سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۲:۱۰

پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۲:۱۰

زنان؛ نخستین قربانیان نااطمینانی در بازار کار ایران

گروه کار زنان سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت): در سال‌های اخیر، درآمد زنان به یکی از ابزارهای مهم سازگاری خانواده‌ها با افزایش هزینه‌های زندگی تبدیل شده بود و نقشی شبیه به یک سپر معیشتی ایفا می‌کرد.ت ضعیف این نقش، تاب‌آوری اقتصادی خانوارها را کاهش می‌دهد و به تعمیق فقر و گسترش ناامنی معیشتی می‌انجامد، به‌ویژه در خانواده‌هایی که زنان سرپرست آن‌ها هستند. برای این خانوارها، اشتغال نه یک گزینه، بلکه شرط ثبات زندگی است.

آنچه در ماه‌های اخیر در بازار کار ایران رخ داده را نمی‌توان صرفاً یک نوسان آماری یا رکود مقطعی دانست؛ این تحولات نشانهٔ تغییر در شیوهٔ واکنش اقتصاد به نااطمینانی‌های مزمن است. در شرایطی که آینده قابل پیش‌بینی نیست، بنگاه‌ها به‌جای حرکت به‌سوی توسعه و جذب نیرو، به رفتارهای تدافعی روی می‌آورند و می‌کوشند دامنهٔ ریسک خود را محدود کنند. پیامد این تغییر رویکرد، کاهش فرصت‌های شغلی، گسترش اشکال ناپایدار اشتغال و عقب‌نشینی بخشی از نیروی کار از جست‌وجوی کار است؛ وضعیتی که نشان می‌دهد مسئله فقط کمبود شغل نیست، بلکه نوعی فرسایش امید به حضور در بازار کار در حال شکل‌گیری است.

تحولات بازار کار در پاییز ۱۴۰۴ نه یک افت موقتی، بلکه نشانه‌ای از کاهش ظرفیت واقعی اقتصاد در ایجاد فرصت‌های شغلی جدید است. نرخ بیکاری با افزایش ۰.۶ واحد درصدی به ۷.۸ درصد رسیده و هم‌زمان نرخ مشارکت اقتصادی با کاهش ۰.۵ واحد درصدی تا سطح ۴۰.۷ درصد پایین آمده است. قرار گرفتن این دو شاخص در کنار یکدیگر نشان می‌دهد بخشی از جمعیت در سن کار نه‌تنها شغل خود را از دست داده‌اند، بلکه از جست‌وجوی کار نیز منصرف شده‌اند. تعداد شاغلان به حدود ۲۴ میلیون و ۸۵۷ هزار نفر رسیده که نسبت به سال قبل بیش از ۱۲۶ هزار نفر کاهش دارد، در حالی که جمعیت در سن کار بیش از ۸۱۵ هزار نفر افزایش یافته است؛ به بیان دیگر، اقتصاد حتی نتوانسته همگام با رشد طبیعی نیروی کار، فرصت شغلی ایجاد کند.

این سازگاری اقتصاد با نااطمینانی، برای همهٔ گروه‌های اجتماعی به یک شکل عمل نمی‌کند. بازار کار معمولاً در نخستین گام نیروهایی را کنار می‌گذارد که موقعیت شکننده‌تری دارند و در ساختار اشتغال ایران، این آسیب‌پذیری بیش از همه متوجه زنان است. بخش بزرگی از اشتغال زنان در حوزه‌هایی متمرکز شده که ماهیتی ناپایدار و کم‌حمایت دارند؛ از جمله آموزشگاه‌های خصوصی، مهدهای کودک، فروشندگی و خدمات خرده‌فروشی، مشاغل اداری و دفتریِ قراردادی، تولیدات خانگی و کارگاه‌های کوچک، فعالیت‌های مرتبط با پوشاک و صنایع دستی، و نیز انواع کارهای خدماتی یا پلتفرمی که اغلب بدون قرارداد رسمی و پوشش بیمه انجام می‌شوند. این موقعیت‌ها در دوره‌های رونق می‌توانند به‌عنوان مسیر ورود به بازار کار عمل کنند، اما با نخستین نشانه‌های رکود یا بی‌ثباتی، سریع‌تر از دیگر بخش‌ها کوچک می‌شوند یا از میان می‌روند، زیرا کارفرمایان برای کاهش هزینه‌ها ابتدا همین مشاغل انعطاف‌پذیر و غیررسمی را حذف می‌کنند.

آمارها نیز این واقعیت را تأیید می‌کنند. نرخ بیکاری زنان با افزایش ۲.۳ واحد درصدی به ۱۶ درصد رسیده و بیش از ۲۱۲ هزار زن از جمعیت فعال خارج شده‌اند؛ در مجموع، بیش از ۲۸۷ هزار فرصت شغلی زنان از میان رفته است. حتی در بخش خدمات که به‌طور کلی رشد اشتغال داشته، زنان با کاهش چشمگیر فرصت‌های کاری مواجه شده‌اند. این روند نشان می‌دهد مسئله فقط کاهش شغل نیست، بلکه نحوهٔ توزیع همان فرصت‌های محدود نیز به زیان آنان عمل می‌کند.

پیامد این وضعیت تنها افزایش بیکاری ثبت‌شده نیست، بلکه شکل‌گیری پدیده‌ای عمیق‌تر است که می‌توان آن را «خروج خاموش» از بازار کار نامید. بسیاری از زنان پس از از دست دادن شغل، دیگر خود را جویای کار معرفی نمی‌کنند، زیرا چشم‌اندازی برای بازگشت نمی‌بینند. این عقب‌نشینی اگرچه در آمار رسمی کمتر دیده می‌شود، اما به معنای از دست رفتن بخشی از سرمایهٔ انسانی کشور است؛ سرمایه‌ای که طی سال‌ها آموزش و تجربه شکل گرفته و بازسازی آن زمان‌بر و پرهزینه خواهد بود.

پیامدهای این روند به سطح فردی محدود نمی‌ماند. در سال‌های اخیر، درآمد زنان به یکی از ابزارهای مهم سازگاری خانواده‌ها با افزایش هزینه‌های زندگی تبدیل شده بود و نقشی شبیه به یک سپر معیشتی ایفا می‌کرد.ت ضعیف این نقش، تاب‌آوری اقتصادی خانوارها را کاهش می‌دهد و به تعمیق فقر و گسترش ناامنی معیشتی می‌انجامد، به‌ویژه در خانواده‌هایی که زنان سرپرست آن‌ها هستند. برای این خانوارها، اشتغال نه یک گزینه، بلکه شرط ثبات زندگی است.

اقتصادی که برای کاهش ریسک، بخشی از نیروی انسانی خود را کنار می‌گذارد، ممکن است در کوتاه‌مدت هزینه‌های خود را کنترل کند، اما در بلندمدت ظرفیت رشد و بهره‌وری خود را تضعیف می‌کند. کاهش مشارکت زنان به معنای کوچک شدن دامنهٔ نیروی کار، محدود شدن تنوع مهارت‌ها و کاهش توان سازگاری اقتصاد با آینده است. از این رو، مسئلهٔ اشتغال زنان صرفاً موضوعی اجتماعی یا جنسیتی نیست، بلکه مستقیماً به کیفیت رشد اقتصادی و توان تاب‌آوری جامعه گره خورده است.

آنچه امروز در بازار کار دیده می‌شود، نشانهٔ اقتصادی است که در مواجهه با نااطمینانی، فشارها را به‌جای مدیریت ساختاری، بر دوش آسیب‌پذیرترین گروه‌ها منتقل می‌کند. تداوم این روند نه‌تنها شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر می‌کند، بلکه چشم‌انداز توسعه را نیز شکننده نگه می‌دارد، زیرا بازاری که در هر بحران بخشی از نیروهای خود را از دست می‌دهد، در دوران ثبات نیز قادر نخواهد بود از تمام ظرفیت انسانی خود بهره ببرد.

 

ضربه‌کاری به اشتغال زنان

بخش : زنان
تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۱:۵۰ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهل روز سوگ به وسعت یک سرزمین

در چهلمین روز بزرگداشت جان‌باختگان، بار دیگر بر حق دادخواهی خانواده‌ها، ضرورت تشکیل کمیته‌ای حقیقت‌یاب برای روشن شدن ابعاد این جنایت و پاسخ‌گو کردن آمران و عاملان آن تأکید می‌کنیم. پیگیری این مطالبه، بخش جدایی‌ناپذیر برنامه و مبارزۀ  سازمان ما سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، است. ما خود را موظف می‌دانیم با بهره‌گیری از ظرفیت‌های سیاسی و حقوقی، به‌صورت سازمان‌یافته و پیگیر برای مستندسازی این جنایات، روشن شدن همۀ ابعاد حقیقت، تحقق عدالت و جلوگیری از تکرار چنین فجایعی اقدام کنیم.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اظهارات جدید سخنگوی وزارت بهداشت چه ابعادی دارد؟ داستان اجسادی که با آنژیوکت، چست تیوب در سردخانه کهریزک هستند

زنان؛ نخستین قربانیان نااطمینانی در بازار کار ایران

سلطنت‌طلبی؛ آلت دست مداخله‌گران و مانع وحدت جنبش

ایران در تقاطع انسداد داخلی و نظم نابرابر جهانی

گذار یا بازتولید بحران؟ دغدغه چپ در افق  آینده ایران

چه آینده‌ای در انتظار هواداران پهلوی است؟ پیامدهای فروپاشی یک یقین سیاسی