌انجامد که حذف و تبعیض علیه دیگران را در پی دارد. این روند می‌تواند به دشمن‌سازی و جنگ‌های فاشیستی منتهی شود.

وطن‌دوستی جمهوری‌خواهانه: بدیل مدرن

از منظر جمهوری‌خواهی، وطن‌دوستی در قالب تنگ‌نظرانۀ ملی‌گرایی نمی‌گنجد. وطن‌دوستی جمهوری‌خواهانه، برخاسته از تعهد به خیر عمومی و تعلق خاطر به همگان است.

مائوریتسیو ویروُلی، نظریه‌پرداز جمهوری‌خواه، عشق به میهن را امری طبیعی نمی‌داند، بلکه شور و شوقی می‌بیند که باید برانگیخته شود. او وطن‌دوستی جمهوری‌خواهانه را یگانه شکل اصیل میهن‌دوستی می‌داند. از نگاه او، عشق به میهن نه توهمی ذهنی، ویک مقوله تاریخی بلکه نتیجۀ قوانین عادلانه، حکومت شایسته، و مشارکت واقعی شهروندان در زندگی عمومی است. میهن، نه فقط خاک یا سرزمین پدری، بلکه جامعه‌ای سیاسی است که شهروند در آن نقش فعال دارد.

امروز وطن دوستی جمهوری‌خواهانه آن حلقۀ گمشته‌ای است که نیروهای مترقی و آزادی‌خواه حول ان می‌توانند از این شرایط بس خطرناک عبورکنند.

 

تاریخ انتشار : ۲۷ تیر, ۱۴۰۴ ۱۰:۲۶ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جسی جکسون، فعال حقوق مدنی آمریکایی، در سن ۸۴ سالگی درگذشت.

سازمان ملل از فرانچسکا آلبانیزی، گزارشگر ویژه فلسطین، دفاع می‌کند.

رویاهای من برای ایران

وقتی کارگران در جنبش توده ایی حل می‌شوند: بحران سازمان‌یافتگی در خیزش‌های سراسری ایران!

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان: اعتصاب ۲۹ بهمن، عزای عمومی برای رویاهای ناتمام دانش‌آموزان

من موادفروشم، وطن‌فروش نیستم