همه میپرسند: کی اوضاع بهتر میشود؟
اوضاع وقتی تغییر میکند که مردم بدانند چه قدرتی دارند؛ ودر هر قدم، هر اعتراض و هر “نه” گفتنی، ستونهای پوشالی حاکمیت میلرزد. وقتی حاکمان به یاد بیاورند که قدرتشان از مردم است و بدون مردم هیچاند.
و مردم گدا نیستند بلکه صاحب حق و کرامتاند، آنوقت همه چیز تغییر میکند.
این روزها قلب ایران تندتر میتپد. نوجوانان و جوانان شجاع در خیابانها فریاد میزنند، حتی اگر صدایشان در شلیک گلولهها خاموش شود، همکلاسیاش بلندتر فریاد میزند. آنها میدانند قدرت واقعی در دست خودشان است و تا حق اعتراض و بیان مطالباتشان محترم شمرده نشود، در وجودشان آرامش واقعی برقرار نخواهد شد.
مادران و مادربزرگها نگراناند: تا کی فرزندانمان در خیابانها کشته شوند؟ کی اوضاع بهتر میشود؟
تغییر معجزه نیست؛ نتیجهٔ فهم، همبستگی و اتحاد و خواستن روشن و واضح است. وقتی بدانیم چه میخواهیم و شجاعانه بخواهیم، راه روشن میشود. اما باید مراقب باشیم که از چاله به چاه نیفتیم و مسیر درست را بشناسیم.
تغییر آغاز میشود وقتی حاکمان بفهمند: مردم دیگر تحمل خشونت و سرکوب را ندارند؛ حق اعتراض مسالمتآمیز، تجمع و بیان آزادانهٔ اندیشه و نظر آنان باید محترم شمرده شود؛ مردم حق دارند سبک زندگی خود را آزادانه انتخاب کنند، و حاکمان در هر مقام و منصب و هرگونه تصمیمی باید پاسخگوی مردم باشند.
وضع بهتر خواهد شد وقتی حاکمان بفهمند: وعدههای کوچک و کالاهای کمارزش نمیتوانند جایگزین کرامت انسانی و حق انتخاب مردم کنند. درک این موضوع سخت نیست که: مردم گدا نیستند؛ و قدرت واقعی و ثروت کشور متعلق به همهٔ مردم است، و بدون مردم هیچ حکومتی دوام نمیآورد.
خواستههای جوانان و مردم ایران رویائی و غیر واقعی نیست، که بسیار واقعی و حق هر انسانی است.
تا وقتی این خواستهها برآورده نشود، جوانان دست از تلاش نخواهند کشید. شاید با ضرب گلوله به خانه بازگردند، اما دوباره باز خواهند گشت تا حقوق انسانی خود را بگیرند.
ایران تغییر میکند و آباد خواهد شد؛ وقتی ترسی که ساخته و پرداختهٔ حاکمان است، کنار گذاشته شود و اقتدارگرایان باور کنند که قدرت واقعی در دست مردم است؛ آنگاه درهای زندان گشوده میشود و زندانیان سیاسی آزاد خواهند شد.
جوانان و نوجوانان ایران!
آینده کشور در دستان شماست و ساختن آن نیز حق شماست. ما در هر شرایطی کنار شما خواهیم ایستاد.
زری



