@apahlavan
به یاد بلبل گیلان
شب تاریک و بی ابریست. ماه نحیف و بیرمقِ سفید رنگی، اندک نوری میپاشد. بادی نمیوزد. از پشت پنجره به حیاط و باغچه کوچک نگاه میکنم… درخت آلوچه همه برگهایش ریخته… تک غنچههای صورتی و سفید گُل رُز خودنمایی میکند و شکوفههای گُل یخ در شُرف بازشدناند… چلچلا^ پرندهی کوچک در حال جست و خیز بر روی درختان بیبرگ است. گویا راه گم کرده!.. عجیب است!..
ازکاساندر^^ ِپیشگو که میدانست سربازان یونانی در اسب تروا^^^هستند و او آن را فریاد میزد!.. وعاقبت زیر دستوپای ترواییانی که به استقبال اسب میرفتند، له شد!.. وتا پیرزنان و پیرمردان برلین که به دنبال بمباران شهر و شکستِ آلمان نازی تکتک! آجرهای سالم را برای ساخت ِآلمان جدید کنار میگذاشتند… وتا صحنه ارکستر کوچک فیلم تایتانیک^^^^ که در جریان حادثه و تا آخر برای مردم موسیقی مینواختند… یک نشانه در همهی این وقایع و لحظات خودنمایی میکند…
آنگاه که مجبور میشوی برای نجات جنگل به درون آتش بروی… زمانی که برای تسکین درد بیماری، خود تا انتهای خط میروی.. وقتی برای نجات انبوهی انسان، فداکاری را برمیگزینی یعنی اخلاق هنوز جایی دارد!… هنوز وظیفه انسانی زایل نشده!… هنوز میتوان به مردم تکیه نمود. هنوز فرصت باقیست برای انسانیت… تکیه به مردم همیشه راهگشاست… امری که حاکمان دیر به باور آن میرسند و از تاریخ هیچگاه نمیآموزند…
دسته موسیقی در فیلم تایتانیک واقعیت را دریافته بودند و تواناییهای خود را میشناختند و به این نتیجه رسیده بودند که کار و وظیفهای جز این ندارند. اینکه همه سرنشینان غرق خواهند شد یا نه، تغییری در ایفای وظیفهی شان نداشت؛ چون در آنموقع کسی از پایان کار واقف نبود!… پیشگویی «کاساندر» درست بود؛ هرچند مردمان آن زمان باور نداشتند و «اسب تروا» آن کرد که میدانیم!… و پیرمردان و پیرزنان آلمانی سرانجام با فداکاری بُنیان آلمانِ جدید را برپا داشتند…
چلچلا پرندهی بازیگوش ِچابک ِ درون عَشَقِه^^^^^های روی دیوار ِحیاط، لحظهای غافل نیست از جست و خیز…او با سرشتِ خویش دریافته تلاش برای زیستن را… گویا نگران پاییز است. شاید گُم کرده راهیست از جنگلِ «الیت»* یا شاید دنبال دانه و آشیانه میگردد!؟…
زمستان دارد از راه میرسد…
پینوشت:
۱.چلچلا: چلچلا به مازندرانی و چلچله در زبان فارسی، از تیرهی چلچلهییان و شامل پرندگانی با بال های باریک و کوتاه و دم دوشاخه است که در گذشته آنها را پرستو میخواندند…
۲.کاساندرا: زیباترین دختر «پریاموس» بود و بسیاری به امید ازدواج با او، در جنگ تروآ، همراه پریاموس شدند. تا اینکه آپولون عاشقش شد و به او پیشگویی آموخت. اما چون «کاساندرا» به عشق او پاسخی نداد، «آپولون» او را محکوم کرد که همیشه صحیح پیشگویی کند؛ اما کسی پیشگوییهای او را باور نکند!!…
۳.اسب تروآ یا تراوا یا تروی: داستانی از جنگ تروآ بود… رویدادهای این داستان از عصر برنز پس از ایلیاد هومر و پیش از ادیسه هومر روی داد. با بهره از حیله جنگی بود که در پایان یونانیها توانستند به شهر تروآ وارد شوند…
۴.تایتانیک :Titanic فیلمی به نویسندگی و کارگردانی جیمز کامرون(جیمز فرانسیس کامرون James Francis Cameron؛ زادهٔ ۱۶ اوت ۱۹۵۴) محصول سال ۱۹۹۷ با شرکت لئوناردو دیکاپریو(لئوناردو ویلهلم دیکاپریو Leonardo Wilhelm DiCaprio؛ زادهٔ ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴) و کِیت الیزابت وینزلت(کِیت الیزابت وینسْلِت Kate Elizabeth Winslet؛ زادهٔ ۵ اکتبر ۱۹۷۵)…
۵.عَشَقِه : این گیاه با ساقههای نرم و بالارونده، برگهایی قلبیشکل دارد وبه درخت، دیوار یا هر داربست دیگری میپیچد و بالا میرود…
۶.جنگلِ«الیت» جنگلهای درختان هیرکانیست با قدمتی ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال…
آذر ۱۴۰۴ پهلوان
@apahlavan




