سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۲۹ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۲:۰۵

چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۲:۰۵

رویاهای من برای ایران

آرش عزیزی: می‌دانم که صرف نظر از اینکه رژیم چه چیزی را دنبال خواهد کرد، ما قرار نیست دانمارک شویم. تنها چیزی که می‌خواهم این است که فرصتی برای خدمت به کشورمان داشته باشیم. کشور ایران یکی از اعضای بنیانگذار جامعه ملل و سازمان ملل متحد بود. کشور ما یکی از معدود کشورهایی است که هرگز توسط اروپایی‌ها مستعمره نشده است. با رهایی از ایدئولوگ‌هایی که آنجا را گروگان گرفته‌اند، حتی اکثر بوروکرات‌هایی که امروز در جمهوری اسلامی خدمت می‌کنند، می‌توانند بهترین‌های تاریخ ما را دوباره کشف کنند و تلاش‌های خود را به سمت پیشرفت ملت ما تغییر جهت دهند.

به‌نقل از تایم ۳ فوریه ۲۰۲۶

برگردان به‌فارسی: گودرز اقتداری

سال‌هاست که من به یک رویای بسیار خاص پایبند بوده‌ام. من در جایی در تهران، زادگاهم، هستم و برای انتخابات تبلیغ می‌کنم. در آپارتمانی را می‌زنم و یک زن مسن پاسخ می‌دهد. با استفاده از اصطلاح فارسی محبت و احترام، او را خطاب قرار می‌دهم: «مادر جان. آیا به رأی دادن به حزب چپ ایران فکر می‌کنی؟»

گاهی اوقات، در خواب، او به من می‌گوید که گم شوم. گاهی اوقات، او علاقه نشان می‌دهد و من توضیح می‌دهم که حزب ما سوسیالیست است، ما می‌خواهیم ایستگاه‌های مترو بیشتری بسازیم و یک کارخانه جدید در محله افتتاح کنیم. او می‌گوید که در مورد آن فکر خواهد کرد. بزرگترین رویاها خیلی معمولی به نظر می‌رسند. صحنه‌ی رویای من نه تنها در خانه‌ی انتخابی‌ام، ایالات متحده، و دیگر دموکراسی‌های لیبرال، بلکه حتی به شکلی محدود، در ترکیه و پاکستان همسایه نیز امری عادی است. برای اینکه این رویا در ایران به واقعیت تبدیل شود، باید تغییرات زیادی رخ دهد.

من در سال ۱۹۸۸ در ایران متولد شدم. به جز سال اول زندگی‌ام، سرزمین مادری‌ام توسط یک مرد اداره شده است: آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر انقلاب که اختیار نهایی هر تصمیم بزرگ را دارد اما به هیچ‌کس پاسخگو نیست. من در انتخابات جمهوری اسلامی رأی داده‌ام، اما هر کاندیدایی در هر برگه رأی از نظر وفاداری کامل به خامنه‌ای بررسی شده است. یک حزب سیاسی که با اعتقادات من در مورد سوسیالیسم دموکراتیک موافق باشد، نمی‌تواند رویای وجود قانونی در ایران را در سر بپروراند. هیچ حزب سیاسی خارج از چارچوب اسلام‌گرایی نیز نمی‌تواند. این ممنوعیت سال‌هاست که مرا از ایران دور نگه داشته است. سیاست‌های من مرا به عنصر نامطلوب تبدیل می‌کند.

هر اعتراضی در ایران یادآور ظلم جمهوری اسلامی و درخواستی دوباره برای نابودی آن است. حتی کوچکترین بهبودی بدون پایان دادن به رژیم غیرقابل تصور به نظر می‌رسد. اما من هرگز به اندازه کافی به این باور نرسیده‌ام که صرفاً اعلام کنم با چه چیزی مخالفیم، چه چیزی را نمی‌خواهیم. ما همچنین باید رویای آنچه می‌تواند باشد را در سر بپرورانیم. خیال‌پردازی‌های بسیار خاص من در مورد ایران آینده، راه من برای زنده و باز نگه داشتن تخیل سیاسی است.

روزی در اوج اعتراضات گسترده ضد رژیم در ایران در سال ۲۰۲۲، گفتگویی طولانی و اشک‌بار با یک دوست عزیز داشتم. ما به خودمان اجازه دادیم که سوگواری‌هایمان را با رویاهایی در مورد آینده جایگزین کنیم. من و دوستم، مانند اکثر ایرانیان، به طرز شرم‌آوری در مورد میهن خود استثنایی هستیم و متقاعد شده‌ایم که ایران می‌تواند با هر کشوری در ارائه‌هایش رقابت کند.

ما رویای کار در هیئت گردشگری ایران و طراحی کمپین‌های تبلیغاتی برای جذب مسافران از هر گوشه دنیا را در سر می‌پروراندیم. زیارتگاه‌های شیعه ایران در حال حاضر میلیون‌ها زائر از کشورهای مسلمان را به خود جذب می‌کنند. ما رویای روزی را در سر می‌پروراندیم که میلیون‌ها یهودی نیز بتوانند از مقبره استر و مردخای در همدان بازدید کنند و میلیون‌ها بهایی بتوانند از مقدس‌ترین سرزمین دین خود دیدن کنند. ما آرزو داشتیم که بنیاد سعدی، نهادی دولتی که به ترویج زبان فارسی اختصاص دارد، کلاس‌های پرمخاطبی را در لیسبون، مونترال و ژوهانسبورگ برگزار کند. به جای ظاهرسازی‌های خشک و بی‌روح فعلی‌اش، بهترین‌های هنر و فرهنگ ایرانی را ارائه دهد: سینمای ما، شعر ما، شاید حتی شراب ما. مطمئنم که هموطنان هنرمندترم چیزی کم‌مایه‌تر ارائه می‌دهند، اما ما شعاری پیدا کردیم: «شراب شیراز را بچشید که واقعاً از شیراز است.»

ساحل انزلی-دریای خزر

از میان بسیاری از امکانات هدر رفته ایران، هدر رفتن قدرت نرم ما بیشترین آسیب را می‌زند. حتی اگر ایران هرگز به یک دموکراسی قوی تبدیل نشود، آیا نهادهای آن حداقل نمی‌توانند با منافع ملی و میراث فرهنگی ما همسوتر شوند؟ آیا نمی‌توانیم از آنها نه برای پیشبرد یک ایدئولوژی واپس‌گرایانه، بلکه برای انتشار فرهنگ خود و بهره‌برداری از آن برای رشد اقتصادی استفاده کنیم؟

برخی ممکن است استدلال کنند که خیال‌پردازی‌ها، بنا به تعریف، هیچ حد و مرزی نمی‌شناسند. من رویای دموکراسی را به عنوان سرزمین موعود شیر و عسل نمی‌بینم، بلکه آن را به عنوان آنچه که واقعاً هست، در سر می‌پرورانم: پارلمانی متشکل از نمایندگانی که آزادانه توسط مردم انتخاب شده‌اند؛ فرصتی که من می‌خواستم، تا یک ایرانی را متقاعد کنم به سیاست‌های من رأی دهد.

می‌دانم که صرف نظر از اینکه رژیم چه چیزی را دنبال خواهد کرد، ما قرار نیست دانمارک شویم. تنها چیزی که می‌خواهم این است که فرصتی برای خدمت به کشورمان داشته باشیم. کشور ایران یکی از اعضای بنیانگذار جامعه ملل و سازمان ملل متحد بود. کشور ما یکی از معدود کشورهایی است که هرگز توسط اروپایی‌ها مستعمره نشده است. با رهایی از ایدئولوگ‌هایی که آنجا را گروگان گرفته‌اند، حتی اکثر بوروکرات‌هایی که امروز در جمهوری اسلامی خدمت می‌کنند، می‌توانند بهترین‌های تاریخ ما را دوباره کشف کنند و تلاش‌های خود را به سمت پیشرفت ملت ما تغییر جهت دهند.

در رویاهایم، همیشه به یاد دارم که ایران تنها مال من نیست. مانند هر کشور دیگری، ما مترقیان اجتماعی و محافظه‌کاران، متدینان و ملحدان، مقدسین و کلاهبرداران خود را داریم. و با این همه قتل و آشوب در تاریخ معاصر ما، بسیاری از ایرانیان با سوءظن و کینه با یکدیگر رفتار می‌کنند.

اما من همچنان ستاره قطبی خود را با شعاری که زمانی اصلاح‌طلبان ایرانی از آن استفاده می‌کردند، روشن می‌کنم: «ایران برای همه ایرانیان». بنابراین، رویای من این است که در سواحل زیبای دریای خزر یا خلیج فارس استراحت کنم، جایی که برخی از ایرانیان بیکینی و برخی دیگر بورکینی می‌پوشند. رویای من این است که مرتباً به یک کتابفروشی چپ‌گرا در خیابان افسانه‌ای انقلاب تهران بروم، در حالی که دیگران در کتابفروشی‌های اسلام‌گرا یا آزادی‌خواه آن گشت و گذار می‌کنند. در خیالات من، همه ما کشور را با هم به اشتراک می‌گذاریم، بدون اینکه آن را به خاطر آرمان خود تکه تکه کنیم.

در حالی که ایرانیان در حال سوگواری و دفن عزیزان خود هستند – که هزاران نفر از آنها در این ماه توسط رژیم کشته شده‌اند – صحبت از خیال‌پردازی دشوار است. اگرچه من نوشته‌هایی را برای جمهوری اسلامی می‌بینم، می‌دانم که ما مسیر آسانی برای دموکراتیزه شدن نداریم. اما هرگز از رویای ایرانی که می‌تواند باشد دست نخواهم کشید.

*****

آرش عزیزی مدرس دانشگاه ییل و نویسنده کتابهای «آنچه ایرانیان می‌خواهند: زن، زندگی، آزادی» و «فرمانده در سایه» است.

تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۱:۴۸ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

انقلاب بهمن، ٢٢ بهمن

انقلاب بهمن زنده است؛ خائنان به انقلاب مردم باید از مسند نامشروع قدرت طرد شوند!

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت): در شرایطی سالگرد انقلاب بهمن را گرامی می‌داریم که جامعهٔ ایران هنوز در اندوه جان‌باختن هزاران انسان بی‌گناه در فاجعهٔ دی‌ماه گذشته به‌سر می‌برد؛ فاجعه‌ای که مسئولیت مستقیم آن بر عهدهٔ حاکمیتی است که جان و امنیت شهروندان را قربانی ناکارآمدی، فساد و بی‌مسئولیتی خود کرده است.

انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ رویدادی تصادفی یا گسسته از تاریخ نبود، بلکه حلقه‌ای از زنجیرهٔ مبارزات تاریخی مردم ایران برای آزادی، استقلال، جمهوریت و حاکمیت شهروندان بر سرنوشت خویش بود؛ زنجیره‌ای که از انقلاب مشروطه، سرکوب آن توسط کودتای رضاخان، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، نهضت ملی شدن نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ عبور کرد و به قیام علیه سلطنت پهلوی رسید. …

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

جسی جکسون، فعال حقوق مدنی آمریکایی، در سن ۸۴ سالگی درگذشت.

سازمان ملل از فرانچسکا آلبانیزی، گزارشگر ویژه فلسطین، دفاع می‌کند.

رویاهای من برای ایران

وقتی کارگران در جنبش توده ایی حل می‌شوند: بحران سازمان‌یافتگی در خیزش‌های سراسری ایران!

فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان: اعتصاب ۲۹ بهمن، عزای عمومی برای رویاهای ناتمام دانش‌آموزان

من موادفروشم، وطن‌فروش نیستم