سامانه اینترنتی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

GOL-768x768-1

۳۰ بهمن, ۱۴۰۴ ۰۲:۱۰

پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۲:۱۰

سلطنت‌طلبی؛ آلت دست مداخله‌گران و مانع وحدت جنبش

  علی جنوبی: راه رهایی از پایین می‌گذرد، از مبارزهٔ مستقل مردم علیه هر دو شکل استبداد دینی و سلطنتی از همبستگی طبقاتی و اجتماعی، از خودسازمان‌یابی و از نفی هرگونه قیمومت، چه با عمامه، چه با تاج، چه با بمب.

جنبش اعتراضی مردم ایران در سال‌های اخیر، به‌ویژه در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، به‌روشنی نشان داده است که جامعه از جمهوری اسلامی عبور کرده است .‌عبوری آگاهانه، رادیکال و برگشت‌ناپذیر. این جنبش نه صرفاً اعتراض به یک دولت یا جناح، بلکه نفی کلیت نظام ولایت فقیه، نفی استبداد دینی، نفی تبعیض، نابرابری و سلطه است. با این‌حال، درست در لحظه‌ای که جنبش نیازمند همبستگی از پایین و افق رهایی‌بخش است، پروژه‌ای ارتجاعی با صدایی بلند وارد میدان شده است: پروژهٔ سلطنت‌طلبی.

سلطنت‌طلبی امروز، برخلاف ادعاهای بزک‌شدهٔ رسانه‌ای، نه یک گرایش دموکراتیک، بلکه پروژه‌ای سیاسی برای مهار، انحراف و تفرقه‌افکنی در جنبش اعتراضی مردم ایران است. پروژه‌ای که نه از دل اعتصابات کارگری، نه از خیابان‌های خونین‌شدهٔ زاهدان، سنندج، کرج و تهران، اهواز و نه از رنج روزمرهٔ زنان، جوانان و فرودستان، بلکه از استودیوهای رسانه‌ای، اتاق‌های فکر راست افراطی و لابی‌های سیاسی در واشنگتن و تل‌آویو تغذیه می‌شود.

در این میان، نباید لحظه‌ای فراموش کرد که جمهوری اسلامی موجودیتی استوار بر سرکوب، کشتار و جنایت سازمان‌یافته است. رژیم ولایت فقیه در بیش از  چهار دههٔ گذشته، با اعدام‌های جمعی دههٔ شصت، قتل‌عام زندانیان سیاسی، سرکوب خونین چند ده هزار نفری اعتراضات مردمی در سال‌های ۷۸، ۸۸، دی ۹۶، آبان ۹۸ و خیزش انقلابی ۱۴۰۱ مهسا ،زن ، زندگی ، آزادی و خیزش اخیر دی ماه  ۱۴۰۴ که از بازار و کسبه آغاز شد  ، هزاران کشته، ده‌ها هزار زندانی، شکنجه‌شده و مجروح بر جای گذاشته است. شلیک مستقیم به معترضان، کشتار کودکان و نوجوانان، کور کردن معترضان با گلوله‌های ساچمه‌ای، تجاوز و شکنجه در بازداشتگاه‌ها، و سرکوب سیستماتیک زنان، ملیت‌های تحت ستم و کارگران، نه «خطا»، بلکه سیاست رسمی این رژیم است.

جنبش اعتراضی مردم ایران، در برابر یکی از خشن‌ترین و جنایتکارترین نظام‌های معاصر ایستاده است. ایستادنی که هزینه‌اش را مردم با جان، آزادی و کرامت انسانی خود پرداخته‌اند. دقیقاً به همین دلیل، هر پروژه‌ای که این مبارزهٔ خونین و برحق را به ابزار معاملهٔ سیاسی، لابی‌گری خارجی یا بازتولید استبداد بدل کند، نه هم‌پیمان جنبش، بلکه دشمن آن است.

سلطنت‌طلبان می‌کوشند این جنایات آشکار را به سکویی برای بازگشت خود تبدیل کنند. آنان به‌جای تقویت خودسازمان‌یابی مردم و تعمیق مبارزه از پایین، تلاش می‌کنند خشم و رنج انباشتهٔ جامعه را به سمت «منجی‌سازی»، «رهبری موروثی» و «دخالت خارجی» منحرف کنند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که پروژهٔ منحط  سلطنت‌طلبی به‌طور عینی در برابر منافع جنبش قرار می‌گیرد.

نقش مخرب سلطنت‌طلبان پیش از هر چیز در دوقطبی‌سازی جعلی جنبش نمایان می‌شود: یا جمهوری اسلامی، یا سلطنت. در این روایت تقلیل‌گرایانه، هر نیروی مستقلی که هم‌زمان با حکومت اسلامی و سلطنت مرزبندی می‌کند،

با شعر مرگ بر سه مفسد به‌ ملا …عنوان تخطئه می‌شود. این همان منطق حذف است؛ منطق مشترک همهٔ اشکال استبداد و اقتدارگری !

نقش مخرب دیگر سلطنت‌طلبی، پیوند زدن سرنوشت جنبش به مداخلهٔ نظامی خارجی است. درخواست‌های علنی برای حملهٔ نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، نه ناشی از ناآگاهی، بلکه انتخابی آگاهانه برای تحمیل یک «گذار از بالا» است؛ گذاری که هزینه‌اش را مردم ایران با ویرانی، جنگ داخلی، فروپاشی اجتماعی و وابستگی خواهند پرداخت. چنین سناریویی، مستقیماً علیه جنبشی است که با شعار «زن، زندگی، آزادی» علیه مرگ، سرکوب و تحقیر انسانی برخاسته است.

راست افراطی فاشیستی سلطنت‌طلب، تنها به تحریف مسیر جنبش بسنده نکرده، بلکه با فحاشی، تخریب و حملات سازمان‌یافته، مستقیماً علیه خیزش مردمی و توده‌ای «زن، زندگی، آزادی» صف‌آرایی کرده است. این پروژه، آگاهانه و خصمانه علیه نفسِ جنبش دموکراتیک و افق جمهوری سکولار دموکراتیک مردم ایران قد علم کرده است ،افقی که امروز در سطحی گسترده در جامعه و در مقیاس ملی، به‌عنوان یکی از قدرتمندترین نیروهای اجتماعی درون‌ ایران است . حمله به این نیروی اجتماعی، تلاشی است برای تضعیف بدیل مردمی و جلوگیری از شکل‌گیری آلترناتیوی برخاسته از پایین. این فحاشی و نفرت‌پراکنی، نه واکنشی احساسی، بلکه بخشی از راهبرد راست افراطی  فاشیستی برای شکستن همبستگی، بی‌اعتبارسازی مطالبات رهایی‌بخش و بازگرداندن جنبش به مدار اقتدارگرایی است.

سلطنت‌طلبان، آگاهانه جنبش را از مسیر واقعی‌اش منحرف می‌کنند: به‌جای پیوند میان کارگران، زنان، جوانان، ملیت‌های تحت ستم و جنبش‌های اجتماعی، شکاف می‌سازند، به‌جای تمرکز بر عدالت اجتماعی، آزادی و برابری، دعوای شخص‌محور و رسانه‌ای راه می‌اندازند، و به‌جای تقویت نیروی مردم، چشم به تصمیمات دولت‌های امپریالیستی می‌دوزند.

افزون بر این، سفیدشویی تاریخ سلطنت پهلوی و انکار سرکوب، شکنجه، فقر و وابستگی آن نظام، بخشی جدایی‌ناپذیر از این پروژه است. تحریف حافظهٔ تاریخی، ابزاری است برای آماده‌سازی افکار عمومی جهت پذیرش بازتولید استبداد. جامعه‌ای که تاریخش را فراموش کند، محکوم به تکرار آن است.

در برابر این انحراف سازمان‌یافته، جنبش اعتراضی مردم ایران یک موضع روشن و رهایی‌بخش را فریاد زده است:

نه به حکومت اسلامی، نه به سلطنت، نه به جنگ.

این شعار، عصارهٔ تجربهٔ تاریخی و آگاهی سیاسی جامعه است. راه رهایی از پایین می‌گذرد، از مبارزهٔ مستقل مردم علیه هر دو شکل استبداد دینی و سلطنتی از همبستگی طبقاتی و اجتماعی، از خودسازمان‌یابی و از نفی هرگونه قیمومت، چه با عمامه، چه با تاج، چه با بمب.

سلطنت‌طلبی، با تمام هیاهوی رسانه‌ایش، یکی از موانع جدی وحدت، آگاهی و پیشروی جنبش اعتراضی مردم ایران است. جنبشی که بهای آزادی را با خون داده، نیازی به بازتولید گذشته ندارد. آیندهٔ آزاد ایران نه در کاخ، نه در حوزه های دینی، و نه در اتاق‌های جنگ قدرت‌های خارجی، بلکه در خیابان‌ها، اعتصابات و مقاومت جمعی مردم رقم خواهد خورد.

  علی جنوبی.

۲۷بهمن ۱۴۰۴ مطابق ( ۱۶.۰۲.۲۰۲۶)

میلادی

تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن, ۱۴۰۴ ۱۱:۴۷ ب٫ظ

آخرین نوشته‌ها:

لینک کوتاه

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهل روز سوگ به وسعت یک سرزمین

در چهلمین روز بزرگداشت جان‌باختگان، بار دیگر بر حق دادخواهی خانواده‌ها، ضرورت تشکیل کمیته‌ای حقیقت‌یاب برای روشن شدن ابعاد این جنایت و پاسخ‌گو کردن آمران و عاملان آن تأکید می‌کنیم. پیگیری این مطالبه، بخش جدایی‌ناپذیر برنامه و مبارزۀ  سازمان ما سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)، است. ما خود را موظف می‌دانیم با بهره‌گیری از ظرفیت‌های سیاسی و حقوقی، به‌صورت سازمان‌یافته و پیگیر برای مستندسازی این جنایات، روشن شدن همۀ ابعاد حقیقت، تحقق عدالت و جلوگیری از تکرار چنین فجایعی اقدام کنیم.

ادامه »

ایران در آستانه فروپاشی: اعتراضات، عدم حقانیت حاکمان و بن‌بست‌های پیش‌رو…

شورای سردبیری کار: تجربه تمامی طول دوران حیات حکومت اسلامی نشان می‌دهد که هر موج سرکوب، به‌جای تثبیت پایدار نظام، پایگاه اجتماعی نظام را کوچک‌تر می‌کند، شمار بیشتری از شهروندان را به صف مخالفان می‌راند و پس از مدتی، اعتراضات گسترده‌تری دوباره سر برمی‌آورد. این بار اما فشار از پایین با خطر تشدید تنش در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی نیز هم‌زمان شده است. در چنین فضایی، اسرائیل ـ با سابقه حملات تحریک آمیز و تلاش مستمر برای تضعیف جمهوری اسلامی ـ ممکن است اعتراضات داخلی را فرصتی برای ازسرگیری حملات علیه ایران تلقی کند. این هم‌زمانی نارضایتی داخلی و تهدید خارجی، معادله‌ای بسیار خطرناک برای کشور ما ایجاد کرده است.

مطالعه »

مصاحبهٔ مونیخ؛ آزمونی برای مسئولیت‌پذیری سیاسی

شهناز قراگزلو: نکتهٔ حساس‌تر در همان مصاحبه این بود که کسرا ناجی اشاره کرد بسیاری از نیروهای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی رهبری رضا پهلوی را نمی‌پذیرند و زیر چتر او قرار نمی‌گیرند. پاسخ رضا پهلوی این بود که کسانی که با او همراه نیستند، احزاب و سازمان‌هایی‌اند که به دموکراسی اعتقاد ندارند. این پاسخ از نظر سیاسی و اخلاقی خطرناک است، چون به‌جای پذیرش تکثر طبیعی جامعه، مخالفان را با یک برچسب از دایرهٔ مشروعیت خارج می‌کند.

مطالعه »

اهریمن‌سازی از چپ و کنش ما

یک همگرایی ایدئولوژیک طولانی‌مدت بین رسانه‌های قدرتمند و تحت حمایت خارجی و جریان‌های تأثیرگذار در درون حاکمیت و رسانه های وابسته به آنها وجود داشته است که هر دو، اهریمن‌سازی چپ و نسبت دادن مسئولیت مشکلات ایران به آن را مفید یافته‌اند. خشم عمومی از نابرابری، فساد و بی‌عدالتی اقتصادی بسیار واقعی است، اما این خشم به طور کامل با حمایت از جایگزین‌های سوسیالیستی یا برابری‌خواهانه همخوانی ندارد.

مطالعه »
شبکه های اجتماعی سازمان
آخرین مطالب

اظهارات جدید سخنگوی وزارت بهداشت چه ابعادی دارد؟ داستان اجسادی که با آنژیوکت، چست تیوب در سردخانه کهریزک هستند

زنان؛ نخستین قربانیان نااطمینانی در بازار کار ایران

سلطنت‌طلبی؛ آلت دست مداخله‌گران و مانع وحدت جنبش

ایران در تقاطع انسداد داخلی و نظم نابرابر جهانی

گذار یا بازتولید بحران؟ دغدغه چپ در افق  آینده ایران

چه آینده‌ای در انتظار هواداران پهلوی است؟ پیامدهای فروپاشی یک یقین سیاسی