سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۵ تیر, ۱۴۰۵ ۰۲:۵۸

پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۰۲:۵۸

درباره چرخش گفتمانی سازمان مجاهدین خلق…

پر واضح است یادداشت سعید حجاریان، یک منبع ارزشمند برای درک بهتر تاریخ سازمان مجاهدین خلق و چالش‌های پیش روی این سازمان است. این یادداشت نشان می‌دهد که چگونه یک سازمان با انگیزه‌های ایدئولوژیک می‌تواند در اثر رهبری ضعیف و تصمیم‌گیری‌های اشتباه، به یک فرقه شخصیتی تبدیل شود.
Getting your Trinity Audio player ready...

واکاوی و تحلیلی بر یادداشت سعید حجاریان درباره چرخش گفتمانی سازمان مجاهدین خلق

سعید حجاریان در یادداشت خود که در مشق نو منتشر شده است، با نگاهی انتقادی به تاریخ سازمان مجاهدین خلق پرداخته و تلاش کرده است تا با روایت شکست‌های این سازمان، درس‌هایی برای امروز استخراج کند. او با تمرکز بر چرخش‌های ایدئولوژیک و سیاسی این سازمان، نشان می‌دهد که چگونه مجاهدین خلق از یک گروه مبارز با ایدئولوژی مشخص، به یک تشکیلاتی تبدیل شده است که هویت خود را پیوسته تغییر داده است.

نکات کلیدی یادداشت

چرخش‌های ایدئولوژیک:

مجاهدین خلق در طول تاریخ خود، پیوسته ایدئولوژی خود را تغییر داده‌اند و از اسلام تا مارکسیسم و در نهایت به یک ایدئولوژی شخصیتی وابسته به مسعود رجوی رسیده‌اند. این چرخش‌های ایدئولوژیک نشان از فقدان یک هسته مرکزی و پایدار در این سازمان دارد.

بحران رهبری:

حجاریان بر نقش محوری مسعود رجوی در تصمیم‌گیری‌ها و تغییرات ایدئولوژیک سازمان تأکید می‌کند. او نشان می‌دهد که چگونه رجوی با استفاده از تکنیک‌های مختلف، قدرت خود را در سازمان تثبیت کرده و به یک رهبر مطلقه تبدیل شده است.

شکست‌ها و فرار از شکست:

بررسی شکست‌های متعدد مجاهدین خلق در طول تاریخ و اینکه چگونه رجوی با استفاده از تکنیک‌هایی مانند تغییر ایدئولوژی، سرکوب مخالفان و فرار به جلو، تلاش کرده است تا این شکست‌ها را پنهان کند و سازمان را از فروپاشی نجات دهد.

انحراف از اصول اولیه

حجاریان معتقد است که مجاهدین خلق در طول زمان، از اصول اولیه خود که مبارزه برای آزادی و دموکراسی بود، فاصله گرفته و به یک تشکیلاتی تبدیل شده است که منافع شخصی رهبران آن بر منافع سازمان و اعضای آن اولویت دارد.

تحلیل جامع‌تر

یادداشت حجاریان، یک تحلیل جامع و مستند از تاریخ سازمان مجاهدین خلق ارائه می‌دهد. او با استفاده از شواهد تاریخی و تحلیل‌های سیاسی، نشان می‌دهد که چگونه این سازمان از یک گروه مبارز با انگیزه‌های ایدئولوژیک، به یک فرقه شخصیتی تبدیل شده است.

تحلیل عمیق

حجاریان با نگاهی دقیق به تاریخ سازمان مجاهدین خلق، به ریشه‌های مشکلات این سازمان پرداخته است.

استفاده از شواهد تاریخی:

او برای اثبات ادعاهای خود، از شواهد تاریخی و نقل قول‌های از منابع مختلف استفاده کرده است.

زبان ساده و روان:

حجاریان تلاش کرده است تا مطالب پیچیده را به زبان ساده و روان برای عموم قابل فهم کند.

 

نقاط ضعف این یادداشت (به‌صورت نسبی)

فقدان تحلیل روانشناختی:

اگرچه حجاریان به شخصیت مسعود رجوی پرداخته است، اما تحلیل روانشناختی عمیق‌تری از او ارائه نکرده است.

پر واضح است یادداشت سعید حجاریان، یک منبع ارزشمند برای درک بهتر تاریخ سازمان مجاهدین خلق و چالش‌های پیش روی این سازمان است. این یادداشت نشان می‌دهد که چگونه یک سازمان با انگیزه‌های ایدئولوژیک می‌تواند در اثر رهبری ضعیف و تصمیم‌گیری‌های اشتباه، به یک فرقه شخصیتی تبدیل شود.

پرسش‌های برای بحث و بررسی بیشتر:

چه عواملی باعث شد که سازمان مجاهدین خلق به سمت شخصی‌گرایی و فرقه‌گرایی حرکت کند؟

نقش عوامل خارجی مانند آمریکا و عراق در تحولات این سازمان چه بوده است؟

آیا می‌توان از تجربه سازمان مجاهدین خلق، درس‌هایی برای سایر گروه‌های سیاسی استخراج کرد؟

نکته: این تحلیل، صرفاً بر اساس یادداشت سعید حجاریان انجام شده است و برای یک تحلیل جامع‌تر، نیاز به مطالعه منابع و دیدگاه‌های مختلف است.

 بررسی و پاسخ به چند پرسش:

چه عوامل موثری باعث شد که سازمان مجاهدین خلق به سمت شخصی‌گرایی و فرقه‌گرایی حرکت کند؟

تحول سازمان مجاهدین خلق از یک گروه مبارز به یک فرقه شخصیتی، نتیجه‌ی مجموعه‌ای از عوامل پیچیده تاریخی، ایدئولوژیک و شخصیتی است. برخی از مهم‌ترین این عوامل عبارتند از:

شخصیت مسعود رجوی:

نقش محوری مسعود رجوی در این تحول انکارناپذیر است. تمرکز قدرت در دستان او، ایجاد یک شخصیت کاریزماتیک (فرقه‌ای) پیرامون او، و استفاده از تکنیک‌های کنترل ذهن، همه از عواملی بودند که به فرقه‌ای شدن سازمان کمک کردند.

ایدئولوژی انعطاف‌پذیر:

ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق به مرور زمان دستخوش تغییرات اساسی شد. این انعطاف‌پذیری ایدئولوژیک، به رجوی اجازه داد تا به راحتی ایدئولوژی سازمان را با اهداف شخصی خود تطبیق دهد.

ساختار سلسله‌مراتبی شدید:

ساختار سلسله‌مراتبی و نظامی‌گرایانه سازمان، فضایی را برای کنترل مطلق بر اعضای سازمان فراهم کرد. این ساختار، تفکر انتقادی را سرکوب کرده و اطاعت بی‌چون و چرا را ترویج می‌کرد.

عزلت و انزوای اعضا:

با انتقال اعضای سازمان به خارج از کشور و ایجاد اردوگاه‌های بسته، اعضا از جامعه و خانواده‌های خود جدا شدند. این انزوای اجتماعی، وابستگی اعضا به سازمان و رهبری آن را افزایش داد.

ترس و وحشت:

استفاده از روش‌های ترس‌آور و خشونت‌آمیز برای کنترل اعضا، از جمله شکنجه، تهدید و حذف مخالفان، به ایجاد یک جو ترس و وحشت در سازمان کمک کرد.

عدم تحمل انتقاد و پرسشگری:

هرگونه انتقاد یا مخالفتی با رهبری و ایدئولوژی سازمان، به شدت سرکوب می‌شد. این عدم تحمل انتقاد و پرسشگری نقادانه ، باعث شد تا اعضای سازمان از بیان نظرات مخالف خود هراس داشته باشند.

تغییر ماهیت مبارزه:

با تغییر ماهیت مبارزه از مبارزه مسلحانه به مبارزه سیاسی، سازمان مجاهدین خلق مجبور شد تا خود را با شرایط جدید وفق دهد. این تغییر، به ایجاد شکاف در میان اعضای سازمان و افزایش نفوذ رجوی منجر شد.

عوامل خارجی:

عوامل خارجی نیز در این تحول بی‌تأثیر نبوده‌اند. حمایت‌های مالی و لجستیکی برخی از کشورها از سازمان مجاهدین خلق، به این سازمان اجازه داد تا فعالیت‌های خود را ادامه دهد و بر روی ساختار فرقه‌ای خود تمرکز کند.

 

نتیجه‌گیری:

مجموعه این عوامل باعث شد تا سازمان مجاهدین خلق از یک گروه مبارز با اهداف مشخص، به یک فرقه شخصیتی تبدیل شود که در آن، منافع شخصی رهبر بر منافع سازمان و اعضای آن اولویت دارد.

 

چرخش گفتمانی در سازمان مجاهدین خلق: تحلیل عمیق‌تر بر اساس دیدگاه سعید حجاریان

سعید حجاریان در یادداشت خود، به یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سازمان مجاهدین خلق یعنی چرخش گفتمانی اشاره کرده است. این مفهوم به معنای تغییر مکرر و گاه رادیکال در ایدئولوژی، اهداف و رویکردهای یک سازمان است.

منظور حجاریان از چرخش گفتمانی مجاهدین خلق چیست؟

حجاریان نشان می‌دهد که مجاهدین خلق در طول تاریخ خود، بارها و بارها ایدئولوژی و رویکردهای خود را تغییر داده‌اند. این تغییرات نه به دلیل تحولات عمیق در تفکر و تحلیل شرایط، بلکه بیشتر به دلیل نیاز به تطبیق با شرایط سیاسی و حفظ قدرت و بقای سازمان بوده است.

نمونه‌هایی از چرخش گفتمانی در مجاهدین خلق

از اسلام به مارکسیسم و بالعکس:

در دهه‌های اولیه فعالیت، مجاهدین خلق با ایدئولوژی اسلامی شروع به کار کردند، اما بعدها به سمت مارکسیسم گرایش پیدا کردند و سپس دوباره به اسلام بازگشتند.

از مبارزه مسلحانه به فعالیت سیاسی فرصت طلبانه و پروپاگاندا:

در مقاطعی، مجاهدین خلق بر مبارزه مسلحانه و در مقاطع دیگر، بر فعالیت سیاسی فرصت طلبانه و پروپاگاندا تأکید می‌کردند.

از دموکراسی به اقتدارگرایی:

در حالی که در ابتدا دموکراسی‌خواهی یکی از شعارهای اصلی مجاهدین خلق بود، در دوره رهبری مسعود رجوی، سازمان به سمت اقتدارگرایی و تمرکز قدرت در دست یک نفر حرکت کرد.

چرا مجاهدین خلق به چرخش گفتمانی روی آوردند؟

بقا و تطبیق با شرایط:

تغییرات سریع شرایط سیاسی و اجتماعی ایران و منطقه، مجاهدین خلق را مجبور می‌کرد تا برای بقا و حفظ نفوذ خود، ایدئولوژی و رویکردهای خود را تغییر دهند.

جذب حامیان جدید:

با تغییر ایدئولوژی، مجاهدین خلق چنین تصور می کردند که گروه‌های مختلفی از مردم را به خود جذب کنند و پایگاه اجتماعی خود را گسترش دهند.

توجیه شکست‌ها:

با تغییر ایدئولوژی، مجاهدین خلق بر این خیال واهی بودند تا شکست‌های خود را توجیه کرده و مسئولیت آن‌ها را به عوامل خارجی یا تغییرات در شرایط بین‌المللی نسبت دهند.

حفظ قدرت رهبری:

چرخش‌های گفتمانی به رهبران سازمان امکان می‌داد تا قدرت خود را حفظ کرده و مخالفان داخلی را سرکوب کنند.

پیامدهای چرخش گفتمانی:

از دست رفتن اعتماد:

تغییرات مکرر در ایدئولوژی و رویکردها، باعث کاهش اعتماد اعضای سازمان و حامیان خارجی به مجاهدین خلق شد. ریزش مستمر و مداوم نیروها و کادرهای تشکیلاتی با سابقه طی سی سال گذشته از پیامدهای بی اعتمادی به چرخش گفتمانی رهبرعقیدتی مجاهدین خلق است.

ضعف سازمان:

این تغییرات، باعث ایجاد شکاف در درون سازمان و تضعیف انسجام و وحدت آن شد.

کاهش مشروعیت:

مجاهدین خلق به عنوان یک سازمان سیاسی، مشروعیت خود را از دست داد و به عنوان یک گروه فرقه‌ای مورد انتقاد قرار گرفت.

 

جمع‌بندی:

چرخش گفتمانی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سازمان مجاهدین خلق است که نشان می‌دهد این سازمان به جای داشتن یک ایدئولوژی ثابت و پایدار، به دنبال منافع کوتاه‌مدت و حفظ قدرت بوده است. این چرخش‌ها نه تنها به تضعیف سازمان منجر شده است، بلکه باعث ایجاد سردرگمی و بی‌اعتمادی در میان اعضای سازمان و حامیان آن شده است.

در حالی که هر دو چرخش گفتمانی و انعطاف‌پذیری ایدئولوژیک به تغییرات در ایدئولوژی اشاره دارند، اما ماهیت، سرعت، و انگیزه‌های این تغییرات متفاوت است. چرخش گفتمانی یک تغییر رادیکال و اغلب ناگهانی است که می‌تواند به هویت یک گروه آسیب برساند، در حالی که انعطاف‌پذیری ایدئولوژیک یک تغییر تدریجی و تطبیقی است که به بقای یک ایدئولوژی در دراز مدت کمک می‌کند.

در مورد سازمان مجاهدین خلق، حجاریان بر چرخش‌های گفتمانی مکرر و رادیکال تأکید می‌کند که نشان‌دهنده عدم ثبات ایدئولوژیک و تلاش برای تطبیق با شرایط سیاسی بوده است. این چرخش‌های مکرر، به جای تقویت سازمان، به تضعیف آن و کاهش اعتماد به آن منجر شده است.

نقش عوامل خارجی مانند آمریکا و رژیم صدام در تحولات این سازمان چه بوده است؟

نقش عوامل خارجی، به ویژه آمریکا و رژیم استبدادی صدام، در تحولات سازمان مجاهدین خلق بسیار پررنگ و پیچیده بوده است. این سازمان در طول حیات خود، به دلایل مختلفی از حمایت‌های این کشورها بهره‌مند شده و در مقابل، برخی خدمات را به آن‌ها ارائه کرده است.

علل حمایت خارجی از مجاهدین خلق

ابزار در رقابت‌های منطقه‌ای:

برای کشورهای غربی، به‌ویژه آمریکا، سازمان مجاهدین خلق می‌تواند به‌عنوان ابزاری در رقابت‌های منطقه‌ای و اعمال فشار بر ایران مورد استفاده قرار گیرد.

کاهش نفوذ ایران در منطقه:

با حمایت از مجاهدین خلق، این کشورها می‌توانند به تضعیف نفوذ ایران در منطقه و ایجاد بی‌ثباتی در این کشور کمک کنند.

ایجاد یک اپوزیسیون مسلح:

مجاهدین خلق به‌عنوان یک اپوزیسیون مسلح، می‌تواند برای کشورهای غربی یک گزینه برای تغییر رژیم در ایران به شمار آید.

 

انواع حمایت‌های خارجی

حمایت مالی:

کشورهای غربی از طریق بودجه‌های مخفی و علنی، از فعالیت‌های سازمان مجاهدین خلق حمایت مالی می‌کنند.

حمایت لجستیکی:

این کشورها به سازمان مجاهدین خلق در زمینه‌های مختلفی مانند آموزش نظامی، تجهیزات، و اطلاعات کمک می‌کنند.

حمایت سیاسی:

کشورهای غربی با به رسمیت شناختن سازمان مجاهدین خلق به‌عنوان یک اپوزیسیون قانونی، به تقویت موقعیت این سازمان کمک می‌کنند.

پناهندگی:

این کشورها به اعضای سازمان مجاهدین خلق پناهندگی می‌دهند و از آن‌ها در برابر تعقیب دولت ایران حمایت می‌کنند.

 

خدمات سازمان مجاهدین خلق به کشورهای خارجی (جاسوسی):

جمع‌آوری اطلاعات:

سازمان مجاهدین خلق از طریق عوامل خود در داخل ایران، اطلاعاتی را در مورد اوضاع داخلی ایران برای کشورهای غربی جمع‌آوری می کند.

انجام عملیات‌های خرابکارانه و تروریستی:

این سازمان در گذشته به انجام عملیات‌های خرابکارانه و تروریستی افسارگسیخته و کور دست زده است که می‌تواند در راستای منافع کشورهای حامی آن باشد.

ایجاد آشوب و بی‌ثباتی:

با انجام فعالیت‌های تبلیغاتی و تشویق به شورش، سازمان مجاهدین خلق سعی دارد به ایجاد بی‌ثباتی در ایران کمک کند.

تغییرات در روابط:

روابط بین سازمان مجاهدین خلق و کشورهای حامی آن، به‌ویژه آمریکا، در طول زمان دستخوش تغییراتی شده است. با تغییر دولت‌ها و سیاست‌های خارجی این کشورها، میزان حمایت از این سازمان نیز تغییر کرده است.

پیامدهای حمایت خارجی

تقویت ساختار فرقه‌ای:

حمایت‌های خارجی باعث شده است که سازمان مجاهدین خلق به یک ساختار فرقه‌ای تبدیل شود و وابستگی شدیدی به حامیان خارجی پیدا کند.

وابستگی همه جانبه به حامیان خارجی و بیگانگان:

سازمان مجاهدین خلق به دلیل وابستگی مالی و سیاسی به کشورهای خارجی، استقلال خود را از دست داده و مجبور شده است که سیاست‌های خود را با سیاست‌های این کشورها هماهنگ کند.

نقش عوامل خارجی در تحولات سازمان مجاهدین خلق بسیار مهم بوده است. این حمایت‌ها باعث تقویت ساختار فرقه‌ای این سازمان، کاهش استقلال آن شده است. با این حال، باید توجه داشت که سازمان مجاهدین خلق نیز با استفاده از این حمایت‌ها، توانسته است به حیات خود ادامه دهد و به عنوان یک مزدور سیاسی در منطقه مطرح شود.

 

نکات مهم:

این تحلیل، یک نگاه کلی به نقش عوامل خارجی در تحولات سازمان مجاهدین خلق است و ممکن است در برخی جزئیات با دیدگاه‌های دیگر متفاوت باشد. برای درک بهتر این موضوع، نیاز به مطالعه منابع مختلف و تحلیل عمیق‌تر است.

روابط سازمان مجاهدین خلق با کشورهای خارجی، به ویژه قدرت‌های بزرگ، همواره موضوعی پیچیده و در حال تحول بوده که به طور مداوم در حال تغییر است. این روابط تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله:

 

سیاست‌های خارجی کشورهای مختلف:

تغییر دولت‌ها و سیاست‌های خارجی آن‌ها به طور مستقیم بر میزان حمایت و یا مخالفت با مجاهدین خلق تأثیرگذار بوده است.

وضعیت داخلی ایران:

تحولات سیاسی و اجتماعی در ایران نیز بر روابط مجاهدین خلق با کشورهای خارجی تأثیر گذاشته است. در زمان‌هایی که آشوب ، اغتشاشات و اعتراضات در ایران شدت می‌گرفته، حمایت‌های خارجی از این سازمان نیز افزایش یافته است.

نقش مجاهدین خلق در معادلات منطقه‌ای:

مجاهدین خلق در برخی مواقع به عنوان ابزاری در رقابت‌های منطقه‌ای مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

تغییرات ایدئولوژیک و ساختاری در سازمان:

تغییرات در ایدئولوژی و ساختار داخلی سازمان نیز بر روابط آن با کشورهای خارجی تأثیرگذار بوده است.

عوامل مؤثر بر تغییر این روابط عبارتند از

تغییر در ارزیابی کشورهای غربی از تهدید ایران:

با تغییر ارزیابی کشورهای غربی از تهدید ایران، میزان اهمیت مجاهدین خلق به عنوان یک ابزار فشار نیز تغییر کرده است.

تغییر در سیاست‌های داخلی ایران:

با تغییر در سیاست‌های داخلی ایران و بهبود روابط ایران با غرب، حمایت‌های خارجی از مجاهدین خلق کاهش یافته است.

پیامدهای داخلی این روابط

ایجاد بدبینی در میان مردم ایران:

حمایت‌های خارجی از مجاهدین خلق، باعث ایجاد بدبینی در میان مردم ایران نسبت به این سازمان شده و آن را به عنوان یک ابزار و مزدور در دست بیگانگان تلقی کرده‌اند.

در کل، روابط پیچیده و متغیر سازمان مجاهدین خلق با کشورهای خارجی، تأثیرات عمیقی بر این سازمان و همچنین بر سیاست‌های منطقه‌ای داشته است. این روابط نشان می‌دهد که چگونه یک گروه سیاسی می‌تواند به ابزاری در دست بازیگران بین‌المللی تبدیل شود و از استقلال و هویت خود فاصله بگیرد.

آرش رضایی (کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل)

تاریخ انتشار : ۲۰ مرداد, ۱۴۰۴ ۱۱:۲۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

Comments are closed.

افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، روند مذاکرات را تهدید می‌کند!

هیئت سیاسی- اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): افزایش تنش در تنگه هرمز و جنوب ایران، در پی تلاش امریکا برای ایجاد مسیر جنوبی کشتیرانی و حملات متقابل دو کشور، تفاهم‌نامه را در معرض فروپاشی قرار داده است؛ وضعیتی که بدون خویشتنداری و دیپلماسی می‌تواند روند مذاکرات و ثبات منطقه را به‌شدت تهدید کند.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

تنش حقوقی و سیاسی در شورای امنیت بر سر آینده پرونده هسته‌ای ایران

شهناز قراگزلو: ایالات متحده نیز از مواضع کشورهای اروپایی پشتیبانی کرد. نماینده آمریکا استدلال‌های روسیه و چین درباره پایان اعتبار قطعنامه ۲۲۳۱ را رد کرد و بر ضرورت ادامه بررسی پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت تأکید داشت.

مطالعه »

گل به‌خودی فیفا در دادن میزبانی جام جهانی به آمریکا و کانادا و نادیده گرفتن تبعیض نسبت به تیم های شرکت کننده…

گودرز اقتداری: تیم ملی همانگونه که در جام جهانی ۲۰۲۲ در قطر هم هدف تظاهرات مخالفین جمهوری اسلامی قرار گرفت در این بازیها نیز با تقابل مخالفین جمهوری اسلامی بویژه طرفداران سلطنت روبرو خواهذ بود. پیش بینی ها اما انست که این بار شاید بخاطر میزبانی در امریکا و کانادا که هر دو میزبان صد ها هزار ایرانی متمایل به رضا پهلوی هستند، امکان در گیری های بیشتر محتمل‌تر است…. در دیدگاه ما اما تیم ملی تیم تمام مردم ایران است و در این شرایط که کشور هدف حملات و خسارات بی‌بدیل در تاریخ معاصر خود بوده است پیروزی تیم ملی و حمایت عمومی هم‌وطنان برای ایجاد اتحاد و هم‌بستگی ملی بیش لز پیش ضروری و مورد انتظار است. ما مانند همه هنرمندان و روشنفکران میهن تحت ستم‌مان ورزش‌کارانی که با پرچم ایران در هر میدانی مبارزه میکنند را نیز فرزند ایران و از ان خود میدانیم و پیروزی هایشان را در میدان‌های جهانی ارج می‌گذاریم.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

بیانیه جبهه اصلاحات ایران: حفظ صلح، مسئولیت مشترک همه ارکان حاکمیت و نیروهای سیاسی کشور است

آیا رضا پهلوی ناخواسته روایت منتقدانش را تأیید کرد؟

ایستادن میان دستاورد و عقب‌ماندگی | ارزیابی ایران در شاخص‌های توسعه پایدار ۲۰۲۶

سلطنت‌طلبی و دعوت به مداخله خارجی

‍ زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آید

پایان فوری جنگ درتمام جبهه ها واحترام به حق حاکمیت؛ ارمغان صلح