آنچه در ماههای اخیر در بازار کار ایران رخ داده را نمیتوان صرفاً یک نوسان آماری یا رکود مقطعی دانست؛ این تحولات نشانهٔ تغییر در شیوهٔ واکنش اقتصاد به نااطمینانیهای مزمن است. در شرایطی که آینده قابل پیشبینی نیست، بنگاهها بهجای حرکت بهسوی توسعه و جذب نیرو، به رفتارهای تدافعی روی میآورند و میکوشند دامنهٔ ریسک خود را محدود کنند. پیامد این تغییر رویکرد، کاهش فرصتهای شغلی، گسترش اشکال ناپایدار اشتغال و عقبنشینی بخشی از نیروی کار از جستوجوی کار است؛ وضعیتی که نشان میدهد مسئله فقط کمبود شغل نیست، بلکه نوعی فرسایش امید به حضور در بازار کار در حال شکلگیری است.
تحولات بازار کار در پاییز ۱۴۰۴ نه یک افت موقتی، بلکه نشانهای از کاهش ظرفیت واقعی اقتصاد در ایجاد فرصتهای شغلی جدید است. نرخ بیکاری با افزایش ۰.۶ واحد درصدی به ۷.۸ درصد رسیده و همزمان نرخ مشارکت اقتصادی با کاهش ۰.۵ واحد درصدی تا سطح ۴۰.۷ درصد پایین آمده است. قرار گرفتن این دو شاخص در کنار یکدیگر نشان میدهد بخشی از جمعیت در سن کار نهتنها شغل خود را از دست دادهاند، بلکه از جستوجوی کار نیز منصرف شدهاند. تعداد شاغلان به حدود ۲۴ میلیون و ۸۵۷ هزار نفر رسیده که نسبت به سال قبل بیش از ۱۲۶ هزار نفر کاهش دارد، در حالی که جمعیت در سن کار بیش از ۸۱۵ هزار نفر افزایش یافته است؛ به بیان دیگر، اقتصاد حتی نتوانسته همگام با رشد طبیعی نیروی کار، فرصت شغلی ایجاد کند.
این سازگاری اقتصاد با نااطمینانی، برای همهٔ گروههای اجتماعی به یک شکل عمل نمیکند. بازار کار معمولاً در نخستین گام نیروهایی را کنار میگذارد که موقعیت شکنندهتری دارند و در ساختار اشتغال ایران، این آسیبپذیری بیش از همه متوجه زنان است. بخش بزرگی از اشتغال زنان در حوزههایی متمرکز شده که ماهیتی ناپایدار و کمحمایت دارند؛ از جمله آموزشگاههای خصوصی، مهدهای کودک، فروشندگی و خدمات خردهفروشی، مشاغل اداری و دفتریِ قراردادی، تولیدات خانگی و کارگاههای کوچک، فعالیتهای مرتبط با پوشاک و صنایع دستی، و نیز انواع کارهای خدماتی یا پلتفرمی که اغلب بدون قرارداد رسمی و پوشش بیمه انجام میشوند. این موقعیتها در دورههای رونق میتوانند بهعنوان مسیر ورود به بازار کار عمل کنند، اما با نخستین نشانههای رکود یا بیثباتی، سریعتر از دیگر بخشها کوچک میشوند یا از میان میروند، زیرا کارفرمایان برای کاهش هزینهها ابتدا همین مشاغل انعطافپذیر و غیررسمی را حذف میکنند.
آمارها نیز این واقعیت را تأیید میکنند. نرخ بیکاری زنان با افزایش ۲.۳ واحد درصدی به ۱۶ درصد رسیده و بیش از ۲۱۲ هزار زن از جمعیت فعال خارج شدهاند؛ در مجموع، بیش از ۲۸۷ هزار فرصت شغلی زنان از میان رفته است. حتی در بخش خدمات که بهطور کلی رشد اشتغال داشته، زنان با کاهش چشمگیر فرصتهای کاری مواجه شدهاند. این روند نشان میدهد مسئله فقط کاهش شغل نیست، بلکه نحوهٔ توزیع همان فرصتهای محدود نیز به زیان آنان عمل میکند.
پیامد این وضعیت تنها افزایش بیکاری ثبتشده نیست، بلکه شکلگیری پدیدهای عمیقتر است که میتوان آن را «خروج خاموش» از بازار کار نامید. بسیاری از زنان پس از از دست دادن شغل، دیگر خود را جویای کار معرفی نمیکنند، زیرا چشماندازی برای بازگشت نمیبینند. این عقبنشینی اگرچه در آمار رسمی کمتر دیده میشود، اما به معنای از دست رفتن بخشی از سرمایهٔ انسانی کشور است؛ سرمایهای که طی سالها آموزش و تجربه شکل گرفته و بازسازی آن زمانبر و پرهزینه خواهد بود.
پیامدهای این روند به سطح فردی محدود نمیماند. در سالهای اخیر، درآمد زنان به یکی از ابزارهای مهم سازگاری خانوادهها با افزایش هزینههای زندگی تبدیل شده بود و نقشی شبیه به یک سپر معیشتی ایفا میکرد.ت ضعیف این نقش، تابآوری اقتصادی خانوارها را کاهش میدهد و به تعمیق فقر و گسترش ناامنی معیشتی میانجامد، بهویژه در خانوادههایی که زنان سرپرست آنها هستند. برای این خانوارها، اشتغال نه یک گزینه، بلکه شرط ثبات زندگی است.
اقتصادی که برای کاهش ریسک، بخشی از نیروی انسانی خود را کنار میگذارد، ممکن است در کوتاهمدت هزینههای خود را کنترل کند، اما در بلندمدت ظرفیت رشد و بهرهوری خود را تضعیف میکند. کاهش مشارکت زنان به معنای کوچک شدن دامنهٔ نیروی کار، محدود شدن تنوع مهارتها و کاهش توان سازگاری اقتصاد با آینده است. از این رو، مسئلهٔ اشتغال زنان صرفاً موضوعی اجتماعی یا جنسیتی نیست، بلکه مستقیماً به کیفیت رشد اقتصادی و توان تابآوری جامعه گره خورده است.
آنچه امروز در بازار کار دیده میشود، نشانهٔ اقتصادی است که در مواجهه با نااطمینانی، فشارها را بهجای مدیریت ساختاری، بر دوش آسیبپذیرترین گروهها منتقل میکند. تداوم این روند نهتنها شکافهای اجتماعی را عمیقتر میکند، بلکه چشمانداز توسعه را نیز شکننده نگه میدارد، زیرا بازاری که در هر بحران بخشی از نیروهای خود را از دست میدهد، در دوران ثبات نیز قادر نخواهد بود از تمام ظرفیت انسانی خود بهره ببرد.



